نم نمك فراموش مي شويد يعني فراموشتان مي كنيم ... آنقدر درميان روز مرگي هاي بي نورمان غرق شده ايم كه قطره قطره از يادمان برده ايم كه چطور آرام نشسته ايم

اما براستي آيا يادش مي رود مرداني كه مردانگي را شرمنده كردند.مرداني كه آنقدر محكم بودند كه كوه تا نام آن هشت سال ميآيد صامت به صامت خرد مي شود.

مرداني كه تك تكشان يادآور احياگري حسين است وتا امام گفت: بسيجي، همه مردان گفتند:لبيك

مرداني كه قلبشان به صافي تنسيم بود ونورشان حوريان بهشتي را به بهت وا مي داشت.

مرداني كه مفسر بلوغ آيه ها بودند و زمزمه كرشمه دل را ناديده گرفتند و سايه به سايه نقش شراره ها رفتند كه ابدي شوند.

مرداني كه لاي هر سلولشان قبلۀ هموار هستي بود. همان هايي كه محبوس حق بودند.مرداني كه تابوت شيطان را به ما بخشيدند تا ما دفنش كنيم اما ما چه كرديم ؟ زير شقيقه هر گناهمان جاني دوباره به آن بخشيديم.

مرداني ماه که واژه واژه زندگيشان سرشار بود از پيچك هاي آفريدگارشان