نماز از دیدگاه قرآن 1

نماز در تمام ادیان الهی به عنوان برترین آیین عبادی و رکن معنویت و ارتباط با خداوند مطرح بوده است . درخواست‏حضرت ابراهیم (ع) چنین بوده است که: «رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی . . . ; (1) پروردگارا، من و ذریه‏ام را برپا دارنده نماز قرار ده‏» . به حضرت موسی (ع) در کوه طور خطاب شد: «اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکری; (2) همانا

 

 

 

من الله هستم، معبودی جز من نیست مرا پرستش کن و نماز را برای یاد من برپا دار» .

 

 

 

حضرت عیسی (ع) می‏گوید: «. . . و اوصانی بالصلوة والزکاة ما دمت‏حیا; (3) . . . و مرا توصیه به نماز و زکات مادام که زنده‏ام کرده است‏» .

 

 

 

و در چند جای قرآن سخن از میثاق بنی‏اسرائیل است که بخشی از مواد آن اقامه نماز است . (4)

 

 

 

در آیین مقدس اسلام نیز «نماز» جایگاه ویژه‏ای دارد و در قرآن کریم بر آن تاکید فراوان شده است .

 

 

 

در این کتاب الهی وظایفی برای مسلمانان، در مقابل نماز مقرر شده است . این وظایف عبارتند از:

 

 

 

1 - برپایی نماز .

 

در آیات زیادی برپایی نماز در کنار «ایتاء زکوة‏» ; پرداختن زکات آمده است .

 

 

 

تکیه بر این دو رکن، در حقیقت‏برای بیان این واقعیت است که مسلمان شایسته، هم در پیوند با خداوند باید ارتباط عاشقانه و صمیمی داشته باشد و هم در رابطه با مردم بی‏تفاوت نبوده و وظایف واجب و مستحب مالی خود را انجام داده، به فکر محرومان جامعه باشد . عالی‏ترین شکل ارتباط عاشقانه با خداوند نماز است و بهترین شیوه ارتباط با مردم حل مشکلات مادی آنهاست که با ادای وظایف مالی، از سوی مسلمانان این مهم برآورده می‏شود . (5) در قرآن کریم «اقامه نماز» و «ایتاء زکوة‏» به عنوان محک ایمان، تقوی، اخلاص و . . . شمرده شده (6) و این دو در حقیقت اولین گام وفاداری به دین معرفی شده‏اند . قرآن کریم درباره برخورد با مشرکین می‏فرماید: «فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکوة فخلوا سبیلهم; (7) هرگاه توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها ساخته و مزاحمشان نشوید . . . .»

 

 

 

در آیه دیگری آمده است «فان تابوا و اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة فاخوانکم فی الدین; (8) پس اگر توبه کردند و نماز را برپا داشته و زکات را بپردازند پس برادران دینی شما هستند . . .» .

 

 

 

معنای اقامه نماز چیست؟

 

به نظر می‏رسد با توجه به ریشه لغوی اقامه، که از قیام - در مقابل قعود است - اقامه نماز را به معنای برپایی آن بگیریم در مقابل آن زمین ماندن و زمین گیر شدن و بی‏اعتنایی به آن است و این معنا دارای مصادیقی است:

 

 

 

الف - گزاردن درست نماز با حدود و شرایط آن;

 

 

 

ب - به جای آوردن نماز به نحو کامل و احسن;

 

 

 

ج - تداوم در برپایی نماز;

 

 

 

د - تلاش برای مطرح کردن و گسترش نماز در جامعه .

 

 

 

راغب در مفردات گوید:

 

 

 

«و لم یامر تعالی بالصلوة حیثما امر و لا مدح به حینما مدح الا بلفظ الاقامة تنبیها ان المقصود منها توفیة شرائطها لا الاتیان بهیئاتها . . . ; (9) در تمام مواردی که خداوند به نماز امر یا مدح به آن کرده است واژه اقامه نماز آمده است تا به این معنا توجه داده شود که مقصود از نماز، گزاردن نماز واجد شرایط است نه تنها به جای آوردن هیات نماز (بدون روح)» .

 

 

 

در قرآن کریم، اقامه نماز با ویژگی‏های ذیل مطلوب است:

 

 

 

الف - برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابی

 

در دو آیه از قرآن، نماز خواندن با کسالت از ویژگی‏های منافقان شمرده شده است: «و اذا قاموا الی الصلوة قاموا کسالی . . . ; (10) و هنگامی که به نماز می‏ایستند از روی کسالت می‏ایستند . . .» .

 

 

 

«. . . و لا یاتون الصلوة الا و هم کسالی . . . ; (11) و نماز به جا نمی‏آورند جز با کسالت .»

 

 

 

و ویژگی چنین نمازی جز نماز بی‏کیفیت که به همه چیز جز نماز شبیه است، نیست . در روایتی از حضرت امام سجاد (ع) می‏خوانیم:

 

 

 

«ان المنافق ینهی و لاینتهی و یامر بما لایاتی و اذا قام الی الصلوة اعترض; همانا منافق (از کار زشت) نهی می‏کند، ولی خود از آن کار دست نمی‏کشد و فرمان می‏دهد (به خوبی) ولی خود انجام نمی‏دهد و چون به نماز بایستد اعتراض می‏کند» . راوی می‏گوید: پرسیدم: «ما الاعتراض; اعتراض چیست‏» ؟ حضرت فرمود: «الالتفات و اذا رکع ربض; رو به راست و چپ گردانیدن و چون رکوع کند خود را مانند گوسفند به زمین اندازد (یعنی بعد از رکوع نایستد و به همان حال به سجده رود .» (12)

 

 

 

ب - اهتمام به نماز و وقت فضیلت آن

 

قرآن کریم می‏فرماید: «فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون; (13) پس وای بر نمازگزارانی که از آن غافلند .»

 

 

 

«ساهون‏» آنانند که از اصل نماز غافلند، توجهی به آن ندارند، گاه آن را نمی‏خوانند، گاه در آخر وقت می‏خوانند . قرآن کریم می‏گوید این مساله در ضعف اعتقاد دینی او ریشه دارد . گفتنی است که «سهو» و «اشتباه‏» در نماز مورد نظر آیه نیست، زیرا اگر چنین بود، می‏فرمود: «فی صلوتهم‏» در نمازشان نه «عن‏صلوتهم‏» از نمازشان . یونس بن عمار از حضرت امام صادق (ع) پرسید: مقصود از سهو همان وسوسه شیطان است؟ حضرت فرمود: «لاکل احد یصیبه هذا ولکن ان یغفلها و یدع ان یصلی فی اول وقتها; (14) نه هر کس مبتلا به وسوسه می‏شود بلکه مقصود آن است که از اصل نماز غفلت کند و در اول وقت نخواند .» امام صادق (ع) در روایتی فرمود: «تاخیر الصلوة عن اول وقتها لغیر عذر; (15) مقصود از سهو بدون عذر نماز را از اول وقت تاخیر انداختن است‏» .

 

 

 

در روایتی از حضرت امام علی (ع) می‏خوانیم:

 

 

 

«لیس عمل احب الی الله عزوجل من الصلوة فلایشغلنکم عن اوقاتها شی‏ء من امور الدنیا فان الله عزوجل ذم اقواما فقال الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنی انهم غافلون استهانوا باوقاتها; (16) هیچ کاری نزد خداوند محبوت‏تر از نماز نیست، پس نباید در وقت نماز هیچ یک از امور دنیا شما را مشغول از نماز سازد که خداوند گروهی را که از نماز سهو می‏کنند نکوهش کرده است و مقصود این است که اینها غفلت از نماز داشته، حریم وقت نماز را نگه نمی‏دارند» .

 

 

 

علاوه بر توجه به اصل نماز باید در نماز نیز انسان به این نکته توجه داشته باشد که در مقابل حضرت حق ایستاده با او سخن می‏گوید، باید تمام وجود خویش را به این میهمانی ببرد تا شیطان جرات زمینه‏سازی برای خروج از این میهمانی را فراهم نسازد .

 

 

 

«یا ایها الذین آمنوا لاتقربوا الصلوة و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون . . . ; (17) ای کسانی که ایمان آورده‏اید، در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می‏گویید . . .» .

 

 

 

ظاهر آیه روشن است و نیاز به توضیح ندارد که مقصود، نهی از نماز در حال مستی است لکن از تعلیل «حتی تعلموا ما تقولون‏» می‏توان این معنا را برداشت کرد: نماز مطلوب آن است که انسان با عنایت و توجه نماز بخواند، بداند که چه می‏گوید و با که سخن می‏گوید . مؤید این برداشت روایت امام باقر (ع) است که فرمود: در حالتی که کسل هستید یا چرت آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید، زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستی نهی کرده است . (18)

 

 

 

ج - نماز با خشوع

 

از مصادیق اقامه نماز به جای آوردن نماز با خشوع آن است .

 

 

 

«قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون; (19) به تحقیق مؤمنان رستگار شدند آنها که در نمازشان خشوع دارند» .

 

 

 

خشوع به معنای تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می‏شود و آثارش در بدن ظاهر می‏گردد .

 

 

 

فیومی گوید: «خشع خشوعا اذا خضع و خشع فی صلاته و دعائه اقبل بقلبه علی ذلک و هو ماخوذ من خشعت الارض اذا سکنت و اطمانت; (20) خشوع به معنای تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معنای اقبال قلبی بر آن است و این واژه برگرفته از سکون و اطمئنان است، آن چنان که برای سکون زمین واژه خشوع به کار رفته و می‏گویند: «خشعت الارض‏» . خشوع در نماز; یعنی جسم و روح را در نماز به دیدار خداوند بردن و انقطاع از غیر او آن چنان که برگزیدگان خداوند پیامبر و آل - علیهم السلام - چنین بودند . اولین فرودگاه این خشوع روح است که بر جسم نیز اثر می‏گذارد; یعنی آن کس که در نماز خشوع دارد در حال نماز اعضا و جوارح او نیز آرام بوده، پیوسته بازی با ریش و صورت ندارد! در حدیثی می‏خوانیم که پیامبر (ص) مردی را دید که در حال نماز با ریش خود بازی می‏کند فرمود: «اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه; (21) اگر او در قلبش خشوع بود، اعضای بدنش نیز خاشع می‏شد» .

 

 

 

د - دوام در نماز

 

از مصادیق اقامه نماز «دوام نماز» است .

 

 

 

در سوره معارج پس از آن که خداوند برخی صفات ناشایست انسان‏ها را مورد تذکر قرار می‏دهد، اوصاف شایسته آنها را هم ذکر می‏کند که از جمله آن: «الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون; (22) مگر نمازگزارانی که بر نماز خود تداوم دارند» . ظاهر آیه دوام است; یعنی هم به وقت نماز می‏خوانند و هم همیشه نماز می‏خوانند، این گونه نیست که نماز خواندن آنها مقطعی باشد و چنین نمازی است که اگر جزو برنامه زندگی شد و با حدود آن به جای آورده شد انسان را از فحشا و منکر باز می‏دارد . و اصولا برنامه‏های تربیتی جز با تداوم کارآیی لازم را ندارند، لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) می‏خوانیم: «ان احب الاعمال الی الله مادام و ان قل; (23) محبوب‏ترین اعمال نزد خداوند کاری است که انسان بر آن مداومت داشته باشد هر چند کم باشد» .

 

 

 

ه - گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه

 

بدون تردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق) . پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بعد فردی مورد توجه قرار گرفت و اینک آن را از بعد اجتماعی مورد بررسی قرار می‏دهیم .

 

 

 

قرآن کریم می‏فرماید از ویژگی‏های یاران خداوند آن است که: «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور; (24) آنها کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند و زکات را ادا می‏کنند و امر به معروف و نهی از منکر می‏نمایند» .

 

 

 

از این آیه شریفه به قرینه واژه تمکین (که به معنای فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است; اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی کافی و توان و نیروی جسمی) می‏توان استفاده کرد که مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده می‏کنند، علاوه بر آن که خود اهل اقامه نمازاند، بر مطرح کردن آن در جامعه تلاش می‏کنند .

 

 

 

با مصادیق پنج‏گانه فوق می‏توان معنای وسیع «اقامه نماز» را در قرآن دریافت . بحث پیرامون اولین وظیفه در قبال نماز; یعنی «اقامه نماز» را با کلامی از شهید علامه آیة الله مطهری به پایان می‏برم:

 

 

 

«به پا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود; یعنی نماز به صورت یک پیکر بی‏روح انجام نگردد، بلکه نمازی باشد که واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذکرالله که در آیه شریفه 14 سوره طه بدان اشاره شده: «اقم‏الصلوة لذکری‏» یاد خدا بودن مساوی است‏با فراموش کردن غیر خدا; اگر انسان ولو مدت کوتاهی با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، رب بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم‏یکن له کفوا احد بودن توصیف کند، عالی‏ترین تاثیرها در نفس او گذاشته می‏شود و روح انسان آن چنان ساخته می‏شود که مذهب اسلام می‏خواهد و بدون چنین برنامه‏ای امکان‏پذیر نیست‏» . (25)

 

نماز غفیله

سند نماز غفیله

غفیله اسم مصغر از غفلت است؛یعنی غفلت کوچک و امام صادق علیه‏السلام از پدرش امام باقر علیه‏السلام و امام باقر علیه‏السلام از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در خصوص این نماز مستحبی چنین نقل می‏کند:

 

«صَلُّوا فی ساعَةِ الْغَفْلَةِ وَلَوْ رَکْعَتَیْنِ فَاِنَّهُما تُورِدانِ دارَ الْکَرامة؛(1) نماز بخوانید در ساعت غفلت؛ اگرچه دو رکعت باشد، این دو رکعت نماز [شما را] به بهشت وارد می‏کند.»

 

در روایتی دیگر چنین می‏فرماید:

 

«تَنْفِلوُا فِی ساعَةِ الْغَفْلَةِ وَلَوْ رَکْعَتَیْنِ خَفیفَتَیْنِ فَاِنَّهُما تُورِدانِ دارَ الْکَرامَةِ قیلَ یا رسُول اللّه‏ وَمَا ساعَةُ الْغَفْلَةِ؟ قالَ: بَیْنَ الْمَغْرِبِ وَالعِشاء؛(2) نماز مستحب به جا آورید در ساعت غفلت. اگرچه این نماز دو رکعتی خفیف [و آسان] باشد؛ چرا که همین دو رکعت نماز [شما را] وارد بهشت می‏کند. پرسیده شد ای رسول خدا! ساعت غفلت چه هنگامی است؟ فرمود: بین مغرب و عشا است.»

 

امام صادق علیه‏السلام از قول پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل کرده است که: «لا تَتْرُکُوا رَکْعَتَیِ الْغُفَیْلَةِ وَ هُما بَیْنَ الْعِشائَیْنِ؛(3) دو رکعت نماز غفیله را ـ که بین نماز مغرب و عشاء است ـ ترک نکنید.»

 

 

کیفیت نماز غفیله

 

درباره کیفیت اقامه این نماز مستحبی، امام صادق علیه‏السلام چنین فرموده است: کسی که می‏خواهد بین نماز مغرب و عشا دو رکعت نماز بخواند؛ در رکعت اول بعد از سوره حمد بگوید:

 

«وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِـباً فَـظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی فِی الظُّـلُماتِ أَنْ لا إِلـهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِـینَ * فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَـجَّیْناهُ مِنَ الغَمِّ وَکَذ لِکَ نُـنْجِی المُـؤْمِنِـینَ.»(4)

 

و در رکعت دوم بعد از سوره حمد بگوید:

 

«وَعِنْدَهُ مَفاتِحُ الغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاّ هُوَ وَیَعْلَمُ ما فِی البَرِّ وَالبَحْرِ وَما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاّ یَعْلَمُها وَلا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الأَرْضِ وَلا رَطْبٍ وَلا یابِسٍ إِلاّ فِی کِتابٍ مُبِـینٍ.»(5)

 

و پس از فراغت از قرائت، دستهایش را بلند کند و بگوید:

 

«اَللّهُمَّ إِنّی اَسْئَلُکَ بِمَفاتِحِ الْغَیْبِ الَّتی لا یَعْلَمُها اِلاّ اَنْتَ اَنْ تَصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَفْعَلَ بی کَذا وَ کَذا و به جای کذا و کذا حاجات خود را بگوید و سپس بگوید: «اَللّهُمَّ اَنْتَ وَلِیُّ نِعْمَتی وَالْقادِرُ عَلی طَلَبَتی تَعْلَمُ حاجَتی فَأَسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ لَمّا قَضَیْتَها لی.»

 

خداوند خواسته‏های او را [اگر مصلحت باشد] عطا می‏کند.(6)

 

مراجع تقلید، این نماز را یکی از نمازهای مستحبی معرفی کرده‏اند و وقت انجام آن را ـ بعد از نماز مغرب تا وقتی که سرخی طرف مغرب از بین برود ـ دانسته‏اند.(7) و طبق نظر امام صادق علیه‏السلام فتوا داده‏اند.

 

 

فلسفه نماز غفیله یا ذکر یونسیه

 

شاید یکی از دلایل توصیه به اقامه نماز غفیله و ثواب آن، این است که: حضرت یونس علیه‏السلام یک لحظه غفلت کرد و از قوم خود جدا شد و سرنوشت او با دریا و ماهی پیوند خورد و در شکم ماهی پس از انابه به درگاه خدای سبحان نجات پیدا کرد و شاید تأکید رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بر این نماز، به لحاظ غفلتهای کوچک و بزرگی باشد که ما هر روز مرتکب می‏شویم. تا ما هم از ظلمتهای ظاهری و باطنی نجات پیدا کنیم.

 

بزرگان گفته‏اند: بالاترین ذکر در بین اذکار، ذکر یونسیه «لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» است.

 

 

نماز مستحبی دیگر

 

ناگفته نماند که به غیر از نماز غفیله که بین نماز مغرب و عشا خوانده می‏شود، دستور به خواندن نمازهای دیگری نیز رسیده است. از جمله اینکه، هنگام وفات رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، امام علی علیه‏السلام به حضرت عرض می‏کند: به ما وصیتی کنید. حضرت ختمی مرتبت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید:

 

«اُوصیکُمْ بِرَکْعَتَیْنِ بَیْنَ الْمَغْرِبِ وَالْعِشاءِ الاْخِرَةِ تَقْرَءُ فِی الاُْولی اَلْحَمْدَ وَاِذا زُلْزِلَتِ الاَْرْضُ زِلْزالَها ثَلاثَ عَشَرَةَ مَرَّةً وَالثّانِیَةِ اَلْحَمْدَ وَقُلْ هُوَ اللّه‏ُ اَحَدٌ، خَمْسینَ عَشَرَةَ مَرَّةً، فَاِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذلِکَ فی کُلِّ شَهْرٍ، کانَ مِنَ الْمُتَّقینَ، فَاِنْ فَعَلَ ذلِکَ فی کُلِّ سَنَةٍ کُتِبَ مِنَ الْمُحْسِنینَ، فَاِنْ فَعَلَ فی کُلِّ جُمْعَةٍ مَرَّةً کُتِبَ مِنَ الْمُصَلّینَ، فَاِنْ فَعَلَ ذلِکَ فی کُلِّ لَیْلَةٍ زاحَمَنی فِی الْجَنَّةِ وَلَمْ یَحُصَّ ثَوابَهُ اِلاَّ اللّه‏ُ رَبُّ الْعالَمینَ جَلَّ وَ تَعالی؛(8) شما را به دو رکعت نماز توصیه می‏کنم که بین مغرب و عشاء [با این کیفیت خوانده شود]: در رکعت اول، حمد و [سپس [اذا زلزلت الارض را سیزده بار بخوانید. در رکعت دوم، حمد و [سپس] قل هو اللّه‏ احد را پانزده مرتبه بخوانید. پس هر که در ماه این نماز را بخواند؛ در زمره متقین قرار می‏گیرد و هر که در هر سال این نماز را بخواند در ردیف محسنین است و هر که در هر جمعه یک بار بخواند، از نمازگزاران محسوب می‏شود. و هر که در هر شب این نماز را قرائت کند، در بهشت با من خواهد بود. (یعنی من بهشت را برای او ضمانت می‏کنم) و ثواب این نماز را غیر از خدای جهانیان کسی نمی‏تواند شمارش کند.»

 

 

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

1. فلاح السائل، سید بن طاووس، چاپ دفتر تبلیغات اسلامی، ص244.

 

2. همان، ص245.

 

3. همان، ص246.

 

4. انبیاء/ 88 و 87.

 

5. انعام/ 59.

 

6. فلاح السائل، ص245.

 

7. توضیح المسائل شش مرجع، ص292.

 

8. فلاح السائل، ص246.

 

اشعاری با نماز 2

 

بال نماز

تا حریمش می‏روم با بال پرواز نماز

 

تا خدا خواهم سفر کردن به اعجاز نماز

 

کیستم من تا بگویم: ذکر او دارم به لب

 

کاین زبان از اوست، او خود نکته پرداز نماز

 

چشم دل را باز کن تا باز بینی روی دوست

 

تا رسد بر گوشت از گلدسته آواز نماز

 

سجده افلاک را پایان نباشد لحظه‏ای

 

جنبش هر ذره دارد شوق آغاز نماز

 

کاکل اندیشه را بی‏خود پریشان می‏کنم

 

در نخواهم یافت، جز از راه دل راز نماز

 

آن علمداری که شد آگاه از سر سجود

 

در منای عاشقی گردید سرباز نماز

 

در فرات تشنه کامی دست‏شست از جان خویش

 

تا دل خود را کند آیینه پرداز نماز

 

مرتضی عصیانی

 

تجلی وصل

سحر رسید و دلم بی‏قرار خواهد شد

 

دوباره دامن من پر بهار خواهد شد

 

صدای خوب اذان می رسد و یک احساس

 

درون سینه من بی‏قرار خواهد شد

 

به سوی روشنی آب می‏روم بی‏تاب

 

و آب با دل من رهسپار خواهد شد

 

نماز می‏شود آغاز و با تجلی وصل

 

حجاب‏های جدایی کنار خواهد شد

 

و بعد در سر سجاده‏های سوز و گداز

 

بهانه‏های دلم بی‏شمار خواهد شد

 

زلال و روشن و شفاف می‏شوم از فیض

 

و جسم و جان من آیینه زار خواهد شد

 

و تا دوباره بیاید صدای خوب اذان

 

دلم غریبه چشم انتظار خواهد شد

 

مصطفی محدثی خراسانی

 

چشمه «الحمد»

کلید راز بزرگی است هر کلام نماز

 

چه باشکوه و عظیم است ازدهام نماز

 

نسیم بارش نور است در کویر وجود

 

سحر به مسجد آدینه‏ها، سلام نماز

 

طنین بانگ اذان آمد از مناره شهر

 

جهان خفته به پا خاست‏با قیام نماز

 

به سوی قبله ایثار، این چه غوغایی است

 

حضور مردم مشتاق در نظام نماز

 

دوباره خطبه فردای فتح می‏خواند

 

پیمبرانه به محراب خون، امام نماز

 

گریخت‏خیل شیاطین، ز اسم «بسم الله‏»

 

حصار مظلمه درهم شکست، نام نماز

 

بکن زچشمه «الحمد» دشت جان سیراب

 

بخوان که زخم نهان، بخشد التیام نماز

 

نصر الله مردانی

 

لحظه سبز دعا

چشمه‏ها در زمزمه، رودها در شست و شو

 

موج‏ها در همهمه، جوی‏ها در جست و جو

 

باغ در حال قیام، کوه در حال رکوع

 

آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع

 

سنگ پیشانی به خاک، ابر سر بر آسمان

 

مثل گنبد خم شده قامت رنگین کمان

 

ابر در حال سفر، آسمان غرق سکوت

 

بر سر گلدسته‏ها، بال مرغان در قنوت

 

کاسه شبنم به دست، لاله می‏گیرد وضو

 

بیدها گرم نماز، بادها در های و هو

 

سرو سر خم می‏کند، غنچه لب وا می‏کند

 

در میان شاخه‏ها باد غوغا می‏کند

 

شاخه‏ها گل می‏کنند لحظه سبز دعا

 

دست ها پل می‏زنند، بین دل‏ها و خدا

 

قیصر امین پور

 

نور نماز

اذان، اذن مناجات است‏با حق

 

مجال عرض حاجات است‏با حق

 

موذن! باز کن باب اذان را

 

بر افشان باده ناب اذان را

 

خروش زندگی بهر نیاز است

 

پل مستحکمش نور نماز است

 

طلا آن گه طلای ناب گردد

 

که در هرم ولایت آب گردد

 

نماز بی‏ولایت، بی‏نمازی است

 

تعبد نیست، نوعی حقه بازی است

 

ولایت چیست؟ در خون غوطه خوردن

 

کلید سینه بر مولا سپردن

 

«منیت‏» را اگر از خود برانی

 

ببینی آن که گوید «لن ترانی‏»

 

به دنبالش چهل منزل دویدم

 

زخود بی‏خود به پای دل دویدم

 

که سالک گر چهل منزل نبیند

 

حقیقت را به چشم دل نبیند

 

وصالش هیچ دور از دسترس نیست

 

نیازی بر بیابان و جرس نیست

 

زبانت را به ذکرش منحصر کن

 

به جای خویش او را منتشر کن

 

که هر نفسی که حق را بنده گردد

 

صفات الله در او زنده گردد

 

بیا ای نفس، حق را بندگی کن

 

زنورش تا قیامت زندگی کن . . .

 

محمدرضا آقاسی

 

رهتوشه

ظهر است و اذان و بانگ تکبیر

 

دعوت زخدای توست‏بپذیر!

 

اکنون که رسید وقت دیدار

 

هر کار دگر، زدست‏بگذار

 

با اهل خلوص، همنوا شو

 

حاضر به عبادت خدا شو

 

تا ظهر، تلاش و کار دنیا

 

اینک دو قدم برای فردا

 

ای دوست، مگر تو را یقین نیست

 

دنیا همه چیز اهل دین نیست

 

بشتاب در بهشت‏باز است

 

رهتوشه آخرت نماز است

 

محمد جواد محبت

 

این عشق

شمعی است که سوز و ساز را ترک نکرد

 

راه خطر حجاز را ترک نکرد

 

این عشق چه عشقی است ؟ که در جنگ، حسین

 

سر داد، ولی نماز را ترک نکرد

 

محمد عباسیه کهن

 

بانگ سروش

چون وقت نماز می‏شود، بانگ سروش

 

از عرش رسد آدمیان را در گوش

 

کاین آتش عصیان که برافروخته‏اید

 

باید به نماز عشق گردد خاموش

 

محمد علی مردانی

 

رمز دین

مسلمانی که داند رمز دین را

 

نساید پیش غیر الله جبین را

 

اگر گردون به کام او نگردد

 

به کام خود بگرداند زمین را

 

علامه اقبال لاهوری

 

اذان

سپیدی با سیاهی درهم آمیخت

 

زجانم رخوت دیرینه بگریخت

 

مؤذن بانگ زد: «الله اکبر»

 

مرا از خواب سنگینی برانگیخت

 

محمد رضا سهرابی نژاد

 

غزل نماز

شب است و خسته و تنها نماز می‏خوانم

 

به استغاثه فردا نماز می‏خوانم

 

میان دست نیایش چو رود می‏پیچم

 

و رو به آبی دریا نماز می‏خوانم

 

پر از ترنم پرواز و راز می‏گردد

 

نگاه پنجره‏ها، تا نماز می‏خوانم

 

به باغ پرپر دل، هر غروب آدینه

 

به قصد قربت گلها نماز می‏خوانم

 

قرین سبحه و قرآن و اشک و آیینه

 

به رنگ غربت زهرا نماز می‏خوانم

 

بیا امام که دیری است در هزاره درد

 

کنار خویش، فرادی نماز می‏خوانم

 

حریم خلوتم امشب ستاره باران است

 

شکسته در شب اسرا نماز می‏خوانم

 

محمد تقی اکبری

 

دولت‏بیدار نماز

آن کسی را طلبد یار که شد یار نماز

 

جلوه یار توان دید در انوار نماز

 

نوش بی‏نیش توان داشت پس پرده ذکر

 

گل بی‏خار توان کاشت‏به گلزار نماز

 

خاک تردید گر از چشم خرد پاک کنی

 

هر چه را هست‏ببینی همه در کار نماز

 

خواهی از دایره عشق برون ننشینی

 

نقطه‏ای باش نهان در خم پرگار نماز

 

دل ز ناپاک بپیرای و زجان انسان باش

 

دل شیطان نبود محرم اسرار نماز

 

پاک دینی هنر خاک نشینان باشد

 

مترفان را بگذارید در انکار نماز

 

رنج‏بر در طلب گنج ولایت ورنه

 

هر گدایی نبرد راه به دربار نماز

 

گوهر عمر پی راحت دنیا مفروش

 

شو خریدار سعادت، سر بازار نماز

 

تشنه وصل کجا دل کند از صحبت‏یار

 

عاشقان سیر نگردند زتکرار نماز

 

چاره درد محبت چه کند طالب وصل

 

میل درمان نبود در دل بیمار نماز

 

خیز و با مرغ سحر آیه توحید بخوان

 

خواب کم کن که رسد دولت‏بیدار نماز

 

محمدرضا مالک

 

نماز هدیه امت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله

 

چون حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به معراج رسید و خواست تا از آنجا برگردد، گفت: ای پروردگار عزیز! مسافر چون خواهد که به وطن بازگردد، نیازمند محموله‏هایی است تحفه اصحابِ خود را.

او را گفتند: تحفه امّت تو نماز است، و این برای آن است که نماز، جامعِ میان معراج جسمانی و میان معراجِ روحانی است. اما جسمانی به اَفعال است و روحانی به اذکار.

پس ای بنده! چون خواهی بدین معراج آغاز کنی نخست طهارت کن زیرا این مقامِ قدس است و باید جامه‏ات پاکیزه و تَنَت پاک باشد، زیرا تو در وادی مقدس طُوی هستی، و نزدِ تو فرشته و شیطان هر دو هستند، پس بنگر با کدام همنشینی؛ دین و دنیاست، بنگر با کدام یک همنشینی؛ و عقل و هوی است پس بنگر با کدام یک همنشینی، و در خیر و شر، صدق و کذب، حق و باطل، حِلم و طَیْش، قناعت و حرص و همین طور همه اخلاق متضاد و صفات مخالف.

پس بنگر که تو با کدام یک از دو طرف همنشین و با کدام یک از دو سویْ، سازگاری. زیرا وقتی همنشینی خود را استوار کردی، مفارقت و دوری ناممکن گردد. نمی‏بینی که سگی همنشین اصحاب کهف شد، پس در دنیا و در آخرت، ملازم آنها شد.

آغاز نماز

آن‏گاه چون پاک شدی دو دست خویش را بالا بر، و در حالی که این دست بالا بردن اشاره به وداع کردن عالم دنیا و عالم آخرت است، نظر خود را از هرگونه، به کُلّی بِبُر، و دل و روح و راز و خرد و فهم و ذکر و فکر خود را به خدا متوجه ساز.

آن‏گاه بگو: الله اکبر و معنی، آن است که او از همه موجودات بزرگ‏تر، و از همه معلومات، عالی‏تر و عزیزتر است، بلکه بزرگ‏تر از آن است که چیزی را با او بسنجند، یا بگویند که او بزرگ‏تر است.

آن‏گاه بگو: سُبحانَکَ اللّهُمَّ و بِحَمدِک. و در این مقام، نور سُبُحات جلال برای تو متجلّی می‏گردد، پس از آن، از تسبیح به تحمید بر شوی و در آن زمان بگو، تبارَک اسمُکَ، مبارک است نام تو، و در این مقام، نورِ ازل و اَبد برای تو کشف گردد، زیرا قول تبارک، اشاره به دوامِ منزَّه از فنا است و این متعلق به مطالعه حقیقت ازل در عدم و مطالعه حقیقت ابد در بقاء است.

آن‏گاه بگو: و تعالی جَدُّکَ و برتر است عظمت و بزرگواری تو، و آن اشاره بر این است که او داناتر و بزرگ‏تر از این است که صفات جلال و نعوتِ کمالش در اندازه مذکوری، محصور باشد؛

آن‏گاه بگو: و لا اِلهَ غیرُک، و آن اشاره است بر اینکه همه صفات جلال و سماتِ کمال، تنها او راست و نه غیر او را، پس او کاملی است که جز او کاملی نیست و مقدسی جز او نیست و در حقیقتْ او نیست مگر او و معبودی نیست مگر او، و عقل در این‏جا منقطع می‏گردد، و زبان بند می‏آید، و فهمْ کودن می‏شود و خیالْ حیران می‏گردد و عقلْ چون زمین گیران [می‏شود] پس به نفس و حالِ خویش بازگرد و بگو: «وَجَّهْتَ وَجهِی لِلَّذی فَطَر السَّموات و الارض» (انعام، 79) چهره خود را متوجه ساختم به سوی کسی که آسمان‏ها و زمین را بیافرید؛ اما چون بگویی: سُبحانکَ اللَّهُمَّ و بِحَمْدِک، این معراج فرشتگان مقرّب است. و آن، معراج حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیز بوده است، زیرا معراج او با این قول که سبحانک اللهم و بحمدک افتتاح می‏گردد.

و اما اینکه می‏گویی «وَجَّهتَ وَجهیَ...» این معراج ابراهیم خلیل الله صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است، و اینکه می‏گویی: «اِنَّ صَلاتی و نُسُکی و مَحیایَ و مَماتی لِلّهِ رَبِّ العالَمین» (انعام، 162) نماز و عبادت و زندگی و مرگ من، از آنِ خداست، این معراجِ محمد حبیب صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است.

پس هرگاه که این دو ذکر را خواندی، [در واقع] میان معراج بزرگان فرشتگان مقرب و میان معراج بزرگ‏ترین پیامبران و فرستادگان جمع کردی، و چون از این حالت باز آمدی، بگوی، اَعوذُ باللّه من الشّیطان الرَّجیم، تا زیانِ عُجب را از نَفْس خود دور کنی.

نماز بهشتی

و بدان که بهشت را هشت در است:

و در این مقام، دری از بهشت برای تو بگشایند و آن در معرفت است؛

و درِ دوم درِ ذکر است و آن این است که بگویی بِسم اللّه الرّحمن الرّحیم؛

و در سوم در شکر است و آن این است که بگویی الحَمدُ لِلّهِ ربِّ العالَمین؛

و در چهاردهم در رجاء است و آن این است که بگویی: الرَّحمن الرَّحیم؛

و در پنجم در خوف است و آن این است که بگویی: مالِکِ یَومِ الدّین؛

و در ششم در اخلاص است برآمده از شناخت عبودیت و شناخت ربوبیت است و آن این است که بگویی: ایّاکَ نَعبُدُ و ایّاکَ نَستعین؛

و در هفتم در دُعا و تضرّع است چنان‏که می‏گوید: اَمَّن یُجیبُ المُضْطَرَّ اِذا دَعاهُ (نمل، 62) یعنی کیست آن کس که درمانده را [چون وی را بخواند] اجابت می‏کند. و می‏گوید: ادعونی اَستَجب لَکُم، [و پروردگارتان فرمود:] بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را، و آن در این‏جا چنین است که بگویی: اِهدنا الصّراطَ المستقیم؛

و در هَشتم درِ اقتداء به ارواح طیّبه طاهره و اهتداء به انوار ایشان است و آن این است که بگویی: صِراطَ الّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهم، غَیرِ المَغضوبِ عَلَیهم و لا الضّالّین.

و بدین شیوه چون این سوره را خواندی و بر اسرار آن واقف گشتی، هشت در بهشت برای تو گشاده می‏گردد و همین مراد است از قوی خدایْ تعالی آنجا که می‏گوید: جنّاتِ عَدْنٍ مُفَتِّحَةً لَهُمُ الاَبوابُ (سوره ص، آیه 50) باغ‏های همیشگی در حالی که درها[ی آنها] بر ایشان گشوده است.

پس درهای بهشت معارف به وسیله این کلیدها باز می‏شود و همینْ اشاره به آن چیزهایی است که در نماز از معراجِ روحانی حاصل می‏آید.

معراج جسمانی

مرتبه نخستین آن، این است که در پیشگاه خدا بایستی، بلکه برخیز همچنان‏که اهل قیامت برخیزند، آن‏گاه سُبحانک اللّهُمّ را بخوان و پس از آن، وَجَّهْتَ وجهی و پس از آن، فاتحه و پس از آن، آنچه را بتوانی از قرآن، برخوان، و بکوش تا از خدا به عبادت خود نپردازی و آن را حقیر بشماری و بر حذر باش از اینکه از عبادت خود به خدا بنگری، زیرا اگر چنین کنی از هالکان باشی و این سِرِّ قول اوست که «ایاک نَعْبُدُ و...»

و بدان که نفسْ اکنون همچون چوب خشکیده‏ای است که آن را بر آتش خوفِ جلالْ عرضه کرده‏ای و نرم گشته است، پس آن را به رکوع منحنی ساز، پس رهایش کن تا بار دیگر راست شود، زیر این دینْ متین است و در آن به رِفق درآی.

پس چون نفس به استقامت خویش برگشت، در نهایت فروتنی به زمین بیفت و پروردگار خود را به غایت بلندی یاد کن و بگو، سُبحان رَبّیَ الاَعلی، و چون سجده دوم را به جای آوردی، سه نوع از انواع طاعات برای توبه حاصل آمده باشد، یک رکوع و دو ـ سجده، و به سبب آنها از سه عقبه مُهلِک نجات یابی: به رکوع از عقبه شهوات، به سجده اول از عقبه غضب که سرِ همه آزار رسانان است و به سجده دوم از عقبه هوی نجات یابی که داعی به سوی همه مُهلِکات و گمراه کنندگان است.

رو به خدا

و چون از این عقباتْ در گُذری و از این دَرَکات رها گردی، به درجات عالیات رسیده‏ای و مالِک باقیات صالحات شده‏ای و به آستانه جلالِ مدبّر زمین و آسمان‏ها رسیده‏ای. آن‏گاه در این مقام، نور روحِ تو صعود می‏کند و نور روح محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نازل می‏کرد و دو روح با هم تلاقی می‏کنند و در آن زمان روح و راحت و ریحان پدیده می‏آید و در این حال، باید برای روح محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مَحَمَدت و تحیّت بگویی: پس بگو، السّلامُ عَلَیکَ ایُّها النّبیُّ و رَحمَةُ اللّه و بَرَکاتُه، و در آن حال محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏گوید: السَّلام عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللّه الصّالحین، و گویی تو را می‏گویند: به چه وسیله‏ای این خیرات و برکات را دریافتی؟ و به چه وسیله‏ای بدان‏ها رسیدی؟ تو بگو: به اینکه گفتم اشهدُ اَن لا اِله الا الله و اَشهَدُ اَنّ مُحَمّدا رَسولُ اللّه.

و تو را گویند: اگر محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بود که تو را بدان هدایت کرد، حالْ تو او را چه هدیه‏ای آورده‏ای؟ بگو: اللهم صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِ مُحمّد.

در پیشگاه حق

آن‏گاه چون بنده، خدا را به این ثناءها و مدیحه‏ها یاد کرد، خدای تعالی او را در محافل فرشتگان یاد می‏کند به دلیل آنچه پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله از قول خدای حکایت کرد که: چون بنده من، مرا در انجمنی یاد کند، من او را در انجمنی بهتر از انجمن او یاد می‏کنم. پس چون فرشتگان، این سخن بشنوند مشتاق این بنده شوند.

پس خدا گوید: فرشتگان آسمان، مشتاق زیارت تو گشته‏اند و نزدیکی به تو را آرزو می‏کنند و اکنون به سوی تو می‏آیند و تو به دادن سلام بر ایشان پیشی کن تا مرتبه سابقان برای تو حاصل آید، پس بنده می‏گوید: السَّلامُ عَلَیکُم و رَحمَةُ الله و بَرَکاتُه. و چون او به بهشت درمی‏آید، فرشتگان از هر سو بر او داخل می‏شوند و می‏گویند، سَلامٌ عَلَیکُم بِما صَبَرتُم فَنِعَمَ عُقبَی الدّار. (رعد، 24) سلام بر شما باد بدان‏چه شکیبا بودید، و خانه آخرت نیکوست.

 

اشعاری با نماز

 

چراغ راه

 

 

مثنویِّ عطش و سوز و گداز است نماز

 

مثل نی‏نامه پر از راز و نیاز است نماز

 

برکه نور و شراب سحر و جام بلور

 

شبنم عاطفه و غنچه ناز است نماز

 

چشمه‏ای آب و گلی سرخ؛ و مهتاب و نسیم

 

مثل یک منظره روح نواز است نماز

 

همچنان حنجره صاف و صمیمی غزل

 

یا چنان پنجره‏ای روشن و باز است نماز

 

شعله‏افروزترین شمع شب شروه و شور

 

و خوش آهنگ‏ترین نَغمه ساز است نماز

 

سَجده‏اش گر چه فرود است بظاهر، امّا

 

بام بالا شدن و اوج و فراز است نماز

 

کلمات و حرکاتش همه پرحکمت و راز

 

دفتر حکمت و گنجینه راز است نماز

 

هفت صحرا اگر از دوست بدوریم چه غم

 

که چراغِ شب این راه دراز است نماز

 

در این خانه بزن ای دل «ساحل» که فقط

 

مرهم زخم جگرسوز، نماز است، نماز

 

 

خلیل ذکاوت (ساحل)

 

 

سحر شد

 

 

اذان گفتند و هنگام نماز است

 

درِ رحمت به روی بنده باز است

 

سحر شد عاشقان را وقت خوش باد

 

که دیگر فرصت راز و نیاز است

 

 

احمد باقریان

 

 

چند رباعی

 

 

از مسجد عشق بوی جان می‏آید

 

بوی خوش یار مهربان می‏آید

 

از قافله وا نمانی ای دل، هشدار

 

بشتاب، فرشته اذان می‏آید

 

*

 

از شاخه سبز راز گل می‏چینم

 

از نافله نیاز گل می‏چینم

 

یک غنچه اذان عشق می‏گویم سرخ

 

از باغچه نیاز گل می‏چینم

 

*

 

با نور نماز چهره را زیبا کن

 

دروازه قبله را به رویت وا کن

 

ور گم شده‏ای زخویش، خود را ای دل

 

در آینه نماز شب پیدا کن

 

 

رضا اسماعیلی

 

 

دو نوبت آه ...

 

 

همیشه

 

روشن‏ترین تکّه خلوتم را

 

برای تو کنار گذاشته‏ام

 

همین امروز

 

بیدار که شدم

 

بعد از نماز صبح

 

تو را

 

دو نوبت

 

آه کشیدم.

 

 

افشین شیخ‏زاده

 

 

کسوف دل

 

 

سجاده‏ام کجاست؟

 

می‏خواهم از همیشه این اضطراب برخیزم

 

این دل‏گرفتگی مداوم شاید

 

تأثیر سایه من است

 

که اینسان

 

گستاخ و سنگوار

 

بین خدا و دلم ایستاده‏ام

 

سجاده‏ام کجاست؟

 

 

سلمان هراتی

 

 

عشق روی تو

 

 

اگر نه روی دل اندر برابرت آرم

 

من این نماز حساب نماز نشمارم

 

ازین نماز ریایی چنان خجل شده‏ام

 

که در برابر رویت نظر نمی‏آرم

 

ز عشق روی تو من رو به قبله آوردم

 

و گرنه من ز نماز و ز قبله بیزارم

 

مرا غرض ز نماز آن بود که پنهانی

 

حدیث درد فراق تو با تو بگذارم

 

و گرنه این چه نمازی بود که من با تو

 

نشسته روی به محراب و دل به بازارم

 

نماز کن به صفت چون فرشته ماند و من

 

هنوز در صفت دیو و دد گرفتارم

 

 

مولوی

 

 

غزل نماز

 

 

شب است و خسته و تنها، نماز می‏خوانم

 

به استغاثه فردا نماز می‏خوانم

 

میان دشت نیایش چو رود می‏پیچم

 

و رو به آبیِ دریا نماز می‏خوانم

 

پر از ترنّمِ پرواز و راز می‏گردد

 

نگاه پنجره‏ها، تا نماز می‏خوانم

 

به باغ پرپر دل، هر غروب آدینه

 

به قصد تربت گلها نماز می‏خوانم

 

قرین سبحه و قرآن و اشک و آیینه

 

به رنگ غربت زهرا نماز می‏خوانم

 

رسیده فصل عطش‏بازی، و غریبانه

 

سر جنازه صحرا نماز می‏خوانم

 

بیا امام!(عج) که دیری است در هزاره درد

 

کنار خویش ـ فُرادی نماز می‏خوانم

 

بگو طراوت غم بر دلم فرو بارد!

 

دلم گرفته خدایا! نماز می‏خوانم

 

حریم خلوتم امشب ستاره‏باران است

 

شکسته، در شب اسری نماز می‏خوانم

 

 

محمدتقی اکبری

 

 

چشمه خورشید

 

 

سحر برخیز ای دل تا کنی پرواز با شبنم

 

به سوی چشمه خورشید گردی باز با شبنم

 

سحرگاهان ز هر گلدسته عطر شوق می‏بارد

 

وضو گیرد گل این باغ بهر راز با شبنم

 

ز یاس باغ چشمت دامن سجاده گلگون کن

 

که راز سینه سوزان می‏کند اعجاز با شبنم

 

نمی‏دانی چرا عطر از گلوی غنچه می‏ریزد

 

کند باد صبا هر صبح کامش باز با شبنم

 

ز طول عمر جز خواری چه می‏بینی بگو با گل

 

تو با خاری به جا ماندی و باشد ناز با شبنم

 

ز فیض صبح‏خیزی، گرمی بازار می‏یابد

 

هر آنکس همچو گل دشتش شود آغاز با شبنم

 

گل‏افشانی نمودی «خاسته» با طبع گل جوشت

 

شدی از پاکی دل چونکه هم‏آواز با شبنم

 

 

اصغر حاج‏حیدری (خاسته)

 

 

تماشاگه راز

 

 

از رهی دور و دراز آمده‏ام

 

بهر دیدار تو باز آمده‏ام

 

سوخت جان و دلم از آتش شوق

 

باز در سوز و گداز آمده‏ام

 

با دل، این آینه گردآلود

 

به تماشاگه راز آمده‏ام

 

در صف عرش‏نشینان اینجا

 

من خاکی به نماز آمده‏ام

 

رانده‏اند از همه جایم، اینک

 

خوانده‏ای بر خود و باز آمده‏ام

 

 

جلال محمدی

 

 

نماز و نیاز

 

 

با بلندای قامتی چون سرو

 

غرق در گفتگو و راز و نیاز

 

مادرم را همیشه می‏دیدم

 

ایستاده کنار ما به نماز

 

گاهی از باده خدا مدهوش

 

عاشق و بیقرار و دلداده

 

می‏چکید اشکهای شفّافش

 

روی متن سپید سجّاده

 

گرچه مادر جدا ز خویش، ولی

 

در دلش آرزو فراوان بود

 

بنشسته کنار جاده نور

 

بهر رفتن بسی شتابان بود

 

رفت و امروز در شیار دلم

 

جای پای تقدّسش پیداست

 

در فضای سپید خاطرِ من

 

آنچه از او به جای مانده خداست

 

او هماره ز عشق و مهر خدا

 

قصّه‏هایی لطیف و زیبا داشت

 

توی باغ بلور احساسم

 

سخنش عطر خوب گل‏ها داشت

 

چادر سبز رنگ گلدارش

 

باغ بازی و شادی ما بود

 

روی گلهای سرخ چادر او

 

طرح و نقش بهشت پیدا بود

 

او خدا را به ما نشان می‏داد

 

بر درازای کهکشان سپید

 

روی امواج پرتلاطم آب

 

بر رگ برگهای نازک بید

 

چون طنین نوای شاد اذان

 

در سکوت فضا روان می‏شد

 

از سرود خوش خدا سرمست

 

با تمام وجود جان می‏شد

 

بارها دیدم آن لبان قشنگ

 

با خدا، در نماز می‏خندند

 

وان رخ و گونه، مثل صبح بهار

 

وقت راز و نیاز می‏خندند

 

 

هوروش نوابی

 

 

باغ عبادت

 

 

چادر کهنه شب را بر خاک

 

تیغه نازک خورشید درید

 

با سرانگشت نوازشگر باد

 

لاله شب زده از خواب پرید

 

*

 

قُمریان بر لب هر پنجره‏ای

 

نغمه گرم اذان سر دادند

 

آب خوردند ز سر چشمه نور

 

خواب را خنده‏زنان پر دادند

 

*

 

لاله خم شد سر سجّاده صبح

 

شبنم اشک به چشمش آویخت

 

باغ از زمزمه او پر شد

 

اشک باران شد و بر گلها ریخت

 

*

 

جویباری ز دعا جاری شد

 

شست از روی چمن گرد و غبار

 

باغ در قایقی از نور نشست

 

رفت تا خانه سرسبز بهار

 

 

مهری ماهوتی

 

نماز از دیدگاه قرآن

نماز در تمام ادیان الهی به عنوان برترین آیین عبادی و رکن معنویت و ارتباط با خداوند مطرح بوده است . درخواست‏حضرت ابراهیم (ع) چنین بوده است که: «رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی . . . ; (1) پروردگارا، من و ذریه‏ام را برپا دارنده نماز قرار ده‏» . به حضرت موسی (ع) در کوه طور خطاب شد: «اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکری; (2) همانا

 

من الله هستم، معبودی جز من نیست مرا پرستش کن و نماز را برای یاد من برپا دار» .

 

حضرت عیسی (ع) می‏گوید: «. . . و اوصانی بالصلوة والزکاة ما دمت‏حیا; (3) . . . و مرا توصیه به نماز و زکات مادام که زنده‏ام کرده است‏» .

 

و در چند جای قرآن سخن از میثاق بنی‏اسرائیل است که بخشی از مواد آن اقامه نماز است . (4)

 

در آیین مقدس اسلام نیز «نماز» جایگاه ویژه‏ای دارد و در قرآن کریم بر آن تاکید فراوان شده است .

 

در این کتاب الهی وظایفی برای مسلمانان، در مقابل نماز مقرر شده است . این وظایف عبارتند از:

 

1 - برپایی نماز .

در آیات زیادی برپایی نماز در کنار «ایتاء زکوة‏» ; پرداختن زکات آمده است .

 

تکیه بر این دو رکن، در حقیقت‏برای بیان این واقعیت است که مسلمان شایسته، هم در پیوند با خداوند باید ارتباط عاشقانه و صمیمی داشته باشد و هم در رابطه با مردم بی‏تفاوت نبوده و وظایف واجب و مستحب مالی خود را انجام داده، به فکر محرومان جامعه باشد . عالی‏ترین شکل ارتباط عاشقانه با خداوند نماز است و بهترین شیوه ارتباط با مردم حل مشکلات مادی آنهاست که با ادای وظایف مالی، از سوی مسلمانان این مهم برآورده می‏شود . (5) در قرآن کریم «اقامه نماز» و «ایتاء زکوة‏» به عنوان محک ایمان، تقوی، اخلاص و . . . شمرده شده (6) و این دو در حقیقت اولین گام وفاداری به دین معرفی شده‏اند . قرآن کریم درباره برخورد با مشرکین می‏فرماید: «فان تابوا و اقاموا الصلاة و آتوا الزکوة فخلوا سبیلهم; (7) هرگاه توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند، آنها را رها ساخته و مزاحمشان نشوید . . . .»

 

در آیه دیگری آمده است «فان تابوا و اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة فاخوانکم فی الدین; (8) پس اگر توبه کردند و نماز را برپا داشته و زکات را بپردازند پس برادران دینی شما هستند . . .» .

 

معنای اقامه نماز چیست؟

به نظر می‏رسد با توجه به ریشه لغوی اقامه، که از قیام - در مقابل قعود است - اقامه نماز را به معنای برپایی آن بگیریم در مقابل آن زمین ماندن و زمین گیر شدن و بی‏اعتنایی به آن است و این معنا دارای مصادیقی است:

 

الف - گزاردن درست نماز با حدود و شرایط آن;

 

ب - به جای آوردن نماز به نحو کامل و احسن;

 

ج - تداوم در برپایی نماز;

 

د - تلاش برای مطرح کردن و گسترش نماز در جامعه .

 

راغب در مفردات گوید:

 

«و لم یامر تعالی بالصلوة حیثما امر و لا مدح به حینما مدح الا بلفظ الاقامة تنبیها ان المقصود منها توفیة شرائطها لا الاتیان بهیئاتها . . . ; (9) در تمام مواردی که خداوند به نماز امر یا مدح به آن کرده است واژه اقامه نماز آمده است تا به این معنا توجه داده شود که مقصود از نماز، گزاردن نماز واجد شرایط است نه تنها به جای آوردن هیات نماز (بدون روح)» .

 

در قرآن کریم، اقامه نماز با ویژگی‏های ذیل مطلوب است:

 

الف - برپا داشتن نماز، با نشاط و شادابی

در دو آیه از قرآن، نماز خواندن با کسالت از ویژگی‏های منافقان شمرده شده است: «و اذا قاموا الی الصلوة قاموا کسالی . . . ; (10) و هنگامی که به نماز می‏ایستند از روی کسالت می‏ایستند . . .» .

 

«. . . و لا یاتون الصلوة الا و هم کسالی . . . ; (11) و نماز به جا نمی‏آورند جز با کسالت .»

 

و ویژگی چنین نمازی جز نماز بی‏کیفیت که به همه چیز جز نماز شبیه است، نیست . در روایتی از حضرت امام سجاد (ع) می‏خوانیم:

 

«ان المنافق ینهی و لاینتهی و یامر بما لایاتی و اذا قام الی الصلوة اعترض; همانا منافق (از کار زشت) نهی می‏کند، ولی خود از آن کار دست نمی‏کشد و فرمان می‏دهد (به خوبی) ولی خود انجام نمی‏دهد و چون به نماز بایستد اعتراض می‏کند» . راوی می‏گوید: پرسیدم: «ما الاعتراض; اعتراض چیست‏» ؟ حضرت فرمود: «الالتفات و اذا رکع ربض; رو به راست و چپ گردانیدن و چون رکوع کند خود را مانند گوسفند به زمین اندازد (یعنی بعد از رکوع نایستد و به همان حال به سجده رود .» (12)

 

ب - اهتمام به نماز و وقت فضیلت آن

قرآن کریم می‏فرماید: «فویل للمصلین الذین هم عن صلوتهم ساهون; (13) پس وای بر نمازگزارانی که از آن غافلند .»

 

«ساهون‏» آنانند که از اصل نماز غافلند، توجهی به آن ندارند، گاه آن را نمی‏خوانند، گاه در آخر وقت می‏خوانند . قرآن کریم می‏گوید این مساله در ضعف اعتقاد دینی او ریشه دارد . گفتنی است که «سهو» و «اشتباه‏» در نماز مورد نظر آیه نیست، زیرا اگر چنین بود، می‏فرمود: «فی صلوتهم‏» در نمازشان نه «عن‏صلوتهم‏» از نمازشان . یونس بن عمار از حضرت امام صادق (ع) پرسید: مقصود از سهو همان وسوسه شیطان است؟ حضرت فرمود: «لاکل احد یصیبه هذا ولکن ان یغفلها و یدع ان یصلی فی اول وقتها; (14) نه هر کس مبتلا به وسوسه می‏شود بلکه مقصود آن است که از اصل نماز غفلت کند و در اول وقت نخواند .» امام صادق (ع) در روایتی فرمود: «تاخیر الصلوة عن اول وقتها لغیر عذر; (15) مقصود از سهو بدون عذر نماز را از اول وقت تاخیر انداختن است‏» .

 

در روایتی از حضرت امام علی (ع) می‏خوانیم:

 

«لیس عمل احب الی الله عزوجل من الصلوة فلایشغلنکم عن اوقاتها شی‏ء من امور الدنیا فان الله عزوجل ذم اقواما فقال الذین هم عن صلاتهم ساهون یعنی انهم غافلون استهانوا باوقاتها; (16) هیچ کاری نزد خداوند محبوت‏تر از نماز نیست، پس نباید در وقت نماز هیچ یک از امور دنیا شما را مشغول از نماز سازد که خداوند گروهی را که از نماز سهو می‏کنند نکوهش کرده است و مقصود این است که اینها غفلت از نماز داشته، حریم وقت نماز را نگه نمی‏دارند» .

 

علاوه بر توجه به اصل نماز باید در نماز نیز انسان به این نکته توجه داشته باشد که در مقابل حضرت حق ایستاده با او سخن می‏گوید، باید تمام وجود خویش را به این میهمانی ببرد تا شیطان جرات زمینه‏سازی برای خروج از این میهمانی را فراهم نسازد .

 

«یا ایها الذین آمنوا لاتقربوا الصلوة و انتم سکاری حتی تعلموا ما تقولون . . . ; (17) ای کسانی که ایمان آورده‏اید، در حالی که مست هستید به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می‏گویید . . .» .

 

ظاهر آیه روشن است و نیاز به توضیح ندارد که مقصود، نهی از نماز در حال مستی است لکن از تعلیل «حتی تعلموا ما تقولون‏» می‏توان این معنا را برداشت کرد: نماز مطلوب آن است که انسان با عنایت و توجه نماز بخواند، بداند که چه می‏گوید و با که سخن می‏گوید . مؤید این برداشت روایت امام باقر (ع) است که فرمود: در حالتی که کسل هستید یا چرت آلود یا سنگین، مشغول نماز نشوید، زیرا خداوند مؤمنان را از نماز خواندن در حال مستی نهی کرده است . (18)

 

ج - نماز با خشوع

از مصادیق اقامه نماز به جای آوردن نماز با خشوع آن است .

 

«قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون; (19) به تحقیق مؤمنان رستگار شدند آنها که در نمازشان خشوع دارند» .

 

خشوع به معنای تواضع و ادب جسمی و روحی است که در برابر شخص بزرگ یا حقیقت مهمی در انسان پیدا می‏شود و آثارش در بدن ظاهر می‏گردد .

 

فیومی گوید: «خشع خشوعا اذا خضع و خشع فی صلاته و دعائه اقبل بقلبه علی ذلک و هو ماخوذ من خشعت الارض اذا سکنت و اطمانت; (20) خشوع به معنای تواضع است و خشوع در نماز و دعا به معنای اقبال قلبی بر آن است و این واژه برگرفته از سکون و اطمئنان است، آن چنان که برای سکون زمین واژه خشوع به کار رفته و می‏گویند: «خشعت الارض‏» . خشوع در نماز; یعنی جسم و روح را در نماز به دیدار خداوند بردن و انقطاع از غیر او آن چنان که برگزیدگان خداوند پیامبر و آل - علیهم السلام - چنین بودند . اولین فرودگاه این خشوع روح است که بر جسم نیز اثر می‏گذارد; یعنی آن کس که در نماز خشوع دارد در حال نماز اعضا و جوارح او نیز آرام بوده، پیوسته بازی با ریش و صورت ندارد! در حدیثی می‏خوانیم که پیامبر (ص) مردی را دید که در حال نماز با ریش خود بازی می‏کند فرمود: «اما انه لو خشع قلبه لخشعت جوارحه; (21) اگر او در قلبش خشوع بود، اعضای بدنش نیز خاشع می‏شد» .

 

د - دوام در نماز

از مصادیق اقامه نماز «دوام نماز» است .

 

در سوره معارج پس از آن که خداوند برخی صفات ناشایست انسان‏ها را مورد تذکر قرار می‏دهد، اوصاف شایسته آنها را هم ذکر می‏کند که از جمله آن: «الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون; (22) مگر نمازگزارانی که بر نماز خود تداوم دارند» . ظاهر آیه دوام است; یعنی هم به وقت نماز می‏خوانند و هم همیشه نماز می‏خوانند، این گونه نیست که نماز خواندن آنها مقطعی باشد و چنین نمازی است که اگر جزو برنامه زندگی شد و با حدود آن به جای آورده شد انسان را از فحشا و منکر باز می‏دارد . و اصولا برنامه‏های تربیتی جز با تداوم کارآیی لازم را ندارند، لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) می‏خوانیم: «ان احب الاعمال الی الله مادام و ان قل; (23) محبوب‏ترین اعمال نزد خداوند کاری است که انسان بر آن مداومت داشته باشد هر چند کم باشد» .

 

ه - گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه

بدون تردید از مصادیق «اقامه نماز» گسترش و مطرح کردن نماز در جامعه است (نه تنها مصداق) . پیش از این، مصادیق اقامه نماز در بعد فردی مورد توجه قرار گرفت و اینک آن را از بعد اجتماعی مورد بررسی قرار می‏دهیم .

 

قرآن کریم می‏فرماید از ویژگی‏های یاران خداوند آن است که: «الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور; (24) آنها کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‏دارند و زکات را ادا می‏کنند و امر به معروف و نهی از منکر می‏نمایند» .

 

از این آیه شریفه به قرینه واژه تمکین (که به معنای فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است; اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهی کافی و توان و نیروی جسمی) می‏توان استفاده کرد که مردان خدا از قدرت خود در جهت اقامه نماز استفاده می‏کنند، علاوه بر آن که خود اهل اقامه نمازاند، بر مطرح کردن آن در جامعه تلاش می‏کنند .

 

با مصادیق پنج‏گانه فوق می‏توان معنای وسیع «اقامه نماز» را در قرآن دریافت . بحث پیرامون اولین وظیفه در قبال نماز; یعنی «اقامه نماز» را با کلامی از شهید علامه آیة الله مطهری به پایان می‏برم:

 

«به پا داشتن نماز آن است که حق نماز ادا شود; یعنی نماز به صورت یک پیکر بی‏روح انجام نگردد، بلکه نمازی باشد که واقعا بنده را متوجه خالق و آفریننده خویش سازد و این است معنی ذکرالله که در آیه شریفه 14 سوره طه بدان اشاره شده: «اقم‏الصلوة لذکری‏» یاد خدا بودن مساوی است‏با فراموش کردن غیر خدا; اگر انسان ولو مدت کوتاهی با خداوند در راز و نیاز باشد و از او استمداد جوید و او را ثنا گوید، او را به الله بودن، رب بودن، رحمان بودن، رحیم بودن، احد بودن، صمد بودن، لم یلد و لم یولد و لم‏یکن له کفوا احد بودن توصیف کند، عالی‏ترین تاثیرها در نفس او گذاشته می‏شود و روح انسان آن چنان ساخته می‏شود که مذهب اسلام می‏خواهد و بدون چنین برنامه‏ای امکان‏پذیر نیست‏» . (25)

 

2 - پاسداشت‏حریم نماز

دیگر وظیفه مؤمنان در قبال نماز پاسداشت‏حریم نماز است; نیکوداشت نماز جایگاه ویژه‏ای در زندگی برای آن قائل بودن، به جای آوردن آن با آداب واجب و مستحب از مصادیق آن است . نگهداری

 

حریم نماز نقطه مقابل استخفاف است; یعنی سبک شمردن نماز و شان و منزلتی برای آن ندیدن! که امام صادق (ع) فرمود: «ان شفاعتنا لن‏تنال مستخفا بالصلوة‏» . (26) که ترجمه آن این دو بیت است:

 

گویم ز امام صادق این طرفه حدیث

 

تا شیعه او به لوح دل بنگارد

 

فرمود که بر شفاعت ما نرسد

 

هر کس که نماز را سبک بشمارد

 

قرآن کریم از این «حریم نگهداری‏» ، تعبیر به حفظ کرده است:

 

«حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی . . . ; (27) در انجام همه نمازها و نماز وسطی کوشا و مراقب باشید» . در این آیه بر مراقبت همه نمازها، به ویژه نماز وسطی تاکید شده است . این که «صلوة‏وسطی‏» کدام است؟ اقوال گوناگونی بین مفسران هست، (28) نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب، نماز عشا، نماز صبح، نماز جمعه، نماز شب، نماز وتر و . . . اینها برخی از اقوالی است که در مصداق «صلوة وسطی‏» گفته شده است، ولی با توجه به شان نزول آیه بعید نیست که مقصود از آن نماز ظهر باشد . در شان نزول آیه آمده است: جمعی از منافقان به بهانه گرمی هوا در نماز جماعت ظهر شرکت نمی‏کردند و این سبب شده بود که از جمعیت نماز جماعت پیامبر (ص) کاسته شود تا جایی که گاه پشت‏سر پیامبر یک صف یا دو صف بیشتر نبود . آیه شریفه تذکر به مؤمنان است که حریم نماز را نگهدارید و با ترک جماعت‏حریم این عبادت بزرگ را نشکنید . (29)

 

در سه آیه از قرآن نیز «محافظت‏بر نماز» از ویژگی‏های مؤمنان شمرده شده است:

 

«والذین هم علی صلواتهم یحافظون; (30) مؤمنان کسانی‏اند که بر نمازهای خویش مراقب‏اند» .

 

راغب در معنای حفظ گوید: «ثم یستعمل فی کل تفقد و تعهد و رعایة . . .» . (31)

 

این واژه در مورد تفقد، پیمان داری و مراقبت‏به کار می‏رود .

 

3 - کمک گرفتن از نماز

انسان در زندگی مادی بدون تردید در تنگنا قرار می‏گیرد، امکانات و توان انسان محدود است و مشکلات بسیار، بدون پشتوانه نمی‏توان زندگی کرد . آنان که مادی می‏اندیشند، فقط به پشتوانه‏های مادی فکر می‏کنند، ولی آنان که الهی فکر می‏کنند پیوسته با پشتوانه‏های معنوی خود را از بن بست می‏رهانند . از این دست پشتوانه‏ها نماز است . نماز، جلوه برجسته یاد خداست و «دل آرام گیرد ز یاد خدای «الا بذکر الله تطمئن القلوب‏» . (32)

 

«واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین; (33) از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و کنترل هوس‏های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این کار جز برای خاشعان سنگین است‏» .

 

بر این اساس است که در روایات فراوانی آمده است که وقتی پیامبر (ص) یا امام علی (ع) با مشکلی رو به رو می‏شدند به نماز روی می‏آوردند . (34) امام صادق (ع) فرمود: مستند این کار همین آیه شریفه است . (35)

 

از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: چه مانعی دارد وقتی که با

 

غمی از غم‏های دنیا رو به رو می‏شوید وضو گرفته به مسجد بروید، دو رکعت نماز بخوانید و در نماز دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده: «واستعینوا بالصبر والصلوة‏» . (36)

 

و بی‏تردید استوارترین پشتوانه در زندگی همین است و بس، دیگر پشتوانه‏ها سست است و غیر قابل اعتماد:

 

«مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون; (37) کسانی که غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، همچون عنکبوت‏اند که خانه‏ای برای خود انتخاب کرده و سست‏ترین خانه‏ها خانه عنکبوت است; اگر می‏دانستند!»

 

«هر حیوان و حشره‏ای برای خود خانه و لانه‏ای دارد اما هیچ یک از این خانه‏ها به سستی خانه عنکبوت نیست . اصولا خانه باید دیوار، سقف، و دری داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ کند، طعمه و غذا و نیازهای او را در خود نگه دارد، بعضی خانه‏ها سقف ندارند، اما لااقل دیواری دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنکبوت که از تعدادی تارهای بسیار نازک ساخته شده نه دیواری دارد، نه سقفی، نه حیاطی و نه دری . اینها همه از یک سو .

 

از سوی دیگر مصالح آن به قدری سست و بی‏دوام است که در برابر هیچ حادثه‏ای مقاومت نمی‏کند، اگر نسیم ملایمی بوزد تار و پودش را درهم می‏ریزد . اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشی می‏کند . کمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش می‏سازد، حتی اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره می‏شود و از سقف خانه آویزان می‏گردد . معبودهای دروغین این گروه نه سودی دارد و نه زیانی نه مشکلی را حل می‏کند و نه در روز بیچارگی پناهگاه کسی هستند» . (38)

 

آری فقط او پناه‏گاه است و بس!

 

4 - امر به نماز

دیگر وظیفه در قبال نماز «امر» به آن است . امر به معروف از فرایض بزرگ مکتب ماست و برترین معروف‏ها نماز است . معروفی که اگر در جامعه آن گونه که دین خواسته مطرح باشد، ریشه بسیاری از منکرات خشکانده می‏شود از ویژگی‏های مردان خدا آن است که «امر» به نماز دارند . قرآن کریم در مورد حضرت اسماعیل صادق الوعد (که این غیر از اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم است (39) ) می‏فرماید:

 

«. . . و کان یامر اهله بالصلوة والزکوة . . . ; (40) و این پیامبر پیوسته خاندان خود را امر به نماز و زکات می‏کرد . . .» .

 

و در مورد دیگر خطاب به پیامبر (ص) می‏خوانیم:

 

«و امر اهلک بالصلوة واصطبر علیها . . . ; (41) و خانواده خود را به نماز دستور ده و بر انجام آن شکیبا باش . . .» .

 

در این دو آیه بر «امر» اهل به نماز تاکید ویژه است، چرا که اصلاح بنیان خانواده زیربنای سایر اصلاحات است . اگر خانواده‏ها، الهی شدند جامعه الهی خواهد شد . بر این اساس است که در دو آیه فوق سخن از امر کردن خانواده به نماز است و این در حقیقت راهی برجسته برای نجات خانواده از آتش است همان که در آیه شش سوره تحریم آمده است:

 

«یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة . . . ; ای کسانی که ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‏ها و سنگ‏هاست نگه دارید» .

 

از این آیه می‏توان رسالت‏سنگین پدر و مادر را در تربیت معنوی فرزندان استفاده کرد .

 

در روایتی از پیامبر گرامی اسلام می‏خوانیم:

 

«الا کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته فالامیر علی الناس راع و هو مسؤول عن رعیته والرجل راع علی اهل بیته و هو مسؤول عنهم فالمرئة راعیة علی اهل بیت‏بعلها و ولده و هی مسؤولة عنهم الا فکلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته; (42) بدانید همه شما نگهبانید و همه در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید . امیر و رئیس حکومت اسلامی نگهبان مردم است و در برابر آنها مسؤول است مرد نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسؤول، زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسؤول می‏باشد . بدانید همه شما نگهبانید و همه شما در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید» .

 

اینها برخی از وظایفی بود که ما در قبال نماز - این امانت‏بزرگ الهی - داریم امید که امانت‏داری شایسته باشیم و در انجام وظایف خویش کوتاهی نکنیم .

 

پی‏نوشت‏ها:

 

1) ابراهیم (14) آیه‏40 .

 

2) طه (20) آیه‏14 .

 

3) مریم (19)، آیه‏31 .

 

4) از جمله بقره (2) آیه 83 و مائده (5) آیه 12 و . . . .

 

5) این برداشت در مواردی از تفسیر ارزشمند المیزان آمده است . از جمله ج‏9، ص‏328; ج‏15، ص‏127 و ج‏15، ص‏340، (چاپ بیروت) .

 

6) بقره (2) آیه 3; انفال (8)، آیه 3; رعد (13) آیه‏22; لقمان (31) آیه‏3 و حج (22) آیه‏35 و . . . .

 

7) توبه (9) آیه‏5 .

 

8) همان، آیه‏11 .

 

9) المفردات فی غریب القرآن، ص‏418، (کتاب‏فروشی مرتضوی تهران) .

 

10) نساء (4) آیه 142 .

 

11) توبه (9) آیه 54 .

 

12) اصول کافی، جلد دوم، ص‏396 (باب ضعة النفاق والمنافق حدیث‏3) .

 

13) ماعون (107) آیه 4 و 5 .

 

14) مجمع البیان، ج‏10، ص‏548 و کنزالدقائق، ج‏15، ص‏498 (با تصحیح حاج آقا مجتبی عراقی) .

 

15) تفسیر القمی، ج‏2، ص‏444 و کنز الدقائق، ج‏15، ص‏497 .

 

16) الخصال، ج‏2، ص‏621 . (حدیث اربعماة) و کنزالدقائق، ج‏15، ص‏497 .

 

17) نساء (4) آیه‏43 .

 

18) علل الشرائع، ج‏2، ص‏47 و کنزالدقائق، ج‏2، ص‏446 .

 

19) مؤمنین (23) آیه 2 .

 

20) المصباح المنیر، ص‏170 .

 

21) مجمع البیان، ج‏7، ص‏99; انوار التنزیل بیضاوی، ج‏3، ص‏159 و کنزالدقائق، ، ج‏7، ص‏559 .

 

22) معارج (70) آیه‏22 .

 

23) اصول کافی، ج‏2، ص‏82، (چاپ آخوندی) .

 

24) حج (22) آیه 41 .

 

25) آشنایی با قرآن، سوره‏های حمد و بقره، ص‏67 و 68 .

 

26) بحارالانوار، ج‏82، ص‏235 .

 

27) بقره (2) آیه 238 .

 

28) در تفسیر مجمع البیان شش قول، در تفسیر فخر رازی هفت قول، در تفسیر قرطبی ده قول، در تفسیر روح المعانی سیزده قول نقل شده است! !

 

29) تفسیر مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏342 .

 

30) انعام (6) آیه 92; معارج (70) آیه‏34 و مؤمنون (23) آیه‏9 .

 

31) المفردات فی غریب القرآن، ص‏124 .

 

32) رعد (13) آیه‏28 .

 

33) بقره (2) آیه 45 .

 

34) مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏217 .

 

35) فروع کافی، ج‏3، ص‏480 .

 

36) تفسیر مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏217 .

 

37) عنکبوت (

 

29) آیه 41 .

 

38) تفسیر نمونه، ج‏16، ص‏277 و 288 .

 

39) تفسیر البرهان، ج‏3، ص‏15 .

 

40) مریم (19) آیه 55 .

 

41) طه (20) آیه 132 .

 

42) مجموعه ورام، ج‏1، ص‏6 .

در توصیف مسجد

مناره‏ها یکی‏یکی سر از خاک بلند می‏کنند تا لات و هبل و عزا، در سایه‏های بلند مناره‏ها محو شوند.

محراب‏ها آغوش می‏گشایند تا بوی بهشت، نفس‏هایمان را از رسیدن آکنده کند.

اذان در مأذنه‏ها طنین‏انداز می‏شود تا جانمان از آرامش لبریز شود.

مسجد، بوی اسلام است که همچون نسیم صبح، وادی به وادی، عطر بهار را به ارمغان سرزمین‏های کافر آن سوی آب‏ها می‏رساند.

مسجد، سلام خداوند است که خوش‏ترین زمان‏ها را لبخند لب‏هایمان می‏کند.

صدای اذان، دلنوازترین آهنگ بیداری‏ست که جان‏ها را لبریز شور می‏کند.

تنها حریم امنی که در میان این همه دود و سرب و ماشین و خیابان‏های پی در پی می‏توان سراغ گرفت، خلوتگاه بی‏آلایش مسجد است؛ حریمی که هم خلوتگه عاشقان است و هم محل تجمع اهل دل.

مسجد، خانه خداوند است؛ خانه‏ای که در دنیا بنا شده است و دنیا را نفی نمی‏کند؛ نه رنگ خانقاه به خود می‏گیرد و نه بوی عزلت دیرهایی که گوشه‏نشین غارهای تنهایی شده‏اند.

هم جایگاه جان‏های آزاده است و هم خلوتگاه اهل راز. جایی است که هر کس را با هر رنگ و بویی، به یکدله شدن و یک‏رنگ شدن با دیگران دعوت می‏کند.

کاشی‏های آبی محرابش، بوی زلال آب می‏دهد و گل بوته‏های نقش بسته بر کاشی‏هایش، بهشت مجسم است. از این همه زیبایی تا تالارهای کافر شاهانه، فرسنگ‏ها فاصله است.

همیشه می‏توان بی‏واسطه، خداوند را در هوایش نفس کشید.

می‏توان بی‏آنکه پرنده شد، آسمان را بوسید.

می‏توان عاشق شد؛ بی‏آنکه پای آینه‏ای در میان باشد.

هوای زلالش، همیشه از عطر نماز سرشار است.

تنها فصلی که می‏توان در مسجد پیدا کرد، بهار است؛ بهاری که از آغاز، خزانی را به یاد نمی‏آورد.

آسمانش، همیشه لبریز از ستاره‏های خوشبختی است. آسمانش، نزدیک‏ترین آسمان‏ها به زمین است.

مسجد، نزدیک‏ترین جاده به خداوند است؛ جاده نزدیک‏تر از آسمان‏ها؛ تنها جایی که برای آفتاب شدن سراغ دارم محراب، معطر از نفس جبرئیل مسجد است؛ جایی که به خورشید، نزدیک‏تر از ایوان‏های لبریز آفتاب است. شبستان مسجد، از ماهتاب‏های پرفروغ نمازهای شب لبریز است.

مسجد، اولین نقطه برای پرواز است؛ جایی است که از پرنده‏ها به آسمان نزدیک‏تر است.

دریای بندگی

حمیده رضایی

همین که دیوارها در صدای اذان می‏پیچند، همین که دیوارها هم دست به دعا برمی‏دارند، همین که از لابه‏لای گلدسته‏ها، صدا چون پیچکی سبز، تناور می‏شود، همین که عطر نیایش می‏پیچد و صدا بلندتر می‏شود، تمام خشت خشت مسجد، تمام طارمی‏ها، تمام گلدسته‏ها و مناره‏ها و تمام حجره‏ها، بوی عقیق می‏گیرند.

چراغ روشن، راه روشن، هوا روشن؛ آمیخته است با صدای اذان و مسجد ـ این چهار دیوار سپید و پاک، هم‏رنگ بال‏های گسترده ملایک، این چهار دیوار قد کشیده تا مرز ملکوت، این چهار دیوار مقدس، این چهار دیواری که تو را از قفس خلاص می‏کند و پرندگی را در لابه‏لای بال‏های پروازت زمزمه می‏کند.

امروز روز پیوند توست به این چهار دیوار شگفت؛ این چهار دیواری که تو را و بندگی‏ات را به نحوی دیگر به خاطر می‏آورد. باید صدای اذان را نزدیک‏تر بشنوی! باید بروی و در اسلیمی نقش‏های دیوار؛ دنبال بوته‏های بهشت بگردی.

باید غبار از زاویه‏های این چهار دیوار بزدایی و در هوای یکدست آن نفس تازه کنی!

باید دست‏هایت را بلند کنی تا تمام شاپرکان حوالی، بر شاخه‏های دستانت بنشینند!

باید این چهار دیوار شکفته در زمین ـ این تکه بهشت ـ را خوب حس کنی!

باید از تمام خشت خشت مسجد، چراغ‏های ایمانت را بیاویزی!

اینجا، دست‏های نیایشت به آسمان می‏رسند.

اینجا، در صفاصف نماز، نزدیک‏تر از همیشه بوی بهار را حس می‏کنی؛ مشامت لبریز از عطر بال زدن ملائک است. صدای اذان می‏پیچد؛ ثانیه‏هایت را لابه‏لای روزمرّگی‏هایت می‏پیچی و تهی می‏شوی از خویش.

راه می‏افتی؛ گام‏هایت شتاب می‏گیرند، قلبت تندتر می‏زند، نفست لبالب می‏شود.

صدا از مناره‏ها بالاتر می‏رود؛ بال می‏گیری. مسجد روبه‏رویت، در رنگین‏کمانی از نور غوطه می‏خورد.

خود را به دریایی از بندگی می‏زنی. سال‏هاست، همه روزهایت را چون صدایی سرشار از مناره‏های بلند مسجد آغاز می‏کنی.

آکنده از عطر همبستگی

محمدکاظم بدرالدین

عطر آشنای عالم قدس را از در و دیوار این قطعه از بهشت، می‏توان بویید. احساس‏های دسته‏جمعی از گل‏های سجاده، همراه «قد قامت الصلوة»، برمی‏خیزد. انتخابی از بهترین گام‏های ایمان در این مکان صورت گرفته تا فضای مسجد، آکنده از همبستگی شود.

چشم‏هایی که فردا می‏خواهند به بهشت بنگرند، شاید طاقت تماشای آن همه زیبایی را یک‏جا نداشته باشند! اینجا مقدمه‏ای است که نگاه‏ها عادت کنند و زمینه برای نمازگزاران سالک، فراهم آمده باشد. مسجد، یعنی مکانی که در آن گلچینی از توانایی‏های جوان و جوان‏های توانا گرد هم می‏آیند تا همه با هم، نسخه‏ای از آخرت جاوید را برای جماعت، قرائت کرده باشند.

گرد هم می‏آیند تا اقتدا کرده باشند به سوره‏های اتحاد و به پاکی‏های با هم بودن.

صفی از فرشتگان هم در آذین‏بندی مسجد، با خدایی‏ترین رنگ، مشغولند. مسجد، یعنی خانه‏ای برگزیده، با چراغ‏هایی در دل، دور از تعلّقات کوچه و بازار.

مؤمنان، خودبینی را بیرون مسجد می‏ریزند تا به سوی خدابینی رهنمون شوند. با پای راست، قدم در عرصه مقدس عرش می‏نهند؛ با زمزمه «اللهم افْتَحْ لی ابوابَ رَحْمَتِک» سبکبال‏ترین روح‏ها را می‏توان در محیط مسجد دید. برخی با نمازِ «تحیت» به استقبال «تکبیرة الإحرام» جماعت رفته‏اند.

اکنون جماعت برپا شده؛ اما فرصت باقی است، همچنان شتاب‏های پرشور گام‏ها می‏آیند و خود را به «انّ اللّه‏ مع الصابرین» می‏رسانند. اندکی بعد، قله چشم‏نواز بالندگی در مذهب، از سلام‏های پس از نماز خواهد رویید، مصافحه‏هایی که قوت‏بخش دل‏های نیکان است. آباد باد این لحظه‏ها که از هر کدامشان، روشنی می‏تراود. پر شعف باد، این نردبان صعود و ترقی که نامش نماز جماعت است!

دروازه تطهیر

خدیجه پنجی

اینجا مسجد است؛ خانه قدیمی دوست؛ بی‏نهایت عشق و دلدادگی، در هوای یکدست بندگی، اینجا محل تمرین پرندگی روح در جریان خاضعانه تن، رها شدن از بار تعلق‏ها و شناور شدن در خلسه‏ای عاشقانه در بارش یکریز فرشته‏هاست.

اینجا خانه مهربانی و امن خداست؛ دور از تمام رنگ‏ها و ریشه‏ها، دور از فریبندگی زرق و برق‏ها، حل شدن در طعم خوش نیاز، سیر در کوچه‏های ملکوت، کوچه‏گردی عرش با قدم‏های مناجات، در نشئه بی‏خویشی خود، رها شدن در «او» در نهایت سادگی و خلوص، هم‏نشینی با دوست، در یک گفت‏وگوی صمیمانه و دوستانه.

اینجا مسجد است؛ دروازه تطهیر، شروعی دوباره از خود، پلکانی تا کمال. اینجا نقطه آغاز است؛ آغاز خالی شدن از لذت‏های حقیر دنیا، برخاستن از خاکستر معصیت‏ها، شروعی برای همنشینی با فرشتگان، پوشیدن ردای خلیفة اللّهی، در سجده بی‏امان ملائک.

چه ساده مرا خوانده‏ای به خانه خود و من که آهوانه رها می‏شوم در دامنه‏های مناجات! من، پرندگی‏ام را رها می‏کنم تا آفاق توحیدی سلوک. چقدر هوای تو خوب است! چقدر مهربانی‏ات، نزدیک و فراگیر! اینجا، چقدر آرامش جریان دارد!

رها شده‏ای در من، چون نسیمی سبک‏بال. رها می‏کنی مرا از خویش. می‏وزد نور تو در دالان‏های تودرتوی درونم. مرا تا تو راهی نیست؛ با دقایق دل‏نشین و آسمانیِ نماز، با صدای ملکوتی اذان. مرا خوانده‏ای به خانه خویش؛ به باغ نیایش، به آرامگاه نغمه‏های مهربانی دیرسال، به بهشتی از کشف و شهود. مرا خوانده‏ای به خانه «حضور»، به آنجا که ابراهیم را خواندی، به محل عروج پیامبر، از فرش تا عرش. مرا خوانده‏ای تا هم‏نوا باشم با گلدسته‏هایی که در مناجات هماره‏ات، ایستاده‏اند به تسبیح.

مرا خوانده‏ای تا در باران یکریز توبه، تطهیرم کنی. سادگی خانه‏ات، با این کاشی‏کاری‏های آبی رنگ، با طاق‏های فیروزه‏ای، با محراب ساده و روحانی؛ سادگی خانه‏ات را دوست دارم.

با نغمه عطرآگین اذان، مرا خوانده‏ای تا آرام آرام رهایم کنی در جذبه‏ای لاهوتی؛ آرام آرام رهایم کنی در هوای «وَحدَهُ لا إله إلا هُو».

موسیقی ملایم اذان

علی سعادت‏شایسته

صدای صبح می‏آید.

صدای صبح و پنجره‏های رو به تجلی می‏آید.

گلدسته‏ها، دست به دعا شده‏اند تا بی‏کران. گلدسته‏ها، صدایی شده‏اند ملایم و آرام و می‏روند تا سلام پنجره‏ها را به خدا بدهند.

بیدار شو! این خانه، این اوج، تو را می‏خواند. دست‏هایت را به موسیقی آب ببخش! کوچه‏ها را گام به گام بخند و به خانه خدا قدم بگذار! اینجا مسجد است و ملائک، با بال‏های گسترده سلامت می‏دهند.

اینجا مسجد است و نوای ملایم اذان و دعا، بر شانه‏هایت دست می‏کشد.

اینجا مسجد است؛ پر از آبی کاشی‏ها و فیروزه‏ها؛ پر از پنجره‏های باز. پاهایت را بر این فرش مقدس ـ بر بال فرشتگان ـ بگذار تا به آسمانی که در این نزدیکی است، بروی؛ تا به خدایی که در این نزدیکی است، سلام دهی!

بال بگشا! می‏توانی آسمان فیروزه‏ها و کاشی‏ها را ببینی. می‏توانی صدای بال فرشتگان را بشنوی که بر فراز دست‏هایت می‏گردند. می‏توانی بشنوی که صدایت به خدا می‏رسد. می‏توانی بشنوی که خدا جوابت را می‏دهد و دست‏هایت را می‏توانی ببینی که از آنچه ناچیدنی، آکنده است.

اینجا مسجد است و نوای ملایم اذان و دعا، بر شانه‏هایت دست می‏کشد؛ مثل صدای صبح، مثل صدای صبح و پنجره‏های رو به تجلی.

خانه آسمانی

اعظم سعادتمند

همه از یک قبیله‏ایم، چرا که رو به یک قبله می‏ایستیم.

بوی اذان که می‏پیچد در کوچه باغ‏های شهر، از یاد می‏بریم این یکی خان‏زاده است و آن یکی چوپان‏زاده.

قطب‏نمای چشم‏هایمان به یک سو خیره می‏ماند؛ قامت می‏بندیم زیر گنبدی که تا خدا فاصله‏ای ندارد و می‏چرخیم در مدار ملکوت. پیشانی می‏گذاریم بر خاک تا به یاد آوریم از خاکیم و به خاک بازمی‏گردیم.

بال‏های قنوتمان را هم‏صدا پرواز می‏دهیم؛ چون پرندگانی که بال به بال هم هجرت می‏کنند به دوردست آسمان‏ها.

اینجا خانه آسمانی ماست در زمین، دلت اگر برای آسمان تنگ است، بیا و لختی بنشین زیر سایه گلدسته‏هایش تا گلویت قناری اندوه را رها کند. اینجا آشیانه مرغانی است که خسته از پرواز، بر فراز قله‏ها و دشت‏ها، به جست‏وجوی پرواز دیگری آمده‏اند؛ نه پی آبند و نه دانه، به جرعه‏ای حقیقت دل‏خوشند.

اینجا خانه بندگانی است که رها شده از ستایش خدایان رنگ رنگ و به ریسمان تسبیحی، گره می‏زنند و دست‏هایشان را به نام یگانه پروردگار.

هوای این خانه، از تنفس نیایش معطر است. اگر دل بسپاری به وسعت سجاده‏ها، دیگر نه سقفی می‏بینی و نه دیواری؛ تا چشم کار می‏کند، راه هست برای دویدن؛ تا چشم کار می‏کند، ستاره هست برای بیداری چشم‏هایت.

اینجا اگر دیواری هست، برای جدایی ماست از هیاهوی رنگ و نژاد و قبیله. اگر سقفی هست سایبان جان‏های خسته ماست از حرارت خورشیدهای دروغین. نمازهایت را میهمان مسجد باش.

پژواک نیاز...

الهه قربانی

شب فرامی‏رسد و قلبم در دالان‏های بلند و تاریک نهانم غریبانه می‏تپد. کوچه پس کوچه‏های آشنای دلم، بوی غریب غربت گرفتند و احساسم، رنگ حسرت. مسافرانی ناآشنا میهمان جانم هستند.

«نمی‏دانم که سرگردان چرایُم  گهی نالان، گهی گریان چرایُم» 

کجاست هم‏زبانی، همدمی، آشنایی که مرا به خویشتن خویش بازگرداند و تکیه‏گاه استوار قامت شکسته روحم شود؟

خداوندا! مرا دریاب.

پروردگار روشنی‏ها! وجود سرگشته‏ام را به نور وجودت، مشعشع گردان. خالق بی‏نیاز بنده نواز! بنده غرق نیازت را به نگاهی بنواز و کار مرا به میزان عنایتت روا ساز؛ نه به قدر اطاعتم.

«در عشق تو گه مست و گهی پست شوم  وز یاد تو گه نیست، گهی هست شوم 

در پستی و مستی اَرْ نگیری دستم  یکبارگی‏ای نگار، از دست شوم» 

... و صدایی، تار و پور وجودم را لرزاند! گویا کسی مرا می‏خواند؛ آوایی روحانی که بر قلب ناآرامم، درمان و بر زانوان سست و ناتوانم، توان می‏بخشد!

 

«دل عاشق به پیغامی بسازد  خمار آلوده، با جامی بسازد» 

 

نوایی روح‏بخش، از گلدسته‏های باصلابت توحید برخاست و با حلاوت، بر دلم نشست: «حی علی الصلوة» «حی علی الصلوة». عزم رفتن کردم. دل به جذبه و عرفان حضرت دوست بستم، از قید و بندهای دست و پا گیر دنیا رستم و از قید علایق گسستم. باید دل را سلیم کرد تا به حق تسلیم نمود. باید از خود رهید تا از غربت، به قرب رسید. گویا قدم بر بال ملائک نهاده‏ام. از خاک تا افلاک پر گشوده‏ام. رو به سوی پاره‏ای از آسمان کرده‏ام که از گوشه گوشه‏اش، شمیم معطر بهشتی به مشام می‏رسد.

 

«در بادیه وصال آن شهره نگار  جانبازانند، عاشقان رخ یار 

ماننده منصور انا الحق گویان  در هر کنجی هزار سر بر سر دار» 

 

اینجا کجاست؟

 

مسجدی در کوی یار، قبله‏اش ابروی دلدار و سنگ بنایش محبت رسول پروردگار و علی، حیدر کرار.

 

سرایی ساده و بی‏ریا، صمیمی و دلربا، با گلدسته‏های فیروزه‏ای که سرفرازانه، سر بر آسمان نیلی یگانگی می‏سایند و عاشقانه، تسبیح و تنزیه حق جل جلاله را می‏سرایند!

 

اینجا قطعه‏ای از بهشت است؛ جایی که یادآور نخستین سرای سفیر عشق و دوستی، حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که نخستین رسالتش هنگام ورود به مدینه منوره، اقدام به بنای این جایگاه والا و مقدس بود، تا عاشقان دلباخته، پروانه‏وار، پیرامون شمع تابان وجودش گرد آمده و از پرتو آفتاب رحمانی مستفیض شود. مسجد، یادآور میعادگاه بزرگ‏مرد تاریخ، اول مظلوم عالم، امیر ولایت و مظهر عدالت، علی علیه‏السلام است که با علم و آگاهی، در محراب آسمانی عشق، قامتِ سپید دیدار بست و در سجده سبز خویش، سجاده آبی ایمان و سیمای آفتابی قرآن را به خون سرخ، گلگون کرده، عاشقانه به دیدار یار شتافت.

 

صدای تکبیر مؤذن، یادآور بلال است و دیار مدینه.

 

لحظه، لحظه جاودانه حضور و حضوری جاودان است؛ نیت، نیت عشقبازی با آن دلبر یگانه مهربان و وضو، دست شستن از بیگانگان.

 

خالصانه قدم در سرای پر محبت دوست می‏نهی و در قبله، جز رخ زیبای دلدار نمی‏بینی. اینجا چشم‏ها عیان می‏بینند و گوش‏ها، فقط حقیقت را می‏شنوند و دل‏ها به راستی گواهی می‏دهند!

 

در قنوت تمنا، دست از دو عالم فرو می‏شویی و قرب دوست را می‏جویی. چشم از اغیار فرو می‏بندی تا دیدگانت به رخ یار، باز شود؛ تا نمازت نردبانی شود برای رسیدن به آسمان‏ها و رهایی از خاک.

 

«نردبان‏هایی است پنهان در جهان  پایه پایه تا عنان آسمان» 

 

خداوندا! به حق سرور آزادگان دو عالم، حضرت سیدالشهدا علیه‏السلام ، همواره آزادگی را بر بندگی و ایمان را بر بی‏ایمانی غلبه بخش.

 

مهمان خداوند

امیر اکبرزاده

دری به روی تو گشوده شده است. این خانه، همیشه میزبان قدم‏های توست.

 

این خانه، همیشه میزبان دل‏تنگی‏های تو است.

 

این خانه، خانه خداست و تو مهمان خداوندی. مسجد پناهگاه امن دل‏تنگی‏هاست؛

 

تکه‏ای از بهشت است بر روی زمین. خشت خشت آن را با نور بنا کرده‏اند. مسجد، قرارگاه دل‏های پریشان است؟

 

پلی است برای بی‏واسطه به خدا رسیدن. مسجد، دارالمؤمنین امت و قبله‏گاه دل‏های عاشق. مسجد، قطب‏نمایی است که جز سمت رستگاری را نشان نمی‏دهد. فرشتگان مقرّب درگاه الهی، بال می‏گسترانند بر درگاه مساجد تا خاک پای مهمانان را توتیای چشمان فلک کنند. مسجد، قرارگاه نزول آیات رحمت است بر دل‏های مشتاق.

 

مساجد، هنوز در خاطرات خویش، به یاد می‏آورند صدای اذانی را که از حنجره علی علیه‏السلام به گوش می‏رسید. مساجد، خانه‏های خداوندند بر زمین؛ خانه‏هایی که میزبان بنده‏های دلداده‏اند.

 

... و تو وارد می‏شوی به بهترین خانه‏ای که انتظارت را می‏کشد و بر سر خوان سخاوت کسی می‏نشینی که خانه‏اش سرپناه، برای توست.

 

جلوه عشق

الهه قربانی

مسجد، ای جلوه عشق خدایی!

 

سوی تو می‏آیم

 

سرشار از نغمه الهی

 

می‏راند دست غیبی، بلم کوچک زندگی‏ام را

 

به ساحل بی‏کران امن و رهایی!

 

مسجد، ای جاری همیشه! چه زلال، چه باشکوه و سرافرازی!

 

زلالی چون چشمه‏سار!

 

باشکوهی چون گلزار!

 

سرافرازی چون کوهسار!

 

گسترده‏ای بزم عشق، بر مستان روزگار!

 

مسجد، ای تجلی عشق جلی بر نبی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله !

 

سوی تو می‏آیم فارغ از اغلال زمینی

 

و سوار بر بال ملائک بهشتی

 

مشتاقانه سوی تو پر می‏کشم به فضیلت‏های معنوی

 

سوی تو می‏آیم؛

 

همچون قطره‏ای که عاشق رسیدن به دریاست

 

در هر گوشه از بهشتت، پرتو خدا پیداست.

 

تو جلوه‏گاه روی دوستی

 

تو آرامشی

 

بیا به مسجد برویم؛ که حرم امن یار است

 

و معبد عاشقان دلدار

 

بیا به مسجد برویم...!

 

تا رسیدن

فاطمه عبدالعظیمی

گام برمی‏داری به سمت خانه خدا.

 

به تپش می‏افتد ضربان‏های بی‏قراری‏ات.

 

از خود بی‏خود می‏شوی؛ به هیچ چیز فکر نمی‏کنی؛ جز رسیدن.

 

بال‏هایت سیمرغ‏گونه به سمت قاف حرکت می‏کنند.

 

آسمان، در چشم‏هایت خلاصه می‏شود.

 

سجاده‏ات را در دشت وسیع عبادت می‏گسترانی.

 

الله اکبر؛ الله اکبر.

 

زمزمه‏هایت، شیرین‏تر از همیشه، نزدیک می‏کند تو را به خدا.

 

بالا می‏روی؛ بالاتر.

 

چیزی به رسیدن نمانده است.

 

از زمین جدا می‏شوی، شبیه جدا شدن ریشه درختی.

 

دوباره بالا می‏روی.

 

ابرها را با تمام وجود حس می‏کنی.

 

آسمان، چکه می‏کند به روی گونه‏هایت

 

و تو هنوز بالا می‏روی.

 

صدای آشنایی به گوشت می‏رسد،

 

خوش آمدی. به خانه امن عبادت!

 

رسیدی؛ با گام‏های اراده‏ات.

 

مسجد از حضور تو سرشار شده است و به خودش می‏بالد.

 

خانه دل

یاسر بدیعی

در کوچه پس کوچه‏های محله عشق؛ آن‏سوتر از طاق کبود بازارچه، قامت سروی است برافراشته بر آسمان نیلی شهر؛ از بلندای آن، ندایی برخاسته است.

 

دل‏نشین، نشسته بر جان‏های خسته از خاک که به شوق بوییدن گل، رخ می‏شویند، با شبنم نمناک، وضو می‏گیرند و با قلبی سرشار از نیاز، به سوی نماز می‏شتابند.

 

به کنار گلدسته‏های نیلوفری، نگینی است درخشان بر بام خانه عشق که کبوتران سپیدبال را سر سفره بی‏آلایش خویش میهمان می‏کند و زیر آن گنبد کبود، دل‏هایی است به زلالی آب و پاکی رود، به دعوت ندای ملکوتی مؤذن برای تسلیم در برابر معبود تنگاتنگ یکدیگر ایستاده‏اند و قامت بسته‏اند به ستون سبز نماز.

 

چه زیباست ترنم دل‏نشین «اللّه‏ اکبر»، بر بلندای آسمان خانه عشق! چه زیباست ساقه نیلوفری قنوت که از دستان نمازگزاران، به اوج نیاز می‏رسند و در لحظه‏ای بعد، بر خاک خلقت بوسه می‏زنند.

 

اینجا همه نور است و سرور. اینجا خانه دل است و خانه حضور.

 

اینجا مسجد است؛ خانه پاکان، خانه خدا... .

 

دعوت سبز

الهه قربانی

به میهمانی نور می‏روم

 

جشن آینه‏هاست.

 

قلبم به رنگ عشق...

 

و دستانم

 

از تمنا لبریز...

 

به قصر بلوری آیات

 

پرده‏هایی از یاس

 

فرش‏ها جنس شفق

 

سقف تا نور خدا در پیوند...

 

از شوق

 

قلبم پروانه می‏شود...

 

و احساسم

 

دو بال فرشته...

 

در گلو

 

غنچه‏های راز می‏شکفند

 

تا در حضور

 

هدیه سازند...

 

به میهمانی نور می‏روم

 

به مسجد...

 

از آسمان،

 

مرا فرا می‏خوانند

 

گل‏واژه‏های عشق...

 

و من

 

به صد سکوت،

 

پاسخ می‏دهم: «لبیک؛ اللهم لبیک»

 

جاری بهار...

الهه قربانی

باز هم دل را بهاری کرده‏ای

 

سینه را آیینه‏کاری کرده‏ای

 

از فراز دلنواز مأذنه

 

چشمه توحید جاری کرده‏ای

 

سینه را گاهی سکون بخشیده‏ای

 

گاه غرق بی‏قراری کرده‏ای

 

دست دل شویم همه اغیار را

 

بس مرا احسان و یاری کرده‏ای

 

چشم باران روشن از دریای تو

 

باز هم دل را بهاری کرده‏ای

نماز از دیدگاه قرآن 2

 

2 - پاسداشت‏حریم نماز

دیگر وظیفه مؤمنان در قبال نماز پاسداشت‏حریم نماز است; نیکوداشت نماز جایگاه ویژه‏ای در زندگی برای آن قائل بودن، به جای آوردن آن با آداب واجب و مستحب از مصادیق آن است . نگهداری

 

حریم نماز نقطه مقابل استخفاف است; یعنی سبک شمردن نماز و شان و منزلتی برای آن ندیدن! که امام صادق (ع) فرمود: «ان شفاعتنا لن‏تنال مستخفا بالصلوة‏» . (26) که ترجمه آن این دو بیت است:

 

گویم ز امام صادق این طرفه حدیث

 

تا شیعه او به لوح دل بنگارد

 

فرمود که بر شفاعت ما نرسد

 

هر کس که نماز را سبک بشمارد

 

قرآن کریم از این «حریم نگهداری‏» ، تعبیر به حفظ کرده است:

 

«حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی . . . ; (27) در انجام همه نمازها و نماز وسطی کوشا و مراقب باشید» . در این آیه بر مراقبت همه نمازها، به ویژه نماز وسطی تاکید شده است . این که «صلوة‏وسطی‏» کدام است؟ اقوال گوناگونی بین مفسران هست، (28) نماز ظهر، نماز عصر، نماز مغرب، نماز عشا، نماز صبح، نماز جمعه، نماز شب، نماز وتر و . . . اینها برخی از اقوالی است که در مصداق «صلوة وسطی‏» گفته شده است، ولی با توجه به شان نزول آیه بعید نیست که مقصود از آن نماز ظهر باشد . در شان نزول آیه آمده است: جمعی از منافقان به بهانه گرمی هوا در نماز جماعت ظهر شرکت نمی‏کردند و این سبب شده بود که از جمعیت نماز جماعت پیامبر (ص) کاسته شود تا جایی که گاه پشت‏سر پیامبر یک صف یا دو صف بیشتر نبود . آیه شریفه تذکر به مؤمنان است که حریم نماز را نگهدارید و با ترک جماعت‏حریم این عبادت بزرگ را نشکنید . (29)

 

در سه آیه از قرآن نیز «محافظت‏بر نماز» از ویژگی‏های مؤمنان شمرده شده است:

 

«والذین هم علی صلواتهم یحافظون; (30) مؤمنان کسانی‏اند که بر نمازهای خویش مراقب‏اند» .

 

راغب در معنای حفظ گوید: «ثم یستعمل فی کل تفقد و تعهد و رعایة . . .» . (31)

 

این واژه در مورد تفقد، پیمان داری و مراقبت‏به کار می‏رود .

 

3 - کمک گرفتن از نماز

انسان در زندگی مادی بدون تردید در تنگنا قرار می‏گیرد، امکانات و توان انسان محدود است و مشکلات بسیار، بدون پشتوانه نمی‏توان زندگی کرد . آنان که مادی می‏اندیشند، فقط به پشتوانه‏های مادی فکر می‏کنند، ولی آنان که الهی فکر می‏کنند پیوسته با پشتوانه‏های معنوی خود را از بن بست می‏رهانند . از این دست پشتوانه‏ها نماز است . نماز، جلوه برجسته یاد خداست و «دل آرام گیرد ز یاد خدای «الا بذکر الله تطمئن القلوب‏» . (32)

 

«واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین; (33) از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و کنترل هوس‏های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این کار جز برای خاشعان سنگین است‏» .

 

بر این اساس است که در روایات فراوانی آمده است که وقتی پیامبر (ص) یا امام علی (ع) با مشکلی رو به رو می‏شدند به نماز روی می‏آوردند . (34) امام صادق (ع) فرمود: مستند این کار همین آیه شریفه است . (35)

 

از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: چه مانعی دارد وقتی که با

 

غمی از غم‏های دنیا رو به رو می‏شوید وضو گرفته به مسجد بروید، دو رکعت نماز بخوانید و در نماز دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده: «واستعینوا بالصبر والصلوة‏» . (36)

 

و بی‏تردید استوارترین پشتوانه در زندگی همین است و بس، دیگر پشتوانه‏ها سست است و غیر قابل اعتماد:

 

«مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون; (37) کسانی که غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، همچون عنکبوت‏اند که خانه‏ای برای خود انتخاب کرده و سست‏ترین خانه‏ها خانه عنکبوت است; اگر می‏دانستند!»

 

«هر حیوان و حشره‏ای برای خود خانه و لانه‏ای دارد اما هیچ یک از این خانه‏ها به سستی خانه عنکبوت نیست . اصولا خانه باید دیوار، سقف، و دری داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ کند، طعمه و غذا و نیازهای او را در خود نگه دارد، بعضی خانه‏ها سقف ندارند، اما لااقل دیواری دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنکبوت که از تعدادی تارهای بسیار نازک ساخته شده نه دیواری دارد، نه سقفی، نه حیاطی و نه دری . اینها همه از یک سو .

 

از سوی دیگر مصالح آن به قدری سست و بی‏دوام است که در برابر هیچ حادثه‏ای مقاومت نمی‏کند، اگر نسیم ملایمی بوزد تار و پودش را درهم می‏ریزد . اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشی می‏کند . کمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش می‏سازد، حتی اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره می‏شود و از سقف خانه آویزان می‏گردد . معبودهای دروغین این گروه نه سودی دارد و نه زیانی نه مشکلی را حل می‏کند و نه در روز بیچارگی پناهگاه کسی هستند» . (38)

 

آری فقط او پناه‏گاه است و بس!

 

4 - امر به نماز

دیگر وظیفه در قبال نماز «امر» به آن است . امر به معروف از فرایض بزرگ مکتب ماست و برترین معروف‏ها نماز است . معروفی که اگر در جامعه آن گونه که دین خواسته مطرح باشد، ریشه بسیاری از منکرات خشکانده می‏شود از ویژگی‏های مردان خدا آن است که «امر» به نماز دارند . قرآن کریم در مورد حضرت اسماعیل صادق الوعد (که این غیر از اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم است (39) ) می‏فرماید:

 

«. . . و کان یامر اهله بالصلوة والزکوة . . . ; (40) و این پیامبر پیوسته خاندان خود را امر به نماز و زکات می‏کرد . . .» .

 

و در مورد دیگر خطاب به پیامبر (ص) می‏خوانیم:

 

«و امر اهلک بالصلوة واصطبر علیها . . . ; (41) و خانواده خود را به نماز دستور ده و بر انجام آن شکیبا باش . . .» .

 

در این دو آیه بر «امر» اهل به نماز تاکید ویژه است، چرا که اصلاح بنیان خانواده زیربنای سایر اصلاحات است . اگر خانواده‏ها، الهی شدند جامعه الهی خواهد شد . بر این اساس است که در دو آیه فوق سخن از امر کردن خانواده به نماز است و این در حقیقت راهی برجسته برای نجات خانواده از آتش است همان که در آیه شش سوره تحریم آمده است:

 

«یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة . . . ; ای کسانی که ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‏ها و سنگ‏هاست نگه دارید» .

 

از این آیه می‏توان رسالت‏سنگین پدر و مادر را در تربیت معنوی فرزندان استفاده کرد .

 

در روایتی از پیامبر گرامی اسلام می‏خوانیم:

 

«الا کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته فالامیر علی الناس راع و هو مسؤول عن رعیته والرجل راع علی اهل بیته و هو مسؤول عنهم فالمرئة راعیة علی اهل بیت‏بعلها و ولده و هی مسؤولة عنهم الا فکلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته; (42) بدانید همه شما نگهبانید و همه در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید . امیر و رئیس حکومت اسلامی نگهبان مردم است و در برابر آنها مسؤول است مرد نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسؤول، زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسؤول می‏باشد . بدانید همه شما نگهبانید و همه شما در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید» .

 

اینها برخی از وظایفی بود که ما در قبال نماز - این امانت‏بزرگ الهی - داریم امید که امانت‏داری شایسته باشیم و در انجام وظایف خویش کوتاهی نکنیم .

 

پی‏نوشت‏ها:

 

1) ابراهیم (14) آیه‏40 .

 

2) طه (20) آیه‏14 .

 

3) مریم (19)، آیه‏31 .

 

4) از جمله بقره (2) آیه 83 و مائده (5) آیه 12 و . . . .

 

5) این برداشت در مواردی از تفسیر ارزشمند المیزان آمده است . از جمله ج‏9، ص‏328; ج‏15، ص‏127 و ج‏15، ص‏340، (چاپ بیروت) .

 

6) بقره (2) آیه 3; انفال (8)، آیه 3; رعد (13) آیه‏22; لقمان (31) آیه‏3 و حج (22) آیه‏35 و . . . .

 

7) توبه (9) آیه‏5 .

 

8) همان، آیه‏11 .

 

9) المفردات فی غریب القرآن، ص‏418، (کتاب‏فروشی مرتضوی تهران) .

 

10) نساء (4) آیه 142 .

 

11) توبه (9) آیه 54 .

 

12) اصول کافی، جلد دوم، ص‏396 (باب ضعة النفاق والمنافق حدیث‏3) .

 

13) ماعون (107) آیه 4 و 5 .

 

14) مجمع البیان، ج‏10، ص‏548 و کنزالدقائق، ج‏15، ص‏498 (با تصحیح حاج آقا مجتبی عراقی) .

 

15) تفسیر القمی، ج‏2، ص‏444 و کنز الدقائق، ج‏15، ص‏497 .

 

16) الخصال، ج‏2، ص‏621 . (حدیث اربعماة) و کنزالدقائق، ج‏15، ص‏497 .

 

17) نساء (4) آیه‏43 .

 

18) علل الشرائع، ج‏2، ص‏47 و کنزالدقائق، ج‏2، ص‏446 .

 

19) مؤمنین (23) آیه 2 .

 

20) المصباح المنیر، ص‏170 .

 

21) مجمع البیان، ج‏7، ص‏99; انوار التنزیل بیضاوی، ج‏3، ص‏159 و کنزالدقائق، ، ج‏7، ص‏559 .

 

22) معارج (70) آیه‏22 .

 

23) اصول کافی، ج‏2، ص‏82، (چاپ آخوندی) .

 

24) حج (22) آیه 41 .

 

25) آشنایی با قرآن، سوره‏های حمد و بقره، ص‏67 و 68 .

 

26) بحارالانوار، ج‏82، ص‏235 .

 

27) بقره (2) آیه 238 .

 

28) در تفسیر مجمع البیان شش قول، در تفسیر فخر رازی هفت قول، در تفسیر قرطبی ده قول، در تفسیر روح المعانی سیزده قول نقل شده است! !

 

29) تفسیر مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏342 .

 

30) انعام (6) آیه 92; معارج (70) آیه‏34 و مؤمنون (23) آیه‏9 .

 

31) المفردات فی غریب القرآن، ص‏124 .

 

32) رعد (13) آیه‏28 .

 

33) بقره (2) آیه 45 .

 

34) مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏217 .

 

35) فروع کافی، ج‏3، ص‏480 .

 

36) تفسیر مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏217 .

 

37) عنکبوت (

 

29) آیه 41 .

 

38) تفسیر نمونه، ج‏16، ص‏277 و 288 .

 

39) تفسیر البرهان، ج‏3، ص‏15 .

 

40) مریم (19) آیه 55 .

 

41) طه (20) آیه 132 .

 

42) مجموعه ورام، ج‏1، ص‏6 .

نماز از دیدگاه قرآن 2

3 - کمک گرفتن از نماز

انسان در زندگی مادی بدون تردید در تنگنا قرار می‏گیرد، امکانات و توان انسان محدود است و مشکلات بسیار، بدون پشتوانه نمی‏توان زندگی کرد . آنان که مادی می‏اندیشند، فقط به پشتوانه‏های مادی فکر می‏کنند، ولی آنان که الهی فکر می‏کنند پیوسته با پشتوانه‏های معنوی خود را از بن بست می‏رهانند . از این دست پشتوانه‏ها نماز است . نماز، جلوه برجسته یاد خداست و «دل آرام گیرد ز یاد خدای «الا بذکر الله تطمئن القلوب‏» . (32)

 

«واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین; (33) از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و کنترل هوس‏های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این کار جز برای خاشعان سنگین است‏» .

 

بر این اساس است که در روایات فراوانی آمده است که وقتی پیامبر (ص) یا امام علی (ع) با مشکلی رو به رو می‏شدند به نماز روی می‏آوردند . (34) امام صادق (ع) فرمود: مستند این کار همین آیه شریفه است . (35)

 

از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: چه مانعی دارد وقتی که با

 

غمی از غم‏های دنیا رو به رو می‏شوید وضو گرفته به مسجد بروید، دو رکعت نماز بخوانید و در نماز دعا کنید، زیرا خداوند دستور داده: «واستعینوا بالصبر والصلوة‏» . (36)

 

و بی‏تردید استوارترین پشتوانه در زندگی همین است و بس، دیگر پشتوانه‏ها سست است و غیر قابل اعتماد:

 

«مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون; (37) کسانی که غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، همچون عنکبوت‏اند که خانه‏ای برای خود انتخاب کرده و سست‏ترین خانه‏ها خانه عنکبوت است; اگر می‏دانستند!»

 

«هر حیوان و حشره‏ای برای خود خانه و لانه‏ای دارد اما هیچ یک از این خانه‏ها به سستی خانه عنکبوت نیست . اصولا خانه باید دیوار، سقف، و دری داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ کند، طعمه و غذا و نیازهای او را در خود نگه دارد، بعضی خانه‏ها سقف ندارند، اما لااقل دیواری دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنکبوت که از تعدادی تارهای بسیار نازک ساخته شده نه دیواری دارد، نه سقفی، نه حیاطی و نه دری . اینها همه از یک سو .

 

از سوی دیگر مصالح آن به قدری سست و بی‏دوام است که در برابر هیچ حادثه‏ای مقاومت نمی‏کند، اگر نسیم ملایمی بوزد تار و پودش را درهم می‏ریزد . اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشی می‏کند . کمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش می‏سازد، حتی اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره می‏شود و از سقف خانه آویزان می‏گردد . معبودهای دروغین این گروه نه سودی دارد و نه زیانی نه مشکلی را حل می‏کند و نه در روز بیچارگی پناهگاه کسی هستند» . (38)

 

آری فقط او پناه‏گاه است و بس!

 

4 - امر به نماز

دیگر وظیفه در قبال نماز «امر» به آن است . امر به معروف از فرایض بزرگ مکتب ماست و برترین معروف‏ها نماز است . معروفی که اگر در جامعه آن گونه که دین خواسته مطرح باشد، ریشه بسیاری از منکرات خشکانده می‏شود از ویژگی‏های مردان خدا آن است که «امر» به نماز دارند . قرآن کریم در مورد حضرت اسماعیل صادق الوعد (که این غیر از اسماعیل فرزند حضرت ابراهیم است (39) ) می‏فرماید:

 

«. . . و کان یامر اهله بالصلوة والزکوة . . . ; (40) و این پیامبر پیوسته خاندان خود را امر به نماز و زکات می‏کرد . . .» .

 

و در مورد دیگر خطاب به پیامبر (ص) می‏خوانیم:

 

«و امر اهلک بالصلوة واصطبر علیها . . . ; (41) و خانواده خود را به نماز دستور ده و بر انجام آن شکیبا باش . . .» .

 

در این دو آیه بر «امر» اهل به نماز تاکید ویژه است، چرا که اصلاح بنیان خانواده زیربنای سایر اصلاحات است . اگر خانواده‏ها، الهی شدند جامعه الهی خواهد شد . بر این اساس است که در دو آیه فوق سخن از امر کردن خانواده به نماز است و این در حقیقت راهی برجسته برای نجات خانواده از آتش است همان که در آیه شش سوره تحریم آمده است:

 

«یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس والحجارة . . . ; ای کسانی که ایمان آورده‏اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان‏ها و سنگ‏هاست نگه دارید» .

 

از این آیه می‏توان رسالت‏سنگین پدر و مادر را در تربیت معنوی فرزندان استفاده کرد .

 

در روایتی از پیامبر گرامی اسلام می‏خوانیم:

 

«الا کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته فالامیر علی الناس راع و هو مسؤول عن رعیته والرجل راع علی اهل بیته و هو مسؤول عنهم فالمرئة راعیة علی اهل بیت‏بعلها و ولده و هی مسؤولة عنهم الا فکلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته; (42) بدانید همه شما نگهبانید و همه در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید . امیر و رئیس حکومت اسلامی نگهبان مردم است و در برابر آنها مسؤول است مرد نگهبان خانواده خویش است و در مقابل آنها مسؤول، زن نیز نگهبان خانواده شوهر و فرزندان است و در برابر آنها مسؤول می‏باشد . بدانید همه شما نگهبانید و همه شما در برابر کسانی که مامور نگهبانی آنها هستید مسؤولید» .

 

اینها برخی از وظایفی بود که ما در قبال نماز - این امانت‏بزرگ الهی - داریم امید که امانت‏داری شایسته باشیم و در انجام وظایف خویش کوتاهی نکنیم .

 

پی‏نوشت‏ها:

 

1) ابراهیم (14) آیه‏40 .

 

2) طه (20) آیه‏14 .

 

3) مریم (19)، آیه‏31 .

 

4) از جمله بقره (2) آیه 83 و مائده (5) آیه 12 و . . . .

 

5) این برداشت در مواردی از تفسیر ارزشمند المیزان آمده است . از جمله ج‏9، ص‏328; ج‏15، ص‏127 و ج‏15، ص‏340، (چاپ بیروت) .

 

6) بقره (2) آیه 3; انفال (8)، آیه 3; رعد (13) آیه‏22; لقمان (31) آیه‏3 و حج (22) آیه‏35 و . . . .

 

7) توبه (9) آیه‏5 .

 

8) همان، آیه‏11 .

 

9) المفردات فی غریب القرآن، ص‏418، (کتاب‏فروشی مرتضوی تهران) .

 

10) نساء (4) آیه 142 .

 

11) توبه (9) آیه 54 .

 

12) اصول کافی، جلد دوم، ص‏396 (باب ضعة النفاق والمنافق حدیث‏3) .

 

13) ماعون (107) آیه 4 و 5 .

 

14) مجمع البیان، ج‏10، ص‏548 و کنزالدقائق، ج‏15، ص‏498 (با تصحیح حاج آقا مجتبی عراقی) .

 

15) تفسیر القمی، ج‏2، ص‏444 و کنز الدقائق، ج‏15، ص‏497 .

 

16) الخصال، ج‏2، ص‏621 . (حدیث اربعماة) و کنزالدقائق، ج‏15، ص‏497 .

 

17) نساء (4) آیه‏43 .

 

18) علل الشرائع، ج‏2، ص‏47 و کنزالدقائق، ج‏2، ص‏446 .

 

19) مؤمنین (23) آیه 2 .

 

20) المصباح المنیر، ص‏170 .

 

21) مجمع البیان، ج‏7، ص‏99; انوار التنزیل بیضاوی، ج‏3، ص‏159 و کنزالدقائق، ، ج‏7، ص‏559 .

 

22) معارج (70) آیه‏22 .

 

23) اصول کافی، ج‏2، ص‏82، (چاپ آخوندی) .

 

24) حج (22) آیه 41 .

 

25) آشنایی با قرآن، سوره‏های حمد و بقره، ص‏67 و 68 .

 

26) بحارالانوار، ج‏82، ص‏235 .

 

27) بقره (2) آیه 238 .

 

28) در تفسیر مجمع البیان شش قول، در تفسیر فخر رازی هفت قول، در تفسیر قرطبی ده قول، در تفسیر روح المعانی سیزده قول نقل شده است! !

 

29) تفسیر مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏342 .

 

30) انعام (6) آیه 92; معارج (70) آیه‏34 و مؤمنون (23) آیه‏9 .

 

31) المفردات فی غریب القرآن، ص‏124 .

 

32) رعد (13) آیه‏28 .

 

33) بقره (2) آیه 45 .

 

34) مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏217 .

 

35) فروع کافی، ج‏3، ص‏480 .

 

36) تفسیر مجمع البیان، ج‏1 - 2، ص‏217 .

 

37) عنکبوت (

 

29) آیه 41 .

 

38) تفسیر نمونه، ج‏16، ص‏277 و 288 .

 

39) تفسیر البرهان، ج‏3، ص‏15 .

 

40) مریم (19) آیه 55 .

 

41) طه (20) آیه 132 .

 

42) مجموعه ورام، ج‏1، ص‏6 .

سخنان معصومان (نماز وسیله تقرب)

 

«ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس ایها الناس قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم‏» (1)

 

وقت هر نمازی که فرا می‏رسد فرشته‏ای به مردم می‏گوید: ای مردم! برخیزید آن آتشهایی که پشت‏سر خود روشن کرده‏اید با نماز خاموش کنید .

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:

 

«ظهورکم ثقیلة من اوزارکم فخففوا عنها بطول سجودکم‏» (2)

 

پشتهای شما از بار گناه سنگین شده است، آن‏ها را با سجده‏های طولانی سبک کنید .

 

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:

 

«واعلموا ان الله تعالی اقسم بعزته ان لا یعذب المصلین والساجدین و لا یروعهم بالنار یوم یقوم الناس لرب العالمین‏» (3)

 

خدای سبحان به عزت خویش قسم یاد کرده که نمازگزاران و سجده‏کنندگان را به آتش نسوزاند و آنان را نترساند، روزی که همه گرفتار ترسند نمازگزاران و اهل سجده نمی‏ترسند . زیرا صدای آتش جهنم را نمی‏شنوند .

 

علی علیه السلام :

 

«المنتظر وقت الصلوة بعد الصلوة من زوار الله عزوجل، و حق علی الله تعالی ان یکرم زائره و ان یعطیه مما سئل‏» (4)

 

کسی که پس از نمازی به انتظار وقت نماز دیگر بنشیند، زوار خدا محسوب شود و بر خدا لازم است که زوارش را احترام کند و حاجتش را برآورد .

 

علی علیه السلام :

 

«تکاسل المرء فی الصلوة من ضعف الایمان‏» (5)

 

کسالت و بی‏حالی در نماز از ضعف ایمان است .

 

علی علیه السلام :

 

«نور قلبک بالصلوة فی الظلم‏» (6)

 

دل را با نماز در تاریکی روشن کن .

 

علی علیه السلام :

 

«نور المؤمن من قیام اللیل‏» (7)

 

نور مؤمن از نماز شب است .

 

علی علیه السلام :

 

«اختبروا شیعتی بخصلتین فان کانتا فیهم فهم شیعتی، محافظتهم علی اوقات الصلوة و مواساتهم مع اخوانهم المؤمنین بالمال، فان لم یکونا اعزب ثم اعزب‏» (8)

 

نشانه شیعه دو چیز است که به آنها آزمایش شود: مراقبت از وقت نماز [که از اول وقت تاخیر نیفتد] و در میان نهادن مال با برادران ایمانی، اگر این دو خصلت در کسی نبود از او بگریز، باز هم از او بگریز .

 

علی علیه السلام :

 

«و لا یقومن احدکم فی الصلوة متکاسلا و لا ناعسا» (9)

 

با کسالت و چرت به نماز نایستید .

 

علی علیه السلام :

 

«و لایفکرن فی نفسه فانه بین یدی ربه عزوجل و انما للعبد من صلوته ما اقبل علیه منها بقلبه‏» (10)

 

در نماز به فکر خود نباشید که بنده در آن حال برابر خدای عزوجل ایستاده و سهم او از نماز مقداری است که حضور قلب دارد .

 

علی علیه السلام :

 

«الصلوة قربان کل تقی‏» (11)

 

نماز مایه تقرب پرهیزکاران است .

 

علی علیه السلام :

 

«لیس عمل احب الی الله عزوجل من الصلوة، فلایشغلنکم عن اوقاتها شی‏ء عن امور الدنیا، فان الله عزوجل ذم اقواما فقال: الذینهم عن صلوتهم ساهون یعنی انهم غافلون استهانوا باوقاتها» (12)

 

هیچ کاری نزد خدا محبوب‏تر از نماز نیست، هیچ کار دنیا شما را از نماز به وقت‏باز ندارد که خداوند گروهی را مذمت کرده که از نماز سهو می‏کنند، یعنی غافل می‏شوند و وقت نماز را سبک می‏گیرند .

 

علی علیه السلام :

 

«من اتی الصلوة عارفا بحقها غفر الله له‏» (13)

 

هر که نماز بخواند و حق او را بشناسد خدا وی را بیامرزد .

 

پی‏نوشت‏ها:

 

1) من لایحضره الفقیه، ج‏1، ص‏208 .

 

2) بحار، ج‏93، ص‏357 .

 

3) اربعین شیخ بهایی، حدیث 9 .

 

4) خصال، باب الثلاثه، ح‏127 .

 

5) مواعظ العددیه، ص‏21 .

 

6) مواعظ العددیه، ص‏24 .

 

7) مواعظ العددیه، ص‏24 .

 

8) مواعظ العددیه، ص‏58 .

 

9) بحارالانوار، ج‏84، ص‏239 .

 

10) وسائل الشیعه، ج‏4، ص‏687 .

 

11) کلمات قصار، 136 .

 

12) مواعظ العددیه .

 

13) بحارالانوار، ج‏82، ص‏208 .

 



نماز، بهترین عمل

پیامبر اسلام صلی‏اللّه علیه و آله وسلّم:

 

«احب الاعمال الی اللّه الصّلاة لوقتها»

 (کنزالعمال، ج 7، حدیث18897)

 محبوب‏ترین کارها نزد خداوند، نماز در وقت آن (اول وقت) است.

 

 

پیامبر اسلام صلی‏اللّه علیه و آله وسلّم:

«لیس منّی من استخفّ بصلاته»

(بحارالانوار، ج 82، ص 224)

هر کس نمازش را سبک بشمارد از من نیست.

 

 

پیامبر اسلام صلی‏اللّه علیه و آله وسلّم:

«صلاة الرّجل نورٌ فی قلبه فمن شاء فلینوّر قلبه»(کنزالعمّال، ج 7، ص 18973)

نماز هر شخصی، نوری در دل اوست، پس هر کس می‏خواهد، دلش را نورانی کند.

 

 

پیامبر اسلام صلی‏اللّه علیه و آله وسلّم:

«لکلّ شی‏ءٍ وجهٌ و وجه دینکم الصّلاة»

 

(فروع کافی، ج 3، ص 270)

 

 

پیامبر اسلام صلی‏اللّه علیه و آله وسلّم:

«لاتضیّعوا صلاتکم، فانّ من ضیّع صلاته حشره اللّه مع قارون و فرعون و هامان لعنهم اللّه و اخزاهم و کان حقّاً علی اللّه ان یدخله النّار مع المنافقین، فالویل لمن لم یحافظ صلاته»(بحارالانوار، ج 82، ص 202)

 

نماز خودتان را ضایع نکنید، هر کس نماز خویش را ضایع کند خداوند عزّ و جلّ او را با قارون و فرعون و هامان محشور می‏کند، خداوند به آنان لعنت کند و آنها را رسوا سازد، و بر خدا لازم است آنها را با منافقین در آتش داخل کند، پس وای بر کسی که مواظب نمازش نباشد.

 

 

پیامبر اسلام صلی‏اللّه علیه و آله وسلّم:

«ما من عبدٍ اهمّ بمواقیت الصّلاة و مواضع الشّمس الّا ضمنت له الرّوح عند الموت و انقطاع الهموم و الاحزان، و النّجاة من النّار».(امالی مفید، ص 88)

 

بنده‏ای نیست که اهتمام به وقتهای نماز و جایگاه خورشید(به همین منظور) داشته باشد جز آن که من (سه چیز را) برای او ضمانت می‏کنم: راحتی در هنگام مرگ، برطرف شدن غمها و اندوهها و نجات یافتن از آتش دورخ.

 

 

پیامبر اسلام صلی‏اللّه علیه و آله وسلّم:

«سوّوا بین صفوفکم و حاذوا بین مناکبکم لایستحوذ علیکم الشّیطان»

 

(وسایل الشیعه، ج 5، ص 472)

 

در نماز جماعت صف‏های خود را منظّم کنید و کتف‏ها را موازی هم قرار دهید، مبادا شیطان بر شما چیره شود.

 

 

امام علی علیه السلام:

«کان رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلّم لایؤثر علی الصّلاة عشاءً و لاغیر، و کان اذا دخل وقتها لایعرف اهلاً و لاحمیماً»

 

(مجموعه ورّام، ج 2،ص 78)

 

رسولخدا(ص) چنان بود که خوراک شب و هیچ چیز دیگری را بر نماز مقدّم نمی‏داشت و چنان بود که چون وقت نماز داخل می‏شد( به خاطر ادای نماز) گویا خانواده و دوستی را نمی‏شناخت.

 

 

امام حسن عسکری علیه السلام:

«انّ الوصول الی اللّه عزّ و جلّ سفرٌ لایدرک الّا بامتطاء اللّیل»

 

(بحارالانوار، ج 78، ص 379)

 

وصال خداوند عزّ و جلّ سفری است که جز با مرکب شب زنده داری به دست نمی‏آید.

 

نماز در سخنان معصومان (ع)

× رسول الله صلی الله علیه و آله: «ان عمود الدین الصلاة و هی اول ماینظر فیه من عمل ابن آدم فان صحت نظر فی عمله و ان لم تصح لم‏تنظر فی بقیة عمله‏» . (1)

 

همانا نماز ستون دین و اولین کردار انسان است که (در قیامت) مورد بررسی قرار می‏گیرد; پس اگر پذیرفته شد سایر اعمال نیز بررسی می‏شود و اگر پذیرفته نشد به سایر اعمال نیز رسیدگی نمی‏شود .

 

× رسول الله (ص) : «اول ما یحاسب به یوم القیامة الصلاة فمن اجاب فقد سهل علیه مابعده و من لم‏یجب فقد اشتد مابعده‏» . (2)

 

در روز رستاخیز، نخستین پرسشی که از انسان می‏شود نمازاست . اگر پاسخ دهد براو آسان می‏گیرند ولی اگر پاسخی ندهد براو سخت‏خواهندگرفت .

 

× رسول الله (ص) : «صلوا صلاتکم فی اول وقتکم فان الله عزوجل یضاعف لکم‏» . (3)

 

نماز را در اول وقت‏بخوانید تا خداوند پاداش شما را دو برابر کند .

 

× رسول الله (ص) : «من صلی رکعتین و لم‏یحدث فیهما نفسه بشی‏ء من امور الدنیا غفرالله ذنوبه‏» . (4)

 

هرکس دو رکعت نماز به جاآورد و در اندیشه امور دنیایی نباشد خداوند گناهانش را می‏بخشاید .

 

× رسول الله (ص) : «لاینال شفاعتی من استخف بصلاته و لایرد علی الحوض لا والله‏» . (5)

 

کسی که نمازش را کوچک بشمارد به خدا سوگند از شفاعت من برخوردار نمی‏شود و در حوض (کوثر) بر من وارد نمی‏گردد .

 

× امام علی علیه السلام: «لیس عمل احب الی الله عزوجل من الصلاة فلا یشغلنکم عن اوقاتها شی‏ء من امور الدنیا» . (6)

 

هیچ کرداری نزد خداوند دوست داشتنی‏تر از نماز نیست . مبادا امور دنیایی شما را از نماز اول وقت‏باز دارد .

 

× امام علی (ع) : «لو یعلم المصلی مایغشاه من جلال الله ماسره ان‏یرفع راسه من سجوده‏» . (7)

 

اگر نماز گزار می‏فهمید که شوکت و شکوه خداوند چگونه او را در بر گرفته، هرگز دوست نمی‏داشت که سرش را از سجده بلند کند .

 

× امام صادق (ع) : «علیک بالصلاة فان آخرما اوصی به رسول الله - (ص) - و حث علیه الصلاة‏» . (8)

 

نماز را پاس بدار زیرا آخرین سفارشی که پیامبر (ص) کرد و بر آن ترغیب نمود نماز بود .

 

× امام صادق (ع) : «احب الاعمال الی الله عزو جل الصلاة و هی آخر وصایا الانبیاء - علیهم‏السلام - » . (9)

 

نماز دوست داشتنی ترین کارها نزد خداوند و آخرین سفارش پیامبران است .

 

× امام صادق (ع) : «احب العباد الی الله عزو جل رجل صدوق فی حدیثه محافظ علی صلاته‏» . (10)

 

بهترین بندگان نزد خداوند انسان راستگویی است که نمازش را پاس می‏دارد .

 

× امام صادق (ع) : «رکعتان یصلیهما متعطر افضل من سبعین رکعة یصلیها غیرمتعطر . (11)

 

دو رکعت نماز با عطر زدن برتر از هفتاد رکعت نماز بدون استفاده از عطر است .

 

× امام صادق (ع) : «من صلی صلاة فریضة و عقب الی اخری فهو ضیف الله و حق علی الله ان یکرم ضیفه‏» . (12)

 

هرکس نماز واجبی را بخواند و در پی آن نماز دیگری را، نافله به جا آورد، پس او مهمان خداست و خداوند بر خود واجب نموده که مهمان خویش را گرامی بدارد .

 

× عنهم علیهم‏السلام: «صلاة رکعتین بتدبر خیر من قیام لیلة و القلب ساه‏» . (13)

 

دو رکعت نماز با اندیشیدن و تامل بهتر از شب زنده‏داری با قلب غافل است .

 

پی‏نوشت‏ها:

 

1) تهذیب ; ج 2 ، ص 237 ، ح 936 . 2) جامع الاخبار، ص 184، ح 450 .

 

3) معجم الکبیر، ج 17، ص 370 ، ح 1013 . 4) عوالی اللآلی، ج 1 ص 322 ، ح 59 .

 

5) کافی، ج 6 ، ص 400 ، ح 19 . 6) خصال ، ص 621 ، ح 10 .

 

7) خصال، ص 632، ح 10 . 8) قرب الاسناد، ص 36، ح 118 .

 

9) کافی ، ج 3 ، ص 264، ح 2 . 10) امالی صدوق ص 243، ح 8 .

 

11) ثواب الاعمال ، ص 62، ح 1 . 12) کافی، ج 3 ، ص 341 ح 3 .

 

13) عدة الداعی، 168 .

 

نماز شب و فضیلت آن

1. نماز شب و فضیلت آن

الف: از منظر آیات:

 در بین نوافع، نماز شب از فضیلت بیشتری برخوردار است و در قرآن درباره آن تأکید و سفارش بسیار شده است. خدای متعال به پیامبرش می‌فرماید: مقداری از شب را به تهجد بپرداز این برای تو مستحب است شاید خدا تو را به مقام برگزیده‌ای مبعوث گرداند [1]و در تعریف بندگان خاص الهی می‌گوید: کسانی که شب را برای پروردگارشان در حال سجده و قیام بیتوته می‌کنند [2]و در توصیف مؤمنین می فرماید: شبها پهلو از بستر خواب جدا کنند و با بیم و امید خدای را بخوانند و از آنچه به آنها دادیم انفاق کنند، پس کسی نمی‌داند چه نعمتهایی که موجب چشم روشنی آنها می‌شود و در پاداش اعمالشان ذخیره شده است [3]

ب: از منظر روایات: رسول خدا‌ (صلی الله علیه و آله) فرمود: خدای متعال به دنیا وحی کرد که خدمتگزارانت را به تعب بینداز و تارکین خودت را خدمت کن هنگامی که بنده خدا در تاریکی شب با پروردگارش خلوت و مناجات می‌کند خدا قلبش را نورانی می‌گرداند، وقتی می‌گوید: یارب یارب از جانب خدا گفته می‌شود: لبیک عبدی، هر چه می‌خواهی طلب کن تا عطا کنم و خدا به فرشتگانش گوید... شما شاهد باشید که بنده‌ام را آمرزیدم.[4]

و رسول خدا (ص) فرمود: اشراف امت من حاملین قرآن و شب زنده‌داران هستند [5]و هم فرمود: آن قدر جبرئیل درباره نماز شب به من سفارش کرد که گمان کردم نیکان امت من شب را نخواهند خوابید [6]و باز فرمود: دو رکعت نماز در وسط شب از دنیا و ما فیها نزد من محبوبتر است.[7]

 

آثار نماز شب در روایات:

 امام صادق (ع) فرمود: نماز شب صورت را زیبا و خلق را نیکو و انسان را خوشبو می‌کند، رزق را زیاد و قرض را ادا می‌کند و اندوه را برطرف می‌سازد و چشم را جلا می‌دهد. [8]پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمود: نماز شب وسیله‌ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملائکه، نماز شب سنت و روش پیامبران و نور معرفت و ریشه ایمان می‌باشد. بدن را آرامش می‌دهد و شیطان را خشمگین می‌کند سلاحی بر علیه دشمنان و وسیله‌ای است برای اجابت دعا و قبول شدن اعمال، روزی انسان را توسعه می‌دهد شفیع بین ملک الموت و نمازگزار می‌شود، چراغ و فرش قبر و جواب (دو فرشته) منکر و نکیر می‌باشد. در قبر تا قیامت مونس و زائر نمازگزار خواهد بود نماز بر سرش سایه می‌افکند، تاجی برسرش و لباسی بر بدنش می‌گردد، نور پیش رویش حائل بین او و آتش دوزخ خواهد بود، برای مؤمن حجتی است نزد خدا و وسیله سنگین شدن میزان اعمال و حکم عبور بر صراط و کلید بهشت می‌باشد زیرا نماز تکبیر است و حمد و ستایش و تسبیح و تمجید و تقدیس و تعظیم و قرائت و دعا و البته بهترین اعمال خواندن نماز در اول وقت آن است [9]

2 . کیفیت نماز شب

الف: وقت نماز شب: از نصف شب تا فجر صادق (اذان صبح) وقت نماز شب است و نماز شب در سحر از فضیلت بیشتری برخوردار است و تمام ثلث آخر شب سحر محسوب می‌شود و بهترین وقت سحر هم نزدیک فجر صادق است و بهتر از این آن است که نماز شب به تفریق خوانده شود چنانچه این سنت پیامبر (ص) بوده است (یعنی پشت سر هم نخواند و با فاصله بخواند)

ب:‌رکعات نماز شب:‌ 11 رکعت است که 8 رکعت آن (4 نماز دو رکعتی) به نیت نافله شب خوانده می‌شود که شکل آن مانند نماز صبح است [با این تفاوت که اولاً به نیت نافله شب می‌خواند و مستحب است و ثانیاً می‌تواند بلند یا آهسته بخواند] و بعد از آن 2 رکعت به نیت شفع می خواند و در آخر هم یک رکعت به نام وتر بجای می‌آورد.

ج: مستحب است که در قنوت نماز وتر 70 مرتبه "استغفرالله ربی و اتوب الیه" و برای 40 مؤمن دعا و استغفار کند مثلاً 1.اللهم اغفر الامام الخمینی2.اللهم اغفر آیت الله البروجردی3 اللهم اغفر شهید چمران و... و 300 مرتبه الهی العفو بگوید و هفت مرتبه "اللهم هذا مقام العائذ بک من النار"بخواند. البته اگر بعضی از اینها(70 مرتبه استغفار و یا دعا برای 40 مؤمن و یا 300 مرتبه العفو گفتن) را هم بخواند ایرادی ندارد.

و: چنانچه مقداری از نماز شب را خوانده باشد و اذان صبح (طلوع فجر) سر رسد می‌تواند بقیه نماز شب را هم به نیت اداء بخواند.

ه: اگر وقت کم باشد می‌تواند تنها شفع و وتر را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد تنها شفع را بخواند.

ج: خواندن دو رکعت نافله صبح از شفع و وتر افضل است.

د: برای عمل به اعمال مستحبی دیگر در نماز شب به کتب مبسوطه رجوع فرمائید.

(با استفاده از تحریر الوسیله ج 1 ص 123 حضرت امام خمینی ره و کتاب خودسازی (تزکیه و تهذیب نفس) آیت الله ابراهیم امینی ص 281 ـ 279).

[1]سوره اسراء، آیه 79

[2]سوره فرقان، آیه 64

[3]سوره سجده، آیه 16.

[4]بحار الأنوار ج 87 ص 139

[5]بحار ج 87 ص 138

[6]بحار ج 87 ص 130

[7]بحار ج 87 ص 148

[8]بحار ج 87 ص 153

[9]بحار الأنوار ج 87 ص 161، خودسازی تهذیب و تزکیه، ابراهیم امینی ص 279.

 

محبوبیت نماز شب

رسول خدا (ص):
دو رکعت نماز در دل شب پیش من از دنیا و آنچه در آن است محبوبتر است

بحارالانوار –ج87-ص148

قضای نماز شب

رسول خدا (ص):
خداوند به کسی که نماز شب ترک شده را در روز قضا کند ، افتخار می کند و می فرماید: ای فرشتگان من ! بنده من قضای چیزی را که من بر او واجب نکرده ام بجا می آورد ، شاهد باشید که من او را آمرزیدم

بحارالانوار –ج87-ص202

قنوت طولانی

آسوده ترین شما در توفقگاه قیامت کسی است که قنوت نماز وتر او طولانی باشد

بحارالانوار –ج87-ص202

زیور آخرت

امام صادق(ع):
ثروت و فرزندان ، زیور زندگی دنیایند و هشت رکعت نماز در آخر شب و یک رکعت نماز ( وتر) زیور آخرتند ، که گاهی خدا همه آن زیورها را برای عده ای جمع می کند

بحارالانوار –ج87-ص150

برتر از جهان

رسول اکرم (ص):
دو رکعت نمازی که انسان در دل آخر شب بخواند از دنیا و آنچه در آن است بهتر است
و اگر بر امتم دشوار نبود آن دو رکعت را بر آنان واجب می کردم

کنزالعمال
21405/7

یک رکعت

رسول اکرم (ص):
بر شما باد به نماز شب اگر چه یک رکعت باشد ، زیرا نماز شب انسان را از گناه باز می دارد و خشم پروردگار را ( نسبت به انسان) خاموش می کند و سوزش آتش را در قیامت از انسان دفع می کند

کنزالعمال
21431/7

نیت نماز شب

رسول اکرم (ص):
بنده ای که تصمیم می گیرد ( برای نماز شب) از خواب برخیزد و خواب می ماند خوابش صدقه ای حساب می شود که خدا داده و ثواب آنچه را که قصد داشت خدا برای او می نویسد

میزان الحکمه ج
10470/5

نماز شب ، بهای بهشت

امام علی (ع):
سلام را روشن ادا کنید و طعام بدهید و هنگامی که مردم خوابند نماز شب بخوانید تا با ایمنی وارد بهشت شوید

بحارالانوار – ج87 –ص159

نورانیت قبر

رسول اکرم (ص):
نماز شب در تاریکی قبر برای صاحبش چراغ است

بحارالانوار – ج87 –ص161

شرف و عزت مومن

امام صادق (ع):
شرافت انسان با ایمان به نماز شب اوست و عزت و بزرگواری او خودداری از اذیت مردم است

بحار الانوار – 87 – ص 141

آثار نماز شب و کفاره گناهان

رسول خدا (ص):
بر شما باد به نماز شب ، زیرا آن روش شایستگان پیش از شماست ؛
و بیداری شب انسان را به خدا نزدیک می کند و از گناه باز می دارد و گناهان را می پوشاند و بیماری را از بدن می زداید

بحار الانوار – 87 – ص123

فواید نماز شب

امیر المومنین(ع):
بیداری شب باعث سلامتی بدن و خشنودی پروردگار بزرگ و در معرض رحمت و لطف خدا قرار گرفتن و چنگ زدن به اخلاق پیامبران است

بحار الانوار – 87 – ص144

فوايد اخروي نماز شب

در سوره سجده (آيه 17) خداوند مي‌فرمايد: «فلا تعلم‏نفس ما اخفى لهم من قرة اعين‏».

مردان خدا براى انجام نيايش سحرگاهان و نماز شب، از بستر گرم فاصله مى‏گيرند و به نماز شب مشغول مى‏شوند، پاداش آنان، غير از بهشت و حوريان و ... چيزهايى است كه خداوند برايشان ذخيره كرده كه موجب روشنى ديدگانشان است.

نماز و نقش آن در مورد تربیت

اشاره

نماز، ابعاد گونه‏گونی دارد که هر بعد آن نقش ارجمندی را در پالایش روح و جان از آلودگی‏ها بر دوش می‏کشد، یکی از ابعاد سازنده نماز «آداب‏» آن است .

 

برای بررسی و آثار هر چیز، باید به آداب آن عنایت ویژه کرد، چرا که انجام اموری بدون آداب آن، یا بدون ژرف اندیشی به آداب آن، قطعا ناقص است و به کمال بهینه آن نمی‏توان دست‏یازید .

 

در حقیقت رعایت آداب نماز، رعایت ادب و جنبه‏های تربیتی است که دارای آثار و نتایج درخشان و سازنده خواهد بود .

 

در نماز نیز که ستون دین است، حتما باید به آداب آن توجه عمیق داشت تا شاهد آثار درخشنده آن بود . این مساله به قدری اهمیت دارد که راحل فقیه، حضرت امام خمینی - قدس سره - کتاب پرمغزی به نام «آداب‏الصلوة‏» نگاشته و در آن به شرح آداب درونی و بیرونی نماز پرداخته است . (1)

 

این آداب در یک تقسیم‏بندی بر دو قسم است: 1 - آداب ظاهری، 2 - آداب باطنی، و در تقسیم‏بندی دیگر از سه بخش شکل می‏یابد که عبارتند از: مقدمات نماز، مقارنات نماز و تعقیبات نماز; مقدمات نماز عبارت است از: طهارت، لباس، مکان، تنظیم وقت، و رو به قبله داشتن .

 

هریک از این پنج امر از آداب بیرونی نماز است، که در این مقاله نظر شما را به شرح کوتاه این قسمت جلب می‏کنیم:

 

طهارت و نقش آن

امام صادق (ع) فرمود: «لاصلاة الا بطهور; (2) نماز بدون وضوء (و غسل یا تیمم) تحقق نمی‏یابد» .

 

نیز فرمود: «الوضوء شطرالایمان; (3) وضوء نیمی از ایمان است‏» . (4)

 

و نیز رسول خدا (ص) فرمود: «افتتاح الصلوة الوضوء; (5) وضو آغاز و کلید نماز است‏» .

 

امام صادق (ع) در سخن دیگر فرمود: «نماز از سه بخش تشکیل شده، یک بخش آن، طهارت، بخش دیگر رکوع، و سومین بخش آن سجده است‏» . (6)

 

وضوء (یا غسل در موارد خود) علاوه بر این که موجب پاکیزگی ظاهر و پاکی بدن از چرک و آلودگی‏های ظاهری است، موجب نورانیت و صفای درونی نیز خواهد شد .

 

عالم ربانی و عارف صمدانی، حاج میرزا جواد تبریزی، پس از یاد کرد مفتاح بودن طهارت برای نماز می‏نویسد:

 

«انسان عاقل باید در حقیقت و ثمره طهارت بیندیشد، و هرگاه دانست که سعادت ظاهری و باطنی او در نظافت است، در آیات قرآن که در این مورد است‏بیندیشد، به خصوص در این آیه که خداوند می‏فرماید: «ما یریدالله لیجعل علیکم من حرج ولکن یرید لیطهرکم; (7) خداوند (با قانون‏گذاری وضوء، غسل و تیمم) نمی‏خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند، بلکه می‏خواهد شما را پاک سازد» .

 

سپس به این آیه شریفه توجه کند که: «والله یحب المطهرین ; (8) خداوند پاکیزگان را دوست دارد» .

 

قابل توجه این که برای انجام هر یک از اعمال وضوء، خواندن دعاهای مخصوصی مستحب است، که هر کدام از آنها تلقین امور معنوی، معارف اسلامی، و تطهیر باطن از آلودگی‏ها است و بیانگر طهارت باطنی می‏باشد، بر همین اساس امام معصوم (ع) فرمود: «و طهر قلبک بالتقوی والیقین عند طهارة جوارحک بالماء; (9) قلب خود را در آن هنگام که اعضای بدنت را با آب می‏شویی، به وسیله تقوا و یقین، پاک کن‏» .

 

بنابراین، منظور از وضوء یا غسل، تنها شستن و پاک ساختن ظاهر اعضای بدن نیست، بلکه پاک سازی ظاهر، یکی از مراحل وضوست، حقیقت وضوء را باید در طهور بودن آن جستجو کرد; یعنی علاوه بر طهارت ظاهر، طهارت باطن را که مهم‏تر است، هدف قرارداد . حضرت امام خمینی - قدس سره - در این زمینه چنین می‏فرماید: «سالک الی الله، باید در وقت وضوء متوجه شود به این‏که می‏خواهد متوجه محضر مقدس حضرت کبریا شود، و با این احوال قلوب که دارای آن است، لیاقت محضر ندارد، بلکه شاید مطرود از درگاه عزت ربوبیت‏شود، پس دامن همت‏به کمر زند تا طهارت ظاهر را به باطن سرایت دهد، و قلب خود را که مورد نظر حق، بلکه منزلگاه حضرت قدس است، از غیر خود تطهیر کند، و تفرعن خود و خودیت را که اصل اصول قذارت است، از سر بیفکند، تا لایق مقام مقدس شود .»

 

حضرت امام‏خمینی - قدس سره - پس از یادآوری مطالبی چند به ذکر حدیث رسول خدا (ص) که در کتاب «علل‏الشرایع‏» نقل شده، پرداخته که حاصل ترجمه آن چنین است: گروهی از یهودیان به محضر پیامبر اکرم (ص) آمده، پس از چند سؤال، پرسیدند: «به چه علت وضو به این چهار موضع (صورت، دست‏ها، سر و پاها) اختصاص یافت، با این‏که این چهار موضع، از همه اعضای بدن پاکیزه‏ترند» ؟

 

پیامبراکرم (ص) در پاسخ فرمود: «وقتی شیطان آدم را وسوسه کرد، و همین وسوسه باعث‏شد که آدم (ع) نزدیک آن درخت ممنوعه رفت، و به آن درخت نظر کرد، آبرویش ریخت، سپس برخاست و به سوی آن درخت روان شد، و آن نخستین قدمی بود که برای گناه برداشته شد، پس از آن با دست‏خود، آنچه در آن درخت‏بود، چید و خورد، در این هنگام زینت و زیور از پیکرش پرواز نمود، و آدم دست‏خود را بالای سرش نهاد و گریه نمود . وقتی که خداوند توبه آدم (ع) را پذیرفت، بر او و ذریه او واجب نمود که این چهار عضو را پاکیزه نمایند، از این رو (در وضوء) امر فرمود: که صورت خود را بشوید، برای این که به آن درخت ممنوعه روکرد، و به شستن دست‏ها تا آرنج امر فرمود، زیرا آدم (س) با دست‏هایش میوه آن درخت را تناول نمود، و به مسح سر امر فرمود، زیرا آدم (ع) هنگام توبه دست‏هایش را بر سرش گذاشت، و به مسح قدم‏ها امر نمود، چون که با آنها به سوی گناه رفته بود» . (10)

 

بنابراین در وضو (یا غسل) که در اسلام به عنوان طهور، و کلید و مقدمه نماز مطرح است، باید علاوه بر نظافت ظاهری بدن، به طهارت باطن نیز توجه داشت، و با چنین زمینه سازی، برای نماز آماده شد، که قطعا رعایت این آداب با چنین کیفیتی، نقش موثری در پاکسازی و بهسازی روح و روان و ظاهر و باطن از آلودگی‏ها خواهد داشت .

 

عالم ربانی، فیض کاشانی می‏نویسد: «یک مرتبه بریدن از مادیت و پیوستن به معنویت، دشوار است، وضو انسان را کم‏کم آماده می‏سازد، و انسان را به سوی معنویت‏سوق می‏دهد» . (11)

 

لباس و مکان

از شرایط نمازگزار این است که لباسش پاک و مباح باشد، و بهتر است که نمازگزار لباس نو و سفید و پاکیزه و عطرآگین بپوشد، و از لباس‏های تیره و چرک آلوده و تنگ و سیاه پرهیز نماید . بنابراین، این بخش از آداب نماز نیز، انسان را به پاکی و دوری از غصب و هرگونه آلودگی فرا می‏خواند، و بذر پرهیز از انحرافات مالی و پلیدی‏های ظاهری را در قلب انسان می‏پاشد . به همین ترتیب مکان نمازگزار نیز باید مباح باشد، حتی اگر قسمتی از آن مکان - مثلا یک دهم آن - مال دیگری باشد بدون اجازه او، نماز خواندن در آن مکان جایز نیست . این مساله موجب می‏شود که نمازگزار از مال حرام و از اموالی که زکات و خمس به آن تعلق گرفته پرهیز کند، و تا حقوق آن را ادا ننموده، در آن

 

مکان نماز نخواند . و یا در مکانی که غصبی است، وضو و غسل انجام ندهد، قطعا رعایت این امور و ضوابط شرعی، موجب دوری از بخشی از گناهان خواهد شد .

 

در این راستا، نباید نقش مکان‏های مقدس، مانند مساجد، حرم امامان (ع) و جایگاه‏هایی را که به گونه‏ای احترام ویژه‏ای دارند از نظر دور داشت . قطعا نماز در این مکان‏ها - به خصوص در مساجد جامع، و مسجدهایی مانند مسجدالحرام، مسجدالنبی، روحانیت مخصوصی دارد، و انسان سالک را عمیق‏تر و سریع‏تر به مقصود می‏رساند، و با ایجاد حالت معنوی مخصوص، در نمازگزار، نقش نماز او را در طهارت نفس، بیشتر و راسخ‏تر می‏سازد .

 

تنظیم وقت

یکی از آداب مهم نماز، وقت‏شناسی است، انسان باید نماز را در وقت‏خود به جای آورد، به خصوص در اول وقت، که بسیار سفارش شده است . انجام نمازهای پنج‏گانه در وقت‏خود، اهمیت وقت‏شناسی را به انسان تلقین می‏کند; مراقبت در رعایت وقت، درس نظم و انضباط به انسان می‏آموزد، که اگر انسان به راستی قدر وقت را بشناسد، و به آن اهمیت‏بدهد، عامل مهمی از خودسازی و بهره‏گیری از عمر و وقت را به دست آورده است . دراین‏باره امیرمؤمنان علی (ع) فرمود: «ان اوقاتک اجزاء عمرک، فلاتنفذ لک وقتا الا فیما ینجیک; (12) همانا وقت‏های تو اجزای عمر توست، بنابراین بکوش که وقتی از عمر تو جز در اموری که موجب نجات توست، تلف‏نشود» .

 

از اهمیت استفاده صحیح از وقت، همین سخن بسنده است که امام سجاد (ع) در مناجات خود با خدا عرض می‏کند:

 

«و عمرنی ما کان عمری بذلة فی طاعتک، فاذا کان عمری مرتعا للشیطان فاقبضنی الیک; (13) خدایا تا هنگامی که عمرم در راه اطاعت فرمان تو به کار رود، به من عمر ده، و هرگاه عمرم چراگاه شیطان شود، مرا بمیران‏» .

 

حضرت رضا (ع) به اندازه‏ای به وقت نماز اهمیت می‏داد که روایت‏شده، در خراسان در یکی از جلسات مهم علمی، در حضور مامون، با «عمران صابی‏» که از بزرگان دانشمندان مادی بود، مشغول بحث و مناظره بودند، ناگاه صدای اذان شنیده شد، امام رضا (ع) بی‏درنگ برای اقامه نماز برخاست .

 

«عمران صابی‏» با اصرار از امام می‏خواست که به بحث ادامه دهد، حتی عرض کرد: «ای آقای من! دنباله مناظره را قطع نکن، دلم رام گشته، بنشین و پس از پاسخ به سؤالات، برای نماز برو» . امام رضا (ع) نماز اول وقت را فدای بحث و بررسی نکرد و تحت تاثیر خواهش و

 

ابتهال و احساسات عمران صابی قرار نگرفت، با قاطعیت‏به او فرمود: «نصلی و نعود; (14) نخست نماز را به جای می‏آوریم، و سپس برای ادامه بحث‏باز می‏گردیم‏» .

 

باید توجه داشت که نمازگزار باید با توجه عمیق قلبی از وقت نماز استقبال کند، و خود را به محضر حق برساند، که قطعا چنین حالتی موجب تحول شده و در پاکسازی و بهسازی روح و روان انسان، اثری ژرف دارد . حضرت امام خمینی - قدس سره - پس از ذکر احادیث و مطالبی در این راستا چنین می‏فرماید: «. . . خلاصه، ای ضعیف! آداب قلبیه اوقات، آن است که خود را مهیا برای ورود به حضور مالک دنیا و آخرت کنی . . . پس با نظری، توجه به ضعف و بیچارگی و ذلت و بی‏نوایی خود و عظمت و بزرگی و جلالت و کبریایی ذات مقدس (جلت عظمته) کن که انبیای مرسلین و ملائکه مقربین در بارگاه عظمتش از خود بی‏خود شوند، و اعتراف به عجز و مسکنت و ذلت کنند، و چون این نظر را کردی و به دل فهماندی، دل استشعار خوف کند، و خود و عبادت خود را ناچیز شمارد» . (15)

 

قبله و استقبال

نمازگزار، باید برای انجام نماز، رو به قبله بایستد، قبله همان کعبه (خانه خدا) و کانون توحید و مقدس‏ترین و گرامی‏ترین مکان است .

 

توجه به کعبه در نماز، در حقیقت توجه به توحید و آرمان مقدس پیامبران، و بنیانگذار کعبه حضرت ابراهیم (ع) است . رویکرد به سوی کعبه، علاوه براین که بیانگر وحدت، انسجام، هماهنگی و نظم مسلمانان در عبادت است، و آنها را از

 

پراکندگی و ناهمگونی و تفرق برحذر می‏دارد، توجه دادن دل به نقطه‏ای مقدس است، نقطه‏ای که یادگار حضرت آدم (ع) و پیامبران دیگر، و حضرت ابراهیم (ع) و پیامبراسلام (ص) است، همان نقطه‏ای که آغاز اسلام در کنار آن شروع شد، و حرکت انقلابی هجرت پیامبر (ص) از آن‏جا جرقه زد، و هم چنین حرکت عاشورایی امام حسین (ع) از آن جا برپاشد، و قیام جهانی حضرت قائم (عج) از آن‏جا شروع می‏شود .

 

نمازگزار با توجه به کعبه، همه این معانی و مبانی را به ذهن خود می‏سپرد، و با جهان بینی توحیدی و عمیق به عبادت خدا می‏پردازد، که قطعا چنین توجهی موجب پیوستگی بیشتر او به توحید و آرمان‏های مقدس پیامبران (ع) می‏گردد، و به همین نسبت، او را از انحرافات عقیدتی و عملی باز می‏دارد .

 

پیامبر (ص) و مسلمانان در آغاز اسلام تا سیزده‏سال در مکه، و هفده ماه پس از هجرت در مدینه به طرف مسجد اقصی واقع در بیت المقدس، که قبله یهودیان نیز بود، نماز می‏خواندند، همین موضوع باعث‏شده بود که یهودیان زخم زبان می‏زدند، و می‏گفتند: مسلمانان وابسته به ما هستند، برای خود قبله مستقل ندارند، سرانجام در سال دوم هجرت، به فرمان الهی، مسلمانان مامور شدند که به جانب کعبه نماز بخوانند . (16) به این ترتیب، نمازگزار در جهت‏گیری خود به سوی کعبه، احساس استقلال می‏کند، و این درس را از مکتب نماز می‏آموزد که به خود متکی و مستقل باشد، و این استقلال و روحیه اتکای به نفس و عدم وابستگی را که پایه عزت و عظمت است، در زندگی حفظ نماید .

 

البته نباید به استقبال ظاهری قناعت کرد، مهم‏تر و عمیق‏ترین مساله برای نمازگزار این است که قلب خود را متوجه کعبه، آن کانون توحید و خداپرستی کند، و دلش را کانون همسویی به خانه خدا، و صاحب خانه، یعنی خدای متعال قرار دهد، و به گفته خواجه شیراز:

 

در ضمیر ما نمی‏گنجد به غیر از دوست کس

 

هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست‏بس

 

حضرت امام خمینی - قدس سره - پس از ذکر مطالبی در این راستا، ما را به سخن امام صادق (ع) متوجه می‏سازد که فرمود: «اذا استقبلت القبلة فآیس من الدنیا و ما فیها، و الخلق و ما هم فیه، واستفرغ قلبک عن کل شاغل یشغلک عن الله تعالی و عاین بسرک عظمة‏الله تعالی و اذکر وقوفک بین یدیه یوم تبلوا کل نفس ما اسلفت، و ردوا الی الله مولاهم الحق، وقف علی قدم الخوف و الرجاء; (17) هنگامی که رو به قبله نمودی، از دنیا و آنچه در دنیاست، مایوس شو، و طمع خود را از خلق و شؤون آن قطع کن و قلبت را از هر چیزی که آن را از خدا غافل می‏سازد و به غیر خدا متوجه می‏کند، تهی ساز،

 

و عظمت‏خداوند را در نهان خود بیازمای، و به یادآور آن روزی را که هرکس هر عملی را که قبلا انجام داده، می‏آزماید، و همه به سوی «الله‏» مولا و سرپرست‏حقیقی خود بازگردانده می‏شوند [چنان که آیه 30 سوره یونس، به این مطلب دلالت دارد] .

 

هم‏چنین در نماز رو به قبله بر گام خوف و رجاء بایست، به گونه‏ای که هم از خدا بترسی، و هم به او امیدوار باشی‏» .

 

پی‏نوشت‏ها:

 

1) این کتاب در 423 صفحه، با تصحیح و پاورقی آقای سید احمد فهری ، چاپ و منتشر شده است .

 

2) شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج‏1، صفحه 256 .

 

3 و 4) همان .

 

5) همان، صفحه 257 .

 

6) مائده (5) آیه 6 .

 

7) توبه (9) آیه 108; اسرار الصلوة، تالیف حاج میرزا جواد ملکی تبریزی، ص 9و10 .

 

8) امام خمینی، آداب الصلوة، ص 81 .

 

9) همان، ص 78 و 79 (به طور اقتباس) .

 

10) ملا محسن فیض، المحجة البیضاء، ج‏1، ص‏281 .

 

11) غررالحکم، ج‏1، ص 252 .

 

12) صحیفه سجادیه، دعای بیستم .

 

13) شیخ صدوق، عیون الاخبارالرضا، ج‏1، ص‏172 .

 

14) امام خمینی، آداب الصلوة، ص‏125 .

 

15) استاد جعفرسبحانی، فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام (ص)، ص‏170 .

 

16) امام خمینی، آداب الصلوة، ص 131 و 132 .

مسجدیان

جايى كه به نام خدا سنگ بنايش نهاده شده، به ياد خدا مردم در آنجا حضور مى‏يابند و براى پرستش خدا، عبادتگاهى به نام «مسجد» ساخته مى‏شود، نقش مهمى در پالايش روح و تزكيه اخلاق و رشد جنبه‏هاى معنوى انسان دارد.

 

رابطه با مسجد، فرهنگ‏ساز است و انسان‏ساز، به شرط آنكه مساجد، كانونِ «ياد خدا» باشد و بر پايه تقوا بنا نهاده شود.

 

آنچه مى‏خوانيد، تبيين اين «رابطه» از زبان خود مسجد است كه با نمازگزاران، همسايگان، بانيان و متولّيان حرف مى‏زند، حرف‏هايى خوب، دلنشين، دلسوزانه و سازنده.

 

به اين «درد دل مسجد» گوش دهيم:

 

 

همسايه شما

من همسايه شما هستم. در همين كوچه و محله، در همين نزديكى‏ها زندگى مى‏كنم.

 

من «مسجد»م، خانه خدا، عبادتگاه مسلمين، درد دل‏هايى دارم، دوست دارم كمى حوصله كنيد و گلايه‏هاى اين همسايه را بشنويد.

 

با اينكه من هر روز، يكى دو نوبت درِ خانه‏ام را به روى شما باز مى‏كنم و چند ساعت به انتظار شما مى‏مانم، ولى بعضى از شماها سراغ من نمى‏آييد و با من انس نمى‏گيريد. مثل اينكه با من قهريد. مگر از من چه بدى ديده‏ايد؟ چرا اين همه بى‏وفايى؟! چه خاطره بدى از من داريد؟ من كه هميشه دل شما را روشن و قلب‏تان را باصفا كرده‏ام، من كه هميشه به شما آرامش روحى داده‏ام، گاهى شايد برخورد خادم مسجد يا حرف‏هاى مردم يا برخوردهاى بعضى مسجدى‏ها ناراحت‏تان كرده باشد، ولى چرا از من و صاحب من ـ كه خداست ـ قهر مى‏كنيد؟

 

مى‏گوييد برنامه‏هايم جذاب و آموزنده نيست؟ خوب، بياييد كمك كنيد، طرح و پيشنهاد بدهيد، با پيش‏نماز و متولّيان مسجد صحبت كنيد، خودتان هم وقت بگذاريد و مرا فعال‏تر، جذاب‏تر و با برنامه‏تر كنيد.

 

اگر قبول داريد كه من پايگاهى براى تقويت ايمان و اخلاق و ديندارى مردم هستم، اين پايگاه را تقويت كنيد. چرا فاصله مى‏گيريد؟

 

 

آشتى كنيم

با اينكه بعضى از شما، با من قهريد و بى‏ميلى نشان مى‏دهيد، اما من هر لحظه براى آشتى و دوستى با شما حاضرم، دست شما را مى‏فشارم، پاى‏تان را مى‏بوسم، كمك كنيد تا انضباط و نظم داخلى من با همت شما بيشتر شود. از تزئينات اضافى و غير لازم، مرا پاك و پيراسته كنيد، در عوض، مرا خوشبو، معطر، تميز و باصفا و واجد امكانات لازم كنيد.

 

گرد و غبار از چهره‏ام بزداييد.

 

روشنايى مرا بيشتر كنيد.

 

به سقفى كه چكه مى‏كند، به ديوارى كه در حال ريزش است، به در و پنجره‏هاى زنگ‏زده، به دستشويى‏ها و جاكفشى‏ها و حياط و حوض و وضوخانه رسيدگى كنيد، آنچه مايه بى‏رغبتى و گاهى نفرت مردم و خودتان مى‏شود از بين ببريد.

 

آخر من خانه خداى شما و عبادتگاه خودتان هستم، بايد از خانه‏هاى خودتان تميزتر، بهداشتى‏تر و باصفاتر باشم، تا شوقِ آمدن از خانه و مغازه و مدرسه و پارك به سوى من بيشتر شود، تا «آباد» بشوم. مگر نمى‏خواهيد مسجد را آباد كنيد؟ آبادى من به اينهاست!

 

 

آبادى مسجد

من گله‏ها و درد دل‏هايم را با شما كه همسايه منيد، در ميان گذاشته‏ام.

 

خدا فرموده است كه مرا آباد سازيد. آيه «انّما يعمر مساجد اللّه‏ ...»(1) را هم بر پيشانى من مى‏نويسيد، ولى از غصه‏هاى من خبر نداريد. فكر مى‏كنيد آبادى من به چيست؟ به گلدسته‏هاى بلند و كاشى‏كارى‏هاى گرانبها؟ به چلچراغ‏هاى ميليونى؟ به قالى‏هاى نفيس و درهاى منبّت‏كارى‏شده و پرده‏ها و مرمرها و گچ‏برى‏هاى هنرى؟ نه به خدا قسم!

 

آبادى من به حضور شماست، به برگزارى پرشكوه نمازهاى جماعت، به معنويت و نيايش، به تشكيل جلسات درس و وعظ و ذكر، به تبديل‏شدن فضاى من به پايگاهى براى گسترش ايمان و آگاهى و تقويت دين و بسيج مردم و كمك به مسلمين و سنگرى براى دفاع از اسلام و ميهن، به همبستگى دل‏ها و الفت جان‏هاى نمازخوانان و مسجديان و انجام امور خيريه و مشاركت در كارهاى عام‏المنفعه و مركزى براى تربيت و ارشاد.

 

آبادى مسجد به نماز است و دعاست

عمران وى از همت و اخلاص شماست

 

آباد كن از نماز، تو خانه حق

شكرانه نعمت كه خدا داده تو راست

 

على(ع) فرموده است: «زمانى بر مردم مى‏آيد كه در ميان مردم باقى نمى‏ماند از قرآن مگر نشانه‏اش، و از اسلام مگر نامش. در آن روزگار، مساجدشان از جهت ساختمان آباد است، اما از جهت هدايت، خراب است.»(2)

 

نكند آن روزگار فرا رسيده باشد؟

 

 

از مصلاّ تا مصلّى

شما ظاهرم را جلا داديد و رنگ كرديد، اما باطنم را تاريك ساختيد. وقتى روشن كردن يك چراغ در مسجد ثواب دارد، روشن كردن يك فكر و دل با نور هدايت، ثوابش بيشتر است.

 

چرا به جاى ساختنِ مسجد، «مسجدى» نمى‏سازيد؟

 

شما مصلاّ ساختيد، نه مصلّى. نمازخانه‏ها زياد شده است، نه نمازخوان‏ها!

 

متأسفانه در بعضى جاها مسجد را فقط با صداى «الرحمن» و مجلس فاتحه مى‏شناسند. در من اين همه «مجلس ترحيم» براى مرده‏ها گرفتيد، ولى چند بار شد كه «مجلس ترحّم» براى زنده‏ها بگيريد؟ اين همه قرآن براى اموات خوانديد، كمى هم براى زنده‏ها قرآن بخوانيد.

 

هنگام برگزارى مجالس ختم، چهره‏هايى را ديده‏ام كه در طول سال، پايشان به مسجد نمى‏رسد. بعضى‏ها فقط به خاطر شيرينى و شربت و شام و خرما به مسجد مى‏آيند. بعضى روز عاشورا و شب اربعين براى پلوخورى به اينجا مى‏آيند. از شما دوستان مسجدى هم گله دارم. چرا تنها به مسجد مى‏آييد؟ چرا دوستان و فرزندان‏تان را با خود نمى‏آوريد؟ چرا شوق مسجد را در دل ديگران ايجاد نمى‏كنيد؟ چرا ثواب نماز و عبادت و تلاوت در مسجد، حتى حضور در مسجد را براى مردم نمى‏گوييد؟

 

 

دلجويى از مسجد

چرا به مسجد مى‏آييد و فيض و ثواب مى‏بريد، ولى از خودِ من دلجويى نمى‏كنيد و احوالى نمى‏پرسيد؟ آخر من هم دل دارم، من هم مشكلات و نيازهايى دارم، من هم تفقّد و رسيدگى و عيدى و خرجى مى‏خواهم! من هم دوست دارم گاهى دلم شاد و روشن شود و پرده‏ها، فرش‏ها، ديوارها، شيشه‏ها و چراغ‏هايم تميز و تازه گردد.

 

چرا به پرده‏هاى كثيف و شيشه‏هاى دود و غبارگرفته و لامپ‏هاى سوخته و زيرپله‏هاى پر از آشغال و انبارىِ پر از خرت و پرت من نگاه نمى‏كنيد؟

 

چرا بلندگو و سيستم صوتى مرا مرتب نمى‏سازيد و مردم را از شرّ سوت و خش‏خش آن نجات نمى‏دهيد؟ چرا مُهرهاى مرا عوض نمى‏كنيد؟ چرا قفسه‏هاى قرآن و كتاب‏هاى دعا را مرتب نمى‏كنيد؟ چرا دير مى‏آييد و زود و با عجله مى‏رويد؟

 

 

انس با مسجد

من بى‏شما دلم مى‏گيرد. با من بيشتر انس بگيريد. مگر مستحب نيست كه انسان زود به مسجد برود و ديرتر بيرون آيد؟ چرا «حىّ على الصلاة» را جدّى نمى‏گيريد؟ و هميشه به ركعت دوم نماز مى‏رسيد؟

 

دوست دارم وقتى به مسجد مى‏آييد، همان طور كه دستور دينى است، لباس‏هاى تميز بپوشيد و عطر بزنيد. مگر قرآن نمى‏گويد: «خذوا زينتكم عند كلّ مسجد»؟(3)

 

براى آمدن به مسجد، شتاب كنيد، وقار داشته باشيد، باوضو وارد شويد، دعا بخوانيد و ذكر بگوييد، آلودگى‏هاى مرا در اسرع وقت از بين ببريد، مرا جارو كنيد، كفش‏هايتان را بيرون از مسجد در آوريد، در دل من چراغ روشن كنيد، در صحن مسجد آب دهان نيندازيد، اگر دهان‏تان بوى سير مى‏دهد در جمع مسجديان حاضر نشويد، مرا محل گذر و راه عبور و مرور قرار ندهيد، در مسجد به

 

سخن دنيا و داد و ستد و سر و صدا نپردازيد. اينها آداب رابطه‏داشتن با من است.

 

 

چرا بى ‏حرمتى؟

بعضى‏ها احترام مرا حفظ نمى‏كنند. كارهايى كه در شأن من نيست انجام مى‏دهند. با كف و سوت و هوار و خنده‏هاى بلند، دل مرا مى‏رنجانند. با هياهو و مجادله و منازعه، آرامش مرا مى‏گيرند و سكوت معنوى مرا مى‏شكنند. با كفش وارد مسجد مى‏شوند، جُنب و ناپاك به مسجد مى‏آيند، كفش‏ها را كنار جانماز و روى فرش مى‏گذارند. فرش و ديوار و زمين مسجد را آلوده مى‏كنند، آشغال و پوست تخمه و هسته خرما مى‏ريزند.

 

كسبه محل، حياط مرا پاركينگ موتورهايشان مى‏سازند.

 

در فضاى من، غيبت مى‏كنند و حرف‏هاى لغو مى‏زنند.

 

مسجد را به محل بازى و ورزش يا خواب تبديل مى‏كنند.

 

در من حرف دنيا مى‏زنند و دلالى مى‏كنند. گويا مرا با باشگاه و قهوه‏خانه و سينما و بنگاه فرهنگسرا عوضى گرفته‏اند. آخر من هم براى خودم قداست و حرمتى دارم! اين بى‏حرمتى‏ها روا نيست و پاره‏اى از آن حرام است و بعضى پروا نمى‏كنند.

 

بعضى‏ها مسجد كه مى‏آيند، فقط حرف مى‏زنند و غيبت مى‏كنند و همهمه دارند و مزاحم ذكر و عبادت و نماز و گوش‏دادن ديگران مى‏شوند. اين گله‏ها را با شما نگويم، با كه بگويم؟

 

 

كانون جاذبه

اگر مى‏خواهيد من نقش خود را بهتر ايفا كنم، بر جاذبه من بيفزاييد. مرا محبوب دل‏ها و ديده‏ها بسازيد، نه مايه آزار و رنجش!

 

وقتى مجلس ترحيم يا وعظ و نوحه مى‏گيريد، صداى بلندگويتان گاهى سبب رنجش همسايه‏ها مى‏شود و آن وقت از من بدشان مى‏آيد. چرا وقتى كسى مى‏خواهد خانه‏اى بخرد، بايد دقت كند كه همسايه مسجد و مدرسه نباشد؟ مگر مسجد جاى هدايت و معرفت و حق نيست؟

 

دوست دارم پيش‏نماز مسجد، با اخلاق و سخنانش، محور جاذبه باشد و جوانان براى يادگرفتن و فيض معنوى بيشتر به مسجد آيند و از رفتار و علوم او بهره گيرند و او را محرم رازها و دوست خودشان بشناسند.

 

دوست دارم همهمه و سر و صدا موقع نماز جماعت، حال مردم را نگيرد،

 

بوى بد جوراب‏ها و عرق پاها و بدن‏ها، مردم را از من فرارى ندهد،

 

اذان و تكبير با صداى خوش، دل‏ها را مشتاق مى‏كند. دوست دارم مؤذن و مكبّر و خادم خوب و خوش‏اخلاقى براى من انتخاب كنيد. از خادم‏ها بخواهيد كمى با مردم بخصوص نوجوانان و جوانان عزيز، خوش‏اخلاق‏تر برخورد كنند تا پاى آنها از مسجد بريده نشود.

 

من دوست دارم در جلسات و نمازها، چهره جوانان را بيشتر ببينم.

 

كودكان را از مسجد بيرون نكنيد، بلكه يادشان بدهيد كه آداب و آرامش و نظافت را مراعات كنند و فرهنگ مسجدآمدن را به آنان بياموزيد تا آنها هم «مسجدى» شوند.

 

دوست دارم وقتى صداى اذان بلند مى‏شود، همسايه‏ها، كسبه و مغازه‏داران براى نماز جماعت به مسجدها هجوم آورند، نه آنكه نماز جماعت بيخ گوش آنها برپا شود، اما آنان مشغول چانه‏زدن با مشترى، يا قدم‏زدن در خيابان، يا تماشاى تلويزيون، يا سرگرم حرف و حديث باشند.

 

آيا اين توقع‏ها چيزهاى بدى است كه من از شما دارم؟

 

 

مسجديان الگو

شما كه امت پيامبر اسلاميد، شما كه مى‏توانيد اوقات مسجد را به دعا و قرآن و نماز بگذرانيد، چرا به غيبت و حرف دنيا و لغويات مى‏پردازيد؟

 

من انتظار دارم حق مرا ضايع نكنيد، حرمتم را نشكنيد، مرا از معنويت و ياد خدا خالى نكنيد، نقشِ محورى مرا در زندگى خودتان از ياد نبريد، مركزيت مرا حفظ كنيد، مرا كانون اصلاح اخلاق بسازيد.

 

شما مسجديان الگوى ديگرانيد، پس سعى كنيد مسجد را محلى براى امن و ايمان كنيد.

 

چرا بايد بعضى از ترس اينكه كفش‏هايشان را ببرند، به مسجد نيايند؟

 

چرا بايد بعضى براى پرهيز از خاكى‏شدن شلوارشان از مسجد گريزان باشند؟

 

چرا بايد بعضى كه دنبال مسجد مى‏گردند، مساجد چنان در گوشه‏هاى پرت و دور از رفت و آمد باشد كه آن را نيابند؛ نه چراغى، نه تابلويى، نه علامتى؟!

 

چرا وقتى مرا مى‏سازيد، به فكر نيازهاى آينده من نيستيد و آنها را پيش‏بينى نمى‏كنيد؟

 

آيا اين توقعات و انتظارات من، حق نيست؟

 

پس با من بيشتر همكارى كنيد و رابطه‏تان با من بهتر و صميمى‏تر باشد.

 

من همدم شمايم، شما هم با من همدمى و همراهى كنيد.

 

مسجد، خانه خداست. خانه خدا را با «معرفت»، «تقوا»، «عمل صالح» و «ياد خدا» آباد كنيد. گله و درد دل‏هاى مرا هم به دل نگيريد. من خير و صلاح خودتان را مى‏خواهم. رابطه با من به سود خود شماست.

 

بگذاريد حرف پايانى من، حرف حضرت على(ع) باشد كه فرموده:

 

«هر كس به مساجد رفت و آمد كند، به يكى از هشت چيز مى‏رسد: يا برادرى دينى كه از او بهره‏مند مى‏شود، يا دانش و نكته حكمت‏آميز، يا آيت و نشانه‏اى محكم، يا رحمتى مورد انتظار، يا سخنى كه او را از هلاكت باز مى‏دارد، يا كلامى مى‏شنود كه او را به هدايت رهنمون مى‏شود، يا گناهى را به خاطر خشيت خدا يا از روى شرم و حيا، ترك مى‏كند.»(4)

 

با اين حساب، رابطه‏تان را با من بيشتر كنيد.

 

 

پى‏نوشتها:

1 ـ توبه، آيه 18.

 

2 ـ نهج‏البلاغه، فيض‏الاسلام، حكمت 361.

 

3 ـ اعراف، آيه 31.

 

4 ـ بحارالانوار، ج80، ص351.