إنَّ الْحَرامَ لا يَنْمي، وَإنْ نَمى لا يُبارَكُ فيهِ، وَ ما أَنْفَقَهُ لَمْ يُؤْجَرْ عَلَيْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ كانَ زادَهُ إلَى النّارِ.

همانا (اموال) حرام، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احياناً رشد كند و زياد شود بركتى نخواهد داشت و با خوشى مصرف نمى گردد، و آنچه را از اموال حرام انفاق و كمك كرده باشد اجر و پاداشى برايش نيست و هر مقدارى كه براى بعد از خود به هر عنوان باقى گذارد معاقب مى گردد.

اَلْحِكْمَةُ لا تَنْجَعُ فِى الطِّباعِ الْفاسِدَةِ.

حكمت اثرى در دل ها و قلب هاى فاسد نمى گذارد.

مَنْ رَضِىَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السّاخِطُونَ عَلَيْهِ.

هر كه از خود راضى باشد بدگويان او زياد خواهند شد.

اَلْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلْجازِعِ اِثْنَتان.

مصيبتى كه بر كسى وارد شود و صبر و تحمّل نمايد، تنها يك ناراحتى است، ولى چنانچه فرياد بزند و جزع كند دو ناراحتى خواهد داشت.

اِنّ لِلّهِ بِقاعاً يُحِبُّ أنْ يُدْعى فيها فَيَسْتَجيبُ لِمَنْ دَعاهُ، وَالْحيرُ مِنْها.

براى خداوند بقعه ها و مكان هائى است كه دوست دارد در آنها خدا خوانده شود تا آنكه دعاها را مستجاب گرداند كه يكى از بُقْعه ها حائر و حرم امام حسين (ع) خواهد بود.

اِنّ اللّهَ هُوَ الْمُثيبُ وَالْمُعاقِبُ وَالْمُجازى بِالاَْعْمالِ عاجِلاً وَآجِلاً.

همانا تنها كسى كه ثواب مى دهد و عِقاب مى كند و كارها را در همان لحظه يا در آينده پاداش مى دهد، خداوند خواهد بود.

مَنْ هانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ فَلا تَأمَنْ شَرَّهُ.

هركس به خويشتن اهانت كند و كنترل نفس نداشته باشد ، خود را از شرّ او در امان ندان.

اَلتَّواضُعُ أنْ تُعْطَيَ النّاسَ ما تُحِبُّ أنْ تُعْطاهُ.

تواضع و فروتنى چنان است كه با مردم چنان كنى كه دوست دارى با تو ، آن كنند.

اِنّ الْجِسْمَ مُحْدَثٌ وَاللّهُ مُحْدِثُهُ وَ مُجَسِّمُهُ.

همانا اجسام، جديد و پديده هستند و خداوند متعال به وجود آورنده و تجسّم بخش آنها است .

لَمْ يَزَلِ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَيْئىٌ مَعَهُ، ثُمَّ خَلَقَ الاَْشْياءَ بَديعاً، وَاخْتارَ لِنَفْسِهِ أحْسَنَ الاْسْماء.

خداوند از ازل، تنها بود و چيزى با او نبود، تمام موجودات را با قدرت خود آفريده، و بهترين نامها را براى خود برگزيد.

اِذا قامَ الْقائِمُ يَقْضى بَيْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ كَقَضاءِ داوُد (ع)وَ لا يَسْئَلُ الْبَيِّنَةَ.

زمانى كه حضرت حجّت (عج) قيام نمايد در بين مردم به علم خويش قضاوت مى نمايد، همانند حضرت داود (ع) كه از دليل و شاهد سؤال نمى فرمايد.

مَنْ اَطاعَ الْخالِقَ لَمْ يُبالِ بِسَخَطِ الْمَخْلُوقينَ وَ مَنْ أسْخَطَ الْخالِقَ فَقَمِنٌ أنْ يَحِلَّ بِهِ الْمَخْلُوقينَ.

هركس مطيع و پيرو خدا باشد از قهر و كارشكنى ديگران باكى نخواهد داشت.

اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ كَريمَةٌ وَالاْدَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَالْفِكْرَةُ مِرْآتٌ صافَيةٌ.

علم و دانش بهترين يادبود براى انتقال به ديگران است، ادب زيباترين نيكى ها است و فكر و انديشه ، آئينه صاف و تزئين كننده اعمال و برنامه ها است.

الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داع إلىَ الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.

خودبينى و غرور، انسان را از تحصيل علوم باز مى دارد و به سمت حقارت و نادانى مى كشاند.

لا تُخَيِّبْ راجيكَ فَيَمْقُتَكَ اللّهُ وَ يُعاديكَ.

كسى كه به تو اميد بسته است نا اميدش مگردان، وگر نه مورد غضب خداوند قرار خواهى گرفت.

الْعِتابُ مِفْتاحُ التَّقالى، وَالعِتابُ خَيْرٌ مِنَ الْحِقْدِ.

(مواظب باش كه) عتاب و پرخاشگرى، مقدّمه و كليد غضب است، ولى در هر حال پرخاشگرى نسبت به كينه و دشمنى درونى بهتر است (چون كينه، ضررهاى خظرناك ترى را در بردارد( .

مَا اسْتَراحَ ذُو الْحِرْصِ.

شخص طمّاع و حريص (نسبت به اموال و تجمّلات دنيا) هيچگاه آسايش و استراحت نخواهد داشت.

الْغِنى قِلَّةُ تَمَنّيكَ، وَالرّضا بِما يَكْفيكَ، وَ الْفَقْرُ شَرَهُ النّفْسِ وَ شِدَّةُ القُنُوطِ، وَالدِّقَّةُ إتّباعُ الْيَسيرِ وَ النَّظَرُ فِى الْحَقيرِ.

بى نيازى و توانگرى در آن است كه كمتر آرزو و توقّع باشد و به آنچه موجود و حاضر است راضى و قانع گردى، وليكن فقر و تُهيدستي در آن موقعى است كه آرزوهاى نفسانى اهميّت داده شود، امّا دقّت و توجّه به مسائل، اهميّت دادن به امكانات موجود و مصرف و استفاده صحيح از آنها است، اگر چه ناچيز و كم باشد.

الاِْمامُ بَعْدى الْحَسَنِ، وَ بَعْدَهُ ابْنُهُ الْقائِمُ الَّذى يَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً.

امام و خليفه بعد از من (فرزندم) حسن، و بعد از او فرزندش مهدى {موعود (عج)} مى باشد كه زمين را پر از عدل و داد مى نمايد، همان طورى كه پر از ظلم و ستم گشته باشد.

إذا كانَ زَمانُ الْعَدْلِ فيهِ أغْلَبُ مِنَ الْجَوْرِ فَحَرامٌ أنْ يُظُنَّ بِأحَد سُوءاً حَتّى يُعْلَمَ ذلِكَ مِنْهُ.

در آن زمانى كه عدالت اجتماعى، حاكم و غالب بر تباهى باشد، نبايد به شخصى بدگمان بود مگر آن كه يقين و معلوم باشد.

إنَّ لِشيعَتِنا بِوِلايَتِنا لَعِصْمَةٌ، لَوْ سَلَكُوا بِها فى لُجَّةِ الْبِحارِ الْغامِرَةِ.

همانا ولايت ما اهل بيت براى شيعيان و دوستانمان پناهگاه امنى مى باشد كه چنانچه در همه امور به آن تمسّك جويند، بر تمام مشكلات (مادّى و معنوى) فايق آيند.

يا داوُدُ لَوْ قُلْتَ:

إنَّ تارِكَ التَّقيَّةَ كَتارِكِ الصَّلاةِ لَكُنتَ صادِقاً.

حضرت به يكى از اصحابش (به نام داود صرّمى) فرمود:

اگر قائل شوى كه ترك تقيّه همانند ترك نماز است، صادق خواهى بود.

سَألْتُهُ عَنِ الْحِلْمِ؟ فَقالَ (ع) :

هُوَ أنْ تَمْلِكَ نَفْسَكَ وَ تَكْظِمَ غَيْظَكَ، وَ لا يَكُونَ ذلَكَ إلاّ مَعَ الْقُدْرَةِ.

يكى از اصحاب از آن حضرت پيرامون معناى حِلم و بردبارى سؤال نمود؟ حضرت در پاسخ فرمود:

اينكه در هر حال مالك نَفْس خود باشى و خشم خود را فرو برى و آن را خاموش نمائى و اين تحمّل و بردبارى در حالى باشد كه توان مقابله با شخصى را داشته باشى.

اِنّ اللّهَ جَعَلَ الدّنيا دارَ بَلْوى وَالاْخِرَةَ دارَ عُقْبى، وَ جَعَلَ بَلْوى الدّنيا لِثوابِ الاْخِرَةِ سَبَباً وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلْوَى الدّنيا عِوَضاً.

همانا خداوند، دنيا را جايگاه بلاها و امتحانات و مشكلات قرار داد، و آخرت را جايگاه نتيجه گيرى زحمات، پس بلاها و زحمات و سختى هاى دنيا را وسيله رسيدن به مقامات آخرت قرار داد و اجر و پاداش زحمات دنيا را در آخرت عطا مى فرمايد.