الهی!

 الهی ؛ تن به سوی کعبه داشتن چه سودی دهد ، آن را که دل به سوی خداوند کعبه ندارد .

الهی ؛ خوشا آنانکه در جوانی شکستند که پیری خود شکستگی است .

الهی ؛ اگر عنایت تو دست مارا نگیرد از چهل ها چلّه ماهم کاری نیاید .

الهی ؛ تو پاک آفریدی و ما آلوده کردیم .

الهی ؛ وای بر من اگر دلی از من برنجد .

الهی ؛ پیشانی بر خاک نهادن چه آسان است ، دل از خاک برداشتن دشوار است .

الهی ؛ شکرت که به بلای شهرت مبتلا نشدم .

الهی ؛ شکرت که حقیر و فقیرم نه امیر و وزیر .

الهی ؛ توبه از گناه چه آسان است توفیق ده که از عباداتمان توبه کنیم .

الهی ؛ آنکه تو را دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نیست .

الهی ؛ همه از مردن می ترسند و حسن از زیستن که این کاشتن است و آن درویدن .

الهی ؛ همه می گویند بده حسن می گوید بگیر .

الهی ؛ سر تا سر ذرات عوالم وجود در جنب و جوشند ، چگونه حسن خاموش باشد .

الهی ؛ آن را که عشق نیست ارزش چیست ؟

الهی ؛ خروس را سحر باشد و حسن را نباشد .

الهی ؛ از من آهی و از تو نگاهی .

الهی ؛ وسعت جهان کیانی که این است ، فسحت عالم ربانی چون خواهد بود ؟

الهی ؛ عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم .

الهی ؛ عارف را به عرفان چه کار ، عاشق معشوق بیند نه این و آن .

الهی ؛ عقل و عشق ، سنگ و شیشه اند ؛ عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان .

الهی ؛ اگر کودکان سرگرم بازی اند ، مگر کهنسالان در چه کارند ؟

الهی ؛ چه رسوایی از این بیشتر که گدا از گدایان گدایی کند.

الهی ؛ جز این نمی شد ، با که در آویزم .

الهی ؛ تو خود گواهی که این سخنان از بی تابی است ؛ بر ما متاب .