شهدا شرمنده ایم
در همان آسمانی که با بادها رفت
کم پریدیم
اما
شأن پرواز را حفظ کردیم.
هفته دفاع مقدس مبارک
هفته دفاع مقدس مبارک
برگ می ریزد، ستیزش با خزان بی فایده است
باز می پرسی چه شد که عاشق جبرت شدم
در دل طوفان که باشی بادبان بی فایده است
بال وقتی بشکند از کوچ هم باید گذشت
دست و پا وقتی نباشد نردبان بی فایده است
تا تو بوی زلفها را می فرستی با نسیم
سعی من در سر به زیری بی گمان بی فایده است
تیر از جایی که فکرش را نمی کردم رسید
دوری از آن دلبر ابروکمان بی فایده است
در من ِ عاشق توان ِ ذره ای پرهیز نیست
پرت کن ما را به دوزخ، امتحان بی فایده است
از نصیحت کردنم پیغمبرانت خسته اند
حرف موسی را نمی فهمد شبان، بی فایده است
من به دنبال خدایی که بسوزاند مرا
همچنان می گردم اما همچنان بی فایده است
سُر می خورد ز مشت گره کرده بارها
لیز است ماهی دل بی اختیارها
قلبی که مثل قالب صابون فراری است
می لغزد از کف همه بی قرارها
این زود دل سپردن ما دست دیده نیست
این فتنه ایست زیر سر گلعذارها
هریک میان تور کسی گیر کرده ایم
تمبریم در تملک مجموعه دارها
هرقدر حرفه ای بشوی نابلدتری
در عشق خوش به حال دل تازه کارها

در انتهاى شبى دراز
در میان سوسوى آینهها
در سال مرگ برگهاى جوان
در پشت دیوارى از سکوت
مردى خواهد آمد
از جنس بلور
مردى که سکوتش، سبز
تنهایىاش، زیبا
و چشمهایش قشنگتر از نگاه نجیب شکوفههاست
مردى که بهترین ترانه خلقت را سر خواهد داد
اللَّهاکبر اللَّهاکبر اللَّهاکبر
مردى مىآید
مردى خواهد آمد
مردى از تبار گل یاس