عکسهای فاطمیه

معماهای قرآنی (سری سوم)

پرسشها :

 

۱-لفظ جلاله «الله» چند بار در قرآن مجید تکرار شده است؟

2- چند سوره با ذکر تحمید«الحمدلله» آغاز می شود؟

3- چند آیه از قرآن در بر دارنده ی تمامی حروف الفبای زبان عربی است؟

4- تنها ماه قمری که در قرآن مجید ذکر شده است کدامند؟

5- تلاوت کدام آیه از قرآن در بیدار شدن در ساعتی معین مفید است؟

6- جریان تصمیم کفار مبنی بر کشتن پیامبر اکرم در کدام آیه مطرح شده است؟

7- پیامبر اکرم در پایان نامه خود به مقوقس «پاشاه مصر» به کدام آیه از قرآن کریم استشهاد نمودند؟

8- جنگهای زمان پیامبر اکرم (ص) که در قرآن کریم از آنها نام برده شده است ، کدامند؟

9- پس از قرائت یا شنیدن کدام آیه از قرآن کریم «لبیک» گفتن پسندیده است؟

10- کدامیک از سوره های قرآن مجید را سوره ی امام حسین (ع) نامیده اند؟

11- کدام سوره طبق روایت از امام علی (ع) « شناسنامه ی خداوند» است؟

12- نام فارسی قرآن چیست؟

13- آیه در سوره ی بقره که- بنا بر گفته ی مرحوم علامه طباطبایی (رض) دارای بیش از یک میلیون -1000000- احتمال معنایی است؟

14- اولین ترجمه ی فارسی قرآن مجید چه نام دارد؟

15- بلندترین کلمه در قرآن کدام است؟

 

 پاسخها

 

1- 2816 بار

2- 5 سوره ( حمد، انعام، کهف، سبا، فاطر)

3- دو آیه ( آیه 154سوره ی آل عمران، آیه ی 29 سوره ی فتح)

4- ماه مبارک رمضان

5- آیه ی 110سوره ی کهف

6- آیه ی 30 سوره ی انفال

7- آیه ی 64 سوره ی آل عمران

8- الف: جنگ بدر ( آیه ی 64 سوره ی آل عمران) ب: جنگ حنین( آیه ی 25 سوره ی آل عمران) ج: جنگ خندق( آیه ی 20 سوره ی احزاب)

9- جمله ی « یا ایها الذین آمنوا»

10- سوره ی فجر

11- سوره ی اخلاص

12- نُبی

13- آیه ی 102

14- ترجمه تفسیر سوره طبری

15- فاستقیمناکموه

معماهای قرآنی (سری دوم)

پرسشها :

۱-آيه ای که هرکس آنرا قرائت کند حق تعالی او را از زبانيه دوزخ که نوزده اند نجات می دهد ؟
2-آيه ای در قرآن که به سيد آيات معروف است ؟
3-نام مبارک لفظ جلاله «الله» چند بار در قرآن کريم به کار رفته است ؟
4- کدام سوره قرآن بدون «بسم الله» است ؟
5- سوره ای در قرآن که اگر به اول آن يک حرف اضافه شود ، نام يکی از پيامبران الهی است ؟
6- سوره ای در قرآن ، همتای «قرآن عظيم »قرار گرفته است ؟
7- بزرگترين سوره قرآن کدام است ؟
8- بزرگترين آيه قرآن کدام است ؟
9- اگر نقطه «مضر» آن حذف شود نام شهری است که چند بار در قران آمده است ؟
10- برترين آيه سوره بقره کدام است ؟

پاسخ به پرسشها:

1- آيه شريفه ی «بسم الله الرحمن الرحيم»
2- آيه شريفه ی «بسم الله الرحمن الرحيم»
3- نام مبارک لفظ جلاله «الله» 2697 بار در قرآن کريم به کار رفته است .
4- سوره توبه که نهمين سوره ی مبارکه قرآن است .
5- سوره مبارکه ی حمد .
6- سوره مبارکه ی حمد .
7- سوره مبارکه بقره .
8- آيه 282 سوره مبارکه بقره .
9- مصر که 5 بار در قرآن به کار رفته است .
10- «آية الکرسی»

خدا کند که بیایی ...

زهى جمال رخش كرده پرتو افشانى

به ماه چارده و آفتاب رخشانى

 

زهى ولى خدا قطب عالم امكان

جهان جود و كَرم پيشواى يزدانى

 

ظهور قدرت دادار حجت بن حسن

كه ظاهر است از او كبرياى سبحانى

 

نجات امت مظلوم و خلق مستضعف

اميد مردم محروم و فيض رحمانى

 

سپهر مجد و شرف، شمس آسمان جلال

جمال غيب ابد، شاه مُلك امكانى

 

 

اگر چه پر شده عالم ز فتنه و ز فساد

مسلط‌اند به دنيا جنود شيطانى

 

 

به نام صلح و دموكراسى و وطن خواهى

زنند ضربه به شخصيت مسلمانى

 

 

گرفته است بشر راه انحراف و خطا

به هر مكان نگرم تيره است و ظلمانى

 

بگيرد ار همه اقطار، محنت ايام

شب فراق شود هر چه بيش طولانى

 

 

بمان به جا و مشو نااميد چون آيد

امام و منجى كل، مقتداى پايانى

 

سليل احمد مرسل همان كسى كه خدا

عطا نموده به او منصب جهانبانى

 

 

جهان، نجات دهد از فساد و استكبار

دوباره زنده كند راه و رسم انسانى

 

 

در آورد همگان زير پرچم اسلام

نظام، مى‌نَبُوَد جز نظام قرآنى

 

 

ظهور مى‌كُند و مى‌كَند اساس ستم

كند زمين و زمان را ز عدل نورانى

 

امير معدلت آيين و معدلت گستر

دهد نجات همه خلق از پريشانى

 

 

خوش آن زمانه و آن روزگار و آن ايام

خوش آن حكومت و آن عدل و عصر روحانى

معماهای اسلامی و قرآنی

پرسشها :

 

1. او كسيت كه همچون خورشيد نسبت به ستاره ها برتري دارد؟

2. او كيست كه وارث انبياء مي باشد؟

3. شخصيتي كه در اصفهان مسجدي معروف و نيز دو منارة متحرك به يادگار ساخت؟

4. كسي كه در تعبير خواب مشهور است و خداوند اين علم را در اثر ترك گناه به او عطا نمود؟

5. او كيست كه مقامش نزد امام علي ـ عليه السّلام ـ چون مقام حضرت نزد رسول خدا بود؟

6. كساني كه زبانشان در راه اسلام بريده شده؟

7. كسي كه مؤسس حوزه علميه نجف بود؟

8. او كيست كه كتاب نهج البلاغه را تدوين و تأليف نمود؟

9. كسي كه به عنوان ابوذر زمان لقب گرفت؟

10. شخصيتي كه روز شهادتش را روز معلم ناميدند؟

11. كيست آن كسي كه به عنوان راستگوترين مرد جهان شهرت يافت؟

12. بُكّائين عالم چه كساني هستند؟

13. اولين شهيد راه اسلام كه بود؟

14. اولين زائر قبر امام حسين ـ عليه السّلام ـ كه بود؟

15. اولين ايراني كه مسلمان شد چه نام دارد؟

 

پاسخ به پرسشها :

 

1. علماي دين و فقهاي علوم آل محمد ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ هستند. كه امام كاظم ـ عليه السّلام ـ فرمود: «ارزش و فضيلت فقيه بر عابد، همانند فضيلت خورشيد بر ستاره ها است».

2. رسول خدا ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: «العلماءُ وَرثة الانبياء» يعني علما و فقها و ارث انبياء هستند.

3. شيخ بهائي (ره) مي باشد كه در زمان شاه عباس و به معماري آن شيخ بزرگوار ساخته شد.

4. محمد بن سيرين.

5. مالك اشتر (ره).

6. ميثم تمّار (ره) به دستور معاويه، رشيد هجري به دستور عبيدالله، و ابن سكيت به دستور متوكل بودند.

7. شيخ طوسي (ره).

8. سيد رضي (ره).

9. مرحوم آية الله طالقاني (ره).

10. شهيد مرتضي مطهري (ره).

11. ابوذر غفاري، صحابه بزرگوار پيامبر ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ مي باشد.

12. حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ، حضرت يعقوب ـ عليه السّلام ـ، حضرت فاطمه ـ عليها السّلام ـ و حضرت امام سجّاد ـ عليه السّلام ـ.

13. ياسر و سميه پدر و مادر عمّار صحابي معروف رسول خدا ـ‌ صلّي الله عليه و آله ـ.

14. جابر بن عبدالله انصاري (ره).

15. سلمان فارسي (ره).

 

دانستنیهاى 1

 

 

1-قرآن كريم ((115))بسم الله...دارد.

 

2-در آيه ي(( بسم الله الرحمن الرحيم)) سه اسم از اسماي حسناي خداي سبحان آمده است.

 

3- ((سوره ي مباركه ي نمل)) دو بسم الله الرحمن الرحيم دارد.

 

4-ايه ي كريمه ي ((بسم الله الرحمن الرحيم)) در قرآن به سيد آيات معروف است.

 

5-((سوره ي مباركه ي حمد)) جامع همه ي معارف قرآن كريم است.

 

6-هفت سوره ي (حا،ميم) سوره هاي ((مومن،فصلت،شوري،زخرف،دخان،جاثيه و احقاف)) مي باشند.

 

7-اولين معلم قرآن(( امام علي (ع) ))مي باشد.

 

8-جواب سوال 8 ((قرآن)) مي باشد كه با حرف (ب) بسم الله...شروع مي شود وبا حرف(سين)ناس ختم مي شود.

 

9-پرنده ي نامه رسان حضرت سليمان (ع) (( هدهد)) نام داشت.

 

10-بيشترين تعداد سوگندهاي قرآن در ((سوره ي شمس)) مي باشد كه تعداد آن ((11 ))عدد است.

معماهای قرآنی (سری اول)

پرسشها :

۱. «بزرگترين سورة» قرآن چه نام دارد؟
2. «بهترين نوشيدني» كه در قرآن به آن اشاره شده است چيست؟
3. «كوچكترين سورة» قرآن چه نام دارد؟
4. «مهم‌ترين آية» قرآن چه نام دارد؟
5. «بزرگترين آية» قرآن در كدام سوره قرار دارد؟
6. «عظيم‌ترين آيات» قرآن كريم كدامند؟
7. «كوچكترين كلمة» قرآن كدام است و در چه سوره‌اي قرار دارد؟
8. «بهترين خوردني» كه در قرآن ذكر شده است چه نام دارد؟
9. «عدالت آميزترين» آيه قرآن كدام است؟
10. «ترس‌آور ترين آية» قرآن كدام است؟
11. «منفورترين امر حلال» نزد خداوند كه در قرآن نيز به آن اشاره شده است چيست؟
12. «كوچكترين آية» قرآن كدام آيه است؟
13. «اميد بخش‌ترين آية» قرآن كدام آيه است؟
14. «بزرگترين عدد» در كدام سوره است؟
15. «بزرگترين كلمة» قرآن در كدام سوره است؟
16. بيشترين حرفي» كه در قرآن به كار رفته چه حرفي است؟
17. «كمترين حرفي» كه در قرآن به كار رفته چه حرفي است؟
18. «بهترين شب» كه در قرآن به آن اشاره شده چه شبي است؟‌
19. «بهترين ماه» در قرآن كدام است؟
20. «بزرگترين حيوان» كه نامش در قرآن ذكر شده چه نام دارد؟
21. «كوچكترين حيوان» كه در قرآن به آن اشاره شده چه نام دارد؟
22. «بزرگترين كلمة» قرآن چند حرف دارد؟
23. «كوچكترين كلمة» قرآن چند حرف دارد؟
24. «بزرگترين سورة» قرآن داراي چند حرف است؟‌
25. «كوچكترين سورة» قرآن داراي چند حرف است؟
26. «بهترين سورة» قرآن چه نام دارد؟
27. «بيشترين سوره‌هاي مكي» قرآن در كدام جزء قرار دارد؟


پاسخ‎ها:
1. بزرگترين سوره قرآن سوره «بقره» است.
2. بهترين نوشيدني كه در قرآن به آن اشاره شده است «شير» مي‌باشد.
3. كوچكترين سوره قرآن «كوثر» مي‌باشد.
4. مهم‌ترين آيه «آية الكرسي» است.
5. «آيه 282 سوره بقره» بزرگترين آيه قرآن است.
6. عظيم‌ترين آيات «آيه الکرسي» و «بسم الله الرحمن الرحيم» مي‌باشد.
7. كوچكترين كلمه قرآن «باء» در بسم الله مي‌باشد.
8. بهترين خوردني كه در قرآن ذكر شده است «عسل» است.
9. عدالت‌آميز ترين آيه قرآن «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبي وَ يَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» مي‌باشد.
10. ترس‌آور ترين آيه قرآن «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ» مي‌باشد.
11. منفورترين كار حلال نزد خداوند «طلاق» است.
12. كوچكترين آيه قرآن «مدها متان» در سوره الرحمن قرار دارد.
13. اميدبخش ترين آيه قرآن «قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلي أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ» است.
14. بزرگترين عدد در سوره «صافات، آيه 147» آمده است كه «صدهزار» مي‌باشد.
15. بزرگترين كلمه قرآن «فاستقينا كموه» است كه در آيه 22 سوره حجر آمده است.
16. بيشترين حرفي كه در قرآن كريم به كار رفته است حرف «الف» مي‌باشد.
17. كمترين حرف نيز حرف «ظاء» مي‌باشد.
18. بهترين شب در قرآن «شب قدر» است.
19. بهترين ماه در قرآن «ماه رمضان» است.
20. بزرگترين حيوان «فيل» است.
21. كوچكترين حيوان «شپش» است.
22. بزرگترين كلمة قرآن «11 حرف» دارد فاسقيناكموه.
23. كوچكترين كلمه قرآن «1 حرفي» است باء.
24. بزرگترين سوره قرآن داراي «25500» حرف است.
25. كوچكترين سوره قرآن داراي «42» حرف است.
26. بهترين سوره قرآن «يس» است.
27. بيشترين سوره‌هاي مكي در «جزء 30» قرآن قرار دارد و تنها «3 سوره مدني» در اين جزء وجود دارد.

دانستني هايي از قران و نماز

بسم الله الرحمن الرحيم
قران داراي 114 سوره است
قران داراي   6236  ايه استت
قران 114 بسم الله الرحمن الرحيم دارد
قران داراي 120 حزب ميباشد
قران 30 جز  دارد
قران 115 بسم الله دارد
70بار نام قران در قران بكار رفته است
بزرگترين سوره قران بقره است
بهترين نوشيدني كه در قران به ان اشاره شده است شير ميباشد
كوچكترين سوره قران كوثر ميباشد
بهترين ايه  ايه    الكرسي است
ايه  282 سوره بقره بزرگترين ايه قران است
عظيم ترين ايات  بسم الله  الرحمن الرحيم ميباشد
بهترين خوردني كه در قران ذكر شده عسل ميباشد
منقورترين كار حلال نزد خداوند طلاق است
كوچكترين ايه قران  مدها متان  در سوره الرحمن  است
بهترين شب در قران  شب قدر است
بهترين ماه  در قران ماه رمضان  است
بهترين سوره قران  يسن است
سوره حمد  به مادر قران معروف است
سوره فجر به سوره امام حسين (   ع)    معروف است
سوره هاي اسرائ حديد  حشر  صف جمعه تغابن و اعلي به مسبحات مشهورند
86 سوره مكي و 28 سوره مدني است
سوره  يسن به قلب قران معروف است
سوره هاي سجده  فصلت  نجم و علق سجده واجب دارند
سوره حمد به زبان بندگان نازل شده است
قران كريم در سوره حمد خلاصه شده است
سوره توبه بسم الله الرحمن الرحيم  ندارد
سوره الرحمن به عروس قران  معروف است
سوره نمل دو بسم الله  الرحمن الرحيم دارد
تعداد 29سوره قران با حروف مقطعه اغاز ميشوند
سوره حمد دو مرتبه بر پيامبر اكرم ( ص)   نازل شده يكبار در مدينه و يكبار در مكه
در سوره هاي فلق و ناس به معوذتين معروفند
سوره عاديات  منسوب به حضرت علي (ع) است
سوره  اسرا به  بني اسرائيل معروف است
37 سوره قران در جز  30 قرار دارند
سورهايي كه توصيه شده در نماز جمعه خوانده شود عبارتند از منافقون و جمعه
سوره اي كه در شان اهل البيت ( ع) نازل شده  سوره دهر  است
سوره حجرات  سوره اخلاق و ادب است
داستان گوساله پرستي بني اسرائيل در سوره طه بيان شده است
ايه الكرسي در سوره بقره قرار دارد
ايه معروف و ان يكاد الذين كفروا... در سوره قلم قرار دارد
دعاي ربنا اتنافيالدنيا حسنه ...در سوره بقره ايه 201 ميباشد
در ايه 7 سوره احزاب نام پنج  تن از پيامبران اولوالعزم بيان شده است
ايه معروف امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف اسو در سوره نمل ايه 62 ميباشد
ايه اي كه سربريده امام حسين ( ع) در شام تلاوت فرمودند ايه 9 سوره كهف ميباشد
ايه حجاب در سوره نور ايه 31 قرار دارد
ايه مشهور ولايت در ايه 55 سوره مائده قرار دارد
ايه اي كه پنج وقت نماز هاي يوميه در ان امده است در سوره  اسرا  ايه 78 ميباشد
در ايه 6 سوره  مائده مراحل وضوبيان شده است
ايه صلوات بر پيامبر (ص)  در سوره احزاب  ايه 56 ميباشد
به ايه انالله وانااليه راحعون استرجاع مگويند
ايه 282سوره بقره به ايه وام دادن نيز معروف است
داستان معراح حضرت محمد ( ص) سوره اسرا بيان شده است
پيامبري كه قومش به بهانه گيري معروفند  قوم حضرت موسي ( ع) ميباشند
حضرت عيسي (  ع) هماكنون زنده است
حضرت يحيي( ع) به خاطر حمايت از عفت و حجاب به شهادت رسيد
پيامبراني كه بعنوان  اسوه حسننننه از انان برده شده عبارتند از  ابراهيم ( ع)  و  محمد ص)
نام گرامي پيامبر 5 بار در قران امده است 4 بار با نام محمد ( ص) و يكباربا نام احمد در سوره صف ايه 6
پيامبري كه به سخن خدا ملقب شده  حضرت  موسي(  ع)    كليم الله  ميباشد
پيامبري كه   مورد تمسخر قومش قرار گرفت حضرت نوح( ع)  بود
حضرت   نوح به شيخ النبيا معروف است
حضرت هود بر قوم عاد مبعوث شد
لقب حضرت محمد( ص) حبيب الله است
پيامبر اكرم( ص)  هنگام تلاوت  ايه 61 سوره يونس ميگريست
پيامبراني كهبا همديگر در يك زمان مي زيستند عبارتند   از ابراهيم ولوط  يوسف ويعقوب  موسي وخضر
حضرت ايوب ( ع)    نمونه صبر و برد بباري بود
كتاب حضرت داود ( ع) زبور بود
حضرت ابراهيم ( ع) جد اول حضرت محمد(ص) بوده اند
حضرت  ذكريا كفالت حضرت مريم را به عهده داشت
ايه 86 سوره هوداولين ايه اي است كه حضرت مهدي (ع) هنكام ظهورشان بر زبان مباركش جاري مي سازد
ايه 35بقره اولين ايه است كه از بهشت ياد ميكند
ايه  3 سوره مائده كه درباره خلافت و جانشيني علي(ع) است اخرين ايه اي است كه نازل شده
سوره اي كه در شان حضرت زهرا س نازل شده كوثر ميباشد
دختر حضرت شعيب /ع/ به عفت وحيا مشهور  است
دوزن نمونه كه در قران به انها اشاره نموده است عبارتند از اسيه زن فرعون مريم مادر عيسي /ع
زن ابولهب هيزم كش جهنم است
دوزن كه  در قران به زشتي از انها نام برده شده عبارتند از جالوت هامان سامري نمرود فرعون  قارون وابولهب
حيواني كه نمرود را به هلاكت رساند پشه بود
پرندگاني كه لشگريان ابرهه را به هلاكت رساندند ابابيل نام  داشتند
اصحاب كهف 309 سال در غار خواب بودند
حيواني كخ همراه اصحاب كهف به غار پناه برد سگ بود
لقب   حضرت يعقوب/ع/ اسرائيل است
قران طي مدت23سال بر پيامبر اكرم/ص/نازل شده است
اولين گرداورنده قران حضرت علي//ع/بود
نخستين مفسر قران حضرت  علي /ع/ بود
نگاه كردن به قران عبادت است
نه صفت نمازگزار:1-مداومت بر نماز2-به محرومان انفاق ميكنند3-تصديق به روز قيامت ميكنند
4-ترس از عذابقيامت دارند 5-دامنشان را از بي عفتي حفظميكنند
6-بهعهدهخودوفاميكنند 7-گواهي به حق مي دهند 8-ترس از عذاب قيامت دارند 9-ترس ازعذاب قيامت دارند
سوال شد:چرا به كسي كه نماز نمي خواند عنوان كافر داه شده است
امام صادق/ع/فرمودند:تاركالصلوه نماز را از روي بي اعتنائي به فرمان خدا ان را ترك ميكند
امام صادق/ع/:هرگزشفاعت ما به كساني كه نماز را سبك بشمارند نخواهد رسيد
اولين فرمان از طرف خداوند به موسي عبادت بود
انانكه از عبادت كردن به خداوند تكبر مي ورزند هرچه زودتر ذليلانه به جهنم فرو خواهند رفت //سورهغافر ايه 660
نماز را برپا دار زيرا نماز انسان را از كارهاي زشت باز ميدارد و ياد خدا بسيار بزرگتر است /سور عنكبوت ايه 45
از مجرمان سوال ميكنند چه چيزشما را به دوزخ فرستاد گويند ما از نمازگزاران نبوديم //سورهمدثر ايات 40تا 43//
ركوع به معناي خشوع و از اركان نماز است قنوت در لغت به معناي اطاعت همراه با خضوع است
امام صادق/ع/ فرمود:وقتيبنده به نماز ايستاد خداوند متعال به او   توجه ميكند و توجهش را از او قطع نمي كندتا موقعيكه
3مرتبه از يادخدا غافل گردد در اين هنگام خداوند نيز اغز او اعراض خواهد كرد
پيامبر اكرم /ص/ فرمود خشوع زينت نماز است
نيت يعني قصد انجام كاري كه در ان نزديك شدن به خداي بزرگ و اطاعت از فرمان او باشد
نيت ركن نماز است
قيام متصل به ركوع يعني چند لحظه ابستادن همرااه با ارامش واجب است
سبحان ربي الاعلي وبه حمده :منزه است پرورگار من كه از همه والاتر است و من به ستايش ان مشغولم
از نشانه هاي ياران با وفاي پيامبر /ص/ان است كه  اثار سجده در سيماي انان ديده مي شود
بهترين راه نزديكي به خداوند از طريق سجده  است
پامبر /ص/ فرمود من در قيامت امت خود را از اثار سجده كه بر پيشاني دارند مي شناسم
سجده كمر شيطان را مي شكندباعث محو گناهان مي شود و انسان را بهشتي ميكند
وحدهلاشريك له:يعني خداي  واحدي است   كه  همتا ندارد
مستحب است كه در تشهد اول بعد از صلوات بر محمدو المحمدگفته شود :وتقبلشفاعتهفي امتهوارفعدرجته
چند پيام از تشهد :بندگي بالاترين مقام انبيا است عبوديت است كخ پيامبر رابه معراجميبرد شهذدت به رسالت پيامبر به معناي نفي تمام مكاتب بشري است
قران مجيد امر صلوات بر محمد /ص/راصراحتا اعلام فرموده   است
ياايهاالذين امنواصلو عليهوسلمواتسليما
سلام نخستين در نمازبه رسول خدا/ص/
سلام دوم به خودماوبندگان شايسته خدا
سلام سوم به فرشتگان و مومنان است
پيامبر فرمودند: بهترين نماز ان است كه قنوت طولاني داشته باشد
قنوت به معناي دعا است در نماز درحال ابستادن
اولين نماز جماعتي كه  تشكيل شده به امامت رسول خدا/ص/و شركت  حضرت علي /ع/و جعفر طياربرادر حضرت/ع/بود
اثارو فوايد دنيوي نماز جماعت خوشنامي درمان نفاق  در پناه خداقرار گرفتن كفاره گناهان
اثار و فوايد اخروي نماز جماعت :عبور از صراط ترفيع مقام نجات از ترس قيامت
نماز شب 11 ركعت است
رسول خدا /ص/فرمود:برترين نماز بعد    ازنماز واجب نماز شب است
طبق ايه 91 سوره مائده از اهداف شيطان باز داشتن از نماز است
وضو كليد نماز است
وضو در لغت نظافت و نيكوئي و  در حديثي به    معناي نور و روشنائي امده  است
وضو سبب پاگيزگي بدن وصفاي روان ادمي است
رسول/ص/فرمودك كسي كه شب را با وضوبيارامد گويي تمام شب را به احياو عبادت گذرانده است
رسولخدا/ص/فرمودمسواك كردن جزئي از وضو است
امام علي چيزي از امور دنيا شما را از خواندن نماز اول وقت باز ندارد
پيامبر اكرم /ص/:نماز اول وقت  برترين اعمال است
دو ركعت نماز همراه با تفكر و حضور قلب ارزشمندتر از يك شب زند داري با  دلسرگردان و بدون توجه  است
رسول خدا /ص/فرمودند:هركس مقيد به حضور در نماز جماعت است تحت هر شرايطي كه باشد از صراط عبور كرده وبه بهشت ميرود
امام صادق /ع/:خداوند نسبت به تمام مخلوقات رحمان است اما رحيم به مومنان اختصاص دارد
يكي از نامهاي قيامت  يوم الدين ميباشد
مقصوداز صراط مستقيم همان طريق خداشناسي و دين وپاي بند بودن به انجام دستورات خدا است
صراط در قيامت نام پلي است بر روي دوزخ كه همه مردم بايد از روي ان عبور كنند
گمراهان //ضالين//كساني هستند كه  از ايمان به كفر تبديل يافته اند . كساني كه از خداوپيامبرش نافرماني ميكنند. كساني كه اخرت را باور ندارندو از رحمت الهي نوميدند
سبحان ربي العظيم وبحمده : پروردگار من عظيم واز هر عيبي منزه است و  ممن به ستايش او مشغولم
ايه 60 سوره غافر :انانكه از عبادت كردن به خداوندتكبر مي ورزند هرچه زودتر ذليلانه به جهنم فرو  خواهند رفت
ايه 31 سوره مريم :عيسي گفت :خداوند من سفارش كرده تا زنده امنماز وزكات را انجام دهم
بهترين چيزي كه بنده بعداز شناخت خداوند بوسله ان به درگاه الهي تقرب پيدا مي كند نماز است
براي نماز گزاري كه نمازش را در اول  وقت به جا مي اورد :پيامبر/ص/ راحتي در دم مرگ نجات از اتش رفع و دفع اندوه را ضمانت كرده  است
پيامبر /ص/فرمود شيطان تا وقتي انسان نمازهاي پنجگانه را در وقتش مي خواند خائف وترسناك است و از انسان هابركنار است
پيامبر فرمود كه فرداي قيامت شفاعت من به كسي كه نماز واجب را تاپس از وقت ان به تاخير اندازد نخواهد رسيد
اذان واقامه براي نمازهاي پنجگانه مستحب موكد است
مهمترين شرط قبول نماز حضور قلب در نماز است
اداب حضور قلب در نماز: توجه كامل به نماز داشته باد  در حالت كسالت و چرت زدن نماز نخواند در نماز خميازه نكشد
كسي كه درنماز خشوع بدنش بهتر از خشوع قلب باشد اين عمل نزد ائمه نفاق است
اداب مستحبات قيام انست كه جاي سجده را نگاه كند پاها را پس وپيش نگذارد  دستها را روي رانهابگذارد وبه راست و چپ و اسمان نگاه نكند

ابو لؤلؤ ، قاتل عمر بن خطاب ، چه کسی بود ؟ سرنوشت او چه شد ؟

ابولؤلؤ (644م) با اسم فیروز ایرانی، کشنده عمر خلیفه دوم است(1). وی مسیحی و یا به قولی زرتشتی و از مردم نهاوند بود که در جنگ مسلمانان اسیر شد و به غلامی مغیرة بن شعبه فرمانروای کوفه درآمد.(2) احتمالاً پیش از آن مدتی در اسارت رومیان به سر برده و در همان جا آیین ترسایی اختیار کرده بود.(3) برخی نیز وی را شیعه و از طرفداران علی بن ابی طالب (ع) میدانستند.
مورخان درخصوص انگیزه قتل عمر توسط وی اختلاف دارند. بنابر کهن‏ترین منابع و روایات مغیرة بن شعبه از کوفه نامه‏ای به عمر در مدینه نوشت و از او خواست اجازه دهد غلامش ابولؤلؤ به مدینه بیاید و مردم از فنون او مانند نقاشی، آهنگری و درودگری بهره‏مند شوند. عمر با آن که ورود غیر عرب را به مدینه ممنوع کرده بود، موافقت کرد. پس از چندی، ابولؤلؤ نزد عمر از مولای خود شکایت کرد که خراجی سنگین بر او بسته، ولی خلیفه شکایت او را روا ندانست. ابولؤلؤ که از بی اعتنایی خلیفه در خشم شده بود، کلمات تهدیدآمیزی بر زبان راند. چندی پس از آن گفتگو ابولؤلؤ در مسجد کمین کرد و هنگام نماز صبح عمر را از پای درآورد.(4)
برخی از مورخان دیگر عقیده دارند که سیاست عمر در برابر ایرانیان - به ویژه اسیران و کودکان - نیز در قتل عمر نقش داشته است.(5)
از دیگر نظراتی که درباره انگیزه قتل عمر گفته شده، این است که برخی از بزرگان صحابه که از سختگیریهای عمر ناراضی بودند، نقشه قتل خلیفه را کشیدند و ابولؤلؤ وسیله اجرا بوده است.(6) بر این اساس وی قاتل عمر بوده و شهرت او نیز به دلیل قتل عمر است.(7)
در مورد قبری که در کاشان منتسب به او است، گزاره‏های تاریخی متضاد و متناقض است. برخی گویند: او بعد از سوءقصد به عمر از مدینه گریخت، به عراق رفت و در کاشان درگذشت.(8)
برخی نوشته‏اند: او بعد از سوءقصد فرار کرد. مردی از بنیتمیم او را گرفت و کشت و کارد او را آورد و به پسر عمر (عبیدالله) داد. عبیدالله با همان کارد هرمزان را کشت، بدین خیال که او نقشه قتل پدرش را کشیده بود(9)
در برابر این دو قول بسیاری از نویسندگان نوشته‏اند: ابولؤلؤ بعد از سوء قصد به جان عمر و زخمی کردن چند نفر دیگر، خودکشی کرد.(10)
بنابر قول اخیر، نمیتوان پذیرفت که قبر ابولؤلؤ در کاشان باشد.
پی نوشت:
1. دایرةالمعارف بزرگ تشیع، ج‏1، ص 436؛ دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج‏6، ص 198 - 199.
2. دایرةالمعارف تشیع، ج‏1، ص 436؛ دایرةالمعارف فارسی، ج‏1، ص 34؛ لغت نامه دهخدا، ج‏1، ص 682.
3. دایرةالمعارف تشیع، ج‏1، ص 436.
4. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج‏6، ص 198.
5. دایرةالمعارف تشیع، ج‏1، ص 436
6. دایرةالمعارف اسلامی، ج‏6، ص 198 - 199.
7. دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ،ج‏6، ص 198.
8. حبیب السیر، ج‏1، ص 167؛ به نقل از لغت نامه دهخدا، واژه ابولؤلؤ.
9. لغت نامه دهخدا.
10. محمد ابن سعد، طبقات الکبری، ج‏3، ص 345؛ ابن شبه، تاریخ المدینه المنوره، ج‏3، ص 896 - 899؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک ،ج 4، ص 190 - 191؛ به نقل از دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، ج 6، ص 199

خود ارضایی (استمنا) و راههای ترک آن

در مورد عمل خودارضایی یا استمنا باید توجه داشت که این عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ است و راه ارضای مشروع غریزه جنسی برای فرد فقط از طریق ازدواج و نزدیکی با همسر شرعی خود می باشد.
انسان یک سلسله نیازهایی دارد که باید در شرایط زمانی مناسب به نحو صحیح ارضا شود. یکی از این نیازها که آغاز ارضاء آن در ایام جوانی است اما بیداری آن در ایام نوجوانی رخ می دهد نیاز جنسی است. این نیاز در ایام نوجوانی و بلوغ بر اثر ترشح هورمون های جنسی و تغییرات فیزیولوژیکی و روانی که در فرد به وجود می آید، بیدار می شود ولی به دلیل فراهم نبودن سایر شرایط ازدواج مانند بلوغ فکری، اجتماعی و اقتصادی در بیشتر افراد با کمی تأخیر ارضاء می شود و بهترین دوران ارضاء این نیاز آغاز جوانی است یعنی وقتی سایر شرایط ازدواج نیز به طور نسبی فراهم شد اما به دلایلی ممکن است بعضی از جوانان درارضاء این نیاز دچار انحراف جنسی شوند و از طریق نامشروع بخواهند این نیاز طبیعی را ارضاء کنند. یکی از این راه های انحرافی که عوارض روانی - جسمانی بسیار نامطلوبی نیز به دنبال دارد مبتلا شدن به خودارضایی است. عواملی مانند دست ورزی با آلت تناسلی، پوشیدن لباس های تنگ، نگاه کردن به مناظر شهوت آلود مانند نگاه کردن به فیلم های مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهایی، وارونه خوابیدن، گوش دادن به موسیقی های شهوت برانگیز، خوردن بعضی از غذاهای شهوت زا و... می تواند باعث بروز این بیماری خانمانسوز شود.

برای آشنایی بیشتر با این عمل خانمان سوز عوارض آن را عرض می کنیم که در ترک آن خیلی کمک می کند:

عوارض خود ارضایی عبارتند از:
الف. آسیب‏هاى جسمانى‏
1. ضعف و تحلیلِ قواىِ جسمانى‏
کاهش انرژى جسمانى بدن از مضرات مهم و جبران‏ناپذیر خودارضایى است. احساس خستگى عارضه طبیعى انزال است. اگر خودارضایى در شبانه روز به دفعات تکرار شود این احساس خستگى در ساعات مختلف همراه انسان است. در نتیجه به مرور زمان ضعف و بى حالى در فرد تثبیت شده و یک طبیعت ثانوى براى او ایجاد مى‏کند. کاهش و تخلیه مکرر قواى جسمانى به ضعف عمومى و دائمى بدن و بالاخره به پیرى زودرس مى‏انجامد.
... وقتى قلم به دست مى‏گیرم زود خسته مى‏شوم و قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را روى زمین مى‏گذارم تا وقتى که دستم کمى قدرت پیدا کند و دوباره بنویسم. «نامه‏اى از یک جوان»
... آن چه امروز برایم باقى مانده است (از ناحیه این عمل) جسمى نحیف و درهم شکسته است. «نامه‏اى از یک جوان».
... با این که ورزشکارم زانوهایم مرتب سست مى‏شود. «پسرى 18 ساله»
من که دخترى پر جنب و جوش و داراى چهره‏اى روشن بودم، کم کم به دخترى بى حال، کم تحرک و رنگ پریده مبدل شدم.
«دخترى 15 ساله، کلاس اول تجربى»
لاغرى، لرزش بدن، پژمردگى،ضعف مفاصل، تشنج، زردى و تیرگى چهره، از نشانه‏ها و عوارض ضعف جسمانى است.
متأسفانه ضعف جسمانى به همین جا ختم نمى‏شود بلکه کل بدن را ساقط مى‏کند. شخصى که مبتلا به این عمل شوم شود، رفته رفته ضعف شدید در خود احساس کرده، کمر درد او را آزار می دهد تا این که به فلج عمومى بدن مبتلا می شود.
2. ضعف بینایى
خود ارضاى به تدریج در نور چشم و قدرت بینایى اثر مى‏گذارد و آن را کاهش مى‏دهد. درجات و شدت ضعف چشم بستگى به درجات و شدت خودارضایى دارد و این به حدى است که گاه به نابینایى منجر مى‏شود.
با این که اهل ورزش هستم چشمانم خسته مى‏شود و جلو چشمم تیره و تار مى‏شود به حدى که سرگیجه مى‏گیرم. آیا این از عوارض خودارضایى است؟ «نامه‏اى از یک پسر 18 ساله»
جوانى که هشت سال مبتلا به خودارضایى بود وقتى مى‏خواست کتابى را بخواند چشم هایش سیاهى مى‏رفت، حدقه‏هاى چشم او بیش از حد معمول گشاد و باز شده بود و در قعر چشم‏هاى خود درد شدید احساس مى‏کرد. (به نقل از مشکلات جنسى نسل جوان).
روزى چشمم به جوانى حدوداً بیست و پنج ساله افتاد که در اثر نابینایى به همراه برادرش حرکت مى‏کرد، چون با برادرش آشنا بودم جلو رفتم و سؤال کردم: چرا چنین شده است؟ گفت: او مبتلا به انحراف جنسى (خودارضایى) بوده است و دست از این کار برنداشته است تا به این روز افتاد. (همان).
3. آسیب‏پذیرى در برابر بیمارى ها
تحلیل رفتن قدرت بدن و قواى جسمانى، بستر پذیرش سایر بیمارى‏ها را فراهم مى‏آورد. جسمى که با خود ارضایى ضعیف شده است نمى‏تواند در مقابل میکروبها و ویروسها از خود دفاع کند. جوانى مبتلا به این عمل شوم بود، در همین حین به یکى از بیمارى‏هاى همراه با تب دچار شد و در همان حال خودارضایى مى‏کرد، در روز ششم بیمارى کاملاً ضعیف شده بود و در نتیجه مرد.
4. آسیب دستگاه تناسلى و ناتوانى‏هاى جنسى و تولید مثل‏
خودارضایى اثرات مهمى در دستگاه تناسلى از خود برجاى مى‏گذارد. دکتر «هوچنین سون» معتقد است که عموم ناراحتى‏هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار خودارضایى است. بعضى ازاین اثرات عبارت اند از:
- تورم غدد وذى‏
- تورم کانال نطفه‏
- تورم قسمت پایینى و عقب کانال ادرار
- شل شدن عضلات تناسلى‏
- خروج بى اختیار منى با کوچکترین حادثه‏
-ایجاد قاعدگى نامنظم و خروج ترشحات چرکى و احساس درد هنگام قاعدگى در دختران‏
- از بین رفتن پرده بکارت‏
- ارضاى ناکامل جنسى و از دست دادن لذت مقاربت بعد از ازدواج‏
- ناتوانى و تأخیر تولید مثل به خاطر ضعف مکرر دستگاه تناسلى و انزال زودهنگام‏
- بیماریهاى مقاربتى‏
- عقیم شدن‏
5. آسیب مراکز عصبى و غدد در مغز
در اثر خودارضایى و تحریک زیاد، هیپوتالاموس آسیب مى‏بیند. مغز و مراکز حساس دیگر مکرراً دچار کاهش نسبى جریان خود مى‏شوند و از این طریق آسیب‏هاى جبران‏ناپذیر و بر آنها وارد مى‏شود. تخلیه‏هاى مکرر عصبى، موجب ضعف اعصاب مى‏شود. خودارضایى‏هاى مکرر، مرکز عصبى را دچار حساسیت و ضعف و خستگى و اختلال مى‏سازد. به گفته یکى از دانشمندان، خود ارضایى موجب ضعف قواى شهوانى و بى رمق و بى جان شدن آنها مى‏شود.
به طور کلى اختلال قواى بینایى، شنوایى (مثل صداى زنگ در گوش و وز وز کردن) و... از ضعف و اختلال اعصاب است.
... قسمت‏هاى عمده بدن من یعنى قلب و اعصابم به هم ریخته است. «نامه‏اى از یک جوان»
- کم خونى؛
- کم اشتهایى و مشکلات گوارشى؛
- کم خوابى و اختلال در خواب؛
- تنگى نفس؛
- سر درد و سرگیجه؛
- پیدایش تغییرات در نخاع و ستون فقرات.
- همگى از آسیب‏هاى جسمى خودارضایى هستند.
ب. آسیب‏هاى روحى - روانى‏
1. ضعف حافظه، حواس پرتى و ناتوانى در تمرکز فکرى‏
همان گونه که گذشت، یکى از پى آمدهاى خودارضایى، ضعف و تحلیل قواى جسمانى است و این به نوبه خود ناشى از اختلال در عملکرد سیستم مغز و اعصاب است. اختلال در این سیستم موجب مى‏شود که بخش حافظه کارایى لازم را نداشته باشد. علاوه بر این، شخصِ مبتلا به خودارضایى به خاطر تمرکز در این عمل و توجه نسبتاً مداوم به موضوعات جنسى، حواس پرت و ناتوان در تمرکز فکرى است که این خود عامل دیگرى براى کاهش مستمر حافظه است.
از عوامل حفظ و تقویت حافظه آن است که فرد به کارهاى علمى و فکرى مشغول باشد در حالى که شخص خودارضا از کارهاى علمى و فکرى باز مى‏ماند و این خود عامل دیگرى براى ضعف حافظه چنین اشخاصى است.
... استعداد کافى داشتم و تحصیل مى‏کردم اما اکنون استعدادم کم شده و مطالب را درست درک نمى‏کنم و با فشار و سختى به تحصیل ادامه مى‏دهم. «نامه‏اى از یک دانش‏آموز»
2. اضطراب
دلهره و دلواپسى از ویژگى‏هایى است که دائماً فرد خودارضا را رها نمى‏کند، او مرتب با خود درگیر است و نمى‏تواند با خود کنار آید. افکار آشفته، وسواس فکرى، بى ثباتى، درهم ریختگى فکرى دامنگیر اوست: «نکند کسى بفهمد»، «کى و چگونه این کار را تکرار کنم»، «کى مى‏شود نجات پیدا کنم» و.. لحظه‏اى آرام و قرار ندارد، سرزنش و تحقیر خود به علت ارتکاب گناه، شخصیت او را در هم مى‏کوبد. گاهى تأخیر در ترک و این که بعد از ترک چه مى‏شود، امان او را مى‏گیرد.
... آیا با ترکِ خودارضایى باز هم علائم آن باقى مى‏ماند. «امضا: همدم مرگ»
... آیا پس از ترک مى‏توانم ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم؟ آیا بخشوده خواهم شد؟ «نامه‏اى از یک جوان»
آن چه امروز از این عمل برایم باقى مانده است، روحى متزلزل و بغض و نفرتى متراکم است. «نوجوان 17 ساله »
3. افسردگى‏
بى احساسى و بى اعتنایی، بى نشاطى و بى ذوقى، سستى و گوشه‏گیرى، غم و اندوه، عدم علاقه به امور هنرى، ورزشى، مسائل معنوى و... همگى از نشانه‏هاى بارز و حتمى افسردگى است.
4. پرخاشگرى و بداخلاقى‏
شخصِ خودارضا نسبت به کوچک‏ترین محرک محیطى حساس است. حوصله گفت و گو با دیگران را ندارد. زود رنج است و سریعاً از کوره در مى‏رود. به نور زیاد، صدا، رفت و آمد و... حساسیت فوق‏العاده دارد.
5. یأس از زندگى‏
... در 16 یا 17 سالگى دو مرتبه دست به خودکشى زدم ولى موفق نشدم، اکنون در میان توفان مرگبارى به این سو و آن سو مى‏روم، شاید هم یک سویش نابودى باشد. «نامه‏اى از یک جوان»
... تصمیم گرفته‏ام اگر راهى برایم نباشد خودکشى کنم.... «دختر 18 ساله »
6. از بین رفتن خلاقیت‏ها، توانایى‏ها و سرکوب شدن استعدادها.
7. عدم میل به تحصیل، مطالعه، تحقیقات علمى و فعالیت‏هاى فکرى.
8. هوس باز و بى‏بند و بار شدن و اعتیاد به ارضاى جنسى نامشروع.
9. بى عاطفه، کم رو و خجل.
10. عدم اعتماد به نفس و احساس حقارت، ضعف اراده.
11. از بین رفتن صفاى دل و بى علاقه‏گى نسبت به امور معنوى، مجالس دعا، جماعات و... .
12. احساس گناه، عذاب وجدان.

ج) آسیب‏هاى اجتماعى‏
خودارضایى یک حس گریز از اجتماع پدید مى‏آورد که در اثر افراط و تکرار در او ریشه‏دارتر خواهد شد. فرد در گوشه‏اى خود را منزوى می کند و به افکار دور و دراز مى‏پردازد. توجه به لذات شخصى، سبب سستى روابط اجتماعى مى‏گردد و حیات جمعى را دچار مخاطره مى‏سازد. فردِ خودارضا به غیر از میل به انزواجویى در عرصه اجتماعى نیز با مردم جوششى ندارد و از زندگى جمع احساس لذت نمى‏کند. اینجاست که نه تنها شخصیت اجتماعى و انسانى چنین افرادى تدریجاً متزلزل شده بلکه جامعه نیز از وجود نیرو جوان و پرانرژى محروم گردیده است و در دراز مدت موجب اختلال در نظام اجتماعى مى‏شود.
این دسته از آسیب‏ها عبارت اند از:
1. بى آبرویى؛
2. مشکلات خانوادگى؛
3. انزواى اجتماعى، طرد شدن از جامعه و مشکل دوست یابى؛
4. مشکلاتى در ازدواج از قبیل:‏
بى میلى به ازدواج و تأخیر در آن‏
بى میلى به همسر
ناتوانى در مقاربت صحیح و ارضاى جنسى خود و همسر
از بین رفتن پرده بکارت
ناسازگارى خانوادگى‏
سرد بودن کانون خانواده‏
ناتوانى در برابر مشکلات و سختى‏ها پس از ازدواج‏
طلاق و متزلزل شدن کانون خانواده‏
5. افت تحصیلى‏
این کار روى تحصیلات من به شدت اثر گذاشت، من که تا سال سوم راهنمایى جزء شاگردان خوب کلاس بودم، در سال سوم راهنمایى، ثلث اول یک تجدیدى آوردم. «دختر 15 ساله»
6. بزهکارى‏
7. عدم علاقه نسبت به فداکارى، خدمتگزارى به همنوعان و...
8. لذت نبردن از دوستى‏ها و مهر و محبت‏ها در روابط با پدر و مادر، بستگان و دوستان و بالاخره بریدن از آنان.
9. از بین رفتن عزت، پاکدامنى، شرف و حیا.
10. انحطاط و انحراف فکرى و عملى خود و به انحراف کشیدن دیگران.
11. ایجاد خطرات اجتماعى براى خانواده خود و نوامیس دیگران.
12. سوء استفاده جنسى و تجاوز به کودکان.
13. ترویج و اشاعه فحشا و منکرات.
14. شیوع بیمارى‏هاى مقاربتى در جامعه.
15. حسادت و بدبینى.
د) آسیب‏هاى معنوى و اخروى‏
همه آسیب‏هاى سه گانه که سخن از آنها به میان رفت قابل اصلاح و جبران است اما آسیب معنوى به این راحتى قابل جبران نیست چون اولاً: آسیب به قلب و دل است که هیچ جنبه ای از وجود آدمى به ارزش، کارایى، حساسیت و لطافت قلب و دل او نیست. به تعبیر قرآن و روایات اسلامى، گناه به قلب سرازیر مى‏شود و آن را فاسد و از کار مى‏اندازد. ثانیاً: این آسیب فقط دنیوى نیست.
راهکار های ترک :
روان شناسان مى‏گویند: براى ترک یک عادت بد، حتماً باید به سراغ عادت خوب رفت و آن را جانشین عادت بد نمود. در مورد عادات بد جنسى باید درست در همان ساعاتى که انگیزه آن در مبتلایان تولید مى‏شود، به سراغ برنامه خاصى مانند ورزش، تفریح، رفتن پیش دوستان و بطور کلى بیرون آمدن از خلوت و تنهایی بود.( ناصر مکارم شیرازى، مشکلات جنسى جوانان، ص 169 )
اکنون که شما به لطف خدا به زشتی این عمل پی بردید عزم خود را جزم نمایید و دامن همت به کمر زده از نیرو و اراده جوانی استفاده کنید و به صورت جدی این عمل را ترک کنید. به این منظور:
1- سعی کنید همیشه پیش از خواب مثانه خود را تخلیه کنید و شب‏ها به خصوص غذایی سبک میل کنید.
2- هرگز شکم خود را بیش از حد معمول پر نکنید بلکه اگر تا چند لقمه دیگر جای دارید از غذا دست بکشید.
3- از پوشیدن لباس‏های تنگ و چسبان (به خصوص لباس زیر ) اجتناب ورزید.
4-هرگز در حمام به طور کامل لخت نشوید.مثلا در حالی که هنوز زیر شلوار به پا دارید قسمت فوقانی بدن خود را بشویید. از لیف و صابون زدن به اندام جنسی خود که باعث تحریک آن می شود بپرهیزید.مطمئن باشید صرف تماس آب وصابون با اندام جنسی بدون دست ورزی برای بهداشت آن کفایت می کند.
.4- هرگز فکر گناه را به ذهن خود راه ندهید و از تصور و تخیل امور جنسی و شهوانی سخت پرهیز کنید.
5- از خواندن، شنیدن، نگاه کردن به امور و تصاویر شهوت زا دوری کنید.
6- از خوردن مواد غذایی محرک مانند: خرما،پیاز، فلفل، تخم‏مرغ و غذاهای چرب اجتناب و یا به حداقل اکتفا نمایید.
7- از نگاه کردن و دست‏ورزی به اندام جنسی خود پرهیز کنید. 8- هرگز به رو نخوابید.
9- هیچ‏گاه تنها در یک مکان نباشید تا فرصت و زمینه گناه از بین برود.
10- برای تخلیه انرژی زاید بدن به طور منظم و زیاد ورزش کنید.
11- هیچ‏گاه بیکار نباشید و همیشه برای مشغول ساختن خود به فعالیتی مطلوب و مثبت برنامه داشته باشید.
12- روزه بگیرید . حتی اگر روزه واجب به عهده ندارید ،روزه مستحبی بگیرید و اگر قادر نیستید، روزه تربیتی بگیرید، یعنی به کمترین مقدار غذا و کم‏حجم‏ترین نوع غذاها اکتفا کنید و وعده غذایی خود را کم کنید.
13- هرگز به نامحرم نگاه نکنید، حتی اگر به ارتباط کلامی با آنها مجبور باشید.
14- با جنس مخالف رفتار متکبرانه داشته باشید. هرگز با روی باز و نرمی با آنها برخورد نکنید.
15- هرگاه افکار جنسی به ذهن شما حمله ور شد ، ذهن خود را مثلاً با بستن یک کش به مچ دست خود و کشیدن و رها کردن آن از آن افکار منصرف کنید. به خود هشدار دهید.
16- به بدی این گناه و عواقب آن بیاندیشید ولی احساس گناه شما از این کار نباید به حدی باشد که در شما ایجاد اضطراب مخل به سلامت روان کند .
17- به محض لغزش فوراً توبه کنیدو هرگز از رحمت خدا مأیوس نباشید و بدانید رحمت خدا از گناه شما بزرگتر است.
18- سعی کنید که به مرور نه یکباره تعداد دفعات این عمل را کاهش دهید . مثلا اگر هرروز این کار را انجام می دادید ، سعی کنید دفعات آن را به یک روز در میان، سپس دو روز و بعد هفته ای یک بار و ... کاهش دهید
19- قرآن زیاد بخوانید و در معانی آیات آن تفکر کنید.
20-در مجالس مذهبی، دعا و توسل و موعظه زیاد شرکت کنید.
21- از کتبی که جنبه موعظه و بیدارگری قلبی دارد بهره بگیرید و مقید باشید در روز چند ساعت به مطالعه این‏گونه کتب بپردازید . برای مثال مجموعه کتاب‏های شهید دستغیب توصیه میشود به خصوص کتاب گناهان کبیره، قلب قرآن، ایمان، قلب سلیم و معاد و….
22- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و عیادت از نزدیکان و... پر کنید.
23-به معاد و قیامت فکر کنید.
24- ذکر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زیاد بر زبان جاری سازید.
25- استمنا منافاتی با نماز خواندن ندارد و اگر خدایی نکرده هر روز هم این کار را می کنید با غسل و تیمم حتما سعی کنید عبادت‏های خود مانند نماز و روزه و... انجام دهید . این کار به نوبه خود تاثیر به سزایی در ترک این عمل دارد .
26- از محیطهای آلوده، سخت دوری کنید و بیشتر وقت خود را در کتابخانه بگذرانید و بی علت در خیابان‏های آلوده پرسه نزنید .
27- بعد از موفقیت در ترک ، حتی به طور موقت ، خود را تشویق نمایید . مثلا اگر یک روز توانستید استمنا نکنید ، جایزه ای به خود بدهید ( مثلا یک بستنی یا هر چه که دوست دارید ) . اگر این مدت بیشتر شد ، این روند را ادامه دهید .
اما نکته قابل توجه
این راهکارها وقتی نتیجه میبخشد که هر چه دقیق‏تر به آن عمل شود. زمان نتیجه آن بستگی به شرایط و خصوصیات افراد دارد، ازاین‏رو پیگیر زمان نتیجه نباید بود. فقط انرژی شما صرف عمل به دستورها شود.

لطفا برای اطلاعات بیشتر این مطلب را نیز از دیدگان زیبایتان بگزرانید...

استمناء  یکی از گناهان کبیره .

""""خواننده گرامی اگر دوست داشتید در مورد مشکلتان با یک نفر صحبت کنید و یک نفر را محزم اسرار خویش کنید تا شاید صحبت کردن و مشورت با یک نفر بتواند تاثیری در روند مثبت شما ایجاد کند حتما نظر خویش را به صورت خصوصی برایمان ارسال کنید تا حتما به صورت مکاتبه ای و حتی تلفنی به عنوان یک برادر ...برادر خوبی برای شما باشم... 

شماره تماس : به زودی

التماس دعا.... برادر کوچک شما بیابانی تشنه باران.""""

 

مناجات با امام زمان (عج) 2

خواستم بنویسم اما چگونه از چی؟عاشقانه از عشق، از عشق من به تویی که هیچگاه ندیدی ،نمی بینی و نخواهی دید عاشق درگاهت را . روی به سوی کدامین جاده کردید که تمامی راهها به قلب شما آخرش تابلو بن بست و اولش تابلو ورود ممنوع دارد . گام در کدامین راه گذاشتید که ما مفلسان حریمت هیچگاه به شما نمی رسیم و اصلاً و ابداً نمی توانیم سبقت بگیریم و به گرد پای شما هم نمی رسیم. در غروب عاشقی روی به سوی مشرق کدامین جغرافیای دارید که ما نسبت به نصف النهار شما همه ظلمات شبیم و تاریکی راه.در کدامین جمعه انتظار راه می گشایی و اذن دخول می دهی تا ما چاکران در گاهت پرتو نور شرقی رانصیب شویم پس از این همه چشم انتظاری.

الهي، چون توانستم، ندانستم و چون كه دانستم، نتوانستم.

الهي، چون توانستم، ندانستم و چون كه دانستم، نتوانستم.

الهي، در دل دوستانت نور عنايت پيداست، جانها در آرزوي وصالت حيران و شيداست، چون تو مولا كيست؟

الهي، اگر چه گناه من افزون است اما عفو تو از حد بيرون است.

الهي، نوازندهء غريبان تويي و من غريبم، دردم را دوا كن كه تويي طبيبم اي دليل هر گمگشته.

الهي، بر عجز وبيچارگي خود گواهم واز لطف و عنايات تو آگاهم. خواست، خواست توست، من چه خواهم!

الهي، آفريدي رايگان، روزي دادي رايگان، بيامرز رايگان، كه تو خدايي نه بازرگان.

الهي، جان ما را صفاي خود ده، دل ما را هواي خود ده، چشم ما را ضياي خود ده و ما را از فضل و كرم خود آن ده كه آن به.

الهی :  ازپیش خطر و ازپس راهم نیست

الهی :  ازپیش خطر و ازپس راهم نیست ، دستم گیر که جز فضل تو پشت وپناهم نیست ، ای بود ونابودمن تورایکسان ، ازغم مرابه شادی رسان .

الهی : اقرارکردم به مفلسی وهیچ کسی ، ای یگانه ای که از همه چیز مقدسی ، چه شود اگر مفلسی را به فریاد رسی ؟

الهی : اگر با تو نمی گویم ، افگار می شوم ، چون با تو می گویم ، سبکبار می شوم .

الهی : ترسانم ازبدی خود بیامرز مرا به خوبی خود ، ابلیس در آسمان زندیق شد ، ابوبکر در بتخانه صدیق شد ، برگناهم دلیری مکن که حق صبور است خویشتن را غرور مده که او غفور است .

ديگر نمي گويم کاش ميشد

ديگر نمي گويم کاش ميشد :

ميگويم از تو مي خواهم که خانه اي را که در بن بست سکوت ساخته ام ويران سازي

ميگويم از تو مي خواهم که عشق به خودت را همچون داغي آتش در سينه ام نگاه داري

ميگويم از تو مي خواهم که اشک هايم را در جويبار انتظارت بريزم

با آقايم حرف زدم

صدايم را از ميان انبوه درد هاي عاشقانش شنيد

من مي سوزم

جوابش را نمي شنوم

دفتر افکارم سفيد است

اما او برايم نوشته است

با رنگ سفيد

مي خواهد من خود بيابم ؛ مي دانم نوشته است که فرياد سکوتش بلند است

آري بايد بشنوم

مي دانم که سبکي هواي درونم از گرد و غبار قدمهايش بر روي ذهن پريشانم است

مي دانم که آرامش درياي قلبم از آرامش آبيه نگاهش است

منتظر آمدنم است پس منتظر آمدنش مي مانم

با عشق به او , با مدد از او و با توکل به خداي او

خدايا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان

خدایا !

خدايا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان ، اضطرابهای بزرگ، غمهای ارجمند و حيرتهای عظيم را به روحم عطا کن . لذت ها را به بندگان حقيرت بخش و دردهای عزيز را بر جانم ريز . خدايا به من توفيق تلاش در شکست ، صبر در نااميدی ، رفتن بی هموار، جهاد بی سلاح ، کار بی پاداش ، فداکاری در سکوت ، دين بی دنيا، مذهب بی عـوام، عـظمت بی نام، خدمت بی منان، ايمان بی ريا، تنهایی در انبوه جمعيت و دولت   . داشتن بی آنکه دوستم بدارند ،  عطا کن

سرنوشت مرا خیر بنویس

خدایا !

سرنوشت مرا خیر بنویس

تقدیری مبارک

تا هر چه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم

و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم .

مگر مي توان شيريني عشق تو را چشيد و از تو روي گردان شد ؟

بزرگا !

مگر مي توان شيريني عشق تو را چشيد و از تو روي گردان شد ؟

مگر مي توان لذت همجواري با تو را درک کرد و ميل جاي ديگر داشت ؟

لطيفا !

آيا شود که من نيز دوست تو باشم و به عشق و محبت تو پاک گردم ؟

شود که شوق ديدارت بال پروازم را بگشايد و به خوب و بد راه دگر نينديشم ؟

جميلا !

توان روي تو ديدن و نعمتي ديگر خواستن ؟

توان رضايت تو را داشتن و چشم به ديگري دوختن ؟

از تو مي خواهم که مرا براي ديدن رويت انتخاب کني

اين تن را براي عبادتت ، لايق

اين قلب را براي شيداييت ، عاشق

اين چشم را براي ديدنت ، شايق

و اين جان را به مقام قربت ؛ واصل گردان

مي خواهم يک واصل باشم

الهی ؛ تن به سوی کعبه داشتن چه سودی دهد

الهی!

 الهی ؛ تن به سوی کعبه داشتن چه سودی دهد ، آن را که دل به سوی خداوند کعبه ندارد .

الهی ؛ خوشا آنانکه در جوانی شکستند که پیری خود شکستگی است .

الهی ؛ اگر عنایت تو دست مارا نگیرد از چهل ها چلّه ماهم کاری نیاید .

الهی ؛ تو پاک آفریدی و ما آلوده کردیم .

الهی ؛ وای بر من اگر دلی از من برنجد .

الهی ؛ پیشانی بر خاک نهادن چه آسان است ، دل از خاک برداشتن دشوار است .

الهی ؛ شکرت که به بلای شهرت مبتلا نشدم .

الهی ؛ شکرت که حقیر و فقیرم نه امیر و وزیر .

الهی ؛ توبه از گناه چه آسان است توفیق ده که از عباداتمان توبه کنیم .

الهی ؛ آنکه تو را دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نیست .

الهی ؛ همه از مردن می ترسند و حسن از زیستن که این کاشتن است و آن درویدن .

الهی ؛ همه می گویند بده حسن می گوید بگیر .

الهی ؛ سر تا سر ذرات عوالم وجود در جنب و جوشند ، چگونه حسن خاموش باشد .

الهی ؛ آن را که عشق نیست ارزش چیست ؟

الهی ؛ خروس را سحر باشد و حسن را نباشد .

الهی ؛ از من آهی و از تو نگاهی .

الهی ؛ وسعت جهان کیانی که این است ، فسحت عالم ربانی چون خواهد بود ؟

الهی ؛ عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم .

الهی ؛ عارف را به عرفان چه کار ، عاشق معشوق بیند نه این و آن .

الهی ؛ عقل و عشق ، سنگ و شیشه اند ؛ عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان .

الهی ؛ اگر کودکان سرگرم بازی اند ، مگر کهنسالان در چه کارند ؟

الهی ؛ چه رسوایی از این بیشتر که گدا از گدایان گدایی کند.

الهی ؛ جز این نمی شد ، با که در آویزم .

الهی ؛ تو خود گواهی که این سخنان از بی تابی است ؛ بر ما متاب .

 

الهی! از بوده نالم يا از نابوده

محبت در بزد  محنت آواز داد ... دست درعشق زدم هر چه باداباد

الهی! از بوده نالم يا از نابوده ؟ از بوده محال است و از نابوده بيهوده.

الهی! صبر از من رميد و طاقت شد سست  تخم آرام کشتم  بی قراری رست.

الهی! دانی که بی توهيچ کسم  چندان گير دستم  که در تو رسم.

الهی! می پنداشتم تو را شناختم  اکنون آن پنداشت و شناخت را در آب انداختم.

الهی! نه نيستم  نه هستم  نه بريدم  نه پيوستم  اکنون زير سنگ است دستم.

الهی! همه شادی ها بی ياد تو غرور است و همه غم ها با ياد تو سرور است.

الهی! تا با تو آشنا شدم از خلايق جدا شدم درجهان شيدا شدم  نهان بودم پيدا شدم.

الهی! تا از مهر تو اثر آمد همه مهرها به سر آمد.

الهی! مکش اين چراغ افروخته را و مسوز اين دل سوخته را.

الهی! همه تو ما هيچ  سخن اين است  بر خود مپيچ.

الهی

 

الهي ، پناهي جز پناهت و سرايي جزا سرايت و كويي جز كويت و عشقي جز عشقت و لطفي جز لطفتو رحمتي جز رحمتت و احساني جز احسانت .

الهي، عنايتي جز عنايت و كرمي جز كرامتت و عفوي جز عفوت

الهي، رزقي جز رزقت و جودي جز جودتو محبتي جز محبتت نخواهيم الهي قلب با قوت ، حيات با لذت، عيش با طراوت.
الهي ، روح با طمانينت ،جسمي باسلامت، نفسي با رفعت به اين مستمند دردمندت بنما كرامت.

امام علی ع

مراقب افكارت باش كه گفتارت ميشود . مراقب گفتارت باش كه رفتارت مي شود . مراقب رفتارت باش كه عادتت مي شود . مراقب عادتت باش كه شخصييتت مي شود . مراقب شخصييتت باش كه سرنوشتت مي شود .

خدایا!چنان نزدیکی که نمی توانم ببینمت .

خدایا!

چنان نزدیکی

که نمی توانم ببینمت .

صدای تو هر لحظه با من سخن می گوید ،

اما من آنرا نمی شنوم .

مرا به اعماق درونم ببر

تا شکوه بی پرده جمال تو را بشنوم .

مرا بیاموز

پیوسته تو را بجویم

و همواره به عنوان یگانه پناهم

به تو رو کنم .

خدايا چگونه تورا بخوانم درحالي که من، من هستم

خدایا !

خدايا چگونه تو را بخوانم درحالي که من، من هستم

 (بااين همه گناه ومعصيت)

و چگونه از رحمت تونا اميد شوم درحالي که تو، تو هستي

 (باآن همه لطف ورحمت)

خدايا تو آنچناني که من مي خواهم

مرا نيز چنان کن که تو مي خواهي

الهی ، دربسته نیست

الهی ، دربسته نیست ، ما دست و پا بسته ایم...

 

الهی ؛ فرزانه تر از دیوانه ی تو کیست؟

 

الهی ؛ تو پاک آفریدی ما آلوده کردیم...

 

الهی ؛ اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست، که تو دارایی منی...

 

الهی ؛ اگر ستار العیوب نبودی ما از رسوایی چه میکردیم...

الهی ، دربسته نیست

الهی ، دربسته نیست ، ما دست و پا بسته ایم...

 

الهی ؛ فرزانه تر از دیوانه ی تو کیست؟

 

الهی ؛ تو پاک آفریدی ما آلوده کردیم...

 

الهی ؛ اگر چه درویشم ولی داراتر از من کیست، که تو دارایی منی...

 

الهی ؛ اگر ستار العیوب نبودی ما از رسوایی چه میکردیم...