تا لحظه موعود که از کعبه رسد ... نظر قدم بهار مهدی صلوات

زندگینامه حضرت مهدی (عج)
 

احادیثی از حضرت مهدی (عج)
 

انتظار در آیینه روایات
 

حضرت مهدی (عج)  در قرآن 
 

پیامک های مخصوص نیمه شعبان و میلاد امام زمان
 

تصاویری مخصوص این شب ها و این روز ها


مجموعه دکلمه های مهدوی


اشعار امام زمانی با موضوع  غیبت حضرت مهدی (عج) 

 

امام محمد باقر عليه السلام در مورد قائم آل محمد مي فرمايند:

به راستي در قائم از آل محمد صلّي الله عليه و آله شباهتي است به پنج تن از رسولان:

يونس بن متّي،يوسف بن يعقوب، موسي، عيسي و محمّد صلوات الله عليهم.

.. و اما شباهتش به يونس بن متّي بازگشت او از غيبت باشد در حالي كه با وجود سنّ بسيار و كهنسالي جوان باشد..
... و اما شباهتش به يوسف بن يعقوب عليهما السلام، پنهان زيستن از خاص و عام و مخفي شدن از برادران و پوشيده شدن امر او بر پدرش يعقوب عليهما السلام باشد. و اين در حالي بود كه بين او و پدر و كسان و پيروانش فاصله ي نزديكي بود.
... و اما شباهتش به موسي عيله السلام، پيوستگي ترس و دراز بودن غيبت و پنهان بودن تولّد اوست و اينكه پيروانش پس از او از اذّيت و خواري در رنج بودند تا اينكه سرانجام خداي عزّ و جلّ ظهورش را اذن داد و او را بر دشمنش ياري و نصرت فرمود.
... و اما شباهتش به عيسي عليه السلام، اختلاف كساني است كه درباره ي او اختلاف كردند. گروهي از ايشان گفتند: زاده نشده، و برخي گفتند: مرد، و عده اي گفتند: كشته شد و به صليب آويخته گشت.
... و اما شباهتش به نياي خويش مصطفي صلي الله عليه و آلهة خروج او با شمشير و كشتن دشمنان خدا و رسول صلي الله عليه و آله و جبّاران و سر كشان است.
 (منبع درج این روایت وبلاگ انیس)

 

ولی در ابتدا دعوت می کنم پست های زیر را از نظر مهربانتان بگذرانید.

مناجات با امام زمان (عج)

بهترین سلامهای عاشقانه را ضرب در تمام یاسهای صد بهار عشق می کنم و به زیباترین بهانه دلتنگی ، از جنس انتظار می آمیزم و نثار چشم های روشنت می کنم .

 

ای سپیده دم ، ای طلوع منتظر ! سلام من ، سلام دل ، سلام چشم های مانده پشت در ، سلام بیت بیت شعرهایم ، سلام قطره قطره اشکهایم تقدیم تو باد !

 

هر زمان که پشت پلک های خیس انتظار ، دلم هوای تو را کرد و مثل عصر جمعه ها گرفت ، برای تو ای شکوه جمعه ها ، خطی از دلم روانه می کنم . می نگارم از ته دلم ، دل نوشته ای به وسعت بهار تا میان قلب هایمان پلی شود و من برای چشم تو راز گریه های نیمه شب ، چشم انتظاری غروب جمعه ها ، شِکوه های عاشقانه را با تمام بغض های وانگشته ام درد دل کنم . از خودم ، از هوای کوچه های بی عبور و ساکت دلم ، چشم های مانده پشت قاب های پنجره ، از عبور جمعه های دلواپسی ، از تمام لحظه های بی کسی ، با زبان واژه های درد با تو شِکوه سر کنم .

 

مرا که می شناسی ای دل صبور حادثه ، یک غریبه از میان پابرهنگان سرزمین خسته ، خسته از جفایم ، از کویر زخمی که در عطش عدل تو می سوزد ، از هوایی که در آن دیری است باران نباریده است جز زلال اشکهای کودکان ، پشت یک وداع آتشین ، مرا خوب می شناسی ، به دعوت دل تو عاشقت شدم ، مگر بدون اجازه ی تو می شود عاشق شد ؟

 

مولای من ! جمعه ها از پی هم می آیند ولی تو نیامدی .

 

مولای من کجایی و شهر صفا کجاست ؟ عجیب پس کوچه های غربت دلگیر است .

 

ای گل نرگس ! هر شب که در صفای محراب عشق به معراج می روی ، دعا کن که از سفر برگردی و چشمان عاشقمان را به اشک شوق تر کنی . دعا کن که از سفر برگردی .

 

راستی مهربان من ! نامه ام را با کدامین نشانه و به کدامین نشانی روانه کنم و به دست کدامین قاصد بسپارم .

 

نمی دانم چرا گفته اند که دل نوشته ی سبزم را به امواج آب ها بسپارم ؟ شاید تمام آب ها و آبی ها در جستجوی چشمه چشمان تواند و تو را خواهند یافت و نامه ام را به قلب نازنین تو خواهند سپرد . پس من نامه ام را به جاری اشک هایم می سپارم و روی قطره هایش می نویسم :

 

                                                                              برسد به دست یارم !

 

 

 

لحظه شمار دیدار تو ، عاشق بی قرار تو

اي غائب از نظر به خدا مي سپارمت

صداي زنگ آيفن و بعد صداي کودکانه و معصوم پسر همسايه. "براي جشن نيمه شعبان پول جمع مي کنيم." جشن نيمه شعبان يعني يک عالمه ريسه و کاغذ رنگي و پرچم و شربت و شيريني.

تمام شهر را برايت آذين بسته ايم. مي داني؟ مثل هر نيمه شعبان.

الان سالهاست که اين کار را مي کنيم.

 نمي داني با چه عشق و علاقه اي اسکناسها را مي گذاريم کف دست بچه هايمان تا تمام سليقه خود را براي تزيين کردن محله بکار برند. مي داني ، ما از بچگي يادگرفته ايم که برايت سنگ تمام بگذاريم. بچه که بوديم، دلمان را خوش مي کرديم به اينکه بيشترين ريسه ها را براي کوچه مان بخريم و قشنگترين و گرانترين پرچم ها را. و حالا که بزرگتر شده ايم، برايت جشن هاي باشکوه برگزار مي کنيم. پول هاي آنچناني مي دهيم به چند نفر تا بيايند و چند تا جمله يا شايد هم شعر را به صورت ريتميک بخوانند تا مهمان ها کف بزنند. نقل و شيريني و شربت پخش مي کنيم و حتي گاهي به آدم هاي شکم سيرتر از خودمان، شام هم مي دهيم.

تمام اين کارها را با سخاوت تمام انجام مي دهيم و اصلا به مبلغي که هزينه مي کنيم ، حتي فکر هم نمي کنيم. مي بيني چقدر هوايت را داريم؟ اصلا عشق مي کنيم از اينکه براي تو و به نام تو خرج کنيم. حالا اصلا مهم نيست که در اين جشن ها کسي چيزي از تو ياد بگيرد يا نه. مهم اين است که اين جشن ها به نام توست.

چندي پيش يکنفر به من مي گفت مي داني اگر پول تمام اين جشن ها و ريخت و پاش ها را جمع کني، چند تا خانواده نيازمند در اين شهر مي توانند يک شب شام درست و حسابي بخورند؟

مي داني نمي فهميد چه مي گويد. عقلش نمي رسيد که تو مولاي مايي و ما بايد برايت سنگ تمام بگذاريم. نمي فهميد که تو تمام عشق و اميد ما هستي و ما بايد با اين جشن هاي مفصل ، براي تو و براي شيعه آبروداري کنيم. عقلش نمي رسيد که اصلا بحث خانواده هاي نيازمند و جشن نيمه شعبان دو تا مقوله جدا از هم است....

اما بين خودمان باشد آقا. من گاهي راجع به بعضي چيزها پاک فکري مي شوم.

گاهي با خود فکر مي کنم که، ما امت شما هستيم؛ ما برايتان جشن هاي آنچناني و عزاداري هاي آبرومندانه برگزار مي کنيم؛ ما اين طور با عشق و علاقه و سخاوت تمام در مراسم هايي که به نام شماست، ريخت و پاش مي کنيم؛ ما گنبد مرقد پدر شما را طلا گرفته ايم؛ ما توي ضريح پدران شما پول مي ريزيم؛ ما به شما نذر مي کنيم و متوسل مي شويم؛ ما صاحب بهترين کتاب و بهترين دين هستيم و متوسل به بهترين بندگان خدا؛ اما ...

 

اما نمي دانم چرا ما جهان سومی شده ايم و آن کافران خدانشناس اول؟!

نمي دانم چرا مغزها مدام از اينجا فرار مي کنند و آنها مدام مغز وارد مي کنند؟

نمي دانم چرا آنها هواپيما دارند و توپولوف هاي وارداتي ما مدام سقوط مي کنند؟

نمي دانم چرا چاههاي نفت مال ماست، ولي سهميه بندي بنزين هم مال ماست؟

نمي دانم چرا يک دلار آنها مي شود هزار تومان ما؟

نمی دانم چرا تا تقی به توقی می خورد همه از اسلام . دین شاکی می شوند؟

نمی دانم چرا اینجا برنامه های شهدا نصف شب پخش می شود و برنامه های ... راس ساعت؟ 

نمي دانم چرا آنجا افراد بيکار، بيمه بيکاري دريافت مي کنند و اينجا کارگرها بيمه نمي شوند؟

نمي دانم چرا در رتبه بندي دانشگاههاي جهان، دانشگاههاي آنها در صدر قرار مي گيرد و بالاترين رديفي که ما تصاحب مي کنيم، رتبه 1373 است؟

نمي دانم چرا با وجود اينهمه اصول اخلاقي متعالي که در دينمان داريم درميان آمار و ارقام تصادفات رانندگي همواره از آمار بالايي برخورداريم و ميزان تصادفات رانندگي مان 20 برابر ميانگين جهاني است ؟

نمي دانم چرا ....

مي بيني آقا. انگار من هم پاک ابله شده ام! اصلا اينهايي که گفتم چه ربطي داشت به تولد شما؟ به اينکه ما خودمان را امت شما مي دانيم؟ به عشق و علاقه بدون شناختي که داريم ؟ به ...

 

بدون اسم بدون نام

در کدامين شب کوفه باز خواهي گشت؟
در کدامين اوج
در کدامين عروج
چشم به راه آمدنت،
در پس تمامي دريچه هاي زمين ايستاده ام
چقدر دلم تنگ شده است!
و چشم هايم چه بزرگ شده اند!
و نطفه يک سؤال که در سرم بارور مي شود!
پس تو کي مي آيي؟
تو اي وسعت بيداري
اي همه دريايي،
که دلم لبريز از عطش هاي بياباني است.


اگر او را ببينم
جسارت گفتن؟! ديدن و پرواز ... فقط همين

اگر او را ببينم به او مي گويم:

دريا به دريا،
کوه به کوه، صحرا به صحرا
در انتظار تو پيمودم


اگر او را ببينم به او مي گويم:
گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم
چه بگويم که غم از دل برود چون تو بيايي


اگر او را ببينم به او مي گويم:
بابي انت و امي فداک


اگر او را ببينم به او مي گويم:
چه بگويم ؟ بايد از غم نگفتن ها گفت...


اگر او را ببينم به او مي گويم:
مولاي من اکنون اين دل هاي مشتاق در انتظار عدل توأند.
در انتظار جوانه زدن کلمه حق، اي ستاره عدل بيا و چشم دلمان را به قدومت روشن کن .


اگر او را ببينم به او مي گويم:
... جمعه ها صدها نگاه بر آسمان خيره مي شوند.
جمعه ها هزاران دل منتظر، از شوق به سرآمدن انتظار، در قفس تنگ سينه برايت مي تپند.
اي صاحب جمعه ها! بيا و دلتنگي غروب جمعه ها را بر طرف ساز.

اگر او را ببينم به او مي گويم:
بيا که علوم، سرگردان سر برآوردن هستند، امّا نمي دانند مسير و صراط کجاست؟


اگر او را ببينم به او مي گويم:
اي راهبر انسان هاي در راه مانده! در ساحل پيروزي چشم به راه توييم و فرياد مي کشيم که: مهديا ... بيا

اگر او را ببينم به او مي گويم:
به تو مي انديشم
من در اين تنهايي
به تو مي انديشم
بي تو در تک تک گل هاي بهار
بي تو در زمزمه بين گل و سبزه و آب
به تو مي انديشم
بعد تو؛
يک يک گل ها خشکيد
بعد تو کاج بلند،
صبحگاهان به صداي خوش باد،
هيچ لبيک نگفت
و قناري در باغ،
مرد در گوشه سرد و تاريک
و درخت گل سرخ،
قهر کرد با همه اهل زمين
به تو مي انديشم!
کاش مي شد که سرانجام تو را مي ديديم
و تو با عطر گل ياس به ما مي گفتي
که محبت زيباست
که درخت گل سرخ
هر کجا
مي تواند باشد
و گل شادي هر سو
تا ابد زنده و شاداب
مي زند گلبرگي
بر سر دخترک شاه و فقير
و زمان خوبي
تا ابديت جاريست
کاش مي شد که سرانجام
تو را مي ديدم .
به تو مي انديشم


افتخار ما به محبت شماست

و من به این افتخار می کنم که محبت شما دوستان بزرگوار را برای خود به ارمغان آورده ام...از همه شما سپاسگذارم ... خدا توفیق دهد تا همیشه مهماندار چشمان زیبایتان که مشتاق محبت اهل بیت است باشیم... ارادتمند شما همان بیابان تشنه باران

چند قطره باران از دست نوشته های زیبای شما عزیزان که چشممان را پر نور کرد ...


استاد بورقانی که الحق همیشه نسبت به بنده و وبلاگ اینجانب لطف داشته اند و ما هم جز ارادت کاری از دستمان بر نمی آید. امیدوارم که همواره موفق باشند.

سلام دوست عزیز و بزرگوارم !
اعیاد شعبانیه بر شما گرامی که دل و روحتان آسمانیست تبریک و تهنیت باد !
موفقیت شما را در جشنواره زنجان تبریک میگم به حق که از دید حقیر شما استحقاق کسب رتبه اول هر جشنواره ای را دارید !
برایتان سربلندی و سعادت دنیوی و اخروی آرزومندم !

خیلی التماس دعا  


اشعار فاطمی :

سلامی به زیبایی سرزمین آرزوها
من قبلا وبلاگم را به نام زیبای وبلاگ شما مزین کرده ام.
امروز دوباره از جای دیگری به اینجا آمدم
راستش اینجا دیگر بیابان نیست . اینجا باغ و بوستانی وسیع و با عظمت است که اگر تمام عمر در آن بگردیم باز هم سیر نمی شویم.
یعنی به نظر من وبلاگ شما یک وبلاگ نیست . یک مجموعه بزرگ علمی و یک دایره المعارف کامل شیعه و اسلام است .
واقعا دست ما و همه وبلاگ نویس ها را بسته اید.
واقعا به شما تبریک عرض میکنم . شما به سرزمین آرزوها رسیده اید. سرزمینی که ما مدتهاست در آرزوی آن هستیم .
برای خودت و خانواده محترم از صمیم قلب آرزوی سلامتی و سعادت و سربلندی میکنم.
خدا نگهدار


هادی

احسنت استاد
وبلاگ زيبا وپرمحتوايي داريد خداراشكر ميكنم كه هنوز هستند كساني كه درهمه حال
توسل به ائمه اطهار رافراموش نكرده اند
علي يارت


فاطیما

سلام بر شما دوست عزيز
مرحبا به شما كه وقتتان را در اين زمينه صرف ميكنيد و كساني مانند من كه شيعه است و چهارده معصوم را دوست دارد و به آنان اعتقاد دارد، اما در جايي كه بايد از تشيع دفاع كند، ضعيف است مي تواند از اين مطالب پر محتوا استفاده كند.
اميدوارم اگر در اين زمنيه مشكل داشتم كمكم كنيد.
التماس دعا


کاظم

سلام بر همکار گرامی واقعا واقعا واقعا خسته نباشی گل کاشتی وبلاگت خیلی عالی و کامله دوست دارم از نظراتت در جهت تکمیل وبلاگم در پاسخگویی به شبهات و نحوه پیکر بندی وبلاگم و در صورت لزوم تبادل لینک بهره مند بشم.


دوست عزیز بسیار تا بسیار ممنون و سپاسگذارم.... بسیار مفید بود
برخی از شبهات من هم رفع شد... انشاالله کتاب را خواهم خرید و از تمامی مطالب استفاده می کنم
منتظر مطالب خواندنی و بی نظیر بعدی هستم... یا علی

سعید خدری

سلام. بی تعارف وبلاگتان عالی می باشد.
امیدوارم در سایر زمینه های زندگیتان همچون وبلاگ نویسیتان موفق باشید .
خدا قوت
ایمان

بسم ربالشهدا والصدیقین
سلام بر شما
به دنبال جستجویی در باره آیت الله اراکی(ره) بودم از قضا به دشت سرسبزی رسیدم که قطره بارانی را طلب می کرد.دیدم در این دشت گنجیست عظیم و پر بها!
آن هم گنجی که الماس و درَ و یاغوتش اسلام است و انبیا و ائمه و صلحا.به؛چه گنجی!
خوشحالم که با وبلاگتان آشنا شدم بسیار پر بار است تعارف نمی کنم.بسیار گسترده است.مثل خیلی از سایت های تخصصیست.به راحتی هم این مطالب جامع رو می شه از گوشه ی صفحه پیدا کرد.
با اجازتون وبلاگتون را لینک می کنم تا هم در این خیر نقش کوچکی داشته باشم و هم به یاد وبلاگتان باشم و به این دشت قدمی بزنم.بنده حقیر وقتی دیدم جز سایت بنیاد نشر و آثار و اندیشه های آیت الله شهید دکتر بهشتی سیدالشهدای انقلاب سایت و یا وبلاگ دیگری وجود ندارد یک وبلاگ ساده و کوچک که در شان آن فرد جامع و بی نظیر نیست ایجاد کردم و گهگاهی مطالبی را که به نظرم ارزش خواندن را دارد جمع آوری می کنم.به هر حال شهید مظلوم بعد از شهادتش هم مظلوم است.بنده عشق و علاقه خاصی به این بزرگوار دارم.امام درباره ایشان بسیار فرمودند اما در اواخر حیات این یار صدیق به مظلوم بهشتی فرمودند:آقای بهشتی من خواب دیدم عبایم سوخته است مواظب خودتان باشید.مظلوم ارتباط را پرسید و امام فرمود:آقای بهشتی شما عبای من هستید.

گناهکار
من واقعا از وجود چنین وبلاگی خوشحال شدم.خداوند به شما اجر دهد.در این فضای مجازی با این همه سرابهای زیبا و دل فریب وجود چشمه جوشانی چون وبلاگ شما مسافران این کویر فانی را سیراب می کند.

تبیان زنجان

با عرض سلام و خسته نباشید،و تشکر از حضور سبزتان در جشنواره بزرگ وبلاگ نویسی تبیان استان زنجان،موفقیت شما را در کسب این مقام تبریک عرض نموده و برایتان توفیق روز افزون آرزومندیم.
ضمنا طبق اعلام روابط عمومی جشنواره،جهت اعلام زمان ونحوه اهدای جوایز به وبلاگ های برگزیده با بلاگرهای عزیز تماس گرفته خواهد شد.

حاج حمید

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما برادر بزرگوارم ....
کسب رتبه ششم جشنواره وبلاگ نویسی تبیان زنجان را صمیمانه به شما تبریک عرض کرده و امیدواره همیشه و همواره قلمتان در نشر و گسترش فرهنگ غنی اسلامی پرتوان و رقصان باشد .

انشالله در جوار حرمین آسمانی عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری (س) و ام البکاء حضرت رقیه (س) این حقیر را از دعای خیر خود فراموش نفرمائید .


و بسیاری از نظرات شما عزیزان که سرشار از لطف و صمیمت شما بزرگواران بود...
بی نهایت سپاسگذارم

تصاویری ویژه از مکه و مدینه به مناسبت عید مبعث

بر گرفته از سایت تبیان

الهى ! از من آهى و از تو نگاهى .

الهى ! از من آهى و از تو نگاهى .

الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم .

الهى ! غبطه ملايكه اى را مى خورم كه جز سجود نمى دانند، كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود.

الهى ! تا كى عبدالهوى باشم ، به عزت تو عبدالهو شدم .

الهى !  آن كه مست تو نيست كيست ؟

الهى ! همه اين و آن را تماشا كنند و حسن خود را، كه عجيب تر از خود نيافت .

الهى ! دل بى حضور چشم بى نور است ، اين دنيا را نمى بيند و آن ، عقبى را.

الهى ! همه حيوانات را در كوه و جنگل مى بينند و حسن در شهر و ده .

الهى ! هر كه شادى خواهد بخواهد، حسن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده .

الهى ! آن كه خوب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است ، كفران نعمت گرانبهائى كرده است .

الهى ! مراجعات از مهاجرت به سويت تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دل هايى .

الهى ! آن كه در نماز جواب سلام نمى شنود، هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار.

الهى ! خوشا آن كه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است .

الهى ! آن كس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديت را در گردن

 

"قسمت کوتاهی از الهی نامه آیت الله حسن حسن زاده آملی"