هشدار رهبر انقلاب نسبت به تلاش دشمن برای اخلال در اتحاد ملی

تلاش در جهت پیشرفت اقتصادی و علمی و همچنین مقابله با جنگ روانی دشمن برای ایجاد خلل در اتحاد ملی، سه محور اصلی است که باید مورد توجه جدی مردم و مسئولان باشد.
آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در اجتماع پر شور ملت ايران در حرم مطهر بنيانگذار انقلاب اسلامي ايران تأکید کردند: پایداری و مجاهدت ملت ایران را مهمترین عامل ثبات و استحکام نظام و تحقق «استقلال و عزت ملی» است .

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، ايشان با تأکید بر اینکه امام خمینی (ره) و فکر و راه ایشان کلمه طیبه ای است که به ملت اسلامی عظمت بخشید، تصریح کردند: نام امام بزرگوار، اندیشه نیکو و عمل صالح ایشان در ایران بزرگ و در فضای امت اسلامی و جامعه بشری روز به روز زنده تر و تابناک تر خواهد شد.
حضرت آیت الله خامنه ای، علت اقتدار و ماندگاری مردان الهی را ارتباط با خدا و کار برای خدا دانستند و افزودند: راز قدرت معنوی و رمز «عظمت و نفوذ» رو به افزایش امام خمینی (ره) این است که آن شخصیت بزرگ در همه کارها فقط خدا را دید و در راه او مجاهدت کرد و خدا نیز همانگونه که در قرآن وعده داده است همیشه با او بود.
ایشان افزودند: علت آرامش خاطر و تزلزل ناپذیری امام در همه لحظات به ویژه مقاطع سخت و حساس کشور و حتی در لحظه عروج به سوی پروردگار همین ارتباط و اتصال با خدا بود.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه حرکت در مسیر حق، ایستادگی در مقابل زورگویان و دستیابی به پیشرفت و استقلال، مستلزم پرداخت هزینه است خاطرنشان کردند: امام (ره) اعتماد عمومی مردم را به عنوان هزینه این راه پرداخت و خداوند نیز این هزینه را به صورت مضاعف به او بازگرداند به گونه ای که جمعیت شرکت کننده در مراسم تشییع ایشان به مراتب از استقبال کنندگان از آن رهبر بزرگ بیشتر بود.

ایشان تنها راه دستیابی یک ملت را به اهداف و حقوق خود، بصیرت و ایستادگی آگاهانه برشمردند و خاطرنشان کردند: حقوق یک ملت، با التماس به سلطه گران و عقب نشینی و نرمش در برابر آنان محقق نخواهد شد چرا که حق را باید با تلاش و ایستادگی به دست آورد.
رهبر انقلاب اسلامی پایداری و مجاهدت ملت ایران را مهمترین عامل ثبات و استحکام نظام و تحقق «استقلال و عزت ملی» دانستند و افزودند: بر اثر ایستادگی و بصیرت ملت ایران، زورگویان جهان به این نتیجه رسیده اند که «ایرانی» هر جا پای دفاع از حق و حقوقش به میان آید هرگز از میدان خطر عقب نشینی نمی کند.

حضرت آیت الله خامنه ای تداوم ایستادگی ملی را زمینه ساز احقاق حقوق مردم ایران در همه زمینه ها از جمله انرژی هسته ای دانستند و افزودند: رویه ملت آزاد و مستقل ایران این نیست که برای دستیابی به انرژی هسته ای و دیگر حقوقش از قدرتهای سلطه گر التماس و خواهش کند چرا که این ملت بزرگ و جوانان برومندش خود را باور کرده اند و با تکیه بر تجربه های 28 سال اخیر می دانند که با ایستادگی بصیرانه می توانند همه حقوق خود را به دست آورند.

رهبر انقلاب اسلامی، ایجاد هویتی جدید یعنی «جمهوری اسلامی» را در منطقه حساس خاورمیانه از مهمترین اقدامات امام راحل برشمردند و با تشریح و تحلیل روند تحکیم سلطه استکبار بر خاورمیانه پس از جنگ دوم جهانی افزودند: ایران نیز در آن دوران سیاه، صد درصد تحت نفوذ و سلطه عمیق استکبار آمریکا بود و به همین علت معجزه انقلاب اسلامی که به رهبری بی نظیر امام و همت ملت به وقوع پیوست همه سلطه گران را غافلگیر کرد اما افراد با بصیرت همان موقع دریافتند که مسیر منطقه، با برافراشته شدن پرچم اسلام در ایران عوض شده است.

ایشان به تلاشهای ناکام دشمنان برای از بین بردن جمهوری اسلامی اشاره کردند و افزودند: با وجود همه طرحها و توطئه ها، هویت جدیدی که امام ایجاد کرد امروز با ثبات ترین نظام منطقه است و ملت ایران پرشورترین، مصمم ترین و با آبروترین ملتها به شمار می آید و چهره درخشان جمهوری اسلامی و امام بزرگوار، روز به روز در میان توده های ملتهای مسلمان و «جوانان و روشنفکران جهان اسلام» مقبول تر می شوند.

حضرت آیت الله خامنه ای استمرار این روند و تداوم پیشرفت کشور را به ادامه وفاداری ملت و نخبگان به خطوط اصلی حرکت امام منوط دانستند و تأکید کردند: اسلامی بودند، مردمی بودن و برخورداری از ابتکار و نوآوری اسلامی، سه نقطه اصلی حرکت مبارک امام است که نباید هیچگاه فراموش شود.
ایشان اسلامی بودن نظام را شاخصه ای فراتر از تعلق جمهوری اسلامی به یک مذهب دانستند و افزودند: جمهوری اسلامی از دل معارف شیعی به وجود آمده است اما اسلامی بودن نظام به معنای اسلام فرامذهب و هویتی فرامذهبی است و نظام اسلامی هرگز شناسنامه تک مذهبی برای خود قائل نبوده است و به همین علت است که امروز جوان سنی فلسطینی همچون جوان شیعه لبنانی به جمهوری اسلامی چشم امید دوخته است و نظام اسلامی به همه اجزاء پیکره عظیم امت اسلامی، احساس افتخار و عزت می بخشد.

حضرت آیت الله خامنه ای، تکیه و تعبد به شرع مقدس را بعد دیگری از هویت اسلامی نظام خواندند و خاطرنشان کردند ما علاوه بر ارزشهای اخلاقی، قواعد و همه نظامهای اجتماعی و سیاسی خود را از کتاب و سنت می گیریم و به آن افتخار می کنیم چرا که معتقدیم فهم درست «کتاب و سنت» و نگاه باز و مجتهدانه به این دو مقوله می تواند راههای بسیاری را برای تأمین نیازهای فردی و اجتماعی ملتها ارائه کند.
ایشان، شاخصه دوم جمهوری اسلامی را مردمی بودن آن بیان کردند و افزودند: در نظام اسلامی، رأی، اراده و خواست مردم، به معنی واقعی کلمه، تعیین کننده است و تأمین نیازهای آنان هدف اساسی مسئولان به شمار می رود.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به نگاه جامع نظام جمهوری اسلامی به نیازهای مادی، معنوی و اخلاقی مردم، خاطرنشان کردند: در نظام اسلامی علاوه بر توجه جدی به نیازهای اقتصادی و امنیت عمومی مردم، امنیت اخلاقی و حفظ نظام خانواده نیز مورد توجه ویژه است.

رهبر انقلاب اسلامی اراده مردم را در چارچوب دین خدا، تعیین کننده مطلق دانستند و افزودند: مردم سالاری دینی چارچوب اصلی نظام جمهوری اسلامی و در بردارنده کرامت حقیقی انسان و تأمین کننده نیازهای عمومی مردم است.
ایشان در همین زمینه خاطرنشان کردند: نظام اسلامی، دموکراسی مبتنی بر مبانی غلط و شکست خورده لیبرال دموکراسی غرب را رد می کند زیرا در ساختار استبدادی و دیکتاتوری نظامهای غربی مردم هیچ نقشی ندارند و همه کاره واقعی، صاحبان سرمایه و زرسالاران هستند.

رهبر انقلاب اسلامی شاخصه سوم نظام جمهوری اسلامی را نوآوری متکی بر مبانی اسلام برشمردند و تأکید کردند: نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور، اسلام ناب را آنچنان که از کتاب و سنت درک می شود برای ذهنهای مشتاق داخل و خارج از کشور بازگو کنند.
ایشان، ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی را دارای جذابیت فراوان خواندند و با اشاره به برکات فراوان نوآوریهای اسلامی برای نظام افزودند: نباید برخی افراد به علت احساس حقارت یا شیفتگی در مقابل غرب، احکام و مبانی اسلام را با دیدگاههای غربی منطبق کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تلاش امپراطوری خبری و رسانه ای استکبار برای ارائه تصویری مخدوش و غلط از ملت ایران و نظام اسلامی افزودند: ایستادگی و پیروزی ملت ایران در برابر تهدیدها و چالشها، حفظ اصول و جهت گیریهای اصلی، پیشرفت های شگفت آور علمی و فناوری، پیشرفت در عرصه های مدیریت اجتماعی و سیاسی، افزوده شدن عزت بین المللی و الگو شدن برای ملتهای مسلمان، تصویر واقعی ملت ایران است.
رهبر انقلاب اسلامی، هویت برجسته جمهوری اسلامی را نتیجه پایمردی و رهبری امام خمینی (ره) و همت ملت ایران دانستند و با اشاره به وظایف سنگین دولتمردان و مردم برای ادامه این مسیر پرافتخار افزودند: همانگونه که در ابتدای سال بیان شد، تلاش در جهت پیشرفت اقتصادی و علمی و همچنین مقابله با جنگ روانی دشمن برای ایجاد خلل در اتحاد ملی، سه محور اصلی است که باید مورد توجه جدی مردم و مسئولان باشد.
ایشان با تأکید بر اینکه توجه به عدالت و تأمین آن مهمترین خواسته مردم از دولتمردان است افزودند: فعالان اقتصادی در بخش های مختلف از جمله سرمایه گذاری، نوآوری صنعتی و رشد بخش کشاورزی تلاش همه جانبه ای داشته باشند.

رهبر انقلاب اسلامی، لزوم هوشیاری مردم در مقابل تلاش دشمن برای ایجاد اختلاف و دو دستگی را یادآور شدند و با اشاره به در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم در اواخر سال جاری، خاطرنشان کردند: دشمن تلاش دارد با ایجاد چالشهای انتخاباتی میان مردم تفرقه بیاندازند اما ملت ایران با کمک خداوند، این انتخابات را وسیله دیگری برای رشد و عزت خود قرار خواهد داد.

حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به توطئه بزرگ دشمنان برای به راه انداختن جنگ شیعه و سنی، انسجام اسلامی را ضرورتی واقعی برشمردند و افزودند: دشمنان امت اسلامی یک گروه متعصب، متحجر و بی خبر از حقایق عالم و معنویت را شکل داده اند تا میان مسلمانان، اختلاف و جنگ و خونریزی به راه بیافتد اما براساس نظر علمای حقیقی اسلام، کسانی که دست خود را به خون مسلمانان آلوده می کنند مرتکب گناهنابخشودنی می شوند و این کار در واقع خروج از اسلام است.
ایشان با تأکید بر اینکه برادری ملت ایران با ملتهای مسلمان یک برادری واقعی است تأکید کردند: با وجود اختلافهای فکری و مذهبی میان مسلمانان، آنان باید در زیر پرچم لا اله الا الله و محمد رسول الله، دست در دست یکدیگر در مقابله با دشمنان اسلام و امت اسلامی ایستادگی کنند.

رهبر انقلاب اسلامی آینده ملت ایران را بسیار درخشانتر از گذشته دانستند و خاطرنشان کردند: تا تحقق اهداف و آرمانها، راهی طولانی در پیش داریم اما ملت بزرگ ایران، به برکت ایستادگی، روشن بینی و آگاهی ملی، این راه را با موفقیتهای بیشتر طی خواهد کرد و با تداوم راه پرافتخار امام، آینده روشن خود را محقق خواهد ساخت.

پيش نيازهاي اتحاد ملي و انسجام اسلامي

 

مقام معظم رهبري سال 86 را بنا به رويه سال هاي گذشته سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نامگذاري نمودند. از نظر معظم له اين رويه يك نوع هدف گذاري است كه شناسه راهبردي نظام را در آن سال مشخص مي سازد و دستگاه هاي اجرايي، قانونگذاري و قضايي با تدارك طرح ها، لوايح، آئين نامه ها و مقررات اداري و رسانه هاي كشور در مسير نهادينه شدن آن الگوها بايد با تبيين و تشريح ضرورت ها و نيازهاي استراتژيك كشور، بستر مناسب را جهت تدوين الگويي جامع همراه با ضمانت هاي لازم را فراهم سازد.

از سوي ديگر پايان هرسال به معناي پايان فلسفه وجودي آن نامگذاري نبوده و نخواهد بود، بلكه پايان هرسال و آغاز سال ديگر بايد به عنوان زيربناي شكل گيري زنجيره اي وثيق و مستحكم از مطالبات رهبري باشد كه با گذشت زمان، هرسال بر حلقه هاي آن مطالبات افزوده شده و حجم و ضرورت برآورده شدن آن مطالبات نيز دوچندان شود.

درهر ملتي وحدت و همبستگي مردم موجد تلاش مشترك براي دست يابي به اهداف ملي و مانع بروز طغيان ها و كينه توزي ها مي شود. اين مهم راه رسيدن به سعادت را كه غايت و نهايت محسوب مي شود فراهم مي كند. از نظر لغوي وحدت به معني اتحاد، توافق و هماهنگي است. با توجه به تعريف فوق مي توان وحدت ملي را اشتراك همه افراد يك ملت در آمال و مقاصد خويش دانست به گونه اي كه به منزله مجموعه واحدي به شمار آيند. انديشمندان علوم سياسي وحدت ملي را از اركان قدرت سياسي دانسته اند كه از چگونگي واكنش مردم در دفاع از منافع ملي و مصالح كشور حكايت مي كند. در شرايط و موقعيت بسيار حساس كنوني كشور دشمنان ملت ايران تمام امكانات و ابزارهاي انحصاري بين المللي خود را بكار گرفته اند تا به طرق مختلف به امنيت و وحدت ملي ايران اسلامي ضربه بزنند و در ميان صفوف مردم تفرقه ايجاد كنند تا بتوانند نفوذ و سلطه استعماري خود را براي هميشه بر ملت تحميل نمايند.

ما درسال گذشته، شاهد اجراي پروژه جديد آمريكائي ها در گسترش سفره بحران و فشار بر كمربند امنيتي ايران بوديم. براساس داده هاي اين پروژه كه حاصل مطالعات و نشست هاي متعدد مؤسسات پژوهشي ايالات متحده همچون آمريكن اينتر پرايز، شوراي روابط خارجي، كارنگي، هريتيج و چند دانشگاه ديگر آمريكايي است، از ايران به عنوان يك هدف سخت نام برده شده كه حمله نظامي و اشغال آن با هدف تغيير رژيم، امري ناممكن مي باشد، از اين رو ايالات متحده براي مهار و تغيير رفتار جمهوري اسلامي ايران، چاره اي جز روي آوردن به سياست مهار و جنگ سرد ندارد. اين سياست مبتني بر تعامل همراه با درگيري، بحران آفريني، ناامن سازي، تماس محتاطانه و گزينشي، حمايت از اپوزيسيون داخلي و خارجي، دامن زدن به نافرماني مدني و... مي باشد.

از اين رو اتخاذ شعار اتحاد ملي كه بيشتر با اوضاع و احوال داخلي كشور مرتبط است مي تواند در راستاي توجه جدي به موارد ذيل باشد:

- ورود به مرحله سرنوشت ساز مسئله هسته اي ايران

- در پيش بودن انتخابات مهم هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي

- وجود برخي ناامني ها در كشور از قبيل حوادثي چون تاسوكي زابل، بمبگذاري زاهدان، انفجارهاي خوزستان، آشوب هاي آذربايجان، تجمعات معلمان، اعتصابات صنفي رانندگان اتوبوس هاي شهري و... كه همگي در راستاي سياست بحران آفريني آمريكا در ايران است.

- تلاش گسترده دولت و ملت براي تحقق برنامه هاي چشم انداز 20 ساله از سوي ديگر فلسفه انتخاب شعار انسجام اسلامي نيز مي تواند به دلايل ذيل اتخاذ شده باشد:

- در كنار پروژه برهم زدن يكپارچگي عمومي در داخل، غرب طرح انزواي سياسي ايران در منطقه جهان اسلام و فضاي بين المللي را هم دنبال مي كند.

- رشد روزافزون درگيري شيعه و سني در عراق و منطقه و تحريك دولت ها و علماي اهل تسنن از طريق بزرگنمايي در موازنه قدرت شيعيان

- بن بست حاصله در اعمال فشار بر دولت حماس جهت به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي

- تلاش آمريكا براي تشكيل ائتلاف منطقه اي عليه جمهوري اسلامي

- ناكامي غرب در حذف مقاومت لبنان از طريق عمال داخلي اين كشور

با درك موارد فوق است كه رهبر معظم انقلاب در كنار «اتحاد ملي» بر موضوع انسجام اسلامي نيز تاكيد مي نمايند. در واقع سكاندار نظام اسلامي، راهبرد اداره نظام را معطوف به مرزهاي سياسي و جغرافيايي ايران نكرده و دايره آن را به كشورهاي منطقه و جهان اسلام نيز گسترش داده است.

نامگذاري سال 85 به سال پيامبر اعظم(ص) كه پس از توهين هاي برنامه ريزي شده غرب به ساحت مقدس آن حضرت صورت پذيرفت لذا نامگذاري سال 86 به سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نشان مي دهد كه رهبري نظام، در اداره كشور نگاه ويژه اي نيز به تحولات منطقه، جهان اسلام و حوزه هاي بين المللي دارند از اين رو با اشاره به شرايط ويژه اي كه بر جهان اسلام حكمفرماست، معظم له يكپارچگي دنياي اسلام را در برابر توطئه هاي دنياي غرب مطالبه مي نمايند، مطالبه اي كه نقطه آغازين آن مي تواند با طرح تدوين «منشور اتحاد جهان اسلام» كه ايشان در خجسته سالروز ميلاد پيامبر رحمت و عطوفت حضرت محمد مصطفي(ص) مطرح فرمودند كليد زده شود.

با اين وجود برخي از راهكارهاي تحقق اين شعار حكيمانه نيز مي تواند به اين شرح باشد.

- عمل به دستورات و تعاليم الهي، قرآن كريم و عترت مطهر (واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا)

- توجه جدي به مقوله كار و تلاش و توليد علم

- مقابله جدي با توطئه هاي اختلاف برانگيزانه دشمنان

- توجه جدي به سند چشم انداز 20 ساله كشور

- جلوگيري از ايجاد شكاف ميان ايران و كشورهاي همسايه

- تعميق عميق جايگاه اتحاد و وحدت اسلامي در ميان دولت ها و كشورهاي اسلامي

- تلاش مضاعف دولت هاي اسلامي براي رفع مناقشات

نکته‌هايى پيرامون اتحاد ملى و انسجام اسلامى

 

تعمقى مناسب در نامگذارى سال‌هاى گذشته توسط مقام معظم رهبرى نشانگر اوج نگاه عميق و آينده‌نگر معظم‌له در خصوص ارائه راهکارهاى مناسب به مردم عزيز ايران جهت مشارکت در امر توسعه کمى و کيفى و طى طريق کمال وتعالى ايران عزيز مى‌باشد. امسال نيز رهبر معظم انقلاب باتوجه به برخى ويژگى‌هاى خاص کشور در سال گذشته و عوامل تاثيرگذار بر آن در سال‌جاري، سال 1386 را به نام “اتحاد ملي” و “انسجام اسلامي” معرفى نمودند.

و اينک راقم اين سطور براى آنکه مردم عزيزمان به سادگى از کنار اين نامگذارى عبور ننمايند، نکته‌هايى را به صورت فشرده در هر دو باب مطرح و رجاء واثق دارد مفيد و مثمر‌ثمر واقع شود1 ؛- اتحاد ملى يعنى همگرايى و تقويت يکپارچه ملت ايران. همان طورى که بيان شده است يکى از بحران‌هاى ششگانه جوامع انسانى که پيشرفت توسعه آنها منوط به گذر و عبور از اين بحران‌ها مى‌باشد، بحران يکپارچگى است. کشورى که دچار بحران يکپارچگى باشد هيچ‌گاه نخواهد توانست راه رشد، تعالى و سعادت و کمال خود را طى کند چرا که قوميت‌هاى مختلف درون جامعه هرکدام خود را تافته‌اى جدابافته از کل احساس نموده و به يک هويت جامعه که کل کشور و قلمرو‌هاى سرزمينى آن را در بر گيرد باور ندارند. بنابراين چنين جامعه‌اى دائما درگير مسائل داخلى خود خواهد بود و انرژى و سرمايه‌هاى مادى و معنوى آن در مسير رشد، شکوفايى و بالندگى هزينه نخواهد شد. در چنين شرايطى صاحب‌نظران اعتقاد دارند يکى از مهمترين راهکارهاى برون رفت از بحران يکپارچگي، تاکيد و تمرکز بر اصول مشترک فيمابين اقوام و گروه‌ها و طوايف مختلف درون جامعه است؛ لذا مهمترين مبانى و اصول مشترکى که مى‌تواند موجد وحدت و تقويت همگرايى و يکپارچگى ملى تلقى گردد به قرار زير است که کارشناسان و انديشمندان مى‌بايست هرکدام از‌ آنها را در يک فرصت شايسته، در جايگاه خود تبيين نمايند؛

دين و مذهب واحد، سرزمين مشترک، زبان مشترک، نيازهاى اوليه و ثانويه، اصول مشترک انساني، دشمن مشترک، فرهنگ و آ‌داب و سننن مشترک و نژاد واحد.

2- در اين برهه حساس و در پى فشارهاى غير معقول غربى‌ها با آن قطعنامه‌هاى سياسى‌شان در باب تکنولوژى بومى انرژى هسته‌اى براى از کار انداختن ماشين توسعه در ايران، دولت و ملت برخواسته حق خويش پافشارى نمودند و غرب و متحدانش را بر خواسته ناحق خود نکوهش نمودند و اين پايدارى و استقامت تکميل نخواهد شد، مگر آنکه اين عزم و اراده با “اتحاد ملي” مثال زدنى شود و اتحاد عمومى احزاب و گروه‌هاى مختلف عرصه را بر عدالت‌ستيزان ننگ و شرايط مطلوب ملى را ايجاد کند. باتوضيحات ارائه شده اين وحدت ملي،‌مستلزم بايسته‌هايى است که ذيلا به آنها اشاره مى‌گردد:

- مديران ارشد نظام اسلامي، متوليان و صاحب منصبان حکومتى از ورود به هرگونه منازعات سياسى و باندى و تبارگرايى‌هاى حزبي، خوددارى نموده و در کمال صداقت و صميميت به مردم خدمت کنند.

- برقواى سه گانه کشور فرض است با اجرايى نمودن تئورى عدالت از شعارگرايى پرهيز نموده و با پيشرفت در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، رفاهى و سياسي،‌ عملا مردم را به سوى وحدت سوق دهند و آنها را به آتيه دلگرم نمايند.

- سوار شدگان بر مسند قدرت بايد با احساس مسئوليت تام وتمام - چه شرعى و چه انساني- و با رعايت منافع ملى و با دورى از هرگونه اقداماتى که زمينه دشمنى را مهيا مى‌کند و احترام خاص براى انديشه‌هاى مختلف و استفاده از تمام افکار و استعدادهاى بالقوه صرف‌نظر از گرايش‌هاى حزبى و باندي، بستر لازم را براى اجرايى شدن پيام نوروزى مقام معظم رهبرى آماده سازند.

- ضرورى است به دور از مصلحت‌هاى تنگ‌حزبى و باندي، به نقش، نظر، نقد، جايگاه آراء منافع و مطالبات قانونى مردم بيش از اين عنايت شود تا زمينه اميدوارى و اتحاد ملى مهيا گردد.

- اصحاب جرايد،‌ مطبوعات، رسانه ملي، گويندگان، نويسندگان، مسئولان و تريبون‌هاى عمومي، از هرگونه اظهارنظرهاى تعصبي، غيرکارشناسانه و غيرمسئولانه خوددارى و در يک فرآيند منطقي، عملکرد نظام اجرايى و کمبودها و نيازهاى مردم را منعکس و واقعيات جامعه را بيان و با حفظ امنيت ملي،‌ از ابراز هرگونه مطالب غيرواقعى و مصلحت گروهى دورى نمايند،‌ تا اعتماد افکار عمومى بيشتر و بهتر در جامعه تقويت شود.

- در يک بسيج عمومى و اراده ملي، اجراى قانون، معيار همه اعمال و اقدامات قرار گيرد و حق هرکس باتوجه به شان اجتماعى‌اش برابر قانون داده شود و هيچ‌کس حق ندارد خود را فراتر از قانون تلقى کند و با قانون‌شکنان نيز به دور از توجه به شخصيت حقيقى و حقوقى افراد،‌ بايد برخورد جدى به عمل آ‌يد.

3- استاد شهيد مرتضى مطهري(ره) در جستجوى خود براى دستيابى به عاملى نيرومندتر و پايدارتر در ايجاد وحدت،‌اتحاد و اجتماع باتوجه به آموزه‌هاى قرآني، به عامل معنوي، روحى و عاطفى مى‌رسد. در تحليل قرآنى از ويژگى‌‌هاى بشر، وى که شناخت خود از انسان را برپايه داده‌هاى وحيانى و آموزه‌‌هاى نبوى و ولايتى نهاده است، به عنصر همدلى مى‌رسد که حالتى عاطفي، معنوى و روحى است. همدلى که وى از آنان سخن مى‌گويد در مسئله تاليف ميان مومنان به خوبى مطرح و تبيين شده و در آيه 63 سوره انفال بدان پرداخته شده است.

4- از اين نکته نيز نبايد غافل شد که اتخاذ شعار اتحاد ملى که بيشتر با اوضاع و احوال داخلى کشور مرتبط است مى‌تواند در راستاى توجه جدى به موارد ذيل باشد:

- ورود به مرحله سرنوشت‌ساز مسئله هسته‌اى ايران

- در پيش بودن انتخابات مهم هشتمين دوره مجلس شوراى اسلامي

- وجود برخى نا امنى‌ها در کشور از قبيل حوادثى چون تاسوکى زابل، بمب‌گذارى زاهدان،‌ انفجار‌هاى خوزستان، آشوب‌هاى آذربايجان،‌ تجمعات معلمان و ... که همگى در راستاى سياست بحران‌آ‌فرينى آمريکا در ايران است.

- تلاش گسترده دولت و ملت براى تحقق برنامه‌هاى چشم‌انداز 20 سا‌له

5- وحدت، عنصر و مولفه اصلى اجتماع را تشکيل مى‌دهد.بى‌وحدت و اتحاد ميان اشخاص انسانى و افراد بشري، اجتماع معنا و مفهوم درستى نمى‌يابد و امکان تحقق خارجى براى جامعه فراهم نخواهد شد. اگر براى اجتماع و جامعه انسانى در برابر فرد، اصالت و هويت مستقل و جداگانه‌اى هم فرض نشود و اجتماع را امرى اعتبارى محض و مجموعه‌اى از افراد و اشخاص بدانيم، چنان که برخى از انديشمندان در برابر اصالت‌بخشى و هويت‌دهى ديگرانى چون علامه طباطبايى و ‌شهيد مطهرى بر اين باورند، بازهم نمى‌توان از ارزش اجتماع و جايگاه تاثيرگذار و نقش سازنده و مثبت آن در راستاى تکاملى بشر چشم‌پوشى کرد و آن را ناديده گرفت. هر امر و پديده‌اى باتوجه به کار ويژه‌ آثار و کارکردهاى آن مورد ارزش‌گذارى قرار مى‌گيرد. بر اين اساس مى‌بايست اجتماع را به عنوان يکى از مهمترين پديده‌هاى انسانى دانست که کارکرد و نقش بسيار تاثيرگذارى در زندگى انسان و دستيابى وى به کمال و سعادت را دارا مى‌باشد.

از اين روست که قرآن به اجتماع و جامعه انسانى به عنوان پديده مثبت و سازنده در زندگى انسانى توجه و اهتمام ويژه‌اى مى‌گذارد و با فراهم آوردن ابزارها و راهکار و اتخاذ مواضع و دستورهاى شرعى مى‌کوشد تا پايه‌هاى اين پديده را استوار و تحکيم بخشد. بيان آثار، اهميت و ارزش و عوامل وموانع ايجاد پديده‌ اى به نام جامعه و اجتماع در قرآن بيانگر اهتمام قرآن به اجتماع است که برادرى ايمانى مهمترين رکن وحدت و انسجام اسلامى در جامعه به حساب مى‌آيد.

6- امت اسلام در گستره جغرافيايى وسيعى با ملت‌هاى متعدد زندگى مى‌کنند. روش‌ها و تجربيات تاريخى مشترک چندانى ندارند ولى در بسيارى از امور از اشتراک سود مى‌برند. اين مسئله موجب مى‌شود تا بتوانند براى رسيدن به سعادت ملى خود از آن بهره‌مند گردند. تفکر انسجام اسلامى به معناى آن است که ملت‌هاى مختلف اسلامى باهمه تنوع واختلافات روشى وتجربه‌اى مى‌توانند از الگوهاى مشترکى استفاده کنند و در راستاى منافع مشترک حرکت کنند. براى رسيدن به اين هدف مى‌بايست از واگرايى و عوامل ايجادى آن کاسته و به علل وحدت‌آفرين و همگرايى افزود.

مشکلى که ملت‌ها و دولت‌ها با آن روبرو هستند ناشناخته ماندن اهداف تشکيل ملت و يا دولت نيست؛ بلکه مشکل از آنجا آغاز مى‌شود که با تغيير شرايط تاريخى و اجتماعى و مشکلات داخلى و بحران‌هاى بيرونى دستيابى به اين اهداف و مديريت درست و صحيح جامعه دچار اختلال مى‌گردد و عوامل درونى و بيرونى آسيب‌زا و بحران‌آ‌فرين موجب مى‌شود که دستيابى به اهداف يا غير‌ممکن و گاه محال گردد. از اين رو شناسايى عوامل ايجادى اتحاد و موانع واگرايى اجتماعى مى‌تواند دولت‌ها و ملت‌ها را براى عبور از بحران‌ها و دستيابى به اهداف کمک و يارى رساند.

براى رسيدن به انسجام اسلامى لازم نيست از عناصر ملى و فرهنگى خود چشم‌پوشى کرد و يا ديگران را به اتحاد فرهنگى و ملى خود فرا خواند بلکه باتوجه به عناصر ملى و درکنار آن مى‌توان از فرصت‌ها و ظرفيت‌هاى يکديگر بهره‌مند شد. بويژه اينکه به جهت وحدت دينى در بسيارى از روش‌ها و فرهنگ‌ها از اشتراک برخورداريم. بنابراين اگر ملت‌هاى منطقه‌اى اتحاد اسلامى و انسجام اسلامى خود را تشديد کنند، عوامل تفرقه‌افکن بيرونى و درونى نمى‌تواند براى واگرايى جمعى اين ملت‌ها کارى از پيش ببرد و در نهايت اين ملت‌هاى منطقه اسلامى هستند که مى‌توانند از همگرايى سود برده و براى رسيدن به آرامش و آ‌سايش از توان و ظرفيت يکديگر بهره‌مند شوند.

7- تاکتيک وحدت مسلمانان نيز پيشينه درخشانى دارد. هرگاه مسلمانان در چارچوب تعاليم اسلامى به وحدت رسيده و اختلافات جزيى خود را کنار گذاشته‌اندتمدن اسلامى دوران اوج خود را سپرى نموده‌ است، پيروزى‌هاى اعراب مسلمان تا اندلس (اسپانياى کنوني) در دوران آغاز خلافت اسلامى و پيروزى مسلمانان در جنگ‌هاى صليبى و شکست دادن پادشاهان اروپايى در اين جنگ، فتوحات ترکمان عثمانى تا دروازه‌هاى وين دوران سلطان محمد فاتح امپراتور ترک عثمانى همگى از شواهدى است که “تاکتيک وحدت” پيشينه درخشانى دارد. باتوجه به همين پيشينه درخشان است که متفکرين اسلامى تجديد دوران طلايى تمدن اسلامى را در وحدت مى‌بينند،‌ نقطه مقابل اين تاکتيک يعنى تفرقه نيز مى‌تواند دوران ضعف و ناتوانى کشورهاى اسلامى را بار ديگر زنده کند.

باتوضيحات ارائه شده دور از منطق به نظر نمى‌رسد که اذعان نماييم در عصر حاضر نياز بيشترى به اتحاد و انسجام اسلامى احساس مى‌شود؛ زيرا دشمنان اسلام در شکل جنگ‌هاى صليبى به مقابله اسلام آ‌مده و اکنون دوباره تمام کفر در برابر تمام اسلام قرار گرفته است. هوشيارى و هشدارى که گذشتگان ما بدان اشاره و تاکيد داشتند امرى است که امروز بيش از ديروز احساس مى‌شود. ژرف‌انديشانى مثل آيت‌الله شهيد مرتضى مطهري(ره) حدود سه دهه پيش زنده بودن روح صليبى‌گرى را در ميان غربى‌ها کشف و بيان مى‌کردند.

بنابراين راه تحقق انسجام اسلامى تبيين مباني، اصول و ارزشها و آرمان‌هاى مشترک است که به دنبال آن منافع مشترک به دست مى‌آيد و همگرايى وانسجام را عينيت مى‌بخشد. بنابر قول يکى از صاحب‌نظران تقريب مذاهب، ما مسلمانان در 90 درصد مسائل اشتراکات داريم و فقط در 10 درصد مسائل با يکديگر اختلاف نظر داريم پس چگونه است که دشمن با بهره گيرى از اين 10 درصد ضعف مسلمانان آنها را به رويارويى و تنازع ميان يکديگر بر مى‌انگيزد و ما با وجود نود درصد اشتراکات نمى‌توانيم وحدت صفوفمان را روز به روز تقويت نماييم. بنابراين شايسته است مسلمانان جهان با تقويت انسجام اسلامى و استحکام پيوند واتحاد خود راه نفوذ دشمنان را بسته و توطئه‌هاى آنان را خنثى نمايند.

در خاتمه به وجود برخى از راهکارهاى تحقق “اتحاد ملي” و “انسجام اسلامي” که بحق از شعارهاى حکيمانه مقام معظم رهبرى مى‌باشد در ذيل اشاره مى‌شود:

1- عمل به دستورات و تعاليم الهي، قرآن کريم و عترت مطهر 2- توجه جدى به مقوله کار و تلاش وتوليد علم 3- مقابله جدى با توطئه‌هاى اختلاف برانگيزانه دشمنان 4- توجه جدى به سند چشم‌انداز 20 ساله کشور 5- جلوگيرى از ايجاد شکاف ميان ايران وکشورهاى همسايه 6- تعميق عميق جايگاه اتحاد و وحدت اسلامى در ميان دولت‌ها و کشورهاى اسلامى 7- تلاش مضاعف دولتهاى اسلامى براى رفع مناقشات و مشکلات فلسطين، عراق، لبنان و...

اتحاد امت اسلام و راهكارهاي قرآني آن

 

اتحاد به عنوان مهم‌ترين راهبرد براي جامعه پذيري و امت سازي در آموزه هاي قرآني و نبوي مورد اهتمام و توجه بوده است.براي ساخت امتي يگانه با ويژگي‌ها جامعه نمونه و برتر نياز به بازسازي در بينش و نگرش مردماني است كه به طور فطري گرايش به اختلاف و استخدام ديگري و بهره كشي از هم نوع دارد

 

اتحاد راهبرد جامعه پذيري و امت سازي

 

اتحاد به عنوان مهم ترين راهبرد براي جامعه پذيري و امت سازي در آموزه هاي قرآني و نبوي مورد اهتمام و توجه بوده است. براي ساخت امتي يگانه با ويژگي ها جامعه نمونه و برتر (امت شاهد) نياز به بازسازي در بينش و نگرش مردماني است كه به طور فطري گرايش به اختلاف (مطهري، آشنايي با سوره هاي قرآن، سوره انفال) و استخدام ديگري و بهره كشي از هم نوع دارد. اين مسئله در ميان اقوام پراكنده جزيره عربستان به جهاتي تشديد مي شود؛ زيرا محيط سخت و زمخت عربستان و كمبود منابع آبي و غذايي، دسترسي آسان و كامل به مواد و منابع مورد نياز را كاهش مي داد و رقابت را در ميانشان تشديد مي كرد. هر كس براي كوچك ترين مسئله به خود اين اجازه را مي داد كه به كشتن طرف مقابل اقدام كند و براي شتري جنگ صدساله راه اندازي نمايد. همان گونه كه بستر طبيعي و غريزي براي اختلاف در اين منطقه جغرافيايي فراهم تر بود، عوامل همبستگي و اتحاد نيز تقليل مي يافت. گزارش هاي مورخان و قرآن بر اين مسئله دلالت مي كند كه عوامل واگرايي اجتماعي در ميان اقوام عربي ساكن در منطقه بيش از آن بود كه همگرايي را تقويت كند و جامعه به شكل واقعي و درست آن را سبب گردد. جامعه مجموعه انسان هايي است كه به علل و عوامل خوني، قبيله اي، نژادي و فرهنگي براي كسب اهداف و منافع عالي تر كه امكان آن به طور فردي فراهم نيست گرد هم مي آيند و با كاهش واگرايي و عوامل ايجادي آن مي كوشند تا به اشكال گوناگون چون قانون نوعي اتحاد را در محور اهداف مشترك پديد آورند. اين عوامل در منطقه عربي و اقوام پراكنده آن چنان نادر و يا كم بوده است كه تنها نوعي قبيله گرايي و جامعه ابتدايي خوني را ايجاد مي كرد. از اين رو در گزارش هاي تاريخي مي يابيم كه اين اقوام در واحدها و آبادي هاي پراكنده اي به گونه همزيستي را در پيش گرفته بودند كه در اصطلاحات سياسي امروز از آن به جنگ سرد و صلح مسلح ياد مي كنند. در يثرب (مدينه) آن روز دو گروه خوني و قبيله اي زندگي مي كردند كه همواره سر نزاع و جنگ با هم داشتند. هر چند كه برخي عامل يهوديان عرب را عامل مهم و تأثيرگذار در دامن زدن به اختلاف ميان اوس و خزرج مي دانند ولي به نظر مي رسد كه اين عامل تنها عامل براي اختلافات موجود در يك جامعه كوچك چند هزار نفري نبوده است؛ زيرا همين اختلاف در جامعه كوچك تر كه مي توان در اصطلاح امروزي از آن به شهرك ياد كرد ديده مي شود. در طائف حالت صلح مسلح چند دهه بلكه شايد سده اي ادامه داشت و ميان اقوام مكه نيز وضعيت بهتري تحقق نداشت. عصبيت و غرور قومي و مهر شديد به خون و اقوام نزديك خوني نه براي همدلي و همراهي بلكه براي كسب برتري و برآورد نيازها به شدت وجود داشت. اين همكاري ها و كمك ها به تعبير استاد شهيد مطهري مانند همكاري سرمايه دارهاست كه با كسب هدف و دست يابي به آن كاهش مي يابد و يا از هم فرو مي پاشد. از اين رواست كه مي بينيم با افزايش قدرت اشخاص و يا برخي قبايل مانند ابوسفيان و قريش، ارتباط و همكاري و هماهنگي ها در مكه از هم مي پاشد و هركس مي كوشد تا بهره اي بيش تر از اموال و قدرت را به خود اختصاص دهد. عصبيت در چنين جامعه اي نيز ابتدايي بود و هيچ گاه از قوم و خويش و درنهايت عشيره و گاه قبيله بالاتر نرفت و به عصبيت قومي و يا ملي تبديل نشد. از اين رو همگرايي و اتحاد در ميان آنان نيز در مرز جامعه قبيله اي ماند و از آن فراتر نرفت.

پيامبر(ص) در چنين جامعه اي زندگي مي كرد، جامعه ابتدايي فاقد هرگونه قانون نوشته شده اي كه بتواند به تخاصمات و نزاعي ولو كوچكي پايان دهد. سنت هاي قبيله اي و قومي كه با شدت مراعات مي شد و در حكم قوانين نوشته شده و سخت تر به مورد اجرا گذاشته مي شد، تنها در راستاي حقوق اشراف و نخبگان جامعه بود. از اين رو هرگاه با خواسته هاي اشراف در تضاد قرار مي گرفت به آساني كنار نهاد مي شد و قوانين ديگري به طور دايم و يا مقطعي جايگزين مي شد.

 

راهكارهاي قرآني براي همگرايي

 

پيامبر اسلام(ص) برپايه آموزه هاي قرآني نخست به بازسازي بينشي و نگرشي قوم اقدام كرد. براي اين مهم در مفاهيم نيز دست برد و با استفاده از واژگان موجود در فرآيند زماني و پيچيده اي مفاهيم جديدي را به مردمان القا كرد. براي شناخت درست و تحليل دقيق از عملكرد قرآني پيامبر(ص) در ساخت جامعه اي يگانه و امتي واحد به خوانش يكي از راهكارهاي قرآني كه از سوي پيامبر عملياتي شده است مي رويم. بنابراين با توجه به عملكرد مثبت و سازنده اين روش و شيوه در جامعه سازي و امت سازي، نگاهي گذرا به مساله انصار و مهاجر و امت سازي در مدينه به عنوان جامعه نمونه و مسلمانان صدر اسلام در اين شهر به عنوان امت نمونه و شاهد توجه مي دهيم.

 

1-قرآن و امت سازي

 

امت در تعبير و اصطلاح قرآني، گروهي همسان در دين، آيين، زمان و مكان و ديگر مشتركات انساني است. (بقره آيه 821 و مائده آيه 84 و مانند آن) اين اصطلاح هرچند با جامعه در اصطلاح امروزي مشابهت هايي دارد ولي تفاوت هاي محسوسي نيز در ميان است كه نمي توان آن را ناديده گرفت. جامعه در اصطلاح جامعه شناختي، گروه سازمان يافته اي از اشخاص و افراد انساني هستند كه با هم در سرزمين مشترك زندگي مي كنند و با همكاري در گروه ها نيازهاي اجتماعي ابتدايي و اصلي خود را تامين مي نمايند و با مشاركت در فرهنگي مشترك و يكسان به عنوان يك واحد اجتماعي از ديگر جوامع متمايز مي شوند. (مباني جامعه شناسي، مجيد مساواتي، تبريز، 2731، ص 142) اما امت گروه خاصي از پيروان يك دين يا يك عصر به سبب همساني در نوع خاصي از عملكرد و يا رويكرد فكري هستند. (الميزان ج 6 ص 39) اين امت در نگرش قرآني داراي حيات و زندگي است كه لحظه اي همانند زندگي انسان ها پايان مي يابد. (اعراف آيه 34) و به عنوان يك حقيقت داراي كتاب و نوشته مخصوصي است كه در قيامت به سوي آن خوانده مي شود. (جاثيه آيه 28) و داراي فهم و شعور است (انعام آيه 108) و براي عمل هر جامعه و امتي عذابي مشترك و عمومي است (غافر آيه 5) در ضمن قرآن براي امت ها، سنت هايي نيز اثبات مي كند كه مي توان به سنت ارسال پيامبران، هلاكت امت پس از اتمام حجت و تغيير در سرنوشت امت ها بر اثر عملكرد جامعه و مانند آن اشاره كرد.

 

قرآن يكي از اهداف پيامبر را امت سازي مي نامد و نشان مي دهد كه چگونه و به چه روشي پيامبر اعظم(ص) به آن دست يافت و امت شاهد و نمونه اي را در مدينه ايجاد كرد كه مي تواند الگو براي جوامع ديگر به ويژه امت اسلامي در روزگار ما باشد كه از معنا و مفهوم امت تنها اسم و نامي از آن و پوستين بدون محتوا به جا مانده است. از اين رو براي دست يابي به امت اسلامي واقعي و مطلوب مي بايست دوباره با الگوبرداري از روش پيامبر به ايجاد امت اسلامي واقعي و نمونه اقدام شود.

 

قرآن امت اسلامي در عصر پيامبر را بهترين امت و جامعه اي دانسته است كه تا آن زمان تشكيل شده بود. اين امت وسط (بقره آيه 143) و شاهد و نمونه (همان) از چه خصوصيات و ويژگي هايي برخوردار بوده است كه مورد ستايش خداوند قرار گرفته است؟

 

از ويژگي هايي كه قرآن براي امت نمونه و شاهد بيان مي كند، اين است كه در كارهاي يك ديگر نظارت مي كنند و امر به معروف و نهي از منكر مي كنند (آل عمران آيه 104)، تعاون بر خير و تقوا در ميان ايشان اصالت دارد: تعاونوا علي البر و التقوي)، برادري ايماني در ميان ايشان در آن حد و اندازه است كه از خود مي گذرند و ايثار مي كنند. در جستجوي وضعيت يك ديگري به تجسس و جاسوسي اقدام نمي كنند، غيبت و تهمت و افترا در ميانشان نيست، اختلافات جزيي و كلي را با حكميت و يا رجوع به قانون حل و فصل مي كنند و در ميانشان شمشير قضاوت نمي كند، جان و مال و عرض يك ديگر را محترم مي شمارند و امنيت اقتصادي، سياسي، اجتماعي را براي يكد يگر و جامعه فراهم مي آورند و عوامل ايجادي آرامش و آسايش در جامعه را تقويت مي كنند. در همه امور اصل بر تقوا و عدالت و قسط نهاده مي شود و عفو و گذشت را حتي نسبت به قاتل در نظر مي گيرند و اصالت را به قصاص و قتل نمي دهند هرچند كه قصاص و امور ديگري از اين دست حق ايشان است. به يك معنا از حق خويش براي تقويت همبستگي مي گذرند و اصول همدلي و همراهي را در خود تقويت مي كنند. از يك ديگر انتقام نمي گيرند و ... بسياري ديگر از مسايلي كه در قرآن بدان پرداخته و به تفصيل توضيح داده شده است.

 

2- مهاجران وانصار؛ واگرايي و همگرايي

 

انصار كه اصطلاح خاصي در فرهنگ اسلامي و قرآني است، بيانگر حالت عالي از همدلي و همگرايي و هم فكري امت اسلامي است. اگر بخواهيم به مسئله اشاره داشته باشيم كه بتواند بهترين شاهد براي امت سازي قرآني پيامبر باشد همدلي و همگرايي است كه در شكل و قالب انصار در مدينه شكل گرفت. انصار كه نامي براي مسلمانان مدينه از اوس و خزرج به شمار مي آيد، در زماني شكل گرفت كه امت در حال شكل گيري بود. اوس و خزرج دو قبيله ساكن در شهر يثرب پيش از اسلام همواره در جنگ و ستيز بودند و هرگز جامعه مدينه به شكل درست آن پيش از ورود اسلام شكل نگرفت؛ زيرا دست كم سه گروه متخاصم در مدينه زندگي مي كردند كه اجازه پديداري مفهوم جامعه را به اين اشخاص نمي داد. در حقيقت گروه هاي متخاصمي بودند كه تنها در يك سرزمين به جهت آب و آباداني ابتدايي گرد آمده بودند و به جاي همگرايي به رقابت مي پرداختند. از اين رو در برابر تهاجمات بيروني بسيار ضعيف و سست عمل مي كردند. پيامبر پس از ايجاد د گرگوني در بينش و نگرش مردم مدينه، به تقويت اصول همدلي همت گماشت و با برنامه دقيق و حساب شده اي توانست واگرايي را در ميان ايشان از ميان بردارد. پيامبر(ص) در پيمان هاي متعددي سران اوسي (بني عبدالاشهل) و خزرجي (بني سلمه) را به گونه اي در كنار هم نهاد كه با هم يك دل و يك رنگ شدند. اختلاف چند دهه و يا سده تبديل به وفاق همدلي شد. اين گونه شد كه انصار به عنوان يك واژه براي دو قبيله متنازع شكل گرفت و پايه هاي اساسي امت نهاده شد. انصار به معناي ياران پيامبر به جاي خزرجي و اوسي نشست و از اين زمان است كه مي بينيم ديگر سخن از قوميت و قبيله در اسناد و گزارش هاي عصر نخست نيست و در همه جا به جاي ياد كرد از قوم و قبيله از واژه و اصطلاح انصار ياد مي شود. اين مسئله نشان مي دهد كه پيامبر(ص) براي از ميان بردن اختلاف قومي و قبيله اي حتي در كاربرد واژگان دقت مي كرد. كاربرد اوسي و خزرجي مي توانست به اختلافات دامن بزند و ياد كرد آن دامنه خاطرات گذشته را به امروز بكشاند. از اين رو به جاي كاربرد اوسي و خزرجي از واژه انصار استفاده كرد كه بيانگر محتوايي ديني بود. كاربرد اين واژه در آيات قرآني براي انصار نوعي احساس ويژه را در ميان اهالي مدينه برمي انگيخت. در آيات مدني قرآن كريم اين واژه در 7 مورد تكرار شده است كه در آن از اقوام و گروه هاي ساكن مدينه خبر مي دهد. مقايسه انصار با انصار حضرت عيسي(ع) مي توانست حس معنوي ويژه اي را در ميان بوميان مسلمان يثرب برانگيزد، به گونه اي كه آنان خود را ياران و سربازان خداوند احساس كنند و بر ايمان و نگرش آنان به زندگي تاثير عميق و ژرف برجاي نهد. (آل عمران آيه 52 و نيز صف آيه 14)

 

رديابي كاربرد اين واژه نشان مي دهد كه مسلمانان بومي مدينه در سال هاي دوم و سوم به اين نام جديد خوانده شدند. پيش از اين آنان هرچند كه به عنوان پناهندگان از اعتبار خاصي برخوردار شده بودند ولي به عنوان يك گروه همدل ايماني از آنان ياد نشده بود. در زمان جنگ بدر آنان نه تنها به اين مفهوم جديد اعتبار معنايي خاصي بخشيدند، از اين رو به عنوان امتي همدل و همراه در عرصه انديشه و عمل خودنمايي كردند و مورد ستايش خداوند قرار گرفتند.

 

اين نخستين اقدام پيامبر اعظم(ص) در ساخت هسته نخست امت اسلامي بود. سپس پيامبر اكرم(ص) با حضور مهاجران، با ايجاد پيمان برادري ميان انصار و مهاجر گام بعدي را برداشت. انصار به نوعي مهاجران را در مدينه پذيرفتند و آنان را هم چون برادران خوني و قبيله اي گرامي داشتند. كاستي هايشان را جبران كردند و زمينه ادامه زندگي و حيات ايشان را در مدينه فراهم آوردند. آنان مهمانسرايي براي اسكان موقت مهاجران ايجاد كردند و از بهترين محصولات و امكانات خود براي پذيرايي مهاجران استفاده نمودند. (بقره 267) برخي از ايشان در ميان تيره هاي گوناگون انصار توزيع شدند و انصاريان در رقابت با همديگر براساس قرعه حمايت از خانواده هاي مهاجر را به عهده گرفتند. (الطبقات ج 13 ص 369)

 

انصار دارايي و خانه خود را در اختيار مهاجران قرار داده و آنان را در محصولات كشاورزي خود شريك كردند و برخي از آنان زمين هاي پيرامون منازل مسكوني خود را به پيامبر بخشيدند. اين روابط ميان انصار و مهاجران با پيمان برادري تقويت شد. (همان ج 3 ص 174 و 523 و ديگر كتب سيره و تاريخ) در آغاز برنامه بر اين بود تا از يكديگر ارث برند كه چنين نيز اتفاق افتاد تا اين كه بعدها احكام تغيير يافت و تنها خويشان از يكديگر ارث بردند. (انفال آيه 75)

حمايت هاي همه جانبه انصار از مهاجران، روحيه همدلي و هم فكري را تقويت كرد و امت شاهد شكل گرفت. در گزارشي از پيامبر از اين همدلي و رفتار شايسته ميان انصار و مهاجران به محبت والدين به فرزند تشبيه شده است. (المستدرك ج 4 ص 83) البته گاه تنش هايي به علل مختلف به ويژه به جهت عامل نفاق رخ مي داد كه در آيات سوره منافقان به آن اشاره شده است. پيامبر(ص) كوشيد تا با آشكار كردن روش هاي منافقان، ريشه هاي اختلاف را بخشكاند. اين گونه شد كه امت با تشكيل دسته انصار و مهاجران شكل گرفت. اندك اندك با ايجاد وفاق و ارتباط نسبي و مانند آن، انصار و مهاجر، ارتباط خويش را افزايش دادند. تجربه هاي مشترك، فرهنگ و تمدن مشترك و راه و روش و دين مشترك موجب شد تا اين عوامل تقويت و تحكيم گردد.

 

 

 

راهكارهاي اتحاد و انسجام

 

سال 86 شايد متفاوت از سال‌هاي پيشين نام‌گذاري شد . در واقع امسال  نه به خاطر مناسبت تقويمي بلكه به خاطر وجود دو عنصر تخريبي دشمن ، و براي جلوگيري از تهاجم آن ، به رمز يا نام وحدت ملي و انسجام اسلامي ، ناميده شد.
اين دو عنصر عملياتي دشمن عبارت است از :« ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان و اختلاف در جهان اسلام» .
اكنون بايد ديد براي رسيدن به وحدت ملي و انسجام اسلامي در طول يك سال ، چه راهكار هايي وجود دارد:
الف : وحدت ملي :
1. ميهن اسلامي ما ايران از ده ها نژاد و گويش و طايفه تشكيل شده است . تنوع دين و مذهب نيز از ديگر ويژگي هاي اين كشور پهناور است . گرچه هر خطه نامي و هر فرقه ديني و هر طايفه گويشي دارند اما برابر قانون اساسي و اكثريت جامعه و تاريخ گذشته اين سرزمين ، زبان رسمي ، فارسي و دين رسمي ، اسلام و مذهب شيعه است .
جداي هرگونه تعصب و خود محوري ، احترام همه اقوام ايراني به اين موارد رسمي قانون اساسي ، يك اصل مهم در ايجاد اتحاد و همدلي است . چه اين كه همگرايي به سوي نقطه مشترك و تافته جدا بافته نبودن، رمز و لازمه اتحاد است و جز آن عمل كردن به دور از خرد .
رعايت قوانين اسلامي در جامعه ، احترام به باورهاي شيعي و پاسداشت زبان شيرين فارسي ، چيزي است كه هر ايراني با پايبندي به آن قدمي در راه اتحاد برداشته است.
2. واقعيت جامعه متكثر ايراني ، تنوع گرايش‌هاي ديني مذهبي ، زبان و گويش است . همواره بايد به خاطر داشت كه افتخارات و امتيازات هر دسته و گروهي در مجموعه خود ، محترم و عزيز است و نبايد پافشاري بر مسايل ملي باعث زير پانهادن خرده فرهنگ ها و رسوم محلي شود.
همساني امور فرهنگي به ويژه زبان و ادبيات با حساسيت‌هاي بومي ، نقش كارسازي در احساس هم‌نوعي ايجاد مي كند . به ديگر سخن ، اهميت دادن به گويش‌ها ، آداب  و رسوم محلي و داستان‌ها و قهرمان ها نه تنها موجب جدايي و تشتت نيست بل كه حس احترام مشترك و متقابل را ايجاد مي كند . آنگاه كه يك قوم ايراني خود را ميان ديگر هم وطنان ، داراي شخصيت رسمي و معتبري ببيند، علايق ملي و همگرايي فراگروهي در او تقويت مي شود.
استفاده از زبان‌ها و گويش‌هاي محلي چون كردي، لري، تركي، عربي و... و نيز ترويج و شناسايي فرهنگ‌هاي بلوچي ، زابلي ، تركمني ، آذري ، گيلكي و... يك فرصت است براي تحريك عواطف پاك اقوام ايراني كه در كنار هم  ايران را مي‌سازند.
3. نكته ديگري كه در هر جامعه انساني قابل فهم و اجراست، حركت به سوي خواست هاي ملي و عزت آور است . جامعه ايراني هنوز از ملي شدن صنعت نفت ، پيروزي انقلاب اسلامي و بيرون راندن سردمداران پهلوي، تسخير لانه جاسوسي و مقابله با استكبار جهاني در هشت سال دفاع مقدس ، به خود مي‌بالد و افتخار مي‌كند. تكريم چنين پيروزي ها و نگهباني از چنين روحيه هايي را نبايد به فراموشي سپرد . توليد علم و نهضت نرم افزاري نيز در همين راستا مي‌تواند علاوه بر پيشرفت كشور ، مايه مباهات و دستاوردهاي غرور آفرين باشد . دانش انرژي هسته‌اي از همين مقوله‌هاست كه اگر با اعتماد دوجانبه مسئولان و مردم همراه شود فرصتي است تا فرزندان اين ميهن اسلامي ، اهتزاز پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران را در نگاه هر بيگانه‌اي ، به نمادي از قدرت ، افتخار و شكوه بنمايانند .  كاري كه نمونه بسيار نازل آن را در ميادين ورزشي بارها ديده ايم . اين حس مشترك ملي براي هر ايراني در هر كجاي جهان كه باشد شيرين است و نمي توان آنرا محاصره يا مصادره كرد .

انسجام اسلامي :
1. اختلاف عقيده همان قدر كه ميان دو كيش وجود دارد و مي‌تواند مايه تنازع و درگيري شود، در ميان هم‌كيشان نيز تنش‌زاست . از اين رو چنان‌چه در جامعه ، وحدت ملي ، يك ضرورت باشد ، بايد با تسامح در باره نقاط اختلاف برخورد كرد و اشتراك‌ها را پررنگ تر از اختلاف ها ديد . اين نه به اين معني است كه دسته اي از بخشي از باورهاي خود دست بردارد بلكه همزيستي ايجاب مي كند ، حلقه‌هاي اتصال را بيروني تر و گره‌هاي جدايي را دروني تر چيد.
نگاه‌هاي تكفيري ، انحصار هدايت‌يافتگي در فرقه خود و تنگ نظري‌هايي كه در ذات هيچ دين آسماني وجود ندارد، عامل مخرب وحدت است كه عقلاي قوم، دست كم براي جلوه آبرومندي مذهب خود بايستي به تلطيف فضاي ايماني و رفتارهاي مذهبي بپردازند .  
2. باز تعريف انديشه و راهكارهاي وحدت ، با تاكيد بر صراحت و شفافيت ، سازه قدرتمندي در ساختار همگرايي و كاهش شكنندگي آن است . اعتماد دوجانبه به رعايت اصول وحدت و وفاداري به ملزومات آن از همين تعريف به دست مي‌آيد . واضح‌تر آنكه بايد همه به نتيجه برسيم كه چه انگيزه‌اي از وحدت داريم؟ منظورمان از وحدت چيست و راهكار و محدوده آن كدام است ؟ بر سر چه چيزي مي‌خواهيم متحد شويم؟ و تكليف اختلاف‌ها چه مي‌شود؟
نبود منشور جامع و مانع كه مورد اتفاق همه گروه‌ها و دسته‌ها باشد و بدرستي ، مفهوم همسنگري و همزيستي را توضيح دهد ، خود مشكلي است كه سوء تفاهم‌ها و كج فهم‌‌هايي را درپي‌خواهد داشت كه آفت وحدت است . در اين زمينه روشنفكران و علماي اسلامي كه ذهني فارغ از تعصبات جاهلي دارند و مي‌توانند به واقعيات بزرگ‌تر و فرامذهبي بيانديشند ، وظيفه‌اي گران و تاريخي دارند . مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند : «تدوين منشور وحدت اسلامي به همت علماي اسلام، ضروري و مطالبه‌اي تاريخي است که اگر امروز به اين وظيفه عمل نشود، نسلهاي بعدي ما را مؤاخذه خواهند کرد» 

اكنون در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ، نيكوست به برخي از اصول پوياي قانون اساسي نگاهي بيافكنيم و اصولي وحدت آفرين كه نبايد از آن غفلت كرد را مرور كنيم :

اصل 11
به حكم آيه كريمه "ان هذه امتكم امه واحده و اناربكم فاعبدون" همه مسلمانان يك امت‏اند و دولت جمهوري اسلامي ايران مظوف است سياست كلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و كوشش نيز به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد.
 
اصل 12
دين رسمي ايران، اسلام و مذهب جعفري اثني‌عشري است و اين اصل الي‏الابد غير قابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلامي اعم از حنفي، شافعي، مالكي، حنبلي و زيدي داراي احترام كامل مي‌باشند و پيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبي، طبق فقه خودشان آزادند و در تعليم و تربيت ديني و احوال شخصيه (ازدواج، طلاق، ارث و وصيت) و دعاوي مربوط به آن در دادگاه‏ها رسميت دارند و در هر منطقه‏اي كه پيروان هر يك از اين مذاهب اكثريت داشته باشند، مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب.
 
اصل 13
ايرانيان زرتشتي، كليمي و مسيحي تنها اقليت‌هاي ديني شناخته مي‏شوند كه در حدود قانون در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات ديني بر طبق آيين خود عمل مي‌كنند.
 
اصل 14
به حكم آيه شريفه "لاينهاكم‏الله عن‏الدين لم يقاتلوكم في‌الدين و لم‏يخرجوكم‏ من دياركم‏ ان تبروهم و تقسطوااليهم ان‏الله يحب‏المقسطين" دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت كنند. اين اصل در حق كساني اعتبار دارد كه بر ضد اسلام و جمهوري اسلامي ايران توطئه و اقدام نكنند.
 
اصل 15
زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد ولي استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه‏هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسي آزاد است.
 
اصل 16
از آنجا كه زبان قرآن و علوم و معارف اسلامي عربي است و ادبيات فارسي كاملا با آن آميخته است اين زبان بايد پس از دوره ابتدايي تا پايان دوره متوسطه در همه كلاسها و در همه رشته‏ها تدريس شود.
 
اصل 17
مبداء تاريخ رسمي كشور هجرت پيامبر اسلامي (صلي‌الله عليه و آله وسلم) است و تاريخ هجري شمسي و هجري قمري هر دو معتبر است، اما مبناي كار ادارات دولتي هجري شمسي است. تطعيل رسمي هفتگي روز جمعه است.
 
اصل 18
پرچم رسمي ايران به رنگهاي سبز و سفيد و سرخ با علامت مخصوص جمهوري اسلامي و شعار "الله اكبر" است.
 
اصل 19
مردم ايران از هر قوم و قبيله كه باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود.
 
اصل 20
همه افراد ملت اعم از زن و مرد يكسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت و موازين اسلام برخوردارند.


نگاه استراتژيک به اتحاد ملى و انسجام اسلامي

 

رهبر حکيم و فرزانه انقلاب اسلامى حضرت آيت الله العظمى خامنه اى “دام‌ظله” در پيام نوروزى خود به مناسبت آغاز سال 1386 سال جديد را به عنوان زيبا و حکيمانه “ اتحاد ملى و انسجام اسلامى “معنون و نامگذارى نمودند.معظم له در بخشى از اين پيام فرمودند:


“ به نظر من امسال،سال “اتحاد ملى و انسجام اسلامي” است؛يعنى در درون ملت ما اتحاد کلمه همه آحاد ملت و قوميتهاى گوناگون و اصناف گوناگون ملى و در سطح بين المللى انسجام ميان همه مسلمانان و روابط برادرانه ميان آحاد امت اسلامى از مذاهب گوناگون و وحدت کلمه آنها”



در رابطه با عنوان و نامگذارى سال جديد که يک خلاقيت و ابتکار از جانب رهبر فرزانه انقلاب اسلامى مى باشد نکات ذيل بايد مورد توجه قرار گيرد:


1. نامگذارى سال جديد در واقع تعيين استراتژى و مهمترين محورى است که تداوم و استمرار انقلاب اسلامى و مواجهه با دشمنان آن و دستيابى به اهداف نظام اسلامى در گرو آن است.


2. نگاه استراتژيک به نامگذارى سال مستلزم آن است که فضا سازى تبليغاتى و ايجاد موج فکرى در مورد نام و عنوان سال تنها بايد به عنوان يک زمينه و مقدمه جهت تحقق فلسفه نامگذارى نگريسته شود.


3. ازآنجا که نامگذارى سال براساس عقبه عقلانى و تحليل قوى تعيين مى گردد،بنابراين خاستگاه و منويات عنوان سال جديد در بيانات نوروزى و مشهد مقدس رهبر حکيم انقلاب اسلامى منعکس مى شود و جامع ترين و دقيق ترين منبع براى تبيين نام سال جديد مى باشد.


4. نگاه استراتژيک به نامگذارى سال مقتضى آن است که راهبردهاى تحقق آن در ابعاد فرهنگي،سياسي،اقتصادى و اجتماعى آن تعيين و عملياتى و حتى نهادينه گردد.


خاستگاه نامگذارى سال 86 به نام “اتحاد ملى و انسجام اسلامي”


رهبر فرزانه انقلاب اسلامى در پيام نوروزى چهار موضوع را بعنوان مقدمه براى نام گذارى سال جديد مطرح کردند که مبين خاستگاه نامگذارى سال86 بعنوان “اتحاد ملى و انسجام اسلامي” مى باشد:


1. موقعيت ملى و بين المللى نظام جمهورى اسلامى ايران


مقام معظم رهبرى فرمودند :


“ در يک نگاه جمع بندى شده، من مى توانم با اطمينان اين را به ملت عزيزمان عرض کنم که در سال 85 موفقيت هاى ملت ايران بيش از تلخى ها و ناکامى ها بود؛ پيشرفتهاى ما بيش از توقف ها و سکون هاى ما بود. شادى هاى حوادث بيش از تلخى ها بود. در عرصه داخلى تلاش هاى متراکم براى پيشرفت کشور، در همه جا ديده شد؛ تصميم هاى بجا و خوب از سوى مسئولان و تحرک عمومى در اين زمينه ها، تحرک مطلوبى بود. “


“ در عرصه بين المللى و سياسى جهانى هم پيشرفت هاى نظام جمهورى اسلامى ايران پيشرفت هاى چشمگيرى بود. ملت ما و کشورما به برکت نظام جمهورى اسلامى در دنيا سرافراز شد؛ ابهت ملى ما و نگاه مهربانانه مردم ما نسبت به ملت هاى جهان و ملت هاى مسلمان در همه حوادث آشکار شد؛ عزم راسخ ملى ما در زمينه هاى علمي، در تحرک اقتصادى براى ديگران تا حدود بسيارى روشن شد.”


2. اولويت اول حرکت ملى


مقام معظم رهبرى فرمودند:


“ در سال 86 ادامه حرکت ملى بايد يک ادامه متناسب با نيازهاى ملت ما باشد. اين يک حقيقتى است که ملت ايران بر اثر تسلط قدرت هاى طاغوتى و قدرتهاى فاسد و دولتهاى وابسته يا بى کفايت در طول دهها سال - شايد نزديک به دويست سال - دچار عقب ماندگى هاى زيادى در عرصه هاى گوناگون بوده است. امروز که ملت ايران به برکت اسلام و نظام جمهورى اسلامى به خود آگاهى و اعتماد به نفس دست يافته است، بايد ما اين فاصله هاى طولانى را با سرعت طى کنيم. ما فاصله هاى بسيار زيادى باآنچه که شان ايران سربلند و پرافتخار است، داريم؛ اين فاصله ها جز با همت بلند ، جز با اميد بى پايان ، جز با تلاش همه جانبه ملى ميسر نخواهد شد.”


3 .ظرفيت هاى ملى در مواجهه با چالش ها


“ ملت ما هدف روشنى دارد، هدف بزرگ ما “ استقلال ملي،عزت ملى و رفاه عمومى ملت “ است.


همه اينها به برکت اسلام و ايمان اسلامى تحقق يافتنى است. ما اين را تجربه کرديم و دريافتيم.ملت ما ظرفيت بسيار زيادى براى پيمودن راه هاى دشوار به سوى آينده هاى محبوب و مطلوب دارد. ظرفيت ملى ما، اگر به طور کامل و همه جانبه مورد استفاده قرار بگيرد، بدون ترديد ملت ايران خواهد توانست به همه اميدها و آرزوهاى خود دست پيدا کند.


“ بديهى است که يک ملت زنده، با چالش ها مواجه است؛ چالش ها، لازمه زنده بودن است. هر موجود زنده اى بايد هزينه زنده بودن خود را بپردازد تا بتواند به اهداف خود دست پيدا کند. زنده بودن همراه با چالش هاست؛ همراه با مانع‌هاست؛ از مانع ها بايد عبور کرد. احيانا همراه با دشمنى هاست؛براى دشمنى ها بايد تدبير و انديشه راسخ داشت.عزم قوى را بايد دستمايه اين حرکت کرد.”


4.راه هاى دشمنى دشمنان با مردم ايران و اسلام


“ با نگاه به حوادث و مسائل جهانى به روشنى در مى يابيم که دشمنان ملت ايران درصدد آنند که دشمنى خود را از دو راه با ملت ايران به تحقق برسانند:


يکي؛ايجاد تفرقه در ميان صفوف ملت؛ از بين بردن يکپارچگى ملت ايران و از دست ملت ايران اين نيروى عظيم وحدت را ربودن و آنها را به اختلافات داخلى سرگرم کردن.


دومي؛ايجاد مشکلات اقتصادى و تلاش براى توقف ملت ايران در زمينه هاى گوناگون سازندگى کشور ورفاه عمومى خود.”


“ علاوه براين،در سطح دنياى اسلام هم يک تلاش وسيع و عميقى از سوى دشمن محسوس است براى اينکه ميان ملت ايران و جوامع گوناگون مسلمان ديگر،فاصله بيندازند؛ اختلاف مذهبى را بزرگ کنند؛ جنگ شيعه و سنى را در هر نقطه اى از دنيا که ممکن باشد به وجود بياورند.


بنابراين محورهاى چهارگانه در پيام نوروزى رهبر فرزانه انقلاب (موقعيت ملى و بين المللى انقلاب اسلامى ، ادامه حرکت ملى اولويت اول، ظرفيت ملى حرکت ملى و راه هاى دشمنى دشمنان مردم و اسلام ) خاستگاه و مبناى نامگذارى سال 86 به نام”اتحاد ملى و انسجام اسلامي” است زيرا محور اساسى دشمنى استکبار جهانى با انقلاب اسلامى ، موقعيت برتر جمهورى اسلامى در معادلات منطقه اى و بين المللى و استمرار حرکت ملى در راستاى استقلال و عزت و رشد و تعالى علمى و ظرفيت بالاى ملى براى رسيدن به قله هاى اقتدار و قدرت مى باشد و مهمترين عاملى که بستر اصلى حفظ موقعيت نظام، استمرار حرکت ملى و تحقق اهداف نظام مى باشد، در سطح جامعه “ اتحادملي” و در سطح جهان اسلام “انسجام اسلامي” امت اسلامى است.


راهبردهاى “اتحاد ملى و انسجام اسلامي” در قرآن کريم


1. حل اختلافات به وسيله کتاب خدا


“ کان الناس امه و احده فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين و انزل معهم الکتاب بالحق ليحکم بين الناس فيما اختلفوا فيه”(بقره213)


مردم يک امت واحده بودند و براين اساس خداوند پيامبران را فرستاد تا مردم را بشارت و بيم دهند و همراه آنان کتابى را به حق فرستاد تا ميان آنها نسبت به آنچه اختلاف مى کنند، داورى کنند.


با توجه به اينکه اختلاف در ميان انسانها از همان ابتدا خلقت ميان هابيل و قابيل به وجود آمد بنابراين نمى توان هيچ برهه اى از تاريخ را در نظر گرفت که مردم امت واحده بوده اند. بنابراين مراد از “کان الناس امه واحده” اين است که خداوند در طراحى و مهندسى تکامل انسان وحدت جامعه را به عنوان يک عنصر و عامل مهم مورد نظر قرار داده است و بر اين اساس پيامبران را فرستاده است تا با حل اختلافات مردم بر اساس کتاب الهى ميان آنان وحدت و انسجام ايجاد نمايند. 

نقش اتحاد و اختلاف در اعتلاء و انحطاط مسلمين/شهيد آيت‌ا… مطهري

 

بصيرت:هدايت::::وحدت و همبستگي و روحيه‌ي اخوت و برادري از آموزه‌هاي گرانقدري است كه مكتب اسلام در راستاي استقرار و استمرار اقتدار، عظمت و عزت و اعتلاي امت اسلامي بر آن تأكيد ورزيده است.

در مقابل، اختلاف و خصومت و تفرقه و تشتت به عنوان عامل ضعف و ذلت و محو قدرت و عظمت جامعه اسلامي و انحطاط آن تلقي شده و مسلمانان به اجتناب از آن امر شده‌اند.

در تعاليم ديني و متون و منابع مختلف اسلامي كلمات و اصطلاحاتي مانند امت، امت واحده، الفت و اخوت اسلامي، برادري ديني، وحدت اسلامي، اتحاد اسلامي، دارالاسلام، پان اسلاميسم و… به كار رفته است كه مفاهيم اين واژه‌ها به طور مستقيم يا غير مستقيم بر اهميت و جايگاه و نقش برجسته‌ي وحدت در جامعه اسلامي دلالت دارند.

قرآن كريم ضمن دعوت مسلمين به وحدت با اعتصام به حبل‌ا… و نهي از تفرقه؛ با اشاره به الفت و برادري و مودت ايجاد شده ميان دو طايفه‌ي اوس و خزرج و از بين رفتن عداوت و كينه ديرينه در سايه‌ي نعمت اسلام كه مبناي اتحاد و همبستگي آنهاست اين گونه يادآور مي‌شود:

واعتصموا بحبل‌ا… جميعاً و لاتفرقوا و ذكر و انعمت‌ا… عليكم، اذ كنتم اعداءً فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً.(آل عمران 103)

در جاي ديگر مسلمانان را به وحدت در پيروي از خدا و پيامبرش دستور داده و از تنازع و مشاجره جهت پيشگيري از سستي و زبوني و اضمحلال اقتدار و عظمتشان به طور صريح نهي نموده و مي‌فرمايد:

اطيعوا… و اطيعوا الرسول و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم(انفال 46)

پيامبر گرامي اسلام با تكيه بر مباني اتحاد اسلامي مدينه‌ي فاضله‌اي مملو از عشق و صميميت و برادري و ايثار و تمامي فضايل انساني ساخت كه هنوز بشريت در حسرت و آرزوي تحقق دوباره‌ي چنين جامعه‌اي بسر مي‌برد.

پيامبر اكرم(ص)، ذلت و زبوني پس از عزت و سربلندي و در پي آن ضعف و سستي هر ملتي را نشأت گرفته از تفرقه‌اي مي‌داند كه ريشه در خصومت و دشمني دارد؛ لذا ايجاد الفت و پرهيز از تفرقه و عداوت را بر مسلمانان واجب كرده و مي‌فرمايد:

«ما ذل قوم بعد العزحتي ضعفوا، و ما ضعفوا حتي تفرقوا و ما تفرقوا حتي تباغضوا… الواجب علي اوليائنا معاوده الائتلاف و رفض الاختلاف».

بزرگ اسطوره صبر و وحدت، حضرت علي(ع) در خطبه 146 ضمن بيان نقش محوري رهبر در جامعه، وحدت را رمز عزت و قدرت دانسته و مي‌فرمايد: «عرب امروز گرچه از نظر تعداد اندكند، اما با نعمت اسلام فراوانند و با اتحاد و هماهنگي عزيز و قدرتمندند».

در فرازي از خطبه‌ي قاصعه به علل پيروزي و شكست و عزت و ذلت گذشتگان پرداخته و مي‌فرمايد: «پس آن گاه كه در زندگي گذشتگان مطالعه و انديشه مي‌كنيد. عهده‌دار چيزي باشيد كه عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافيت زندگي آنان را فراهم كرد و نعمت‌هاي فراوان را در اختيارشان گذاشت و كرامت و شخصيت به آنان بخشيد، كه از تفرقه و جدايي اجتناب كردند و بر وحدت و همدلي همت گماشتند و يكديگر را به وحدت واداشته و به آن سفارش كردند و از كارهايي كه پشت آنها را شكست، و قدرت آنها را در هم كوبيد، چون كينه‌توزي با يكديگر، پر كردن دلها از بخل و حسد، به يكديگر پشت كردن و از هم بريدن و دست از ياري هم كشيدن، بپرهيزيد».

وحدت و برادري كه در عصر رسالت به احسن وجه در ميان ياران رسول خدا(ص) تحقق يافت، متأسفانه پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) ديري نپاييد كه آن اتحاد و اخوت به ضعف گراييد و بروز اختلاف و تفرقه و تشتت و تنازع به تدريج زمينه‌ساز حركت امت اسلامي در مسير ذلت و انحطاط شد.


-عوامل تعالي و انحطاط جوامع

در اين نوشتار به زوايايي از نظرات اسلام‌شناسي بزرگ استاد شهيد آيت‌ا… مطهري پيرامون وحدت و تفرقه در دو بخش پرداخته مي‌شود:


 الف) تبيين نقش وحدت و تفرقه در اعتلا و انحطاط مسلمين

شهيد مطهري در دسته‌بندي عوامل اصلي تعالي و انحطاط جوامع از وحدت و تفرقه به عنوان يكي از عوامل اساسي مؤثر در اعتلا و انحطاط ياد كرده و مي‌نويسد:

«در قرآن مجموعاً به چهار عامل مؤثر در اعتلاها و انحطاطها برمي‌خوريم… اتحاد و تفرق: در سوره آل عمران آيه‌ي 103 دستور صريح مي‌دهد كه بر مبناي ايمان و گرايش به ريسمان الهي متحد و متفق باشيد و از تفرق و تشتت بپرهيزيد…(جامعه و تاريخ ص236)

در تفسير آيه 46 سوره انفال چنين توضيح مي‌دهد:

«با خودتان نزاع و مشاجره نكنيد، نمي‌گويد نجنگيد آن كه ديگر طريق اولي است، وقتي كه اردني‌ها و فلسطيني‌ها خودشان به روي يكديگر تفنگ بكشند عروسي دشمن است… پس دستور هم اين است كه با يكديگر منازعه و مشاجره(نه جنگ) نكنيد كه پشت سرش سستي و ضعف پيدا مي‌شود و پشت سر ضعف آن شوكت و عظمت و قدرت شما از ميان مي‌رود.(آشنايي با قرآن، ج3 ص101)

-ريشه‌هاي تفرق و تشتت امت اسلامي

استاد پيرامون عوامل ايجاد تفرقه در امت اسلامي با اشاره به تبديل خلافت اسلامي به سلطنت موروثي توسط خاندان اموي و بازگشت به ارزش‌هاي جاهلي مي‌نويسد:

«در قرن اول هجري اصول و داعيه‌هاي توحيد و اسلام آن چنان آشكار و روشن به مردم ابلاغ گرديد كه تمام مردم متمدن آن روزگار با جان و وجدان خويش پذيراي آنها شدند. و به زودي يك ملت مشترك يا«بين‌الملل اسلامي« به وجود آمد. ولي اين وحدت به زودي به تفرقه بدل شد؛ چرا كه سررشته‌داران آن زمان نخواستند يا نتوانستند مفاهيم واقعي داعيه‌هاي اسلامي را درك كنند، از نظام بين‌المللي اسلامي به عنوان يك امپراطوري و خلافت عربي برداشت شد و اين مخالف صريح اصول اسلامي بود. به همين جهت وحدت به دست آمده به زودي شكست خورد و به دنبال آن، تحولات و ضعف‌ها و انحرافات ديگر پديد آمد تا آن كه مسلمين تدريجاً به خواب رفتند…»(خدمات متقابل اسلام و ايران ص 41)

به هر حال بازگشت به ارزش‌هاي جاهلي، ايجاد تفرقه و پراكندگي و نضج آراء و افكار و جريانات فكري و كلامي مختلف و طرد ارزش‌هاي الهي و توحيدي، موجبات ضعف و انحطاط تدريجي جامعه و امت اسلامي را در پي داشت.

سرانجام با سقوط قدرت‌هاي عمده اسلامي در قرن 13، نداي بيداري اسلامي با شعارهايي همانند تجديد حيات اسلام، بازگشت به اسلام اصيل و طرح اتحاد جهان اسلام از جانب علما و انديشمندان مصلح برخاست.

-توطئه‌هاي دشمنان

شهيد مطهري پيرامون تلاش تفرقه افكنانه دشمنان چنين مي‌نويسد:

همه‌ي سعيشان(دشمنان) اين است كه روابط مسلمين با غير مسلمين روابط صميمانه و روابط مسلمانان با بهانه‌هاي مختلف – از آن جمله اختلافات فرقه‌اي – روابط خصمانه باشد. در عصر خود ما به وسيله‌ي اجانب در اين راه فعاليت‌هاي فراوان صورت مي‌گيرد. بودجه‌هاي كلان مصرف مي‌گردد». (مجموعه آثار، ج3، ص266)

-خيانت عناصر داخلي

سپس به همكاري خائنانه ايادي دشمنان در داخل اشاره كرده و موفقيت اين اتحاد شوم را فاجعه و مصيبتي براي اسلام و مسلمين شمرده و چنين ادامه مي‌دهد:

«متأسفانه در ميان مسلمانان عناصري به وجود آورده‌اند كه كاري جز اين ندارند كه ولا نفيي اسلامي را تبديل به اثباتي و ولاء اثباتي اسلامي را تبديل به نفيي نمايند. اين بزرگترين ضربتي است كه اين نابكاران بر پيغمبر اكرم(ص) وارد مي‌سازند.

امروز اگر بر مصيبتي از مصيبت‌هاي اسلام بايد گريست و اگر بر فاجعه‌اي از فاجعه‌هاي اسلام بايست خون باريد، اين مصيبت و اين فاجعه است». (مجموعه آثار، ج3، ص266)

ايشان در ذيل مباحث مربوط به انواع ولاء، ضمن اشاره به ايمان به عنوان ملاك برتري، و منشأ و ملاكي براي وحدت، اين گونه به تشريح آن مي‌پردازند:

 قرآن مي‌خواهد جامعه‌ي مسلمانان برتر از ديگران باشد:

«ولا تهنوا ولاتحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين» (آل عمران 129)

ايمان، ملاك برتري قرار گرفته است. مگر ايمان چه مي‌كند؟ ايمان ملاك وحدت و ركن شخصيت و تكيه گاه استقلال و موتور حركت جامعه اسلامي است.

-نزاع و اختلاف، عامل انهدام كيان و شخصيت جامعه اسلامي

در جاي ديگر مي‌فرمايد: «ولا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم». (انفال 46)‌ با يكديگر نزاع نكنيد و اختلاف نداشته باشيد كه سست و ضعيف خواهيد شد و بو و خاصيت خود را از دست خواهيد داد. جدال و اختلاف، كيان و شخصيت جامعه اسلامي را منهدم مي‌كند. ايمان اساس دوستي و وداد و ولاء مؤمنان است».(مجموعه آثار، ج3، ص4-263)

-عامل حقيقي وحدت پايدار

در مورد بي‌اعتباري انواع عوامل جهت وحدت و معرفي عامل حقيقي وحدت چنين بيان مي‌دارند:

از جمله خصوصيات اسلام اين است كه هيچ عنواني از قبيل عناوين نژادي، طبقاتي، شغلي، محلي، منطقه‌اي و فردي براي معرفي مكتب خود و پيروان اين مكتب نپذيرفته است. پيروان اين مكتب با عناوين اعراب، سامي‌ها، فقرا، اغنياء، مستضعفان، سفيدپوستان، سياه پوستان، آسيايي‌ها، شرقي‌ها، غربي‌ها، محمدي‌ها، قرآني‌ها، اهل قبله و غيره مشخص نمي‌شوند. هيچ يك از عناوين مزبور ملاك«ما» و ملاك وحدت و هويت واقعي پيروان اين مكتب به شمار نمي‌رود. آن جا كه پاي هويت مكتب و هويت پيروان او به ميان مي‌آيد همه‌ي آن عناوين محو و نابود مي‌شود. فقط يك چيز باقي مي‌ماند. چه چيزي؟ يك«رابطه» رابطه ميان انسان و خدا، يعني اسلام، تسليم خدا بودن، امت مسلمان چه امتي است؟ امتي است كه تسليم خداست… اين دين مي‌خواهد چه وحدتي به آنها ببخشد و چه ماركي روي آنها بزند و زير چه پرچمي آنها را گرد آورد؟ پاسخ اين است: اسلام، تسليم حقيقت بودن.(جامعه و تاريخ ص 31-229)

-دستور مهم اسلام

اسلام و مسلمان بودن فقط در جهان بيني درست و اداء فرايض عبادي مانند نماز خلاصه نشده بلكه پاي‌بندي به رمز عزت مسلمين و رهايي از ذلت يعني ترك خصومت و اختلاف نيز از شرايط مهم مسلماني است.

چرا ما مسلمان‌ها ذليل هستيم؟ خيال مي‌كنيم همين قدر كه ما اذان و اقامه گفتيم بنابراين مسلمان كامل هستيم در حالي كه اسلام دستورهاي ديگري هم دارد. از مهمترين دستورهاي اسلام همين دستور روابط خاص اجتماعي ميان ما مسلمين است، به اندازه‌اي كه ما مسلمين خودمان عليه يكديگر فعاليت مي‌كنيم دشمنان عليه ما فعاليت نمي‌كنند».(آشنايي با قرآن، ج3، ص201)

-جنبه مثبت و منفي ناسيوناليسم

اشاعه و ترويج ناسيوناليسم(با تكيه بر جنبه‌هاي منفي آن) در كشورهاي اسلامي از شگردهاي استعمار در جهت جدا كردن مسلمانان از يكديگر و تضعيف آنهاست.

ناسيوناليسم را نبايد به طور كلي محكوم كرد. ناسيوناليسم اگر تنها جنبه مثبت داشته باشد يعني موجب همبستگي بيشتر و روابط حسنه بيشتر و احسان و خدمت بيشتر به كساني كه با آنها زندگي مشترك داريم بشود ضد عقل و منطق نيست و از نظر اسلام مذموم نمي‌باشد، بلكه اسلام براي كساني كه طبعاً حقوق بيشتري دارند، از قبيل همسايگان و خويشاوندان، حقوق قانوني زيادتري قائل است.

ناسيوناليسم آنگاه محكوم است كه جنبه‌ي منفي به خود بگيرد، يعني افراد را تحت عنوان مليت‌هاي مختلف از يكديگر جدا مي‌كند و روابط خصمانه ميان آنها به وجود مي‌آورد… اين مسأله مهم است كه در دين اسلام، مليت و قوميت هيچ اعتباري ندارد. بلكه اين دين به همه‌ي ملتها و اقوام مختلف جهان با يك چشم نگاه مي‌كند و از آغاز نيز دعوت اسلامي به مكتب و قوم خاص اختصاص نداشته است، بلكه اين دين هميشه مي‌كوشيده است كه به وسايل مختلف ريشه‌ي ملت پرستي و تفاخرات قومي را از بيخ و بن بركند. در قرآن هيچ خطابي به صورت«يا ايها العرب»،«يا ايها القرشيون» پيدا نمي‌كنيد… اسلام نه تنها به اين تعصبات احساس آميز توجهي نكرد بلكه به شدت با آنان مبارزه كرد…».(خدمات متقابل اسلام در ايران، ص68-62)

-تمدن عظيم اسلامي، ثمره ترك تعصبات قومي و مذهبي

از علل پيشرفت سريع علمي اسلام و ايجاد تمدن عظيم و با شكوه اسلامي روحيه تساهل مسلمين و پرهيز از تعصبات و درگيري‌هاي قومي و نژادي بود:

يكي از علل سرعت مسلمين در علوم اين بوده است كه در اخذ علوم و فنون و صنايع و هنرها تعصب نمي‌ورزيدند و علم را در هر نقطه و در دست هر كسي مي‌يافتند از آن بهره‌گيري مي‌كردند و به اصطلاح امروز روح تساهل بر آنها حكم فرما بوده است… اسلام با تعليمات مبني بر جستجوي علم و ترك تعصبات قومي و مذهبي و اعلام همزيستي با اهل كتاب غل‌ها و زنجيرهايي كه به تعبير خود قرآن به دست و پا و گردن مردم جهان آن روز بسته شده بود پاره كرد و زمينه رشد يك تمدن عظيم و وسيع را فراهم آورد.(خدمات متقابل اسلام و ايران ص 152-145)

-منشأ تجزيه شدن حكومت اسلامي

ريشه پيدايش تبعيضات و تعصبات قومي كه ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد ساخت عبارت است از:

«تبعيضات نژادي و تفاخرات قومي كه بر ضد اصل مسلم مساوات اسلامي بود، اين انحراف به وسيله‌ي اعراب به وجود آمد. سياست اموي‌ها بر اصل تفوق عرب بر غير عرب پايه‌گذاري شد. معاويه به صورت بخشنامه به همه‌ي عمال خويش اطلاع داد كه براي عرب حق تقدم قائل شوند. اين عمل ضربه مهلكي بر پيكر اسلام وارد كرد. منشأ اصلي تجزيه شدن حكومت اسلامي، به صورت حكومت‌هاي كوچك همين كار بود».(خدمات متقابل اسلام و ايران ص403)

-عكس‌العمل منطقي و اسلامي ايرانيان

ايرانيان عكس‌العمل بسيار مناسب و صد در صد اسلامي در مقابل انحراف شكننده تبعيضات قومي و نژادي از خود بروز دادند:

«عكس العمل ابتدايي كه ايرانيان در مقابل اين تبعيضات نشان دادند، بسيار منطقي و انساني بود. آنها عرب را به خدا و كتاب خدا دعوت كردند. اين نوع عكس العمل در مقابل آن انحراف عربي، صددرصد اسلامي بود و نشانه صميمت ايرانيان نسبت به اسلام، اگر ايرانيان صميميت نمي‌داشتند كافي بود آنها هم مانند اعراب بر مليت و قوميت خويش و تاريخ خويش تكيه كنند و در اين جهت مسلماً گوي سبقت را مي‌ربودند.» (البته شعوبي‌گري در مسير انحرافي تفوق نژاد ايراني بر غير، خاصه عرب انفاق افتاد اما زود تودة مردم ايران و علماي با تقوا آن را محكوم كردند). (خدمات متقابل اسلام و ايران ص 406-404)

-رمز استحكام و پايداري وحدت اسلامي

گسست ناپذيري وحدت مسلمين علي‌رغم تلاش‌هاي مستمر اجانب به دليل پيوند دلهاي پاك و خدايي است:

وحدت مسلمانان برخاسته از پيوند دلهاي پاك و خدايي آنهاست. لذا اين پيوند روحي گسست ناپذير و محكم است و تا چنين است توطئه‌هاي غربي‌ها ره به جايي نخواهد برد. در قرون جديد قدرت‌هاي اروپايي و آمريكايي عامل اساسي اين جدايي هستند با همه‌ي اينها هيچ يك از اين عاملها نتوانسته است اساس اين وحدت را كه در روح مردم قرار دارد از بين ببرد. به قول اقبال لاهوري:

امر حق را حجت و دعوي يكي است… خيمه‌هاي ما جدا ولي دلها يكي است

از حجاز و چين و ايرانيم ما… شبنم يك صبح خندايم ما».(خدمات متقابل، ص51)

 ب) معرفي و بيان خدمات و مبارزات طلايه‌داران و مناديان اتحاد اسلامي

استاد در آثار خود از جمله در نهضت‌هاي صد ساله اخير به معرفي شخصيت و خدمات علما و مصلحاني در جهان اسلام مي‌پردازد كه در مسير اتحاد جهان اسلام و مبارزه با تفرقه و تشتت گام برداشتند.

از سيد جمال‌الدين اسدآبادي به عنوان سلسله جنبان نهضت‌هاي اصلاحي صدساله اخير نام مي‌برد و ديدگاههاي او را از جمله شعار اتحاد جهان اسلام و درد تفرقه و جدايي مسلمانان به بهانه‌هاي ديني و غيرديني و نيز نفوذ استعمار غربي توضيح مي‌دهد. سپس به مبارزات و خدمات مناديان اتحاد مسلمانان همانند شيخ عبده، كواكبي، اقبال و… كه به الهام از سيد جمال در مسير مبارزه با استعمار و استبداد قرار گرفتند، مي‌پردازد.

در بررسي مصلحان ايراني و شيعي طرفدار وحدت مسلمين شخصيت و مبارزات انديشمنداني چون شيخ طوسي، ميرزاي شيرازي، كاشف الغطاء، آخوند خراساني، مازندراني، نائيني، سيدشرف‌الدين، علامه اميني، آيت‌ا… بروجردي و… را تبيين مي‌نمايد.

در بررسي شخصيت شيخ طوسي از او به عنوان يكي از درخشانترين ستارگان جهان اسلام و نمونه كاملي از تجلي اسلام در كالبد ايراني ياد كرده و خصوصيت تفكر و رفتار فرامذهبي و وحدت‌گراي وي را به عموم علماي اسلامي تعميم مي‌دهد:

شيخ طوسي صددرصد يك عالم اسلامي است، جز رنگ اسلامي رنگ ديگري ندارد. او از كساني است كه از بركت تعليمات اسلامي پا روي تعصبات قومي و نژادي گذاشتند، شعوبي‌گري را محكوم كردند و مقياس‌هاي جهاني و انساني اسلام را محترم شمردند. اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان بعد از اسلام چنين‌اند».(مجموعه آثار، ج 2، ص127)

استاد در مقاله الغدير و وحدت اسلامي به آراء و خدمات علامه اميني براي تحقق وحدت اسلامي بين شيعه و سني پرداخته و قلمرو وحدت را به همه پيروان مذاهب مختلف اسلامي بسط داده و به استناد آياتي مانند انما المؤمنون اخوه، اخوت اسلامي مدنظر علامه اميني را طرح نموده و اظهار مي‌دارد كه هيچ مباحثه علمي و مجادله كلامي نبايد آسيبي به وحدت و اخوت فريقين برساند كما اينكه سيره‌ي سلف و در رأس آنها صحابه و تابعين همين بوده است.

در مورد علاقه وافر استادش، آيت‌ا… بروجردي نسبت به وحدت اسلامي و دشمن شناسي و خدماتش در مسير وحدت و اعتلاي امت اسلامي مي‌نويسد:

يكي از مزاياي معظم له توجه و علاقه فراواني بود كه به مسأله وحدت اسلامي و حسن تفاهم و تقريب بين مذاهب اسلامي داشت. اين مرد چون به تاريخ اسلام و مذاهب اسلامي آشنا بود، مي‌دانست كه سياست حكام گذشته در تفرقه و دامن زدن آتش اختلاف چه اندازه تأثير داشته است، و هم توجه داشت كه در عصر حاضر نيز سياست‌هاي استعماري از اين تفرقه حداكثر استفاده را مي‌كنند و بلكه آن را دامن مي‌زنند و هم توجه داشت كه بعد و دوري شيعه از ساير فرق سبب شده كه آنها شيعه را نشناسند و درباره‌ي آنها تصوراتي دور از حقيقت بنمايند. به اين جهت بسيار علاقمند بود كه حسن تفاهمي بين شيعه و سني برقرار شود. كه از طرفي وحدت اسلامي كه منظور بزرگ اين دين مقدس است تأمين گردد و از طرف ديگر شيعه و فقه شيعه و معارف شيعه آن طور كه هست به جامعه تسنن كه اكثريت مسلمانان را تشكيل مي‌دهند معرفي مي‌شود».(مجموعه آثار، ج20، ص154)

آيت‌ا… بروجردي عاشق و دلباخته وحدت مسلمين بوده و در فضايي سرشار از صميميت با علماي برجسته تسنن شيخ عبدالمجيد سليم و سپس شيخ محمود شلتوت براي تحقق اين آرمان بزرگ در قالب«دارالتقريب بين المذاهب الاسلاميه» همكاري مي‌كند.

براي اولين بار بعد از چندين صد سال بين زعيم روحاني شيعه و زعيم روحاني سني شيخ عبدالمجيد سليم و بعد از فوت او به فاصله دو سه سال شيخ محمود شلتوت مفتي حاضر مصر و رئيس جامع ازهر روابط دوستانه‌اي برقرار شد و نامه‌ها مبادله گرديد. قطعاً طرز تفكر معظم‌له و حس تفاهمي كه بين ايشان و شيخ شلتوت بود مؤثر بود در اين كه آن فتواي تاريخي معروف را در مورد به رسميت شناختن مذهب شيعه بدهد. معظم له را نبايد گفت نسبت به اين مسأله علاقمند بود، بلكه بايد گفت عاشق و دلباخته اين موضوع بود و مرغ دلش براي اين موضوع پر مي‌زد». (مجموعه آثار، ج20، ص155)

استاد مطهري، غيرت و حميت ديني و حس همدردي ديگر استادش، علامه طباطبايي در ياري و كمك به برادران ديني خود و نيز دغدغه خودش را چنين مطرح مي‌كند:

علامه طباطبايي سلمه‌ا… واقعاً از خدمتگزاران بسيار بزرگ اسلام است… اين مرد، بسيار مرد جليل القدر و عظيم المنزله‌اي است و يكي از كارهايي كه اخيراً ايشان اقدام فرموده‌اند موضوع همدردي با برادران اسلامي است… ايشان دو سه حساب اخيراً باز كرده‌اند… اين حساب به نام سه نفر باز شده است[كه من نفر سومشان هستم] … همه‌ي ما ايراني‌ها اگر بخواهيم همه‌ي پولهايمان را روي هم بريزيم، شايد به قدر دو تا يهودي كه در آمريكا نشسته‌اند و پول دنيا را از راه ربا و دزدي ثروت دنيا مي‌برند نشود، ولي حساب اين است كه مسلمان شرط مسلمانيش همدردي … و همدلي است». (احياي تفكر اسلامي ص27-24)

مجموعه تلاش‌ها و اقدامات رهبران ديني و مصلحان، با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره)، در ابعادي به ثمر مي‌نشيند. مصلح و بيدارگر بزرگي كه شهيد مطهري از شخصيت او با تعابيري چون جان جانان ياد مي‌كند و در ادامه سلسله مصلحان به تجليل از استاد فرزانه خود و مساعي و پشتكار او در مسير وحدت و اعتلاي جهان اسلام مي‌پردازد.

پس از رحلت امام(ره) حضرت آيت‌ا… خامنه‌اي با تداوم راه امام، آرمان اتحاد اسلامي را دنبال نمودند. از جمله در قالب تأسيس مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي كه سالانه در تهران برگزار مي‌شود و دفاع و حمايت از ملت‌هاي مسلمان اعم از برادران فلسطيني، بوسني، افغانستان، لبنان، عراق و… و در سال‌هاي اخير به بهانه نامگذاري براي هر سال باز شاهد آن هستيم كه در اين امر نيز مقوله وحدت تعقيب مي‌شود همانند عنوان سال 85 كه به نام مبارك پيامبر اعظم و نيز سال 86 كه به نام سال وحدت ملي و انسجام اسلامي، از جانب معظم له معنون گرديد.

ايشان در سال 77 به مناسبت سالگرد شهادت شهيد مطهري طي بياناتي پيرامون شخصيت آن استاد فرزانه و كوشش او در مسير وحدت فرمودند:

عزيزان من! آن چه كه امروز مي‌تواند اين جبهه را مستحكم بكند – جبهه ايمان و جبهه حق را - عبارت است از تمسك به وحدت كلمه در زير سايه اسلام، و در زير سايه حسين بن علي(ع)، در زير سايه‌ي معارف عاليه اسلام، كه شخصيت‌هايي مثل شهيد مطهري آن را در كتاب‌هاي خود براي آگاهي مردم تبيين و تشريح كردند. تمسك به وحدت در پرتو اين خورشيدهاي فروزان، به فضل الهي اين كشور را از اين مرحله هم مثل مراحل گذشته خواهد گذارند و دشمن را ناكام خواهد كرد.(استاد در كلام رهبر، مجبتي پيرهادي، انتشارات صدرا، مرداد 85 ص51)

لذا به دنبال تلاش مستمر علماي تداوم بخش راه و شعارهاي سلسله جنبان نهضت‌هاي اسلامي، سيدجمال‌الدين اسدآبادي و بركات و ثمرات حاصل از تشكيل نظام جمهوري اسلامي ايران شاهد گسترش روز افزون موج نهضت بيداري و تحقق شعار اتحاد و اخوت اسلامي در بين علما و نيز مردم مسلمان مذاهب مختلف اسلامي در سطح جهان از لبنان، مصر، عراق و.. هستيم.


 خلاصه و نتيجه

ايجاد اتحاد و اخوت ميان ملت‌ها و آحاد مسلمانان در سراسر جهان از اهداف و آرمان‌هاي اصيل اسلام است كه ريشه در قرآن و سنت و آراء انديشمندان مذاهب اسلامي دارد. جهت عملي شدن اين هدف و شكل‌گيري امت واحده اسلامي در راستاي اعتلاء و عزت و عظمت و اقتدار جهان اسلام، وحدت بر محور اصول دين و مشتركات اعتقادي و دامن نزدن به مسائل اختلافي در اين عرصه از ضروريات است.

شهيد مطهري در آثار و اقدامات خود همواره بر اين اصل تأكيد داشته‌اند كه نمونه‌هايي در اين نوشتار اشاره شد. دغدغه جدي آن بزرگوار در تبيين و طرح اين استراتژي در آثار مختلف ايشان امري ستودني و نيز درسي براي اهل علم و صاحبان قلم و آحاد مردم مسلمان است ايشان در بررسي و نقد مذاهب اهل سنت و افكار و عقايد و متون بزرگان و رهبران آن از زاويه برخورد برادرانه و به دور از هر گونه اهانت بلكه در صفا و صميمت و دلسوزي و نيز منصفانه به بررسي و ارائه نظر مي‌پردازند.(مثلاً بيان ساده زيستي خليفه دوم در عصر خلافت و يا احترام و ادب خاص نسبت به قرآن در محافل و جلسات قرآني اهل سنت برخلاف محافل شيعي و تبيين فداكاري‌ها و خدمات بزرگان تسنن از جمله علامه اقبال لاهوري در مسير اتحاد اسلامي كه با ارادت ويژه‌اي از ايشان نام مي‌بر‌ند و…)

بنابراين وحدت مورد نظر ايشان به معني دست شستن از عقايد مذهبي و قبول يك مذهب واحد نيست بلكه با حفظ اعتقادات مذهبي اعتصام به حبل ا… و وحدت و اخوت بر مبناي اسلام و قرآن عزيز و پيامبر گرامي اسلام و ساير مشتركات(اصول دين و ضروريات آن) و طرد و برخورد با هر گونه تعصب مذهبي افراطي و حركات متحجرانه است.

در سايه گسترش قلمرو نهضت بيداري اسلامي استكبار جهاني به سركردگي آمريكا در مصاف با امت اسلام از هيچ تلاشي فروگذار نكرد و نمي‌كند. به گونه‌اي كه«مايكل برانت» معاون سابق سيا در شدت دشمني با اسلام و مسلمين و توطئه‌هاي تفرقه افكنانه مي‌گويد:

ما به جاي ضرب المثل انگليسي«اختلاف بينداز و حكومت كن» از سياست«اختلاف بينداز و نابود كن» استفاده مي‌كنيم و در همين راستا برنامه‌ريزي گسترده‌اي را براي سياست‌هاي بلند مدت خود طرح كرديم».

با عنايت به حساسيت‌هاي كنوني و عزم استكبار در تضعيف و نابودي اسلام و مسلمين و رهنمودها و فرمايشات مقام معظم رهبري و مراجع و علماي جهان اسلام، بر همه عاشقان اسلام و قرآن عزيز و شيفتگان و دلدادگان پيامبر اسلام فرض است كه در مقابله با عزم ضداسلامي و ضدانساني استكبار جهاني همت گمارند تا به زودي شاهد اوج همبستگي و برادري و صفا و صميميت در پيروان مذاهب مختلف اسلامي و تشكيل امت واحد و عزت و اقتدار آن و تكرار دوباره‌ي دوره‌ي طلايي تاريخ اسلام باشيم.


انشاءا

چرا اتحاد ملي و انسجام اسلامي؟

 

در پيام هاي نوروزي رهبر معظم انقلاب كه از سال 1369 خطاب به مردم و مسوولان كشور ايراد مي شود، هر سال با نام وعنواني مشخص گرديده است. اين نامگذاري ها گاه با لحاظ مناسبت خاص آن سال و همچنين درك شرايط كشور همراه بوده كه نامگذاري سال 79 به نام رفتار علوي كه نخستين روزهاي فروردين آن سال مصادف با عيد غدير بود و يا سال امام خميني(ره) كه به مناسبت يكصدمين سالگرد تولد بنيانگذار انقلاب اسلامي همايشي بين المللي بر پاگرديده بود وهمچنين نامگذاري سال 48 به همبستگي ملي و مشاركت عمومي كه در آن انتخابات سرنوشت ساز رياست جمهوري بر پاگرديد، ازاين گروه نامگذاري ها هستند.
اما در برخي سال هاي ديگر، نامگذاري ها بدون لحاظ مناسبتي خاص، تنها براساس درك شرايط و ضرورتي برخاسته از نياز استراتژيك كشور بوده است كه نامگذاري سال هايي چون انضباط اجتماعي، وجدان كاري، نهضت توليد علم و انديشه، پاسخگويي مسوولان، نهضت خدمت رساني و ... از اين گروه مي باشد.
نامگذاري سال 1386 به نام«اتحاد ملي و انسجام اسلامي» از جمله نامگذاري هايي است كه هم داراي مناسبت خاص وهم برخاسته ازنياز استراتژيك كشور بوده است. تقارن طليعه سال 86 با ميلاد مسعود فخر كائنات محمد مصطفي (ص) و آغاز هفته وحدت، همراه با درك جامعي كه رهبر معظم انقلاب از پروژه هاي درحال طراحي واجراي دشمنان نظام و جهان اسلام داشتند، اين سال را به نام اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميدند. درواقع نامگذاري سال 86 به اتحاد ملي و انسجام اسلامي، ناظر به اتفاقات پيشين، تحولات حال وچالش هاي آينده اي است كه فراروي ايران و جهان اسلام قرار خواهد داشت كه براي برون رفت از دايره تهديد ها شكار فرصت ها، بايد راهبردي جامع انديشيد، مي شد كه اين راهبرد در سال جاري، توسط سكاندار نظام اسلامي، درقالب اتحاد ملي و انسجام اسلامي تعريف شده است.

شناسه راهبردي نظام
از نگاه رهبر معظم انقلاب، نامگذاري هر سال ، يك نوع هدف گذاري است كه شناسه راهبردي نظام را در آن سال مشخص مي سازد و دستگاههاي اجرايي، قانون گذاري وقضايي با تدارك طرح ها، لوايح، آئين نامه ها و مقررات اداري، ورسانه هاي كشور در مسير نهادينه شدن آن الگوها، بايد با تبيين و تشريح ضرورت ها و نيازهاي استراتژيك كشور، بستر مناسب را جهت تدوين الگويي جامع همراه با ضمانت هاي لازم را فراهم سازند.
از سوي ديگر، پايان هر سال به معناي پايان فلسفه وجودي آن نامگذاري نبوده ونخواهد بود بلكه پايان هر سال وآغاز سال ديگر، بايد به عنوان زير بناي شكل گيري زنجيره اي وثيق و مستحكم از مطالبات رهبري باشد كه با گذشت زمان، هر سال برحلقه هاي آن مطالبات افزوده شده و حجم و ضرورت بر آورده شدن آن مطالبات دو چندان مي شود.

چرا اتحاد ملي؟
در سال گذشته، شاهد اجراي پروژه جديد آمريكائيان درگسترش سفره بحران و فشار بركمربند امنيتي ايران بوديم. بر اساس داده هاي اين پروژه كه حاصل مطالعات ونشست هاي متعدد موسسات پژوهشي ايالات متحده همچون آمريكن اينتر پرايز، شوراي سياست خارجي، هريتيج، كارنگي، واشنگتن پرايز و چند دانشگاه ديگر آمريكايي است، از ايران به عنوان يك هدف سخت نام برده شده كه حمله نظامي واشغال آن با هدف تغيير رژيم، امري ناممكن مي باشد، ازاين رو ايالات متحده براي مهار و تغيير رفتار جمهوري اسلامي ايران، چاره اي جز روي آوردن به سياست مهار و جنگ سرد ندارد. اين سياست كه گاه از آن به عنوان «جنگ نرم» هم ياد مي شود، مبتني بر تعامل همراه با درگيري، بحران آفريني، نا امن سازي، تماس محتاطانه و گزينشي، حمايت از اپوزيسيون داخلي و خارجي، دامن زدن به نافرماني مدني و اتخاذ سياست تشويق، تهديد و گام تحريم مي باشد.
براساس پروژه، « گسترش سفره بحران در ايران» ، وقوع حوادثي چون تاسوكي زابل، دارزين بم، بمبگذاري زاهدان، تحركات پژاك، انفجارهاي خوزستان، آشوب هاي آذرباريجان، تجمعات معلمان، اعتصابات صنفي رانندگان اتوبوس هاي شهري، اعتراضات كارگري و ... را به گونه اي شفاف تر مي توان ارزيابي وتحليل كرد. دراين ميان خبر روزهاي اخير شبكه تلويزيوني ABC آمريكا مبني بر حمايت كاخ سفيد از اشرار وقاچاقچيان ايراني كه دركشور پاكستان وافغانستان پناه گرفته اند، مويدي ديگر بر اين مدعاست كه سرويس هاي امنيتي آمريكا سخت به دنبال كپي كردن تجربه طالبان والقاعده وزرقاوي وتكثير آن درخاك جمهوري اسلامي ايران هستند.
در پروژه جديد آمريكائيان، وجود اقوام وطوايف گوناگون درايران اسلامي را بايد تبديل به يك تهديد كرد.
بايد در كوره مطالبات قومي و مذهبي با قوت هر چه تمام دميد تا نقش نيروهاي گريز از مركز و اعتراض هاي حاشيه عليه متن پررنگ تر گردد. بايد با تأسيس وراه اندازي شبكه هاي متعدد راديو- تلويزيوني، واگرايي هاي قومي را دامن زد و با بزرگنمايي حوادث خوزستان وآذربايجان و سيستان و بلوچستان، امنيت رواني مردم را بر هم زد، امنيتي كه پيش نياز اصلي اقتدار، توسعه و توان بازدارندگي كشور در برابر تهديدات خارجي است.
تجربه 82سال انقلاب اسلامي ايران نشان داده است كه مهمترين مولفه مانايي، پويايي و پايداري اين انقلاب، مقاومت مردمي است واين مقاومت شكسته نمي شود مگر آن كه «اتحادملي» در شاخه هاي الف- حاكميتي ب- دولت- ملت ج- احزاب و گروههاو د- اقليت ها، شكسته شود. آرزويي كه درماههاي اخير به دفعات توسط كاندوليزا رايس، نيكلاس برنز، توني بلر وايهود اولمرت به زبان آورده شده است.
سال 86 با تشديد فشار غرب عليه ايران آغاز شد. تصويب سومين قطعنامه ضد ايراني در شوراي امنيت نشان داد كه دنياي غرب تلاش مي كند با افزايش فشار سياسي، ايجاد موانع اقتصادي، راه اندازي جنگ رواني، بزرگنمايي نقاط ضعف ونسبت دادن برخي قصورها و محروميت ها به تبعيض گرايي قومي و مذهبي، يكپارچگي عمومي را در مسايل كلان كشور از جمله پرونده هسته اي به يغما ببرد. از ديگر شگرد هاي تبليغي رسانه هاي خارجي، تبليغ بي اعتنايي عمومي نسبت به دولت ومسوولان ونهادهاي كشور است كه اوج اين تبليغات را در قضيه چهارشنبه سوري مشاهده كرديم.
درسال 86 نيز علاوه بر چالش ها و تهديد هايي كه درسال گذشته با آن مواجه بوديم، با رخدادهاي ديگري همچون برگزاري انتخابات مجلس هشتم، افزايش قيمت و سهميه بندي بنزين و گازوئيل، به بهره برداري رسيدن نيروگاه بوشهر، تداوم صدور قطعنامه هاي ضد ايراني در شوراي امنيت، آغاز تبليغات انتخابات رياست جمهوري آمريكا، انتخابات رياست جمهوري فرانسه، پايان عمر دولت نبيه بري در لبنان و ... روبه رو هستيم كه هر يك از آنها مي تواند به نوعي فشار بر نقاط امنيتي جمهوري اسلامي ايران وارد آورد.

چرايي انسجام اسلامي
در كنار پروژه بر هم زدن يكپارچگي عمومي درداخل، غرب طرح انزواي سياسي ايران درمنطقه جهان اسلام و فضاي بين المللي را نيز دنبال مي كند. در پروژه اي كه آمريكا وزائده نامشروع آن رژيم صهيونيستي با نام«خاورميانه بزرگ» يا«خاورميانه جديد»طراحي كرده اند، نحوه مواجهه با جمهوري اسلامي ايران از جايگاهي ويژه و استراتژيك برخوردار مي باشد.
به تعبيري دقيق تر، كليد موفقيت يا ناكامي اين پروژه حياتي دردستان مقتدر جمهوري اسلامي ايران قرار گرفته است چرا كه تجربه خسارت بار سال هاي اخير به مقامات كاخ سفيد نشان داده كه هيچ طرح وپروژه اي بدون موافقت وهمياري جمهوري اسلامي ايران درمنطقه ژئو استراتژيك خاورميانه قابليت اجرايي نخواهد داشت. بنابراين پيگيري خط سازش كشورهاي عربي و اسلامي با رژيم صهيونيستي، حل بحران آمريكا درعراق، تسلط بر افغانستان، بقاي دولت وابسته لبنان وفروكش نمودن انتفاضه فلسطين، جز با مهار مهر ه هاي سنگين ايران و تشديد فشارهاي داخلي و منطقه اي و بين المللي بر جمهوري اسلامي ايران ميسر نمي باشد.
با درك چنين شرايط ويژه اي است كه رهبر معظم انقلاب دركنار«اتحاد ملي»، برموضوع «انسجام اسلامي» نيز تاكيد مي نمايند. درواقع سكاندار نظام اسلامي، راهبرد اداره نظام را معطوف به مرزهاي سياسي و جغرافيايي ايران نكرده ودايره آن را به كشورهاي منطقه و جهان اسلام نيز گسترش داده است. نامگذاري سال 85 به سال پيامبر اعظم (ص) كه پس از توهين هاي برنامه ريزي شده غرب به ساحت مقدس آن حضرت صورت پذيرفت، و همچنين نامگذاري سال 86 به سال «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» نشان مي دهد كه رهبري نظام، دراداره كشور، نگاه ويژه اي نيز به تحولات منطقه ، جهان اسلام و حوزه هاي بين المللي دارند، ازاين رو با اشاره به شرايط ويژه اي كه بر جهان اسلام حكمفرماست، معظم له پكپارچگي دنياي اسلام را دربرابر توطئه هاي دنياي غرب مطالبه مي نمايد، مطالبه اي كه نقطه آغازين آن مي تواند با طرح تدوين «منشور اتحاد جهان اسلام» كه ايشان درخجسته سالروز ميلاد پيامبر رحمت و عطوفت حضرت محمد مصطفي (ص) مطرح فرمودند، كليدزده شود.
موضوع«انسجام اسلامي» مي تواند به عنوان پادزهر پروژه «تهي سازي جهان اسلام از قدرت» آمريكا مطرح شود، پروژه اي كه اساس آن بر دامن زدن به اختلافات مذهبي، جنگ هاي داخلي، تغير مرزهاي سياسي و جغرافيايي كشورهاي اسلامي و گسست حلقه هاي اتصال ميان ملت هاي مسلمان، مبتني گرديده است. اين روزها دنياي غرب ازموج بيداري اسلامي كه تمام مرزهاي سياسي را دردنياي اسلام در نورديده است، سخت به وحشت افتاده است. اين بيداري، ازهندسه اي هرم گونه برخوردار است كه نام ايران اسلامي بر ارتفاع آن مي درخشند ودامنه انساني آن را 5/1 ميليارد مسلماني تشكيل مي دهند كه بخش پيوسته آن از اندونزي آغاز مي شود و تا مراكش امتداد دارد و بخش ناپيوسته آن در اروپا و آمريكا خودنمايي مي كند. ما امروز به اعتراف دوست و دشمن، دركانون اين نهضت بيداري اسلامي قرار داريم كه روز به روز بر دامنه زايش ها و رويش هاي آن افزوده شده مناسبات حاكم بر دنياي امروز را سخت تحت تأثير قرار داده است.

الزامات و راهكارها
براي جامه عمل پوشانيدن به «اتحاد ملي وانسجام اسلامي» بايد به الزاماتي تن داد و راهكارهايي را درمسير اجرايي شدن قرار داد. اين موضوع بايد به عنوان يكي از محوري ترين فصل هاي دكترين امنيت ملي كشور، دردستور كار قواي سه گانه، نهادهاي كشور دررسانه هاي جمعي قرار گيرد. درگام اول، ضرورت اتحاد ملي و انسجام اسلامي بايد به گونه اي تبيين وتشريح گردد كه خود به خود در زمره مطالبات عمومي در آمده و جامعه آن را پيگيري نمايد.
درمرحله بسط و گسترش اتحاد ملي و انسجام اسلامي، بايد يارانه هاي امنيتي را با دست و دلبازي هرچ تمام تر هزينه كرد چرا كه هيچ منفعتي، همپاي وحدت ملي و انسجام اسلامي نيست.
دراين مرحله بايد تمرين سعه صدر، مدارا و اغماض كرد. مطالبات و مذاهب را به رسمت شناخت و حاشيه ها را در متن و بطن حوادث و رخدادها مشاركت داد. تنوع قوميت ها و طوايف در كشور را مي توانيم تبديل به يك فرصت و ظرفيت بي بديل نمائيم همانگونه كه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران با شعار «همه با هم» يك ملت يكپارچه را عليه رژيم پهلوي انسجام بخشيد. بايد به اين درك مشترك برسيم كه هويت ايران اسلامي، پازلي است كه قطعات آن را اقوام لر، ترك، فارس، كرد، عرب، بلوچ، تركمن با هر سليقه وگرايش ومذهبي مي سازند، ايراني كه هزاران سال است كه تمدن بشري مي درخشد. رمز صيانت از اين هويت و يكپارچگي عمومي، رفتار هوشمندانه نظام، دولت، جامعه دانشگاهي، حوزه هاي علميه و رسانه هاي گروهي است. اگر امروز رهبري نظام از ضرورت تدوين منشور اتحاد جهان اسلام سخن مي گويد، مراكز وموسساتي كه سال هاست در جهت تقريب مذاهب اسلامي دركشور فعاليت مي نمايند، بايد از خود بپرسند كه دراين سال ها چه كرده اند و چرا از اساسي ترين وضروري ترين امور غافل بوده اند، ايده مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي تاكنون چه بوده است؟ آيا تأسيس شبكه اي ماهواره اي با نام تقريب مذاهب يك ضرورت نيست؟ آيا شناخت جهان اسلام و گام هايي كه كشورهاي ديگر در جهت بانكداري اسلامي، ايجاد دستگاه قضايي مبتني بر احكام وتعاليم اسلامي، حقوق بشر اسلامي، اقتصاد اسلامي و ... بر مي دارند، نمي تواند سنگ بنايي در جهت انسجام و وحدت دنياي اسلام باشد؟
بيائيم در سال 68، به دور از توجهات شعاري و تزئيني كه آفت راه است، اتحاد ملي و انسجام اسلامي را در پرتو عمل گرايي مبتني بر واقع گرايي محقق سازيم. بيائيم باور نمائيم كه محيط امنيتي جمهوري اسلامي ايران ، يكي از حساس ترين و پيچيده ترين محيط هاي امنيتي جهان امروز است كه عوامل متعددي در اقتدار و انسجام آن نقش آفرين هستند. بايد بدانيم اقليت ها و قوميت هايي كه در دولت ملي ساكنند نسبت به اين موضوع وموهبتهاي آن آگاه شوند.
امروز وظيفه دستگاه ديپلماسي كشور ومراكز فرهنگي وديني كشور آن است كه ايران اسلامي به عنوان يك چهره و عامل انسجام بخشش در جهان اسلام مطرح گردد، حتي اگر در مسير انسجام بخشي هم نتوانيم گام هاي موثري برداريم، يقيناً اين چهره جديد، عوايد و امتيازات فراواني را به نفع جمهوري اسلامي ايران وجهان اسلام سرازير خواهد كرد. بيائيم قدردان فرصت هايي باشيم كه به سرعت برق و باد مي گذرند. بيائيم باور نمائيم كه پس از گذشت 28 سال از حيات طبيه نظام اسلامي، ما ازمرحله مشق و تمرين و قلق گيري عبوركرده ايم و بايد با كياست و برنامه ريزي، خود را آماده خيز نهايي نمائيم. ما مكلف به ايجاد و گسترش عدالت و تعميم مكارم اخلاق در سراسر دنيا هستيم. پيام پيامبر اعظم(ص)، پيامي براي تمامي بشريت بود و بشر امروز بيش ازهر زمان ديگر، تشنه اين پيام رهايي بخش است

 

 

انسجام اسلامى و تجلى آن در عرصه سياست خارجى

 

 حرکت به سوى دستيابى به همگرايى کشورهاى جهان اسلام

پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب و دستور ايشان مبنى بر نامگذارى سال 1386 به سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى در برگيرنده ى نکات مهم و قابل توجهى است که پرداختن به آن امر بسيار مهم و ضرورى جلوه مى نمايد. اتحاد ملى و انسجام اسلامى همانقدر که در بين توده ها و آحاد مردم و دولتمردان جمهورى اسلامى ايران اهميت دارد‌ در عرصه ى بين المللى و بر طبق معيارهاى تعريف شده سياست خارجى داراى اهميت فوق العاده اى مى باشد. انسجام اسلامى و اتحاد بين ملتها و دولتهاى مسلمان در حال حاضر و با شرايط کنونى جهان بسيار مهم مى باشد و راهبرد انسجام اسلامى و وفاق ملى و همگرايى با دولتها و ملتهاى مسلمان در عرصه ى روابط خارجى بايد هر چه محکمتر و جدى تر در دستور کار سياستگزاران خارجى کشور قرار گيرد.

بنيانگذار کبير جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى (ره) نيز در طول عمر با برکت خويش و خصوصا بعد از پيروزى انقلاب اسلامى بر انسجام و اتحاد هر چه بيشتر کشورهاى جهان اسلام تاکيد زيادى مى نمودند. ايشان مکرر به دولتهاى مسلمان اين هشدار را مى دادند که مبادا با بى فکرى و توجه نکردن به موازين اسلامى و دستورات اسلام از آرمانها و انسجامى که بين دولتهاى مسلمان بايد وجود داشته باشد دور شوند. رهبر فقيد جمهورى اسلامى ايران ملتهاى مسلمان را نسبت به اين مسئله هشدار مى دهد که مبادا فريب سياستها و جريانهاى نادرست دولتهايشان را بخورند. ايشان متذکر مى شوند که دولتها غالبا مسائل را به صورت وارونه و برخلاف واقع جلوه مى دهند و همين باعث مى شود تا ملت ها منحرف شوند در صورتيکه قطعا منطق ملت ها با دولتها متفاوت است.

امام (ره) در جايى پيرامون انسجام و وحدت هر چه بيشتر تصريح مى کنند:

« مادامى که با هم اختلاف داريم قدرتهاى بزرگ از ما استفاده خواهند کرد. مسلمين اگر با هم مجتمع شوند‌، حکومتها با هم تفاهم کنند، ملتها هم تفاهم خواهند کرد. ملتها مخالف با هم نيستند. حکومتها نمى گذارند ملت ها با هم تفاهم کنند. اگر اين مشکله ى حکومتها برداشته بشود، از ممالک اسلامى هيچ قدرتى بالاتر از قدرت اسلام و مسلمين نخواهد بود. زيرا که مسلمانان بيش از يک ميليارد جمعيت دارند و خزائن فراوان. »

امام خمينى (ره) تاکيد مى کنند مرزها را نبايد اسباب جدايى قلب ها دانست ، درست است که مرزها جدا است وليکن قلب ها بايد با هم باشند ايشان به عناوين مختلف بر قدرت انسانى و نيروهاى طبيعى مسلمانان اشاره مى کند و آنها را تشويق مى کند تا در عرصه هاى مختلف دست در دست يکديگر از منافع جهان اسلام که ديگر در قالب يک مرز جغرافيايى محدود نمى گنجد صيانت کنند.(1)

مقام معظم رهبرى نيز در طول سالهاى گذشته به تناسب مناسبت ها و رخدادهاى پيش آمده مختلف بر محکم تر شدن رشته هاى اتحاد ميان اجزاى مختلف جهان اسلام و نزديک شدن ملت هاى مسلمان تاکيد کرده اند. ايشان در اين مورد متذکر مى شوند:

« امروزه بيشتر از هميشه بايد به وحدت کلمه مسلمين اهميت داد زيرا اختلاف راه هميشگى نفوذ دشمنان در جوامع اسلامى بوده است. راههاى بلند مدت اختلاف و شکاف که صد و يا دويست و يا پانصد سال به طول مى انجاميده، آيينى استعمارى بوجود مى آورده تا زخمى در پيکر و مجموعه ى عالم اسلامى ايجاد کند که درمانش به سادگى ميسر نباشد ................. اگر بنا باشد تاريخچه ى استفاده هايى که استعمار از اين شکاف و زخم کرده است بيان شود، يک کتاب خواهد شد.2»

اما در عرصه سياست خارجى اينکه چگونه مى توان با راهبرد و استراتژيهاى مناسب زمينه هاى وحدت و همگرايى هر چه بيشتر ملت مسلمان را فراهم کرد خود بحث مهمى است که نياز به تحقيق و تفضيل فراوان دارد.

نکاتى که در ادامه مى آيد در واقع نگاهى گذرا به راهبردهاى اوليه در جهت دستيابى به انسجام هر چه بيشتر جهان اسلام در عرصه هاى مختلف مى باشد.

اميد آن است که تفصيل کامل آن و برنامه ريزى پيرامون تحقق آنها در آينده توسط کارشناسان و مسئولان امر هر چه کاملتر و بهتر مورد توجه قرار گيرد.

تلاش در جهت همگرايى

از آنجا که اکثريت جهان اسلام را اهل تسنن تشکيل مى دهند و تلاش دشمن از گذشته دور بر مبناى « تفرقه بينداز و حکومت کن » بوده است بايد در تعقيب سياست هاى کلى نظام تلاش همه جانبه اى را براى همگرايى ميان مسلمانان فرق مختلف صورت داده و با هر نوع تفرقه و تشديد اختلاف برخورد نمايد. ارگانهاى ذيربط بايد با مطالعه ى دقيق از جوامع مختلف اسلامى و شناخت عوامل همگرايى و واگرايى به صورت موردى برنامه ريزى و تلاش پيگيرانه اى را در جهت تقويت وفاق هر چه بيشتر عوامل واگرايى صورت دهند.

مقام معظم رهبرى نيز به فراخور شرايط و مناسبت ها بر اين مسئله صحه گذاشته اند که وحدت به اين معنا نيست که شيعه و سنى دست از عقايد خود بردارند و بر موارد جديدى اتفاق کنند بلکه مقصود اين است که فرق مختلف اسلامى و ملتهاى مختلف جهان اسلام داراى نقاط افتراق و اشتراکى هستند که آنها بايد هر چه بيشتر بر نقاط اشتراک ( که تعداد آن بسيار زيادتر از نقاط افتراق است ) تاکيد کنند و از پرداختن و بحث و مجادله بر نقاط افتراق بپرهيزند. »

در عين حال اين مسئله هم را بايد بپذيريم که جوامع شيعى در جهان اسلام به عنوان پايگاهى ثابت براى انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى مى باشد که سياست همگرايانه ايران با جوامع مختلف نبايد موجب واگرايى نسبت به شيعيان گردد.

2) ابزارهاى فرهنگى در اين عرصه مى تواند کمک شايانى به جريان و تصميم گيريهاى سياست خارجى کشور بنمايد. افزايش آگاهى در جوامع اسلامى از طريق رسانه ها مبنى بر تداوم مقاومت و ايستادگى در مقابل قدرتهاى سلطه جو و دعوت آنها در ايجاد گسترش جنبش هاى اجتماعي، سياسى بر جاى حاکميت اسلام و با الگوگيرى از انقلاب اسلامى و همگرايى هر چه بيشتر در اصول و مواضع باعث مى شود تا جريان دستيابى به انسجام هر چه بيشتر تحت لواى اسلام سرعت بيشترى به خود بگيرد.

هنر انقلاب اسلامى و جمهورى اين است که با تکيه بر نقاط مشترک ملتها و دولتهاى مسلمان آنها را از جهت فکرى و ايدئولوژيک کمک کند تا دست از خصومت و دشمنى با يکديگر و ساير گروهها و فرق اسلامى بردارند و همه نيرو و توان خود را در مقابل دشمن مشترک به کار گيرند.

3) ارتباط و تعامل هر چه بيشتر رهبران انقلاب و علماى بلاد اسلامى مى تواند در انسجام و وحدت بيشتر جهان اسلام و کشورهاى اسلامى موثر باشد. کشور ما مى تواند نقش بسيار مهمى در توسعه ى وحدت اسلامي، کاهش اختلافات و هدايت گروهها و جنبش ها ايفا نمايد. توسعه خانه هاى فرهنگ ايران، حوزه هاى علميه طلاب خارجى در داخل و خارج، سازماندهى جوانان مسلمانان، ايجاد تشکل هاى غير دولتى در ميان نخبگان جهان اسلام و برنامه ريزى با توجه به استعدادهاى هر منطقه مى تواند تاثيرات عميقى بر افزايش استعداد جهان اسلام بر جاى گذارد.

البته نکته مهم اينجاست که اين ارتباط بايد به سطح روساى دولتهاى اسلامى و رهبران نهضت ها و جنبش هاى ذى نفوذ مسلمان هم بسترى يابد و مراقبت هاى لازم در جهت هدايت جوامع اسلامى مبنى بر ايجاد همگرايى در ميان مسلمانان و ايستادگى در مقابل قدرتهاى استعمارى صورت گيرد.