خون را تو حلال کرده اي؟ کي هستي؟
آهنگ زوال کرده اي ، کي هستي؟
نابودي تو به يا حسيني بسته ست
اولمرت!خيال کرده اي کي هستي؟


امروز غزه کربلاست

شنيده‌اي كه مي‌گويند تمام زمين كربلاست و تمام زمان‌ها عاشورا و باز شنيده‌اي

كه تو را هم تا به بلاي كربلا نيازمايند از دنيا نخواهند برد.


محرم آمده است و هنوز هم نواي "هَلْ مِن ناصِر يَنصُرني" به گوش مي‌رسد. قافله در راه هست،

مبادا امروز درنگ كني تا از توّابين باشي. حسين بر فراز زمان تو را به لبيك مي‌خواند و مي‌طلبد

ياري كننده را. امروز محرم توست.


لشكر حسين مي‌پذيرد همه را، چه حر باشي يا حبيب. در محضر حسين غلام رو سياه هم عطر

آگين مي‌شود به يمن لبيك يا حسين.


درنگ نكن، امروز تو را هم خوانده‌اند. امروز هم يزيديان راه را بسته‌اند و دارند كودكان را به تير

حرمله‌ها مي‌كشند و تو هنوز به سر و سينه مي‌زني.


آماده شو، غزه كربلاست و كودكان تشنه‌اند. غزه دارد مي‌ميرد، ايستاده.


تو را هم دعوت كرده‌اند، بشنو كه لبيك مي‌خواهند، اگر خود نيستي كه به ياري بيايي، دلت را،

قلمت را و يا...هر امكان كه داري روانه كن. مبادا از كساني باشي كه راضي شدند بر احوال كربلا


باز محرم آمده است و بوي دود مي‌رسد از خيمه‌هاي سوخته.


امروز عاشورا در غزه است و من با تمام وجود دوباره مي‌گويم:

لبيك يا حسين.