بصيرت:هدايت::::وحدت و همبستگي و روحيهي اخوت و برادري از آموزههاي گرانقدري است كه مكتب اسلام در راستاي استقرار و استمرار اقتدار، عظمت و عزت و اعتلاي امت اسلامي بر آن تأكيد ورزيده است.
در مقابل، اختلاف و خصومت و تفرقه و تشتت به عنوان عامل ضعف و ذلت و محو قدرت و عظمت جامعه اسلامي و انحطاط آن تلقي شده و مسلمانان به اجتناب از آن امر شدهاند.
در تعاليم ديني و متون و منابع مختلف اسلامي كلمات و اصطلاحاتي مانند امت، امت واحده، الفت و اخوت اسلامي، برادري ديني، وحدت اسلامي، اتحاد اسلامي، دارالاسلام، پان اسلاميسم و… به كار رفته است كه مفاهيم اين واژهها به طور مستقيم يا غير مستقيم بر اهميت و جايگاه و نقش برجستهي وحدت در جامعه اسلامي دلالت دارند.
قرآن كريم ضمن دعوت مسلمين به وحدت با اعتصام به حبلا… و نهي از تفرقه؛ با اشاره به الفت و برادري و مودت ايجاد شده ميان دو طايفهي اوس و خزرج و از بين رفتن عداوت و كينه ديرينه در سايهي نعمت اسلام كه مبناي اتحاد و همبستگي آنهاست اين گونه يادآور ميشود:
واعتصموا بحبلا… جميعاً و لاتفرقوا و ذكر و انعمتا… عليكم، اذ كنتم اعداءً فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً.(آل عمران 103)
در جاي ديگر مسلمانان را به وحدت در پيروي از خدا و پيامبرش دستور داده و از تنازع و مشاجره جهت پيشگيري از سستي و زبوني و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صريح نهي نموده و ميفرمايد:
اطيعوا… و اطيعوا الرسول و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم(انفال 46)
پيامبر گرامي اسلام با تكيه بر مباني اتحاد اسلامي مدينهي فاضلهاي مملو از عشق و صميميت و برادري و ايثار و تمامي فضايل انساني ساخت كه هنوز بشريت در حسرت و آرزوي تحقق دوبارهي چنين جامعهاي بسر ميبرد.
پيامبر اكرم(ص)، ذلت و زبوني پس از عزت و سربلندي و در پي آن ضعف و سستي هر ملتي را نشأت گرفته از تفرقهاي ميداند كه ريشه در خصومت و دشمني دارد؛ لذا ايجاد الفت و پرهيز از تفرقه و عداوت را بر مسلمانان واجب كرده و ميفرمايد:
«ما ذل قوم بعد العزحتي ضعفوا، و ما ضعفوا حتي تفرقوا و ما تفرقوا حتي تباغضوا… الواجب علي اوليائنا معاوده الائتلاف و رفض الاختلاف».
بزرگ اسطوره صبر و وحدت، حضرت علي(ع) در خطبه 146 ضمن بيان نقش محوري رهبر در جامعه، وحدت را رمز عزت و قدرت دانسته و ميفرمايد: «عرب امروز گرچه از نظر تعداد اندكند، اما با نعمت اسلام فراوانند و با اتحاد و هماهنگي عزيز و قدرتمندند».
در فرازي از خطبهي قاصعه به علل پيروزي و شكست و عزت و ذلت گذشتگان پرداخته و ميفرمايد: «پس آن گاه كه در زندگي گذشتگان مطالعه و انديشه ميكنيد. عهدهدار چيزي باشيد كه عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافيت زندگي آنان را فراهم كرد و نعمتهاي فراوان را در اختيارشان گذاشت و كرامت و شخصيت به آنان بخشيد، كه از تفرقه و جدايي اجتناب كردند و بر وحدت و همدلي همت گماشتند و يكديگر را به وحدت واداشته و به آن سفارش كردند و از كارهايي كه پشت آنها را شكست، و قدرت آنها را در هم كوبيد، چون كينهتوزي با يكديگر، پر كردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن و دست از ياري هم كشيدن، بپرهيزيد».
وحدت و برادري كه در عصر رسالت به احسن وجه در ميان ياران رسول خدا(ص) تحقق يافت، متأسفانه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) ديري نپاييد كه آن اتحاد و اخوت به ضعف گراييد و بروز اختلاف و تفرقه و تشتت و تنازع به تدريج زمينهساز حركت امت اسلامي در مسير ذلت و انحطاط شد.
-عوامل تعالي و انحطاط جوامع
در اين نوشتار به زوايايي از نظرات اسلامشناسي بزرگ استاد شهيد آيتا… مطهري پيرامون وحدت و تفرقه در دو بخش پرداخته ميشود:
الف) تبيين نقش وحدت و تفرقه در اعتلا و انحطاط مسلمين
شهيد مطهري در دستهبندي عوامل اصلي تعالي و انحطاط جوامع از وحدت و تفرقه به عنوان يكي از عوامل اساسي مؤثر در اعتلا و انحطاط ياد كرده و مينويسد:
«در قرآن مجموعاً به چهار عامل مؤثر در اعتلاها و انحطاطها برميخوريم… اتحاد و تفرق: در سوره آل عمران آيهي 103 دستور صريح ميدهد كه بر مبناي ايمان و گرايش به ريسمان الهي متحد و متفق باشيد و از تفرق و تشتت بپرهيزيد…(جامعه و تاريخ ص236)
در تفسير آيه 46 سوره انفال چنين توضيح ميدهد:
«با خودتان نزاع و مشاجره نكنيد، نميگويد نجنگيد آن كه ديگر طريق اولي است، وقتي كه اردنيها و فلسطينيها خودشان به روي يكديگر تفنگ بكشند عروسي دشمن است… پس دستور هم اين است كه با يكديگر منازعه و مشاجره(نه جنگ) نكنيد كه پشت سرش سستي و ضعف پيدا ميشود و پشت سر ضعف آن شوكت و عظمت و قدرت شما از ميان ميرود.(آشنايي با قرآن، ج3 ص101)
-ريشههاي تفرق و تشتت امت اسلامي
استاد پيرامون عوامل ايجاد تفرقه در امت اسلامي با اشاره به تبديل خلافت اسلامي به سلطنت موروثي توسط خاندان اموي و بازگشت به ارزشهاي جاهلي مينويسد:
«در قرن اول هجري اصول و داعيههاي توحيد و اسلام آن چنان آشكار و روشن به مردم ابلاغ گرديد كه تمام مردم متمدن آن روزگار با جان و وجدان خويش پذيراي آنها شدند. و به زودي يك ملت مشترك يا«بينالملل اسلامي« به وجود آمد. ولي اين وحدت به زودي به تفرقه بدل شد؛ چرا كه سررشتهداران آن زمان نخواستند يا نتوانستند مفاهيم واقعي داعيههاي اسلامي را درك كنند، از نظام بينالمللي اسلامي به عنوان يك امپراطوري و خلافت عربي برداشت شد و اين مخالف صريح اصول اسلامي بود. به همين جهت وحدت به دست آمده به زودي شكست خورد و به دنبال آن، تحولات و ضعفها و انحرافات ديگر پديد آمد تا آن كه مسلمين تدريجاً به خواب رفتند…»(خدمات متقابل اسلام و ايران ص 41)
به هر حال بازگشت به ارزشهاي جاهلي، ايجاد تفرقه و پراكندگي و نضج آراء و افكار و جريانات فكري و كلامي مختلف و طرد ارزشهاي الهي و توحيدي، موجبات ضعف و انحطاط تدريجي جامعه و امت اسلامي را در پي داشت.
سرانجام با سقوط قدرتهاي عمده اسلامي در قرن 13، نداي بيداري اسلامي با شعارهايي همانند تجديد حيات اسلام، بازگشت به اسلام اصيل و طرح اتحاد جهان اسلام از جانب علما و انديشمندان مصلح برخاست.
-توطئههاي دشمنان
شهيد مطهري پيرامون تلاش تفرقه افكنانه دشمنان چنين مينويسد:
همهي سعيشان(دشمنان) اين است كه روابط مسلمين با غير مسلمين روابط صميمانه و روابط مسلمانان با بهانههاي مختلف – از آن جمله اختلافات فرقهاي – روابط خصمانه باشد. در عصر خود ما به وسيلهي اجانب در اين راه فعاليتهاي فراوان صورت ميگيرد. بودجههاي كلان مصرف ميگردد». (مجموعه آثار، ج3، ص266)
-خيانت عناصر داخلي
سپس به همكاري خائنانه ايادي دشمنان در داخل اشاره كرده و موفقيت اين اتحاد شوم را فاجعه و مصيبتي براي اسلام و مسلمين شمرده و چنين ادامه ميدهد:
«متأسفانه در ميان مسلمانان عناصري به وجود آوردهاند كه كاري جز اين ندارند كه ولا نفيي اسلامي را تبديل به اثباتي و ولاء اثباتي اسلامي را تبديل به نفيي نمايند. اين بزرگترين ضربتي است كه اين نابكاران بر پيغمبر اكرم(ص) وارد ميسازند.
امروز اگر بر مصيبتي از مصيبتهاي اسلام بايد گريست و اگر بر فاجعهاي از فاجعههاي اسلام بايست خون باريد، اين مصيبت و اين فاجعه است». (مجموعه آثار، ج3، ص266)
ايشان در ذيل مباحث مربوط به انواع ولاء، ضمن اشاره به ايمان به عنوان ملاك برتري، و منشأ و ملاكي براي وحدت، اين گونه به تشريح آن ميپردازند:
قرآن ميخواهد جامعهي مسلمانان برتر از ديگران باشد:
«ولا تهنوا ولاتحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين» (آل عمران 129)
ايمان، ملاك برتري قرار گرفته است. مگر ايمان چه ميكند؟ ايمان ملاك وحدت و ركن شخصيت و تكيه گاه استقلال و موتور حركت جامعه اسلامي است.
-نزاع و اختلاف، عامل انهدام كيان و شخصيت جامعه اسلامي
در جاي ديگر ميفرمايد: «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم». (انفال 46) با يكديگر نزاع نكنيد و اختلاف نداشته باشيد كه سست و ضعيف خواهيد شد و بو و خاصيت خود را از دست خواهيد داد. جدال و اختلاف، كيان و شخصيت جامعه اسلامي را منهدم ميكند. ايمان اساس دوستي و وداد و ولاء مؤمنان است».(مجموعه آثار، ج3، ص4-263)
-عامل حقيقي وحدت پايدار
در مورد بياعتباري انواع عوامل جهت وحدت و معرفي عامل حقيقي وحدت چنين بيان ميدارند:
از جمله خصوصيات اسلام اين است كه هيچ عنواني از قبيل عناوين نژادي، طبقاتي، شغلي، محلي، منطقهاي و فردي براي معرفي مكتب خود و پيروان اين مكتب نپذيرفته است. پيروان اين مكتب با عناوين اعراب، ساميها، فقرا، اغنياء، مستضعفان، سفيدپوستان، سياه پوستان، آسياييها، شرقيها، غربيها، محمديها، قرآنيها، اهل قبله و غيره مشخص نميشوند. هيچ يك از عناوين مزبور ملاك«ما» و ملاك وحدت و هويت واقعي پيروان اين مكتب به شمار نميرود. آن جا كه پاي هويت مكتب و هويت پيروان او به ميان ميآيد همهي آن عناوين محو و نابود ميشود. فقط يك چيز باقي ميماند. چه چيزي؟ يك«رابطه» رابطه ميان انسان و خدا، يعني اسلام، تسليم خدا بودن، امت مسلمان چه امتي است؟ امتي است كه تسليم خداست… اين دين ميخواهد چه وحدتي به آنها ببخشد و چه ماركي روي آنها بزند و زير چه پرچمي آنها را گرد آورد؟ پاسخ اين است: اسلام، تسليم حقيقت بودن.(جامعه و تاريخ ص 31-229)
-دستور مهم اسلام
اسلام و مسلمان بودن فقط در جهان بيني درست و اداء فرايض عبادي مانند نماز خلاصه نشده بلكه پايبندي به رمز عزت مسلمين و رهايي از ذلت يعني ترك خصومت و اختلاف نيز از شرايط مهم مسلماني است.
چرا ما مسلمانها ذليل هستيم؟ خيال ميكنيم همين قدر كه ما اذان و اقامه گفتيم بنابراين مسلمان كامل هستيم در حالي كه اسلام دستورهاي ديگري هم دارد. از مهمترين دستورهاي اسلام همين دستور روابط خاص اجتماعي ميان ما مسلمين است، به اندازهاي كه ما مسلمين خودمان عليه يكديگر فعاليت ميكنيم دشمنان عليه ما فعاليت نميكنند».(آشنايي با قرآن، ج3، ص201)
-جنبه مثبت و منفي ناسيوناليسم
اشاعه و ترويج ناسيوناليسم(با تكيه بر جنبههاي منفي آن) در كشورهاي اسلامي از شگردهاي استعمار در جهت جدا كردن مسلمانان از يكديگر و تضعيف آنهاست.
ناسيوناليسم را نبايد به طور كلي محكوم كرد. ناسيوناليسم اگر تنها جنبه مثبت داشته باشد يعني موجب همبستگي بيشتر و روابط حسنه بيشتر و احسان و خدمت بيشتر به كساني كه با آنها زندگي مشترك داريم بشود ضد عقل و منطق نيست و از نظر اسلام مذموم نميباشد، بلكه اسلام براي كساني كه طبعاً حقوق بيشتري دارند، از قبيل همسايگان و خويشاوندان، حقوق قانوني زيادتري قائل است.
ناسيوناليسم آنگاه محكوم است كه جنبهي منفي به خود بگيرد، يعني افراد را تحت عنوان مليتهاي مختلف از يكديگر جدا ميكند و روابط خصمانه ميان آنها به وجود ميآورد… اين مسأله مهم است كه در دين اسلام، مليت و قوميت هيچ اعتباري ندارد. بلكه اين دين به همهي ملتها و اقوام مختلف جهان با يك چشم نگاه ميكند و از آغاز نيز دعوت اسلامي به مكتب و قوم خاص اختصاص نداشته است، بلكه اين دين هميشه ميكوشيده است كه به وسايل مختلف ريشهي ملت پرستي و تفاخرات قومي را از بيخ و بن بركند. در قرآن هيچ خطابي به صورت«يا ايها العرب»،«يا ايها القرشيون» پيدا نميكنيد… اسلام نه تنها به اين تعصبات احساس آميز توجهي نكرد بلكه به شدت با آنان مبارزه كرد…».(خدمات متقابل اسلام در ايران، ص68-62)
-تمدن عظيم اسلامي، ثمره ترك تعصبات قومي و مذهبي
از علل پيشرفت سريع علمي اسلام و ايجاد تمدن عظيم و با شكوه اسلامي روحيه تساهل مسلمين و پرهيز از تعصبات و درگيريهاي قومي و نژادي بود:
يكي از علل سرعت مسلمين در علوم اين بوده است كه در اخذ علوم و فنون و صنايع و هنرها تعصب نميورزيدند و علم را در هر نقطه و در دست هر كسي مييافتند از آن بهرهگيري ميكردند و به اصطلاح امروز روح تساهل بر آنها حكم فرما بوده است… اسلام با تعليمات مبني بر جستجوي علم و ترك تعصبات قومي و مذهبي و اعلام همزيستي با اهل كتاب غلها و زنجيرهايي كه به تعبير خود قرآن به دست و پا و گردن مردم جهان آن روز بسته شده بود پاره كرد و زمينه رشد يك تمدن عظيم و وسيع را فراهم آورد.(خدمات متقابل اسلام و ايران ص 152-145)
-منشأ تجزيه شدن حكومت اسلامي
ريشه پيدايش تبعيضات و تعصبات قومي كه ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد ساخت عبارت است از:
«تبعيضات نژادي و تفاخرات قومي كه بر ضد اصل مسلم مساوات اسلامي بود، اين انحراف به وسيلهي اعراب به وجود آمد. سياست امويها بر اصل تفوق عرب بر غير عرب پايهگذاري شد. معاويه به صورت بخشنامه به همهي عمال خويش اطلاع داد كه براي عرب حق تقدم قائل شوند. اين عمل ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد كرد. منشأ اصلي تجزيه شدن حكومت اسلامي، به صورت حكومتهاي كوچك همين كار بود».(خدمات متقابل اسلام و ايران ص403)
-عكسالعمل منطقي و اسلامي ايرانيان
ايرانيان عكسالعمل بسيار مناسب و صد در صد اسلامي در مقابل انحراف شكننده تبعيضات قومي و نژادي از خود بروز دادند:
«عكس العمل ابتدايي كه ايرانيان در مقابل اين تبعيضات نشان دادند، بسيار منطقي و انساني بود. آنها عرب را به خدا و كتاب خدا دعوت كردند. اين نوع عكس العمل در مقابل آن انحراف عربي، صددرصد اسلامي بود و نشانه صميمت ايرانيان نسبت به اسلام، اگر ايرانيان صميميت نميداشتند كافي بود آنها هم مانند اعراب بر مليت و قوميت خويش و تاريخ خويش تكيه كنند و در اين جهت مسلماً گوي سبقت را ميربودند.» (البته شعوبيگري در مسير انحرافي تفوق نژاد ايراني بر غير، خاصه عرب انفاق افتاد اما زود تودة مردم ايران و علماي با تقوا آن را محكوم كردند). (خدمات متقابل اسلام و ايران ص 406-404)
-رمز استحكام و پايداري وحدت اسلامي
گسست ناپذيري وحدت مسلمين عليرغم تلاشهاي مستمر اجانب به دليل پيوند دلهاي پاك و خدايي است:
وحدت مسلمانان برخاسته از پيوند دلهاي پاك و خدايي آنهاست. لذا اين پيوند روحي گسست ناپذير و محكم است و تا چنين است توطئههاي غربيها ره به جايي نخواهد برد. در قرون جديد قدرتهاي اروپايي و آمريكايي عامل اساسي اين جدايي هستند با همهي اينها هيچ يك از اين عاملها نتوانسته است اساس اين وحدت را كه در روح مردم قرار دارد از بين ببرد. به قول اقبال لاهوري:
امر حق را حجت و دعوي يكي است… خيمههاي ما جدا ولي دلها يكي است
از حجاز و چين و ايرانيم ما… شبنم يك صبح خندايم ما».(خدمات متقابل، ص51)
ب) معرفي و بيان خدمات و مبارزات طلايهداران و مناديان اتحاد اسلامي
استاد در آثار خود از جمله در نهضتهاي صد ساله اخير به معرفي شخصيت و خدمات علما و مصلحاني در جهان اسلام ميپردازد كه در مسير اتحاد جهان اسلام و مبارزه با تفرقه و تشتت گام برداشتند.
از سيد جمالالدين اسدآبادي به عنوان سلسله جنبان نهضتهاي اصلاحي صدساله اخير نام ميبرد و ديدگاههاي او را از جمله شعار اتحاد جهان اسلام و درد تفرقه و جدايي مسلمانان به بهانههاي ديني و غيرديني و نيز نفوذ استعمار غربي توضيح ميدهد. سپس به مبارزات و خدمات مناديان اتحاد مسلمانان همانند شيخ عبده، كواكبي، اقبال و… كه به الهام از سيد جمال در مسير مبارزه با استعمار و استبداد قرار گرفتند، ميپردازد.
در بررسي مصلحان ايراني و شيعي طرفدار وحدت مسلمين شخصيت و مبارزات انديشمنداني چون شيخ طوسي، ميرزاي شيرازي، كاشف الغطاء، آخوند خراساني، مازندراني، نائيني، سيدشرفالدين، علامه اميني، آيتا… بروجردي و… را تبيين مينمايد.
در بررسي شخصيت شيخ طوسي از او به عنوان يكي از درخشانترين ستارگان جهان اسلام و نمونه كاملي از تجلي اسلام در كالبد ايراني ياد كرده و خصوصيت تفكر و رفتار فرامذهبي و وحدتگراي وي را به عموم علماي اسلامي تعميم ميدهد:
شيخ طوسي صددرصد يك عالم اسلامي است، جز رنگ اسلامي رنگ ديگري ندارد. او از كساني است كه از بركت تعليمات اسلامي پا روي تعصبات قومي و نژادي گذاشتند، شعوبيگري را محكوم كردند و مقياسهاي جهاني و انساني اسلام را محترم شمردند. اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان بعد از اسلام چنيناند».(مجموعه آثار، ج 2، ص127)
استاد در مقاله الغدير و وحدت اسلامي به آراء و خدمات علامه اميني براي تحقق وحدت اسلامي بين شيعه و سني پرداخته و قلمرو وحدت را به همه پيروان مذاهب مختلف اسلامي بسط داده و به استناد آياتي مانند انما المؤمنون اخوه، اخوت اسلامي مدنظر علامه اميني را طرح نموده و اظهار ميدارد كه هيچ مباحثه علمي و مجادله كلامي نبايد آسيبي به وحدت و اخوت فريقين برساند كما اينكه سيرهي سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است.
در مورد علاقه وافر استادش، آيتا… بروجردي نسبت به وحدت اسلامي و دشمن شناسي و خدماتش در مسير وحدت و اعتلاي امت اسلامي مينويسد:
يكي از مزاياي معظم له توجه و علاقه فراواني بود كه به مسأله وحدت اسلامي و حسن تفاهم و تقريب بين مذاهب اسلامي داشت. اين مرد چون به تاريخ اسلام و مذاهب اسلامي آشنا بود، ميدانست كه سياست حكام گذشته در تفرقه و دامن زدن آتش اختلاف چه اندازه تأثير داشته است، و هم توجه داشت كه در عصر حاضر نيز سياستهاي استعماري از اين تفرقه حداكثر استفاده را ميكنند و بلكه آن را دامن ميزنند و هم توجه داشت كه بعد و دوري شيعه از ساير فرق سبب شده كه آنها شيعه را نشناسند و دربارهي آنها تصوراتي دور از حقيقت بنمايند. به اين جهت بسيار علاقمند بود كه حسن تفاهمي بين شيعه و سني برقرار شود. كه از طرفي وحدت اسلامي كه منظور بزرگ اين دين مقدس است تأمين گردد و از طرف ديگر شيعه و فقه شيعه و معارف شيعه آن طور كه هست به جامعه تسنن كه اكثريت مسلمانان را تشكيل ميدهند معرفي ميشود».(مجموعه آثار، ج20، ص154)
آيتا… بروجردي عاشق و دلباخته وحدت مسلمين بوده و در فضايي سرشار از صميميت با علماي برجسته تسنن شيخ عبدالمجيد سليم و سپس شيخ محمود شلتوت براي تحقق اين آرمان بزرگ در قالب«دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» همكاري ميكند.
براي اولين بار بعد از چندين صد سال بين زعيم روحاني شيعه و زعيم روحاني سني شيخ عبدالمجيد سليم و بعد از فوت او به فاصله دو سه سال شيخ محمود شلتوت مفتي حاضر مصر و رئيس جامع ازهر روابط دوستانهاي برقرار شد و نامهها مبادله گرديد. قطعاً طرز تفكر معظمله و حس تفاهمي كه بين ايشان و شيخ شلتوت بود مؤثر بود در اين كه آن فتواي تاريخي معروف را در مورد به رسميت شناختن مذهب شيعه بدهد. معظم له را نبايد گفت نسبت به اين مسأله علاقمند بود، بلكه بايد گفت عاشق و دلباخته اين موضوع بود و مرغ دلش براي اين موضوع پر ميزد». (مجموعه آثار، ج20، ص155)
استاد مطهري، غيرت و حميت ديني و حس همدردي ديگر استادش، علامه طباطبايي در ياري و كمك به برادران ديني خود و نيز دغدغه خودش را چنين مطرح ميكند:
علامه طباطبايي سلمها… واقعاً از خدمتگزاران بسيار بزرگ اسلام است… اين مرد، بسيار مرد جليل القدر و عظيم المنزلهاي است و يكي از كارهايي كه اخيراً ايشان اقدام فرمودهاند موضوع همدردي با برادران اسلامي است… ايشان دو سه حساب اخيراً باز كردهاند… اين حساب به نام سه نفر باز شده است[كه من نفر سومشان هستم] … همهي ما ايرانيها اگر بخواهيم همهي پولهايمان را روي هم بريزيم، شايد به قدر دو تا يهودي كه در آمريكا نشستهاند و پول دنيا را از راه ربا و دزدي ثروت دنيا ميبرند نشود، ولي حساب اين است كه مسلمان شرط مسلمانيش همدردي … و همدلي است». (احياي تفكر اسلامي ص27-24)
مجموعه تلاشها و اقدامات رهبران ديني و مصلحان، با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره)، در ابعادي به ثمر مينشيند. مصلح و بيدارگر بزرگي كه شهيد مطهري از شخصيت او با تعابيري چون جان جانان ياد ميكند و در ادامه سلسله مصلحان به تجليل از استاد فرزانه خود و مساعي و پشتكار او در مسير وحدت و اعتلاي جهان اسلام ميپردازد.
پس از رحلت امام(ره) حضرت آيتا… خامنهاي با تداوم راه امام، آرمان اتحاد اسلامي را دنبال نمودند. از جمله در قالب تأسيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي كه سالانه در تهران برگزار ميشود و دفاع و حمايت از ملتهاي مسلمان اعم از برادران فلسطيني، بوسني، افغانستان، لبنان، عراق و… و در سالهاي اخير به بهانه نامگذاري براي هر سال باز شاهد آن هستيم كه در اين امر نيز مقوله وحدت تعقيب ميشود همانند عنوان سال 85 كه به نام مبارك پيامبر اعظم و نيز سال 86 كه به نام سال وحدت ملي و انسجام اسلامي، از جانب معظم له معنون گرديد.
ايشان در سال 77 به مناسبت سالگرد شهادت شهيد مطهري طي بياناتي پيرامون شخصيت آن استاد فرزانه و كوشش او در مسير وحدت فرمودند:
عزيزان من! آن چه كه امروز ميتواند اين جبهه را مستحكم بكند – جبهه ايمان و جبهه حق را - عبارت است از تمسك به وحدت كلمه در زير سايه اسلام، و در زير سايه حسين بن علي(ع)، در زير سايهي معارف عاليه اسلام، كه شخصيتهايي مثل شهيد مطهري آن را در كتابهاي خود براي آگاهي مردم تبيين و تشريح كردند. تمسك به وحدت در پرتو اين خورشيدهاي فروزان، به فضل الهي اين كشور را از اين مرحله هم مثل مراحل گذشته خواهد گذارند و دشمن را ناكام خواهد كرد.(استاد در كلام رهبر، مجبتي پيرهادي، انتشارات صدرا، مرداد 85 ص51)
لذا به دنبال تلاش مستمر علماي تداوم بخش راه و شعارهاي سلسله جنبان نهضتهاي اسلامي، سيدجمالالدين اسدآبادي و بركات و ثمرات حاصل از تشكيل نظام جمهوري اسلامي ايران شاهد گسترش روز افزون موج نهضت بيداري و تحقق شعار اتحاد و اخوت اسلامي در بين علما و نيز مردم مسلمان مذاهب مختلف اسلامي در سطح جهان از لبنان، مصر، عراق و.. هستيم.
خلاصه و نتيجه
ايجاد اتحاد و اخوت ميان ملتها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان از اهداف و آرمانهاي اصيل اسلام است كه ريشه در قرآن و سنت و آراء انديشمندان مذاهب اسلامي دارد. جهت عملي شدن اين هدف و شكلگيري امت واحده اسلامي در راستاي اعتلاء و عزت و عظمت و اقتدار جهان اسلام، وحدت بر محور اصول دين و مشتركات اعتقادي و دامن نزدن به مسائل اختلافي در اين عرصه از ضروريات است.
شهيد مطهري در آثار و اقدامات خود همواره بر اين اصل تأكيد داشتهاند كه نمونههايي در اين نوشتار اشاره شد. دغدغه جدي آن بزرگوار در تبيين و طرح اين استراتژي در آثار مختلف ايشان امري ستودني و نيز درسي براي اهل علم و صاحبان قلم و آحاد مردم مسلمان است ايشان در بررسي و نقد مذاهب اهل سنت و افكار و عقايد و متون بزرگان و رهبران آن از زاويه برخورد برادرانه و به دور از هر گونه اهانت بلكه در صفا و صميمت و دلسوزي و نيز منصفانه به بررسي و ارائه نظر ميپردازند.(مثلاً بيان ساده زيستي خليفه دوم در عصر خلافت و يا احترام و ادب خاص نسبت به قرآن در محافل و جلسات قرآني اهل سنت برخلاف محافل شيعي و تبيين فداكاريها و خدمات بزرگان تسنن از جمله علامه اقبال لاهوري در مسير اتحاد اسلامي كه با ارادت ويژهاي از ايشان نام ميبرند و…)
بنابراين وحدت مورد نظر ايشان به معني دست شستن از عقايد مذهبي و قبول يك مذهب واحد نيست بلكه با حفظ اعتقادات مذهبي اعتصام به حبل ا… و وحدت و اخوت بر مبناي اسلام و قرآن عزيز و پيامبر گرامي اسلام و ساير مشتركات(اصول دين و ضروريات آن) و طرد و برخورد با هر گونه تعصب مذهبي افراطي و حركات متحجرانه است.
در سايه گسترش قلمرو نهضت بيداري اسلامي استكبار جهاني به سركردگي آمريكا در مصاف با امت اسلام از هيچ تلاشي فروگذار نكرد و نميكند. به گونهاي كه«مايكل برانت» معاون سابق سيا در شدت دشمني با اسلام و مسلمين و توطئههاي تفرقه افكنانه ميگويد:
ما به جاي ضرب المثل انگليسي«اختلاف بينداز و حكومت كن» از سياست«اختلاف بينداز و نابود كن» استفاده ميكنيم و در همين راستا برنامهريزي گستردهاي را براي سياستهاي بلند مدت خود طرح كرديم».
با عنايت به حساسيتهاي كنوني و عزم استكبار در تضعيف و نابودي اسلام و مسلمين و رهنمودها و فرمايشات مقام معظم رهبري و مراجع و علماي جهان اسلام، بر همه عاشقان اسلام و قرآن عزيز و شيفتگان و دلدادگان پيامبر اسلام فرض است كه در مقابله با عزم ضداسلامي و ضدانساني استكبار جهاني همت گمارند تا به زودي شاهد اوج همبستگي و برادري و صفا و صميميت در پيروان مذاهب مختلف اسلامي و تشكيل امت واحد و عزت و اقتدار آن و تكرار دوبارهي دورهي طلايي تاريخ اسلام باشيم.
انشاءا…