کوتاهتر از آه 3

 

هرکجا آئینه باشد ما در آن عمری دَمَر افتاده ایم

دشمنان در خانه ما بیرون ِ در افتاده ایم

مشت را از بس گره کردیم و بالا برده ایم

تا فرود آمد زمین ، خود از کمر افتاده ایم

مرگ بر ... گفتیم و از خود آن طرف تر رفته ایم

جاده را بستند ...از کوه و کمر در رفته ایم

کوتاهتر از آه 4

 

کوه بار ِ برف را برداشت از سر ، خر نشد

از زمستان رفت بیرون وضع ما بهتر نشد

ما نشد در چاله ها در چاه چشمی وا کنیم

کفش برداریم و راه ِ دیگری را پا کنیم

پا کنیم از خانه بیرون و به دریا دل زنیم

آتشی در ساحل ِ این خاک ِ بی حاصل زنیم

کوتاهتر از آه 5

 

موج می دانست

گیر ِحاشیه افتاده بود

موج می داند

که بر ساحل نمی گیرد قرار

موج موجی شد

روی ساحل مُرد

کوتاهتر از آه 2

 

نقل کرده اند با یکی بود دیگری هم بود

زیر ِ این گنبد ِ کبود انکا ر می کنم هیچ کس نبود

دور و بَرم تنها کبوترم و همسرم بود

که اگر بال می گشود بر بام همسایه می نشست آن جا

این جا من از خودم دورم

و همسرم از این هر دو

دور ِ سرم جز من کبوترم جلد ِ تمام ِ بام های دنیا بود

بنا نبود به سرشماری ِ شهری برود

که از تمام ِ دخترهاش قرار نیست یکی به من برسد.

 

کوتاهتر از آه 1

 

من شعری زیر ِ چاپم که در آن همیشه مردی قدغن بود

مرتیکه را از من بیرون کنید زود !




چه نقشه ای دارد

تیری که در این نقشه دنبال ِ دلی ست که نیست

در دست ِ من چه کسی مشت خودش را باز کرده ست من ؟

نگاه نکن در سطرهام که بی ربط این همه وِر می زنند

کروکی ِ شعرهای من را درد می کشد !