شعر درباره سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه

شعر حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی در باره سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه:

دیشب این طبع، بی‌قرار شما 
 
خواست عرض ارادتی بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هایم عیادتی بكند

***

چشم بد دور، عمرتان بسیار
كس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!

***

چیست روباه در مصاف شیر؟!
چه نیازی به امر یا گفته؟!
تو فقط ابرویی به هم آور
می‌شود خواب دشمن آشفته

***

هست خاموشی‌ات پر از فریاد
در تو آرامشی است طوفانی
«الذی انزل السكینه» تو را
كرده سرشار از فراوانی

***

واژه‌ها از لبت تراویدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفریدند در دل مردم
عزت، آمادگی، حماسه، حضور

***

این حماسه همه ز یمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندی
رهبرا! تا ابد ولی محبوب
در دل عاشقان خود ماندی

***

سهم دلدادگان تو سلوی
قسمتِ دشمنان تو سجیل
رهبری نیست در جهان جز تو
كه ز امت چنین كند تجلیل

***

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاری است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»

***

گرچه در باغ سینه‌ات داری
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتی اما نمی‌روی چو حسین
تا ابد زیر بار بدعت‌ها!

***

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر یا صاحب الزمان (عج) گل كرد

***

جان ایران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلی گمان كردی؟!
آبروی همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردی؟!

***

جسم تو كامل است، ناقص نیست
می‌دهد عطر یك بغل گل یاس
دستت اما حكایتی دارد...


رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!

تناسخ از شعبان بی مخ به مهندس موسوی

قلم به کام گرفته بودیم این روزها تا خودکار خرده روزنامه چی هاو «سروش»ها دریدگی کند. انتخابات ملت به سر رسید و آب پاکی روی دست خاندان نسبی و سببی هاشمی ریخته شد. اما از رو نرفتند که جماعت سنگ پا، اهل قیل و قال اند. کار سازمانی وسیاسی که بلد نباشی سراغ اوباش چوب کش می روی تا تهران را زخمی کنی. جایی که هنوز مانده که از سم پاشی شما پاک شود . اگر اشاره می شد کاخ هاتان رابر اموالی که از بیت المال گرد آورده بودید خراب می کردیم. اما هنوز حیا را قی می کنید و پاچه بالا می زنید. چرا سرخاب نمی زنید، تا جیغ  کشیدن بیشتر برازنده شما باشد؟ تو گویی روح شعبان بی مخ در جسم مهندس نقاش ما حلول کرده است که می خواهد با جاروجنجال  و نزاع، رای 24میلیونی را لاپوشانی کند .جناب مهندس نقاش، این همه هنر را از فرهنگستان هنر گرد آورده اید؟! شما که قبلا نشان دادید خوب می توانید اعدام دست جمعی و شکنجه کنید....شما که عاشق چشم و ابروی صهیونیسم و پتیارگان سرمایه داری هستید، چرا هلوکاست واقعی را زودتر با این 24 میلیون راه نمی اندازید!؟ تیروترکه رضا شاه قلدر و محمد شاه سفلیسی دوباره هوای مشروطه کشی کرده اند ؛این بار به جای رژه رفتن زیر شنل ،زیر عبای اکبر شاه (رفسنجانی)به جان مردم افتاده اند- که لابد چرا به چشم و ابروی ما رای نداده اند؟! . محسن رضایی به کنار. اما نباید آن دلقک هر جایی خجالت بکشد؟ می گوید :«نتایج انتخابات مضحک بود .»شاید آینه در کاخ خود ندارد تا  قیافه خویش را یک بار دیگر ببیند . کروبی که حتی نامه فارسی را از رو نمی تواند بخواند (ترجمه جمله عربی پیش کش ) چگونه خود رابه این پایه از حماقت رسانده است که نمی فهمد آنکه رای طرفدارانش از آرای باطله کمتر است شایسته ریاست جمهوری نیست؟. روز واقعه «کرباسچی » به حوزه دانشگاه امیر کبیر رفت، روی برگه رای خود نام «موسوی»را نوشت ،به همه نشان داد و گفت:«به موسوی رای بدهید که کروبی رای ندارد.» آقای کروبی! ظاهرا آلزایمر شما را تهدید می کند و شما ما را. به همین زودی بی کس وکاری خود را فراموش نکنید وگرنه حرف در می آورند برایتان .در شهرشایعه شده که آن توده شیری رنگ که در سر دارید مغز نیست ،بلکه کاسه دستشویست. می گویند:«حب الدنیا راس کل خطیئه »رها کنید ملت را و به صدای زنگوله تابوت  خود گوش کنید که صبح ما نزدیک است .الیس الصبح بقریب؟

اما بعد شما جناب چیز حسین موسوی . قلم موی نقاشی خود را برداشته دخترکان را به رنگ سبز آغشته اید تا بنزین ماشین جنگ روانی باشد. شما که از فرط خشونت دریک برنامه زنده پاچه مجری بی چاره را می گیرید چگونه در همان برنامه از فرهنگی بودن دم می زنید؟ شما که مخالفین تان را متهم به خرافه پرستی می کنید آیا خاله زنک های میهمانی های زهرا رهنورد برایتان فال قهوه گرفته بودند که انتخاب می شوید؟ شما که به دروغ خود را دکتر جا  می زنید و برای همسر خود منصب دانشگاهی جعل می کنید به مدرک «کردان» چه اعتراض بی وجهی می کنید؟ مگر لشکر این دکتر های قلابی را شما و دوستانتان در دانشگاه آزاد ضد اسلامی سازماندهی نکردید؟ مگر این «جاسبی »مدرک تراش نبود که از پول دانشجویان خرج شام و مانتوهای مجانی سبز رنگ را تامین کرد. خجالت ،عطیه الهی است و شما از آن بی بهره. در غیر این صورت چرا ساعت 11 (تنها یک ساعت پس از اخذ آرا )خبر می دهید که قطعا انتخاب شده اید مگر آنکه تقلب شود. تقلب وتغلب کار همیشگی شما بوده است . به همین خاطر فردای روز واقعه شورش کردید و در حال ول گشتن در شهر ، شایعه ساختید که در زندان هستید . اگر زندانی در کار باشد ،آن همان اسارت شما در فلک زدگی است . اصلاحات همواره نقص و عیب و بی عرضگی خود را نادیده گرفته میگیرد و همه تقصیر ها رابه گردن بی اخلاقی رقیب می اندازند؛ از همین روست که همواره در اشتباه می مانند. می گویند:« الغریق یتشبث به کل حشیش...»شما که هوادار قانون بودید چرا به جای طی مسیرقانونی اعتراض ،به هوچی گری و چوب و چاقو و تخریب اموال عمومی متوسل شدید؟ شما هنوز فرق رای دادن و دستور دادن را نمی دانید؟ هواداران شما پای صندوق ها رای داده اند به شما یا اینکه دستور داده اند که شما پیروز شوید؟ از همه بدتر وقتی بود که دست به عریضه نویسی بردید. سخت بی دست و پا  جلوه نمودید .روشنفکری که حتی یک شکوایه نمیتواند بنویسد به چه کار ملت می آید؟ خوب می دانیم که این دست و پا زدن های شما تنها برای این است که شکافی ایجاد کنید تا از روزنه آن شکاف اکسیژنی برای حیات ذلیلانه تان برای تنفس پیدا کنید.  اینجا جایی برای پیرمردها نیست ؛ ما نیز از طلا بودن پشیمان گشته ایم /مرحمت فرموده ما رامس کنید. بهتر است به جای اینکه نامه ای پر از زر ناله را با  آیه شریفه «انا لله و انا الیه راجعون »آغاز کنید در تنهایی همین آیه را برای خود نجوا کنید که دیگر غرق شده اید .

منبع : وبلاگ واژگون

دکتر ... پیروزیت مبارک

گر بود عمر و به ميخانه رسم بار دگر

                                            به جز از خدمت رندان نكنم كار دگر

بسم الله الرحمن الرحيم

والعاقبة للمتقين ...

بدين وسيله پيروزي دكتر محمود احمدي نژاد را در انتخابات رياست جمهوري

محضر امام عصر(عج)،رهبر مهربان و صبورم

 و ملت بزرگوار ايران تبريك عرض مي نمايم!

خداوند منان را سپاسگزارم كه بار ديگر شادي را به قلب مومنين ايران زمين هديه كرد!


و امام خمینی (ره) فرمودند :

" شما هى مى‏گویید مردم را ما قبول داریم، مردم را قبول داریم. خوب، بسیار خوب، کى هست که این مردم را قبول ندارد! این مردم تعیین کردند. خوب، قبول دارید، اگر مى‏گویید میزان رأى مردم است؛ خوب، رأى مردم. حالا ائتلاف کردید که به ضد رأى مردم عمل کنید؟"( صحیفه امام، ج‏14، ص: 454) " آن روزى را که امریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان از ما تعریف کنند معلوم مى‏شود در ما اشکالى پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم"( صحیفه امام، ج‏18، ص: 242)

خدایا چگونه از عهده شکرت برآییم که اجازه نفرمودی افرادی بر سرنوشت ما حاکم شوند که گوش فلک از ادعای قانون مداریشان کر شده ، با این حال چون نتیجه انتخابات به نفع آنان اعلام نشد قانون را نادیده گرفتند و به جای اعتراض از مجرای قانونی با راهپیمائی ها ی بدون مجوز و تجمع های بدون مجوز و(؟؟؟؟!!!!!) سعی دارند با فشار خود را به مردم قالب کنند. خدایا چگونه تورا سپاس گوئیم که اجازه نفرمودی افرادی بر ما مسلط شوند که ادعای پیروی از خط امام (رحمه الله علیه) و یاری ایشان و انقلابی بودنشان همه جا را پر کرده اما این فرمایشات ایشان را نمی شنوند و به نفعشان نیست که آن را به یاد بیاورند.

خدایا چگونه شکرت را به جای آورم که اجازه نفرمودی کسانی بر ما مسلط شوند که ١٣ میلیون خود را می بینندو آدم حساب می کنند اما ٢۴ میلیون مقابلشان را نادیده می گیرند و ... احتمالا نمی دانند تفاوت ١١ میلیونی یعنی چه ؟ و شاید هم نمی دانند ١١ میلیون چند نفر است !!!! که می گویند تقلب شده . چگونه شکر گذارت باشیم که کسانی را بر ما مسلط نکردی که اعلام پیروزی یک نامزد در روز بعد را غیر قانونی و نشانه تقلب می دانند اما خودشان تنها لحظاتی پس از اتمام رای گیری با اعلام عمومی خود را پیروز انتخابات و مهیای برای جشن اعلام کردند . الهی چگونه شاکرت باشیم که اجازه نفرمودی افرادی بر سرکار بیایند که بسیجیان را حافظ رای ملت همانند حفاظت از ناموسشان می دانستند اما بعد از اعلام پیروزی شخص دیگری بسیجیان را به تقلب متهم کردند. چگونه شاکرگذار باشیم که امور ما را به دست کسانی نسپردی که فقط در صورت پیروزی خودشان سلامت انتخابات تایید و نتیجه آن را درست میدانستند. مولای من چگونه شکرت را به جای آوریم که اجازه نفرمودی کسانی بر امور ما حاکم شوند که خود را انقلابی می دانند اما امروز با رفتار ناشی از خودبینی و حب ریاستشان سبب شده اند که انقلاب عزیز ما در شرایط کنونی قرار بگیرد شرایطی که بر خلاف میل آنها با دست قدرتت آن را تغییر خواهی داد تا روسیاهی به زغال بماند . انشاالله ...

پارچه سبز بر دست نا اهلان مثل قرآن بر سر نیزه هاست ...

امشب را از سر شب هایی می دانستم که باید تا کله صبح بیدار باشم کوچه پر از ماشین های گران قیمت شده بود آقایی کروات زده پشت ماشینی پنهان شده بود امشب او هم مثل من پر مشغله بوده است ساعت از 8 گذشته است و من می دانم که به محض باز کردن در خانه با چهره نگران مادرم مواجه خواهم شد ولی همچنان ترجیح می دهم حرکات مشکوک مهمان را دنبال کنم البته خودش بیشتر مقصر است چرا که اگر پشت ماشین قایم نمی شد و لوازم .... خود را از کیف دستی اش در نمی آورد تا با آینه دستی اش وضعش را مرتب کند، من که راه خودم را ادامه داده بودم و الان به خانه رسیده بودم و مجبور هم نبودم اخم های خانواده را تحمل کنم . پاییز است هوا سرد سرد و سکوت خاموشی پس زمینه آسمان را فرا گرفته است ولی صدای "بام بام " موسیقی همراه با خنده هایی شیطانی فضای آسمان را پر کرده است این دو را دیگر نمی توانم از هم تشخیص دهم گویی صدای موسیقی خنده ها را قورت داده است چشم هایم را برهم فشار می دهم ساعت از 2 هم گذشته است و من با رختخواب گلاویزم خدایا این جماعت بشر را خوابی نیست صدای کف و هورا من را از افکارم جدا می کند این مراسم در محله ما عادی و تکراری است حداقل ماهی دو بار این جلسات تکرار می شوند حوصله ام سر رفته است به کنار پنجره اتاقم که بر کوچه مشرف است می آیم پنجره را آهسته به اندازه ای که با یک چشم لااقل بتوانم دیدی داشته باشم می گشایم جمعیت، خدا را شکر در حال خداحافظی هستند از قبل هم می دانستم که از درز پنجره با چه چهره هایی مواجه خواهم شد . آقایون چهره های موجه تری داشتند البته هرچه که از سن آن ها کاسته می شد بر ارتفاع موهایشان افزوده می شد من بیشتر ترجیح می دهم که به جای نگاه کردن به این جماعت عجیب و غریب به رختخوابم برگردم و به این فکر کنم که خدا را شکر تا دو هفته ای، لا اقل بدون سر و صداهای عجیب و غریب می توانم ساعت 11 به خواب فکر کنم. و اکنون خرداد 88 است امشب شب سوم است که صدای" الله اکبر" از پشت بام همسایه ها به گوش می رسد اربعین که روضه داشتیم چقدر خدا خدا می کردم که کاش به ذهن یکی از این دوستان خطور می کرد که به روضه اباعبدلله تشریف بیاورند تا این که اندکی از این فضاهای خالی پر شود راستی امشب صدای سگ همسایه روبروییمان را هم نشنیده ام دو سه روزی است که دیگر نیازی نبوده است که جسیکا را برای خواب صدا کنند تا بتواند خستگی ناشی از دنبال کردن گربه های بی نوا را از بدن دور کند جسیکا هم خوابیده است تا همسایمان بتواند با خیال راحت" الله اکبر" بگویند. کوچه ما از قبل هم کلا کوچه غریبی بود دیگر در این عصر تکنولوژی و ارتباطات احادیث پیامبر مبنی بر سفارش همسایه هم مثل صدای خنده ها در نواهای موسیقی گم شده بود. نوبت مهمانی های همسایمان حتی وقتی که پیکان پدربزرگم باتری خالی کرده بود و ما مجبور می شدیم با مادربزرگم که تازگی رگ سیاتیکش گرفته است ماشین را هل دهیم مهمان جوان آن ها که دم در ایستاده بود فقط ما را نگاه می کرد البته آن ها در زمینه های دیگر فعال بوده و هستند مثلا دختر همسایه خودم می دانم که تمام آمارهای دکترهای فعال در زمینه عمل بینی را می داند ولی امشب کاملا فضا تغییر کرده بود اگرچه که صدای" الله اکبر" مرا به یاد فضای فیلم های دهه فجری می برد ولی هیچ گاه نمی توانستم از ذهنم جسیکا، خنده های چهارشنبه سوری خواهرانه و برادرانه پدر جسیکا ( جسیکا را دختر خود می دانستند چرا که این خانواده از نعمت دختر محروم بودند) با دختر همسایه و صدای " بام بام" موسیقی خونه سر نبشی کوچه مان را از ذهنم پاک کنم. هرچند که این موضوعات برایم آشنا ست و من می توانم ماجرای قرآن بالای نیزه کردن ها را دقیقا به این موضوع ها ربط دهم .

نامه ای از یک طرفدار سابق مهندس موسوی ...

لطفا حتما بخوانید ...

صدای طرفداران سابق موسوی و آنها که قلبشان مملو از عشق به رهبری است .

 

بسم الله الرئوف من برای جلوگیری از قانون شکنی و حفظ کرامت انسانی به میدان آمدم. میرحسین موسوی آقا سید عزیز سلام خودت بهتر می دانی که چه روزهای سختی بر ما گذشت، روزهایی که جز غم خوردن و سکوت، راهی و چاره ای نداشتیم. همه چیز برایمان سوال برانگیز شده بود، آرمان، آزادی، انقلاب، قانون، کرامت و هزار و یک واژه خوب و مقدس دیگر. کارمان شده بود اینکه، زانوان غم بغل بگیریم و آرام در خلوت شبهامان اشک بریزیم، ... تا آنکه خبر آمدنت را شنیدیم، باورمان نمی شد، فکر می کردیم دیگر کسی باقی نمانده، کسی که حرف های ما را بشنود، کسی که دردمان را بفهمد، خبر آمدنت نور امید بود در دلهای گرفته مان، شال سبزت پشت و پناهمان، و حرف هایت، تمام دل خوشیمان. روز و شب برایت می دویدیم و تبلیغ می کردیم، بازوبند سبز بر بازویمان، نامت بر زبانمان و حرف هایت مایه ی امیدمان بود، چه روزهای پر تلاش و خوبی بود. اما ... وقتی نامه ی سرگشاده ات را به آقا، آنهم دو روز مانده به انتخابات دیدیم، تنمان لرزید، آخر چرا باید حرف هایت را در قالب یک نامه ی سرگشاده می زدی؟ می گفتند: یعنی می خواستی بگویی مردم! بدانید که من به او گفتم ؟!؟! خیلی ها شک کردند ،اما من گفتم حتما نیتت خیر بوده، حتما اشتباه شده، حتما ... ، حتما ... ، حتما ... ما صبح و شب برای موفقیت تو، موفقیت خودمان، موفقیت حرف ها و آرمانهایمان، دعا کرده بودیم، اما نتیجه انتخابات همه ی ما را مبهوت کرد، باورمان نمی شد، ولی تو خیلی زود گفنتی که به نتیجه انتخابات اعتراض داری، نور امید در دلمان روشن شد، شاید واقعا اشتباهی شده باشد و تو رأی بیاوری، این تمام امید ما بود! بعد، از خودت شنیدم که گفتی دولت حاکم تقلب کرده، دیکتاتوری است، حق مردم را خورده اند و هزار و یک جور اتهام دیگر، نمی دانم چرا یاد حرف هایت در آن شب مناظره افتادم که گفتی: چرا دیگران را متهم می کنید در حالیکه هنوز در مراجع رسمی و قضایی اثبات نشده؟ حالا خود تو، هنوز هیچ چیزی اثبات نشده، داشتی متهم می کردی! دیگر برایم سوال برانگیز شده بودی، نکند ما اشتباه کرده بودیم، حرف هایت، شعارهایت، اما نه! هنور برای نا امید شدن زود بود، آخر تو همه ی امیدمان بودی. اعتراضات مردمی شروع شد، ما به هر جان کندنی بود، خبر برنامه هایت را می گرفتیم و حاضر می شدیم، البته برایمان سوال بود که چرا این راهپیمایی ها را بدون داشتن مجوز قانونی انجام می دهی، آخر یکی از دغدغه هایت قانون گریزی بود و حالا، خود تو، به بهانه اینکه حق ملت خورده شده، داشتی قانون را زیرپا می گذاشتی!!!! اخبار اغتشاشات و تخریت اموال مردم به گوشمان می رسید، ما که نبودیم، می دانستیم رفقای ما هم نیستند، پس حتما یک عده سودجو داشتند از اعتراضات و راهپیمایی های آرام ما سوء استفاده می کردند! برایم سوال شده بود که کارمان درست است یا نه؟ تا اینکه شنیدم آقا در دیداری به تو گفته اند: که جنس شما ازاینها نیست، کارها را فقط از راه قانونی دنبال کنید. خوشحال شدم، از اینکه اقا اینقدر خوب میر ما را می شناسد و حساب او را از این نامردها جدا می کند، چقدر خوب بود، اما تمامی خوش بینی هایم فرویخت وقتی فهمیدم، فردای آن روز (دوشنبه)، باز هم در راهپیمایی شرکت کرده ای و گفته ای: تا انتخابات باطل نشود، کوتاه نمی آیی! دیگر توجیه کارهایت برایم سخت شده بود. برایم باور کردنی نبود که موسوی پیرو خط امام، اینطور آشکارا مقابل حرف های آقا بایستد، دیگر در راستی و درستی و صداقت حرفها و شعارهایت، شک کردم! وقتی خبر وقایع کوی دانشگاه را از قول خود بچه های کوی شنیدم، داشتم دیوانه می شدم، آخر بچه ها بعضی از طرفداران شما را در حال انجام آن کارهای به دور از انسانیت و کرامت دیده بودند. تازه برایم سوال شد که چرا باید اعضای اصلی انجمن اسلامی دانشگاه تهران، که در آن زمان وقایع 18 تیر 78 و آن اتفاقات اسفناک هتاکی و توهین به مقام معظم رهبری، در خرداد 82 ، از عاملان اصلی آن رخدادها بودند، حالا اعضای اصلی ستاد انتخاباتی تو باشند؟ و باز هم داستان، همان داستان اغتشاش است و کوی دانشگاه و بی حرمتی به رهبر؟ باورش برایم سخت بود که همه اینها، اتفاقی باشد! بعد از تلویزیون دیدم که آقا در گفتگو با نمایندگان کاندیداها گفتند: «حساب شماها از اغتشاش کنندگان جداست.» آنوقت شما فردای آن شب، بیانیه دادی که کشته شدگان در اغتشاش، آن هم در وقتی که در حال حمله به یک مرکز نظامی بوده اند، شهید هستند و برایشان دستور تجمع و راهپیمایی و سوگواری دادی! آقا سید ... دیگر برایم مسلم شد که تو اعتقادی به ولایت فقیه و آقا نداری! اینکه رهبر هر چه می گوید تو درست به خلاف آن عمل می کنی! اینکه احتمالا بصورت کاملا اتفاقی، شرکت کنندگان در راهپیمایی های آرامت، نسبت به آقا شعار می دهند! اینکه نامه ی سرگشاده به رهبر می نویسی، اینکه خلاف قانون عمل می کنی و اینکه ها و اینکه های دیگر، نگو نیتت خیر است، که باورم نمی شود! نگو برای قانون و کرامت آمده ای که دروغ است! نگو پیرو خط امام هستی، نگو ... ، نگو ... و نگو! راستی دلم را شکستی و قلبم را به درد آوردی. حالا دیگر سوالهایم زیادتر هم شده، اینکه آقای هاشمی رفسنجانی نامه ی سرگشاده به آقا می نویسد؟ علت سفر ایشان به قم؟ سکوت خیلی ها؟ و سوال های بسیار دیگر. وای چقدر سخت است باور اینکه تو و برخی، همه چیز، حتی رهبری را هم فدای برنامه هایتان می کنید. آقا سید ... ! دوباره به کنج خلوتمان خزیده ایم و زانوی غم بغل گرفته ایم، اما عمق جانمان آنقدر خشک و ترک خورده است، که اشکی هم برای ریختن نداریم، تا قبل از این دلمان به داشتن آقا و رهبرمان خوش بود، حالا تو همان را هم می خواهی از ما بگیری؟ آقا سید ... ! کاش هیچگاه نمی آمدی، کاش همان جا در خاطراتم، پیش امام و مردان جنگ می ماندی، کاش از تبار حسین نمی بودی، کاش حرفی از امید نمی زدی، آخر تو داری، همه ی امید و آرزویم، همه دل خوشی ام را از من می گیری! آقا سید ... ! برو! برو تا همه چیزم را در تو از دست ندهم. برو تا اعتقاداتم برایم بماند. برو تا آقایم برایم بماند. برو! و من را با غم این روزها تنها بگذار. برو تا با خودم خوب بیاندیشم، که چرا باید تو و یارانت اینطور کنید؟ چرا باید غصه های زمانه، با من آن کند که پشت سر هر کسی و هر حرفی راه بیافتم، آن هم کسی که هیچ اعتقادی به اعتقادات من ندارد. آقا سید ... ! این را بدان که من نمی گذارم، یکسری اینطور بر باورها و اعتقاداتم حمله کنند. آقا سید ... ! بدان که ما ادعای پیروی خمینی را نداریم و چون شما با او نبوده ایم، اما از او آموخته ایم که بر سر اعتقاداتمان بایستیم تا پای جان! آقای پیرو خط امام! بدان که در اندیشه امام، ولایت فقیه، جزء اعتقادات است. خداحافظ ...

آتش به دو دست خويش بر خرمن خويش                  من خود زده ام، كه را كنم دشمن خويش

هویت بازیگر زن فیلم انتخاباتی آقای مهندس میر حسین موسوی افشا شد.

نه ، من فکر می کنم این بی انصافی بزرگی به هنرمند خوب کشورمان "مجید مجیدی" باشد که به خاطر فیلم تبلیغاتی آقای مهندس موسوی او را ملامت می کنند.

 

قبل از هر چیز باید به یاد بیاوریم که مجیدی در هر اثر جدید خود ، یک برگ برنده رو کرده و یک فیلم ماندگار دیگر خلق کرده است . از "بدوک" گرفته تا پدر ، از بچه های آسمان و باران و رنگ خدا و بید مجنون و ... بنابر این واقعا کم لطفی است که مجیدی را فیلمسازی متوسط و یا خدای نکرده بد معرفی کنند. او جزو فیلمسازان طراز اول کشورمان و بلکه جهان است و بعید است که برای ساخت فیلم آقای موسوی تمام تلاش و هنر و ذوق خود را به کار نبرده باشد .

 

بله ، ممکن است گفته شود که فیلمی که چند شب پيش از صدا و سیما از آقای مجیدی دیدیم انتظار ما را بر آورده نکرد. این حرف درستی است و تقریبا اکثر کسانی  که این فیلم را دیدند ( و لا اقل مانظر آنها را شنیدم)  چنین نظری دارند . اما باید دید مجید مجیدی انتظار ما را بر آورده نکرده است یا میر حسین موسوی ؟!

 

از نمابندی ها و مونتاژ و استفاده از  بازیگران محلی مازندران - خانمی که وارد اتوبوس شد - و ... در بخشهایی از این فیلم ، مشخص است که مجیدی تمام تلاش خود را کرده است تا فیلم آبرومندی از آب در آید ، اما وقتی مهندس موسوی چیزی برای گفتن ندارد ( درست مانند سخنرانی نیم ساعته او در برنامه "با دوربین" تلویزیون) ، معلوم است که این فیلم چیزی لخت و بی حاصل از آب در آید .

 

 این فیلم نه انتظار نسل جوان ما را از آقای موسوي بر آورده کرد و نه پدران ما را که همسن خود آقای موسوی هستند و دوران کهنسالی و هفتاد سالگی خود را می گذرانند.

 

من البته شخصا به خاطر ارادتی که به شاعر خوب و خوش قریحه کشورمان "احمد عزیزی" دارم ، از این  قسمت فیلم که در حقیقت ابتکار مجیدی بود بیشتر استفاده کردم و از بخشهای نوستالوژیک  فیلم که موسوی بر خلاف الان سالمند نبود و قبراق و سرحال( درست مثل احمدی نژاد امروز) در جبهه ها و عرصه های سیاسی فعالانه حضور می یافت  ، اما اگر از نگاه مخاطبان این مستند بخواهم سخن بگویم ، باید به مجید مجیدی تبریک بلند بالای دیگری  بگویم و آن هم به خاطر دو سه نمای "لبخند" و "تبسم"ی بود که فیلمساز خوب ما موفق شده بود بالاخره از آقای "مهندس  اخمو" و در هم و گرفته ما بگیرد و تا حدی - و فقط تا حدی - از  ناامیدی و تلخی و یاس پر رنگی که سرتاسر فیلم را فرا گرفته بود بکاهد.

 

هر چند در این فیلم ، ما نه جملات و دیالوگهای زیادی از موسوی شنیدیم و نه برنامه های او را برای بیشتر ساختن کشورمان دریافتیم ، اما انتظارهای ما برای دیدن مناظره او با دکتر احمدی نژاد - مدعی اصلی ریاست جمهوری دهم - بسیار بیشتر شد تا ، هم ما برنامه های او را برای ایران اسلامی بدانیم و هم او پاسخ انتقاداتی که اینجا و آنجا از دولت کرده و گفته بود "تا لحظه آخر تبلیغات از دولت انتقاد می کنم " بشنود.

 

مجیدی عزیز ! برای این فیلم و نشان دادن اینکه موسوی چیزی برای عرضه ندارد ، دستت را می بوسیم .

 

 

 

 

سيدي تنها به رنگ سبز نيست

هيچ داني، مادر سادات کيست؟

سبز يعني عاشق مولا شدن

پشت درب حيدري، زهرا (س) شدن

سبز يعني عشق تا شور و بلا

با حسين فاطمه (س) در کربلا

طالب سبزم،‏ نه اين سبز ريا

سبز هم بازيچه شد،‏ مهدي (عج) بيا

100 دلیل مستند برای موفقیت دولت نهم

100 دلیل مستند برای موفقیت دولت نهم

ما طالب پاكي و صفاييم هنوز
ايراني و حامي ولاييم هنوز
در حمله قدرت طلبان نا اهل
ما حامي احمدي نژاديم هنوز

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...

ادامه نوشته

چرا محمود احمدی نژاد ... آری ؟

 

و امروز میرحسین موسوی دلیل حضور خود در انتخابات را اینگونه بیان می دارد

                                                          "برای کشور احساس خطر می کنم!"

روزها گذشت و مبانی دیگری عرض اندام نمود و تاریخ ، 8 ساله دولت اصلاحات را به وضوح بر صفحات خود درج نمود؛ تاریخ سخنان آغاجری ها، حجاریان ها، عطریانفرها،اکبر گنجی ها و. . . را فراموش نمی کند آنچنان که می خواستند امام را به موزه تاریخ بسپارند و از وی تنها جمله " میزان رای ملت است " را به یادگار باقی بگذارند آیا آنروز، نخست وزیر جنگ را در جنگ میان دو گفتمانی که امام سالها پیش(سال62) به نام اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی حوزه بندی نموده  بود احساس خطری  نبود؟ و امروز همان سازمان مجاهدینی که از کلام "دین افیون ملت ها و دولت هاست" آغاجری حمایت نموده بود از میرحسین حمایت می نماید و میرحسین را هیچ واکنشی در قبال آن نیست؟

آن زمان که حزب مشارکت اسلامی پیشنهاد "نوشیدن جام زهر" را به رهبر انقلاب نمود و آنروزی که برنامه  "عبور از ولایت فقیه" طرح ریزی می شدو یا آنروزی که فریاد "مرگ بر جمهوری اسلامی" در  کنفرانس برلین طنین انداز شد و شعار" توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد" خیابان های آزادی و انقلاب تهران را پر نموده بود آیا احساس خطری ننمودید؟ اصلا جناب آقای مهندس میرحسین موسوی 18 تیر کجا بودید؟ آیا به جز پرسه زدن در میان تابلوهای تصاویر گالری های خود دفاع از گفتمان امام و انقلابی که امروز از آن دم می زنید را تکلیف خود نمی دانستید؟

آقای موسوی! شما که در دوران سازندگی و اصلاحات اعلام احساس خطر ننموده بودید چگونه است که این بار بدون هیچ شرطی پای به عرصه انتخابات گذارده اید؟

شما که دوران آقای خاتمی را دوران افتخار معرفی کرده اید، چگونه بود که پس از آن دوران کاندیداتوری خود را منوط به افزایش قدرت ریاست جمهوری نمودید اما هم اکنون شرطی را ابراز ننموده اید؟ حال آنکه بنا بر بیانیه انصراف خودتان در 84 صحنه را "در هم تنیده با مشکلات و پیچیدگی ها" یافته بودید.

 

آیا غیر از اینست که اکنون مشکلات و پیچیدگی های در هم تنیده آن دورانی که برای اصلاحش نیاز به قدرت های ویژه ای چون دوران مصدق داشتید، به همت رئیس جمهور خادم ملت جناب آقای محمود احمدی نژاد به شرایطی تبدیل گردیده است که حمل بار آن را راحت تر از آن دوران و بدون نیاز به قدرت های ویژه دیده اید؟

آیا توصیه امام به دولتی که شما نخست وزیر آن بوده اید را از یاد برده اید؟

                   "تمام توان خود را برای خدمت به این مستضعفین صرف کنید"

پس چگونه است که دوران 4 ساله دولت احمدی نژاد را که براستی دوران خدمت به مستضعفینی است  که در زیر چرخ های اقتصاد دوران سازندگی له می شدند و دردوران اصلاحات در تلاقی "ایسم" های در جستجوی سکولاریسم  خود را از افکار و گفته های امام دورتر می دیدند  را دوران احساس خطر می خوانید؟

با هم به بهار سال 1392 می رويم.

 با هم به بهار سال 1392 می رويم.

   سال ۱۳۹۲ شروع شده ، مردم از مسافرتها و سیزده بدر برگشته اند ، روزنامه ها پس از ۱۵ روز تعطیلی دوباره روی دکه ها به ردیف چیده شده اند.

     هشت سال ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد رو به اتمام است.

  انتخابات دوره یازدهم رياست جمهوري پیش روست. گروهها در حال تدارك مقدمات براي انتخاب کاندیدای مورد نظر خود و شروع تبليغات هستند.

       موضوعاتي مانند انرژي هسته اي  ، توزيع سهام عدالت ، خود كفايي در توليد بنزين ، طرح تحول اقتصادی ، افزایش صادرات ، آزاد راه شمال و دهها موضوع دیگر با تمام فرا و نشیبها سالهاست كه حل شده ، بحران مسكن از تب و تاب افتاده، ولي تورم کماکان وجود دارد.

      گروههاي مخالف مراقب هستند كه از اقدامات مثبت دولت سخني گفته نشود، 

       و بقیه در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

تقابل کلام مقام رهبری حفظه الله با آقای میرحسین موسوی و ملازمان کاندیدایش!

آقای میرحسین موسوی:
همین اقتصاد صدقه‌ای که به صورت رشوه‌ای درآمده تا رای مردم را جمع کند، فساد است.
همین رفتن به ژنو که به عنوان اقدامی حماسی در داخل مطرح شد از جمله انتقادات من است. مسئولان نباید در جایی که احتمال خطر می‌رود و یا منافع کشور به خطر می‌افتد، حضور پیدا کنند.
سفرهای استانی را به شیوه دیگری ادامه می‌هم ولی مردم را دنبال ماشین خود نمی‌دوانم.
...
و سخنانی غیرمنصفانه از همین دست توسط آقای رضایی و دیگران مطرح می شود...

قسمتی از بیانات رهبری در جمع مردم استان كردستان‏ در میدان آزادى سنندج‏ (۱۳۸۸/۰۲/۲۲)
نكته‏ى آخر در باب انتخابات این است كه نامزدهاى محترمى كه تاكنون نام‏نویسى كرده‏اند و مشغول تبلیغات و اظهاراتى هستند - اگرچه حالا وقت قانونى هم نرسیده، اما تبلیغات میكنند؛ اشكالى ندارد - سعى كنند با انصاف عمل كنند. اثبات و نفى‏شان با توجه به حق و صدق باشد. چیزهائى را كه انسان میشنود، باور نمیكند كه از زبان نامزدها و آن كسانى كه دنبال این مسئولیتها هستند، از روى صدق و صفا خارج شده باشد. گاهى انسان حرفهاى عجیب و نسبتهاى عجیبى میشنود. این حرفها مردم را نگران میكند؛ كسى را هم به گوینده‏ى این حرفها دلبسته و علاقه‏مند نمیكند! نامزدهاى محترم توجه داشته باشند: اذهان عمومى را تخریب نكنند. این همه نسبت خلاف دادن به این و آن، تخریب كننده‏ى اذهان مردم است؛ واقعیت هم ندارد؛ خلاف واقع هم هست. بنده كه از همه‏ى این آقایان اوضاع كشور را بیشتر میدانم و بهتر خبر دارم، میدانم كه بسیارى از این مطالبى كه بعنوان انتقاد درباره‏ى وضع كشور و وضع اقتصاد و اینها میگویند، خلاف واقع است؛ اشتباه میكنند. ان‏شاءاللَّه اشتباه است. امیدواریم كه خداوند متعال براى این ملت خیر و صلاح و آبادانى كامل را مقدر فرموده باشد.

پی نوشت: فکر نمی‌کنم نیاز باشد سخن رهبری را تفسیر کنیم. کلام ایشان برای اهلش راهگشا و راهبر است. اما خیلی جالب است. از وقتی سخنان آقای موسوی را در قلم نیوز و کلمه دات آی آر دنبال کرده‌ام جز ناراحتی و افسوس برای وجودش نکشیده‌ام. میرحسین سید است و سادات استعداد خوبی در اخلاقمداری دارند. اما سوء ظن و تهمت در کلام ایشان دیده می‌شود. به قول رهبری ان‌شاء الله اشتباه است. ضمنا بعضی از این نقل قول‌ها از موسوی از طرف سایت هوادارانش مطرح شده ولی بعدا برداشته شده! می‌توانید با جستجوی کلام "فساد؛ اقتصاد صدقه ای" در گوگل، و با توجه به کش گوگل به این حرف من برسید.
همچنین تصویری برای اثبات دعویم ضمیمه کرده ام.

8 سال حاکمیت اصلاح‌طلبان

سال حاکمیت اصلاح‌طلبان در دولت و4 سال حاکمیتشان در شورای شهر اول و مجلس ششم برای ملت بهای سنگینی داشت. درتحمیل این بهای سنگین فردی به شدت سهیم است که میل بسیاری دارد تا با مطرح کردن شعارهای امام و انقلاب آنهم بعد از 20 سال سکوت پرهزینه برای ملت، خود را از مسئولیت آن دوران برهاند.

 

میرحسین موسوی نامی آشنا در دوران انتخابات‌ها است. نامی که با برنامه‌ریزی سیاست مدارانه مطرح می‌شد و آنگاه که باید می‌آمد عرصه را به کسانی می‌سپرد که کمترین سنخیت را با شعارهای امام و انقلاب داشتند. برادران خاتمی‌ها، بهزاد نبوی‌ها، آرمین‌ها، الاهه کولایی‌ها، عبدالله نوری‌ها، مهاجرانی‌ها، کرباسچی‌ها و... کسانی بودند که او در به قدرت رسیدنشان مشارکتی فعالانه داشت، شاید بپرسید چگونه؟ حکایت او حکایت دختری است زیباروی که به خواستگار نشانش می‌دهند اما بر سر سفره عقد، خواهر زشت رویش را می‌نشانند و داماد بازی خورده در حجله متوجه کلاه گشادی بر سرش می‌شود. آقای میرحسین موسوی با سکوت تعیین کننده‌اش و حتی حمایت‌هایش از آن جریان، بارها نقش آن خواهر دغل کار را برای به قدرت رسیدن اصلاح طلبان بازی کرده است. اما به راستی او از این کار چه فایده‌ای می برده و چرا اجازه این سوء استفاده از خود را به آن‌ها می‌داده؟ آیا نمی‌توان اینگونه برداشت کرد که او و شخصیت‌های از پیش گفته دو روی یک سکه‌اند و بنا بر جو غالب جامعه و با هدف کسب قدرت سیاسی خود را می‌نمایانند. امروز که به برکت مجاهدت‌های رهبر انقلاب و سرباز فداکارش احمدی‌نژاد عزیز، شعارهای امام و انقلاب فضای میهن اسلامیمان را فرا گرفته است میرحسین موسوی برای جایگزینی خاتمی از پرده برون می‌افتد.

 

اگر بخواهیم به دسته گل‌هایی که اصلاح‌طلبان به سرکردگی خاتمی به آب داده‌اند اشاره کنیم یکی از واضح‌ترین و تاسف‌بارترینشان تسلیم در برابر حرف زور غرب در ماجرای هسته‌ای بود. هیچوقت یادم نمی‌رود که دولت خاتمی 2 سال تمام فعالیت‌های هسته‌ای و حتی استخراج سنگ اورانیم از معادن را متوقف کرد. وقتی از او سوال می‌شد دستآوردمان چه بوده می‌گفت اروپایی‌ها به حق ما در داشتن انرژی صلح آمیز اذعان کرده‌اند (حالا این حق 40،50 سال پیش وقتی ما عضو آژانس شده بودیم توسط دنیا به رسمیت شناخته شده بود) این در حالی بود که تهدیدات نظامی و عربده کشی‌های بوش علیه کشورمان روز به روز بیشتر می‌شد، جایگاهمان در محور شرارت بودن به بهانه حادثه مشکوک 11 سپتامبر محکمتر، تحریم‌های اقتصادی غرب پابرجاتر، فشار روانی و تبلیغاتی رسانه‌های غرب علیه‌مان در  داخل و خارج از کشور بیشتر و... .

 

یادم نمی‌رود شیرزاد نماینده خائن اصفهان را که در نطق پیش از دستور مجلس ششم نظام را متهم به 19 سال دروغ‌گویی می‌کرد، و می‌گفت امروز دم خروس بیرون افتاده است و تلاشتان برای ساخت بمب هسته‌ای برملا گشته تا ماشین رسانه‌ای غرب خدای نکرده بی‌بنزین نماند. یا گفته‌های بهزاد نبوی را که همگام با تبلیغات غرب ما را به علت داشتن نفت و گاز بی‌نیاز از انرژی هسته‌ای قلمداد می‌کرد و اینطور القا می‌کرد که دست اندرکاران این قضیه دنبال چیز دیگری بوده‌اند. یا از همه جالبتر طرح سه فوریتی امضای پروتکل الحاقی توسط نمایندگان مشارکتی مجلس ششم را به یاد می‌آورم که در بهبوهه مذاکرات با سه کشور اروپایی در مجلس طرح می‌کردند آنهم در شرایطی که این پروتکل شوم به شکل غیر قانونی(به علت عدم تصویب در مجلس) در حال اجرا توسط دولت بود.

 

مذاکره کننده‌های بیچاره هم وقتی می‌خواستند تصویب این پروتکل را در مذاکرات به عنوان امتیازی به غرب بفروشند و در قبال این همه عقب نشینی لا اقل امتیازی پشمکی بگیرند با پوزخندی معنادار مواجه می‌شدند، چون نمایندگان شجاع مشارکتی – مجاهدینی قبلا آنرا در مجلس مطرح کرده بودند. حال قیافه مذاکره کننده‌ها دیدنی بود، آنهم چه مذاکره کننده‌هایی، امثال موسویان و سیروس ناصری. آن بندگان خدا که همینطوری در برابر غرب وا داده بودند حالا وقتی چنین پشتوانه‌های قدرتمندی در مجلس ششم داشتند دیگر واقعا در مذاکرات دیدنی می‌شدند. این ایستادگی‌های شجاعانه! فقط در ماجرای هسته‌ای نبود، در مذاکرات نفتی و برای بستن قراردادهای کذایی بیع متقابل، درمذاکرات اقتصادی با صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برای گرفتن وام و اتخاذ سیاست‌های پولی و صنعتی، در تعاملات حقوق بشری و در سازمان‌های بین المللی، در انتخاب استراتژی‌های صنعتی و در یک کلام در همه زمینه‌های مواجهه با غرب همین رویه مسالمت‌آمیز و صلح‌طلبانه! با تمام توان دنبال می‌شد. شاید سؤال شود چگونه در پایان 8 سال چیزی از ما باقی مانده. جواب آن روشن است به خاطر وجود رهبری.

 

به میان آوردن کلام رهبری به معنای سوء استفاده و هزینه کردن از ایشان نیست. تنها برای روشن شدن اذهان عمومی سخن ایشان را قید کرده ام و خواهم کرد...

 

مسئله از این قرار است:

 

آیا رهبر انقلاب به سیاست‌های اصلاح طلبان در قبال انرژی صلح آمیز هسته‌ای خرده گرفته‌اند؟

 

 

"... رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به شادمانی و خرسندی عمیق ملت ایران از پیشرفت‌های عظیم هسته‌ای افزودند: این پیشرفت‌ها مایه تقویت اعتماد به نفس ملی است اما بعضی افراد، نظام و دولت را برای همین پیشرفت‌ها به چالش می‌كشند و خواسته یا ناخواسته برای تضعیف اعتماد به نفس ملی تلاش می‌كنند كه ملت باید مراقب اینگونه رخنه‌ها باشد.

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به فرایند عقب نشینی در برابر خواست‌های هسته‌ای دشمن در چند سال قبل افزودند: البته این فرایند به ملت ایران و افكار عمومی جهان نشان داد كه وعده‌های غرب توخالی است چرا كه تعلیق موقت و داوطلبانه ایران، با سوء استفاده دشمنان در حال تبدیل شدن به حذف فعالیت‌های هسته ای در كشور بود كه بنده همان موقع تأكید كردم اگر روند مطالبه پی در پی طرف‌های هسته‌ای ادامه یابد وارد میدان می‌شوم كه این كار انجام و روند توقف فعالیت‌های هسته‌ای به روند پیشرفت هسته‌ای تبدیل شد.

 

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه بحث در زمینه رخنه‌های بیگانگان برای تضعیف اعتماد به نفس ملی، به مسئله رابطه با امریكا اشاره كردند و افزودند: قطع رابطه با امریكا از سیاست‌های اساسی ماست البته ما هیچگاه نگفته‌ایم این رابطه تا ابد قطع خواهد بود بلكه شرایط دولت امریكا به گونه‌ای است كه ایجاد این رابطه اكنون به ضرر ملت است و طبعاً آن را دنبال نمی‌كنیم..."

 

سی دی ماه 1386 - دیدار با دانشجویان دانشگاه های یزد

 

 

 

در حالی که انرژی هسته‌ای یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت کشور ما است، عزت ایرانیان را افزایش می‌دهد، می‌تواند مبدأ هزاران هزار فعالیت مکانیکی، الکترونیکی و صنعتی در کشور شود و در نهایت به توسعه کشورمان خدمتی اساسی کند کسانی در دولت اصلاحات این انرژی مفید را منکر می‌شدند و می‌شوند و آن را مغایر با منافع ملی می‌دانند. این افراد که همیشه در حال ترسیدن از حمله آمریکا به ایران هستند بت معیشت جهان را غرب می‌دانند و چنان مدهوش تکنولوژی‌های بالای غرب شده‌اند که دین و ایمان و اخلاق را در تعظیم به این شیطان صفتان می‌دانند. بسا افسوس و بسا اندوه. اگر این افراد اندکی اعتماد به نفس، امید و اتکال به خدا داشتند خودشان می‌شدند همان بتی که پرستشش می‌کنند. اما جربزه آن‌ها در این حد نیست که کارهای بزرگ را با اراده‌ای پولادین انجام دهند. افسوس که این مدعیان اصلاح طلبی اندکی جربزه اصلاح، به قول خودشان و بهبود اوضاع، به قول من در ساختار اداری کشور ندارند و نخواهند داشت. آن چیز که آن‌ها از آن بی بهره‌اند ایمان و تقوا الهی است. نماز صبح رئیس جمهورش که قضا می‌شود و با وقاحت تمام آن را در تلویزیون بیان می‌کند! به به چه صداقتی دارد این رئیس جمهور! تف تو ریا! دست او در دست نا محرمی قرار می‌گیرد! نمایندگان مجلسش اندکی جرأت ندارند و در مقابل پیشرفت ایران در مسئله بسیار مهم انرژی هسته‌ای وا می‌دهند! پرونده دروغین نوارسازان را به راه می‌اندازد! غائله 18 تیر را به نام ولایت مداران تمام می‌کند! دانشجو این قشر بسیار تأثیر گذار در آینده کشور را فریب می‌دهند! و در نهایت با نام اصلاح طلبی و آزادی تمام مردم را سر کار می‌گذارند. اصول که مشخص است. قرآن و عترت. اصلاح طلبی به معنای حزب به چه منظوری می‌تواند استفاده شود؟ چه کنیم که عناصر نفوذی مربوط به خودشان با نام حزب الله رفتارهای متحجرانه می‌کنند؟ چه کنیم که غائله قتل‌های زنجیره‌ای را راه می‌اندازند و می‌گویند حزب اللهی‌ها تروریستند؟ این‌ها جز خوارج زمان علی علیه‌السلام نیستند. اقامت‌هایشان در کشورهای خارجی که به راه است دولت نهم را ناپاک می‌شمارند. زمین که به وزرایشان می‌دهند دولت نهم را گداپرور می‌نامند. اسرائیل را که به رسمیت می‌شناسند دولت نهم را تقویت کننده گفتمان انقلاب نمی‌دانند! رسانه‌هایشان که وقیح‌ترین سخنان را در مورد رئیس جمهور دولت نهم و شخص ولی فقیه می‌نویسند دولت نهم را مسبب رواج بداخلاقی در جامعه می‌دانند... این‌ها چه کسانی هستند؟ اگر این‌ها زمان علی علیه‌السلام بودند بهتر از خوارج نبودند. چرا که شالوده اصلاح طلبی مخالفت با هرگونه تقدس مآبی از نظر خودشان است! از دیدگاه آن‌ها تنها ائمه طاهرین مقدسند. البته گاهی اوقات استثناء خاتمیشان می‌شود حسین زمانه‌ی‌شان!!! علی علیه‌السلام هم بشری بود مثل همه ما اما فرقش در باطنش بود و عظمتش در ظاهرش دیده می‌شد... در زمان رحلت پیامبر رحمت از کجا که این آقایان ظاهربین، علی زمانه خود را درست تشخیص می‌دادند؟ از کجا که اسامه را مستحق سردار سپاهی می‌دانستند؟ از کجا که پیامبر را هذیانگو خطاب نمی‌کردند؟ مشکل آن‌ها چشم آن‌هاست. اندیشه آن‌ها مشکل دارد. باید چشمشان را عوض کنند آن وقت همه چیز درست می‌شود... اما نه. حتی اگر بمیرند و دوباره زنده بشوند باز هم همین راه را می‌روند و امام زمان را هم استیضاح خواهند کرد!

 

 

موسوی و یک نگاه بر گذشته (واکنش امام خمینی به استعفای میر حسین موسوی )

 

واکنش امام خمینی به استعفای میر حسین موسوی :

جناب آقای موسوی ، نخست وزیر محترم

نامه استعفای شما باعث تعجب شد .

       

حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید ، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می گذاشتید .

در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام فرزندان خود را به قربانگاه می برند چه وقت گله و استعفاست . شما در سنگر نخست وزیری ، در چهار چوب اسلام و قانون اساسی ، به خدمت خود ادامه دهید . در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی رسید ،چون گذشته عمل می شود . این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود رای دهد.

تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است ، که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد در اختیار دولت قرار خواهد داد .

همه باید به خدا پناه بریم ؛ و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سو ء استفاده کنند.

مردم ما از اینگونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده اند ، این حرکات هیچ تاثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت .

از آنجا که من به شما علاقه مندم ، ان شاء الله عند الملاقات مسائلی است که گوشزد می نمایم . والسلام .

15/6/67

روح الله الموسوی الخمینی

منبع : صحیفه امام - جلد 21 - صفحات 123 و 124.

 

1- این روزها که آقای مهندس "میر حسین موسوی" پس از 20 سال دوری از سیاست ، دوباره وارد عرصه حضور در مسئولیتهای عالی جمهوری اسلامی شده اند ، به یاد ماجرای نامه استعفای ایشان از نخست وزیری افتادم و یک سوال مهم برایم پیش آمد که خیلی دوست دارم ایشان به آن پاسخ دهند . حتما خوانندگان محترم  تایید می کنند که این سوال ، بسیار اساسی و کلیدی است و در تصمیم گیری ما برای رای دادن یا ندادن به ایشان تاثیر مهمی دارد .

سوال من البته به این مربوط نمی شود که چرا ایشان در اوج ماجراهای جنگ و وضعیت استثنایی و بحرانی کشور ناگهان استعفا دادند ، بلکه سوال این است که مگر ایشان طبق سلسله مراتب اداری شناخته شده - نه تنها در ایران که در تمام جهان - نمی بایستی نامه استعفای خود را به مقام مافوق یعنی رئیس جمهور وقت آقای " سید علی خامنه ای" تقدیم می کردند ؟ پس چرا به جای این شیوه ، نامه با عبارت " ملت قهرمان ایران ..." شروع شد ؟! من حتی از این سوال می گذرم و با فرضی که باز هم غیر قابل قبول است ، بنا را بر این می گذارم که ایشان به دلیل اختلافات مبنایی با آقای رئیس جمهور وقت ، اصلا ایشان را عددی به حساب نیاورده  است که نامه را خطاب به ایشان بنویسد ( من هیچ احتمال عقلی و قانونی دیگری به ذهنم نرسید ) ، اما می ماند  یک سوال بسیار مهمتر و اساسی تر و آن اینکه چرا " نخست وزیر  امام خمینی" و " نخست وزیر دوران جنگ " وقتی نامه اش از اخبار سراسری رادیو پخش شد ، رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی ، تازه آنزمان از استعفای ایشان با خبر شد ؟! که امام آن نامه تند را خطاب به ایشان بنویسد ؟ آیا نخست وزیر دوران جنگ و نخست وزیر امام خمینی ، نباید این احترام و ادب را نسبت به ولی نعمت خودش و ولی نعمت تمام مردم انقلاب کرده می گذاشت و در این موضوع بسیار بسیار مهم  پیش از اقدام ، از امام استفسار می کرد و طبق یک روش عقلی و بدیهی از ایشان رهنمود می گرفت ؟ آیا ایشان رکین ترین رکن نظام و ولی امر مسلمین جهان را هم مثل رئیس جمهور وقت به چیزی حساب نمی کرد یا خود را از امام هم عقل کل تر می دانست ؟!

تحلیل :  تاریخ معاصر ایران شاهد این گونه حرکت ها در مقاطع حساس و مهم بوده است. مرحوم آیت الله کاشانی که از نفوذ عناصر سازمان سیا و جاسوس در متن تصمیم گیری های دکتر مصدق به وقوع یک کودتای نظامی علیه دولت مصدق پی برده بود، طی نامه ای به تاریخ ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ یعنی یک روز قبل از کودتای ۲۸ مرداد به مصدق نوشت: “اگر نقشه شما نیست که مانند سی ام تیر عقب نشینی کنید و به ظاهر قهرمان زمان بمانید و اگر حدس و نظر من صحیح نیست که امریکا ما را در گرفتن نفت از انگلیسی ها کمک کرد و حالا بدست جنابعالی به صورت ملی و دنیا پسندی می خواهد این ثروت ما را به چنگ آورد… این نامه من سندی در تاریخ ملت ایران خواهد بود که من شما را با وجود همه بدی های خصوصی تان نسبت به خودم از وقوع حتمی یک کودتا به وسیله زاهدی که مطابق با نقشه خود شماست آگاه کردم که فردا جای هیچگونه عذر موجهی نباشد… خدا به همه ما رحم بفرماید”.  / ایام بکام باد سید ابولقاسم کاشانی

و جالب است مصدق السلطنه در جوابی یک خطی به نامه و دغدغه های آیت الله کاشانی این چنین پاسخ داد:

“اینجانب مستهظر به پشتیبانی ملت ایران هستم! والسلام”.   /  دکتر محمد مصدق

منبع: کتاب بازشناسی چهره حقیقی مصدق السلطنه

نوشته: شهید دکتر حسن آیت

انتشارات حوزه علمیه قم

 

استعفای موسوی در شرایط حادی که باید از خون آن همه شهید سالیان دفاع مقدس حراست کرده و نتیجه گرفته شود، چه معنایی جز قهرمان ماندن! می تواند داشته باشد؟ آن هم از طریق درج استعفا نامه در نشریات، آن هم بدون مشورت با امام خمینی (ره) و رئیس جمهور وقت بی احترامی به ایشان بوده است.

 

اصولا تفاوت میان رهبری دینی علما و مراجع با رهبری روشنفکران در این است که در شرایط بحران رهبران دینی نیروی فدایی دین و سپر بلای مردم می شوند و روشنفکران به دنبال قهرمان ماندن و صفحه را خالی کردن هستند.

 

اما سوال جدی و مهم این است، همانطور که در متن نامه حضرت امام نوشته شده است: از آنجا که من به شما علاقه مندم انشا الله عند الملاقات مسائلی است که گوشزد می نمایم، آن مطالب که امام در عند الملاقات به آقای موسوی گوشزد کرده چه بوده است؟

 

آقای موسوی صادقانه مطالب امام (ره) را بیان کنند. دانش حق مردم است البته خواص در همان زمان از مطالب جلسه عند الملاقات مطلع شدند، اما متاسفانه رسانه ای نشد. اگر آقایان پیرو موسوی مایل به توضیح نیستند ضرورت اقتضاء می کند این قطعه از تاریخ از پس ابرهای پوشاننده کنار زده شود و موضع صریح حضرت امام (ره) در برابر حرکت نابجای موسوی در آن شرایط خاص، به اطلاع مردم به ویژه علاقه مندان آقای موسوی برسد.

خدمات دولت مهر گستر و عدالت محور ( ستاد حمایت از دکتر احمدی نژاد در انتخابات )

انرژی هسته ای در دولت قبل دائما تعلیق بود و همیشه حرف آقایان IAEA و ... را می پذیرفتند اما خوشبختانه در این دولت غنی سازی و پیش راه اندازی نیروگاه بوشهر  انجام شد.


ماهواره بر و ماهواره امید که به فضا رفت؛ شاید هنوز برای بعضی قابل قبول نباشد که ایران به جمع کشورهای فضایی پیوسته است.

 

حقوق کارمندان دولت افزایش یافت. سهام عدالت بین اقشار مختلف مردم توزیع شد. خصوصی سازی شتاب گرفت.

در دولت احمدی نژاد ارتباط با آمریکای لاتین (که مورد غفلت واقع شده بود) رونق یافت و بازارهای جدیدی را برای کشور به ارمغان آورد.

* از آزادی بیان و عقیده که نگویم؛ به نظر من بیشترین آزادی در این دولت بوده است. خوب شاید شما با من موافق نباشید ولی با دلیل و مدرک به شما می گویم:

در کدام دولت دیده بودید که این قدر راحت به دولت و رئیس جمهورش -در روزنامه ها، خبرگزاری ها، سایت ها و وبلاگ های شخصی و غیرشخصی- انتقاد شود و به طرزی که تا قبل از این اصلا دیده نمی شد حمله و هجمه صورت گیرد. نمونه هایش را در اینترنت به وفور می توانید پیدا کنید.
در این دولت قیمت اینترنت 30 درصد ارزان شد. تلفن همراه با آمدن اپراتور دوم به شدت ارزان شد و هم چنین همگانی.

بازار بورس به سرعت پیشرفت کرد به طوری که در همین اواخر بورس تهران به عنوان موفق ترین بورس جهان از سوی سازمان های جهانی معرفی شد. (از لحاظ رشد)

البته باید این نکته را هم متذکر شد که مسیر حرکت این مرد دوست داشتنی مسیری مشخص و مبنی بر اصول گم شده انقلاب در چند سال قبل بود ولی هر دولتی در این مسیر با مشکلاتی نیز مواجه می شود که دوری از همه این مشکلات اجتناب ناپذیر است .البته ذکر این نکته هم کافی است که دوستان بدانند گرانی هایی که به دولت تحمیل شد از آثار دشمنی دشمنان ایشان بود که در عرصه دشمنی حتی مردم را نیز مورد مرحمت خویش قرار دادند تا چهره دکتر احمدی نژاد را در اذهان مردم خراب کرده و به هدفهای آرمانی خود دست یابند.

و در نهایت باید بگویم : با توجه به شناختی که از تلاش های صادقانه احمدی نژاد دارم وی را اهل خدمت بی منت به مردم و خادمی صادق در راستای مبارزه با کانون های فساد می شناسم.

امضاء : بیابانی تشنه باران بلاگر وبلاگ سرزمین آرزوها

مطالعه دیگر خدمات دولت مهر در این ۴ سال لطفا کلیک کنید ...


مقايسه خواندني نتايج 2دوره حضور خاتمي واحمدي نژاد درانتخابات رياست جمهوري

هر چه به پايان شمارش آراي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نزديک مي شويم به نظر مي رسد عده اي به دليل اينکه تاب پذيرش شکست را ندارندآمار دوره هفتم (دوم خرداد 76) انتخابات رياست جمهوري را به رخ مي کشند اما نتايج اين دوره نکات جالب تري در درون خود دارد .
آنچه که مورد بحث ما در اين تحليل است مقايسه اي است از ميزان مشارکت مردم ايران در دوره هفتم و هشتم انتخابات رياست جمهوري (اول و دوم اصلاحات و حضور حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي ) و دوره نهم و دهم (حضور دکتر محمود احمدي نژاد) و نيز بررسي ميزان رشد آراي نامزدهاي اول اين چهار دوره در دو دوره متوالي که منتخب مردم شدند .

در انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري که دوم خرداد 76 برگزار گرديد 36466487 نفر واجد شرايط شرکت بودند که از اين تعداد 29145745 نفر شرکت نمودند يعني معادل 79.92% .
در اين انتخابات 238 نفر داوطلب شدند که از اين تعداد چهار نفر توسط شوراي نگهبان تأييد شدند. حجت الاسلام خاتمي با 20138784 رأي (69%) حجت الاسلام ناطق نوري با 7248317 رأي، محمد ري شهري با 744205 رأي، زواره اي با 772707 رأي . حکم تنفيذ حجت الاسلام خاتمي در 12/5/76 از سوي مقام معظم رهبري صادر شد.
در همين حال در دوره هشتم رياست جمهوري که در 18 خردادماه 80 برگزار گرديد 42170230 نفر واجد شرايط شرکت بودند که از اين تعداد 28155969 نفر شرکت نمودند که معادل 67.77% ضريب مشارکت مردم بود. در اين انتخابات از ميان817 داوطلب ثبت نام کننده ، تعداد 10 نفر توسط شوراي نگهبان تأييد شدند که سيد محمد خاتمي بار دوم با 21659053 رأي (77%) و پس از آن دکتر توکلي، شمخاني، غفوري فرد، فلاحيان و جاسبي و... در مراتب بعدي قرار گرفتند. حکم تنفيذ حجت الاسلام خاتمي در تاريخ 11 مردادماه 80 توسط مقام معظم رهبري صادر شد.

1-ميزان مشارکت در سال 1376 ، 92/79 درصد از واجدين شرايط در انتخابات بود.
2-ميزان مشارکت در سال 1380 ، 77/66 درصد از واجدين شرايط در انتخابات بود.
آمار مقايسه اي اين محور در دو دوره حضور حجت الاسلام خاتمي نشانگر کاهش 18/13 درصدي ميزان مشارکت واجدان شرايط رأي دادن در انتخابات است .

1- ميزان رأي در سال 1376 نامزد منتخب 20138784 رأي بوده است.
2- ميزان رأي در سال 1380 نامزد منتخب 21659053 رأي بوده است .

آمار مقايسه اي اين محور در دو دوره حضور حجت الاسلام خاتمي نشانگر افزايش 1520269 رأي واجدان شرايط رأي دادن در انتخابات به وي است .

حال به آمار آراي انتخابات در دو دوره حضور دکتر احمدي نژاد توجه کنيد :

دوره نهم :
نتايج انتخابات دور اول رياست جمهوري دوره نهم نشان مي دهد که حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني با 6.16 ميليون نفر معادل 21 درصد آرا نفر اول ، آقاي احمدي نژاد با 5.71 ميليون نفر (19.5درصد ) نفر دوم بوده و پس از وي، آقاي کروبي با 5.07 ميليون نفر (17.3درصد) ، قاليباف با 4.07ميليون نفر (13.9درصد ) ، معين با 4.05ميليون نفر (13.8درصد) ، لاريجاني با 1.74 ميليون نفر (5.9 درصد) و مهرعليزاده با 1.29 ميليون نفر (4/4 درصد ) به ترتيب در رتبه بعدي قرار گرفتند . تعداد آراي باطله نيز 1.2 ميليون معادل 4.2 درصد کل آرا بوده است . پراکندگي آرا و محبوبيت کانديداها در نقاط مختلف کشور از تنوع قابل توجهي برخوردار است . بر اساس نتايج مرحله اول آقايان هاشمي و احمدي نژاد به مرحله دوم راه يافتند. در بين داوطلبين نام برده شده ، بيشترين واريانس (ميزان پراکندگي ) راي استاني به ترتيب آقايان احمدي نژاد ، کروبي و معين اختصاص دارد . راي آقايان هاشمي و قاليباف تقريبا در سطح کشور يکنواخت است اما راي آقايان احمدي نژاد و کروبي داراي پراکندگي بالايي در سطح کشور است .
در مرحله دوم انتخابات 9/27 ميليون نفر به پاي صندوق هاي راي رفتند که در مقايسه با مرحله اول ميزان مشارکت به مقدار 5 درصد کاهش يافت .
محمود احمدي نژاد موفق شد از مجموع 27.959.253 رأي، 63 درصد آرا يعني 17.248.782 را از آن خود کرده و به رياست جمهوري کشور برگزيده شد . بررسي آرا در مرحله دوم نشان مي دهد که تفاوت چنداني در ميزان کسب آرا توسط کانديداها در نقاط شهري و روستايي و همچنين در شهرهاي کوچک ، متوسط و بزرگ مطابق طبقه بندي انجام شده ، مشابه آنچه در مرحله اول انتخابات بود ، وجود ندارد . درتمام اين گروه ها احمدي نژاد به طور متوسط آرايي بين 61 تا 68 درصد کسب کرده اند و آراي هاشمي نيز بين 32 تا 39 درصد متغير بوده است. ملاحظه مي شود که احمدي نژاد در مرحله دوم موفق شد آراي ساير کانديداها را به سمت خود جذب کند و يکي از نکات قابل توجه در مرحله دوم اين است که در بررسي آراي آقاي هاشمي و احمدي نژاد به تفکيک مناطق جغرافيايي کشور ، تفاوت معني داري ملاحظه مي شود . احمدي نژاد موفق به کسب اکثريت مطلق آرا به نسبت بهتري در مناطق غرب ، جنوب و جنوب شرق کشور داشته است . به عنوان مثال محمود احمدي نژاد در پنج استان اصفهان ، قم ، قزوين ، سمنان و چهارمحال و بختياري به طور متوسط حدود 74 درصد آرا را کسب کرد.

دوره دهم :
در دوره دهم رياست جمهوري که در 22 خردادماه 88 با حضور محمود احمدي نژاد ، ميرحسين موسوي ،محسن رضايي و حجت الاسلام مهدي کروبي برگزار شد مشارکت بيش از 85 درصدي يعني حدود 39 ميليون نفر واجد شرايط را شاهد بوديم .
در اين انتخابات از ميان 478 داوطلب ثبت نام کننده ، تعداد 4 نفر توسط شوراي نگهبان تأييد شدند که محمود احمدي نژاد براي بار دوم با حدود 24 ميليون رأي يعني 64 درصد آرا و پس از آن ميرحسين موسوي با حدود 12 ميليون رأي يعني 34 ، محسن رضايي با حدود 600 هزار رأي حدود 2 درصد آراي اخذ شده و مهدي کروبي با حدود 300 هزار رأي يعني يک درصد آرا در مراتب بعدي قرار گرفتند.

بر اين اساس :
1-ميزان مشارکت در دور دوم سال 1384 ، 76/59 درصد از واجدين شرايط در انتخابات بود.
2-ميزان مشارکت در سال 1388 ، حدود 85 درصد از واجدين شرايط در انتخابات بود.
آمار مقايسه اي اين محور در دو دوره فعاليت دکتر احمدي نژاد نشانگر افزايش بيش از 26 درصدي ميزان مشارکت واجدان شرايط رأي دادن در انتخابات است .

1- ميزان رأي در سال 1384 نامزد منتخب 17.248.782 رأي بوده است.
2- ميزان رأي در سال 1388 نامزد منتخب حدود 24 ميليون رأي بوده است .

آمار مقايسه اي اين محور نيز در دو دوره احمدي نژاد نشانگر افزايش حدود 7 ميليون رأي واجدان شرايط رأي دادن در انتخابات به نامزد عدالت محور ايران اسلامي است .

نتايج :
1- مقايسه آمار يادشده نشان مي دهد در دو دوره حضور محمود احمدي نژاد در حالي 26 درصد افزايش نشان مي دهد که در دور دوم حضور سيد محمد خاتمي 13 درصد کاهش داشتيم .
2- آمار اين چهار دوره نشان دهنده آن است که ميزان آراي خاتمي در حالي در دور دوم حضورش 5/1 ميليون اضافه شده که در دور دوم حضور احمدي نژاد 7 ميليون افزايش رأي ديده مي شود و اين يعني افزايش آراي احمدي نژاد بيش از 4 برابر خاتمي بوده است.