غدير خم در منابع اهل سنت
غدير خم در منابع اهل سنت
محقق : حجه الاسلام و المسلمين حسين ذاكري خطير
مقدمه
مجموعه اي كه تقديم محضر مبارك مي شود پيرامون غدير خم از منابع اهل سنت است يعني روزيكه رسول خدا (ص) به امر خداوند در روز پنجشنبه سال دهم هجرت در هجده ذي الحجه معروف به حجه الوداع امام علي (ع) كه از هر نظر شايستگي امر جانشيني و رهبري جهان اسلام را بعد از رسول خدا (ص) داشت به رهبري منصوب و معرفي فرموده است .
و از نظر مسلمانان ومحققان غدير يك عيد بزرگ بلكه بزرگترين عيد مسلمانان است البته جا دارد از همين جا نكته بسيار مهمي را تذكر دهم و آن اينكه ما نبايد غدير و معرفي امام علي (ع) را محدود به يك نقطه جغرافيايي خاصي بكنيم چرا كه غدير از همان روز تولد مولي علي (ع) آغاز شده است يعني روزي كه صاحب غدير خم در كعبه ديده به جهان گشوده است و صاحب خانه مقدمش را گرامي داشت . خانه ايكه هر گاه مومني خواست به سوي خداي كعبه توجه كند به مولود كعبه نيز متنبه گردد و او راب ستايد .
و غدير آن صحنه پر هيجاني است كه وقتي رسول خدا (ص) خواست در سن شش سالگي صاحب غدير ( علي (ع) ) را به نزد خويش برد به حاضران فرمود : « من كسي را برگزيدم كه خدا او را بر شما برگزيده است يعني علي (ع) را . »
و غدير از روزي اوج گرفت كه وقتي حضرت محمد (ص) به امر خداوند خواست رسالت خويش را آشكار نمايد از نزديكان خود كه سران قريش بودند دعوت به عمل آورد و در آن جلسه مهم پيش از آنكه مأمور به ابلاغ باشد كانه مأمور به ابلاغ ولايت و معرفي امام علي (ع) بود . معهذا در آن جلسه مهم فرمود : « هذا علي اخي و وصي و خليفتي فيكم فاسمعو اله و اطيعوا »
و غدير آن روزي است كه پيامبر الهي (ص) وقتي عاز جنگ تبوك بود علي (ع) را به جانشيني منصوب فرمود و به او يادآور شد : انت مني بمنزله هارون من موسي الا لا نبي بعدي .
ما دهها نمونه از اين قبيل روايات و احاديث در تأييد و معرفي امام علي (ع) از سوي رسول خدا (ص) داريم . پس نبايد غدير را محدود به يك زمان و مكان خاص بنمائيم .
بايد اعتراف كنيم كه در معرفي اهل بيت پيامبر (ص) و علي (ع) قصور داشتيم و نتوانستيم فرهنگ غدير را چون فرهنگ عاشورا گسترش دهيم اما با اين همه نبايد فراموش كنيم كه غدير خورشيد پر فروغ ديگري است كه هرگز خاموش نخواهد شد و نبايد تحت هر شرايطي آن را كم رنگ كرد .
غدير يك احساس نيست يك عقيده يك آزمان ، عشق عاشقان و در نهايت نقطه پرواز سالكان است . غدير هويت بشريت و نردبان ترقي به جانب ملكوت اعلي است . غدير تفسير قرآن و معناي بهشت است . پس نبايد هيچ چيز را با غدير عوض كرد به نظر مي رسد انحراف اوليه كه بعد از ارتحال پيامبر (ص) در سقيفه آغاز شد و در عصر خلفا به مدت 25 سال يعني تا 35 هجرت استمرار داشت افكار را از مياله غدير و جانشيني منحرف كرد و چون زمان طولاني شد انگيزه ها را به شدت تضعيف كرد بلكه بكلي آن واقعه عظيم را از ياد برد . به همين دليل بود كه امام علي (ع) براي روشن نمودن اذهان مردم بخصوص نسل جديد بار ها به حديث غدير استناد فرمود و بر مدعاي خويش از افرادي كه در آن اجتماع عظيم حضور داشتند طلب شهادت و گواه نمودند .
كسانيكه در آن مجلس بزرگ حضور داشتند بر حقانيت حديث غدير گواهي دادند . اما بني اميه كه از روز ظهور اسلام دشمني خود را با آن اعلام كردند و به مدت 20 سال با آن به جنگ برخاسته و در فتح مكه بظاهر تسليم اسلام شدند :
همواره دشمني خود را با محمد و آل محمد ابراز مي كردند . چرا كه تنها كسانيكه ابوسفيان و قريش را از قدر و فرماندهي بزيركشاندند محمد (ص) و آل محمد بود .
بخصوص جنگ هايي كه اهل قريش عليه اسلام براه انداخته بود امام علي (ع) نقش كليدي را در سركوبي انان بر عهده داشت . نه تنها مشركان و بني اميه از قدرت عزل شدند بلكه دژ هاي مستحكم يهود بدست امام علي فتح شده بود .
و از سوي ديگر حسادت ها از مقامات علي (ع) دست به دست هم داده بود تا آواي غدير به گوش اهل دل نرسد و بخصوص كه بني عباس نيز توان خود را بكار بستند تا نگذارند مساله جانشيني اهل بيت پيامبر (ص) مطرح شود .
اگر آن توطئه ها و خيانت ها نبوده غدير جاي اصلي خود را در افكار جهانيان باز مي كرد . شما با مطالعه اين مجموعه كه از ده ها منبع اهل سنت تهيه شده تصديق خواهيد فرمود كه پيامبر (ص) علي (ع) را به جانشيني منصوب فرمود .
آري علي (ع) جانشين رسول خدا است و امام متقيان و ناجي بشريت در دنيا و آخرت است علي (ع) معناي واقعي قرآن و خلاصه وحي است .
حسين ذاكري خطير
« مفهوم غدير خم به لحاظ لغت »
غدير يعني : مقداري آب كه سيل در آبگير بر جا گذارد .
آبگير ، تالاب جاي جمع شدن آب باران در بيابان آب راكدي كه از سيل باقي بماند . « خم » يعني قفس مرغ و يا قفي . از آنجائي كه اگر آبي در يك گودي جمع شود مانند مرغي كه در قفسي حبس گردد در بركه اي حبس مي شود به ان خم گفتند . يعني در قفس قرار گرفته .
« مفهوم غدير خم در فرهنگ ديني »
غدير خم در فرهنگ اسلامي كه از مكه تا غدير 187 كيلومتر و در جاده قديم 17 كيلومتر مي باشد به محلي اطلاق مي شود كه ميان مكه و مدينه قرار دارد و در روز پنجشنبه 18 ذي الحجه سال دهم هجرت ( موسوم به حجه الوداع ، حجه الاسلام ، حجه البلاغ ، حج الكمال و يا حجه التمام ) ، رسول خدا (ص) در آن مكان مسلمانان را جمع كرده و پيام مهم الهي كه همان جانشيني امام علي (ع) باشد را به امت اسلامي ابلاغ فرمود و شهرت آن مكان به لحاظ اين حادثه عظيم ديني است كه پيامبر خاتم جانشين خويش را به فرمان الهي در آن مكان معين و معرفي فرموده است .
« جمعيت موجود در غدير خم »
مورخان نتوانستند آمار دقيقي از حجاجي كه در غدير خم جمع شدند به آيندگان گزارش نمايند . اما تعداد كسانيكه از مدينه همراه پيامبر (ص) به طرف بيت الله الحرام حركت نمودند را تا حدودي گزارش كردند كه قابل تأمل است و بر اهميت موضوع دخالت دارد . گزارشگران تاريخ آوردند : در سال دهم هجرت رسول خدا (ص) عازم حج گرديد و در ميان مردم اعلام فرمود و گروه بسياري آماده حركت براي انجام مناسك حج شدند . چرا كه مردم اين حج را آخرين حج رسول خدا (ص) دانستند . پس مشتاق بودند تا فيض همراهي اين سفر را از دست ندهند .
پس رسول خدا (ص) در حالي كه غسل كرده و روغ ن به تن ماليده و پياده بود و تنها دو جامه : يكي ازار و ديگري ردا در تن داشت از مدينه خارج شد و تاريخ حركت نيز روز شنبه پنج يا شش روز مانده به آخرذيقعده بود .
از نكات قابل توجه ديگر اين سفر اين بود كه رسول خدا (ص) همه زنان خود را كه « در هو دجهايي » بودند به همراه برد و از خاندان آن حضرت و مهاجر و انصار و قبايل و انصار و قبايل عرب و نيز جمع بسيار زيادي همراه آن جناب بيرون رفتند .
خروج آن حضرت مصادف شده بود با آبله و حصبه اي كه مردم مدينه دچار آن شدند و به همبن علت جمعيت زيادي قادر به حضور در حج نبودند .
ولي با اين همه جمعيت انبوهي حركت كردند كه برخي تعداد آن را 90 هزار برخي شمار آن را 104 هزار و در نقل ديگر 120 هزار و در گزارش ديگر 124 هزار نفر ذكر نمودند و برخي هم بيش از اينها ذكر نمودند .
نكته : نكته قابل توجه اينكه آن رقم تنها مربوط به كساني است كه با آن حضرت از مدينه حركت كردند اما كسانيكه از اهالي مكه بودند و يا كسانيكه همراه امام علي (ع) از يمن به حج مشرف شدند و يا مسلماناني كه از مصر آمدند آمار دقيقي در دست نيست .
پس احتمال مي رود تعداد جمعيت حاضر بالغ بر 150 هزار نفر بوده باشد .
« پاسخ به يك اشكال »
از همين جا بايد پاسخ يك سوال سداده شود و آن اينكه ممكن است كسي بگويد : چرا در ميان بيش از يكصد و بيست هزار نفري كه در روز غدير خم حضور داشتند فقط از يكصد طريق آن مجلس بزرگ نقل شده است ؟
اين شبهه چند پاسخ دارد :
1ـ يكي از موانع نقل حديث غدير خم از طرق گوناگون انگيزه هاي سياسي موجود بود دو خليفه نخست و حاكمان جور اين اجازه را نمي دادند تا مساله جانشيني امام علي (ع) در محافل مختلف علمي و غير آن نقل و نقد شود !!
چرا كه طرح داستان غدير خم به شدت پايه هاي حكومت نوپا را سست مي كرد . معهذا مي بينيم حكومت براي انحراف افكار و شكستن ابهت اهل بيت و ازسويي براي جلب رضايت آنان بزور متوسل مي شود تا واقعه غدير را با شگرد هاي سياسي از خاطره ها بيرون نمايد . اگر نبود آن جريانات شوم قدرت طلبي حافظه تاريخ بيش از اينرا نقل مي كرد .
2ـ مانع ديگر روال عادي و سير طبيعي جامعه بود . به عبارتي وقتي پا در عرصه حوادث مهم تاريخ مي گذاريم به فراست در مي يابيم كه تمام حوادث مهم تاريخ اينگونه بود و فقط عده قليلي جزئيات حوادث مهم را نقل كردند و غالبا سير طبيعي اينگونه است كه همه آن انگيزه ي لازم را جهت ضبط و نقل تاريخ ندارند .
3ـ مانع ديگري در نقل حديث غدير اين بود كه : كسانيكه نقل يك سندي يا خبري مي كنند تا آيندگان از آن بهره بگيرند بايد شناخته شده و مورد وثوق باشد .
اما چون شناخته و مورد وثوق نبودند بالطبع محل اعتناي صاحبان قلم و راي و نظر نخواهند بود . پس احاديث غدير با موانع فوق روبرو بود .
« اهميت غدير به لحاظ مكان »
پيامبر الهي با امتش مراسم حج را به پايان رساند و مكه را به قصد مدينه ترك گفت و هنگامي كه كاروان عظيم حج به سرزمين « رابغ » كه در سه مايلي « جحفه » قرار دارد رسيد . امين وحي در نقطه اي بنام « غدير خم » بر پيامبر (ص) نازل شد . گفت : آنچه از خداوند بر تو فرستاده شده به امت ابلاغ كن و اگر پيام را نرساني رسالت خود را تكميل نكردي و خداوند ترا از شر مردم محافظت مي نمايد . وقتي اين خبر بسيار خطير و سرنوشت ساز كه مساوي با امر رسالت بود به پيامبر گرديد حضرت محمد (ص) فرمان داد منادي ندا دهد كسانيكه جلو رفتند باز ايستد و كسانيكه عقب ماندند بيايند . زمان هم در آستانه ظهر بود و هوا هو به شدت گرم . گرما بگونه اي بود كه افراد عباي خود را بر سر كشيدند تا از گرما كمتر صدمه ببينند .
در آنجا چند درخت داشت رسول خدا ( ص ) فرمود : زير درخت ها را آب و جارو نمايند و سايباني با چادري كه بر روي درخت انداختند بوجود آوردند و نماز ظهر را به جماعت خواندند . پيامبر خطبه اي مهم انشاء فرمود .
آنچه مد نظر ماست انتخاب اصل مكان است . چرا كه انتخاب مكان به لحاظ تعداد جمعيت بسيار حائز اهميت بود . آن مكان يكي از ميقاتگاه هاي احرام است و چهار راهي كه از شمال به مدينه و از شرق به سوي عراق و از جنوب به جانب مصر و يمن منتهي مي شد و پس غير از جمعيت يكصد و بيست هزار نفري مدينه ، مسلمانان مصر ، عراق ، يمن و اهالي مكه بر آنان اضافه مي شدند . پس تقريبا تمام مسلمانان و يا نمايندگان آنان حضور داشتند . شايد به همين دليل خداوند به رسول خود فرمان داد تا آن پيام را بر همگان ابلاغ فرمايد .
« اهميت حديث غدير به لحاظ زمان »
بنا به نقل مورخان سال دهم هجرت سالي بود كه پيامبر (ص) رسما اعلام فرمود : من عازم حج هستم و اين سفر آخرين سفرم خواهد بود . طبيعي است كه دشمنان اسلام با شنيدن اين خبر خرسند و دوستان دلتنگ و نگران و پيامبر (ص) متفكر براي آينده جهان اسلام باشد . چرا كه پيامبر بزرگ الهي حضرت محمد (ص) آخرين سفر الهي و مكتب اسلام آخرين مكتب الهي و جهانشمول و ابدي بود .
و از سوي جهان اسلام به لحاظ موقعيت سياسي ( داخلي و خارجي ) از حساسيت خاصي برخوردار بود و هر لحظه احتمال هجوم ايرانيان و روميان به داخل خاك مسلمانان مي رفت و آشوب هاي داخلي نيز دور از انتظار نبود .
بنابراين بهترين و مناسب ترين زمان براي معرفي جانشين همان زمان بود . چرا كه مسلمانان از يك سفر روحاني و معنيو بر مي گشتند و فاصله چنداني با مركز يك رنگي ها و صفا و عشق و وفا نداشتند . در آنجا از آلودگي ها و ماديات و نيرنگ ها و ريا دور شده و صاحب مقامات و درجات الهي گرديدند و رنگ و بوي الهي گرفتند . پس هم به لحاظ روحي و هم به لحاظ سياسي و هم به لحاظ جمعيتي بستر براي تعيين جانشين بعدي آماده بود . مهمتر از همه اينكه فرمان الهي بر رسول (ص) تأكيد جدي فرمود تا امام علي (ع) را به جانشيني معرفي نمايد . به عبارتي اگر فرمان الهي نمي رسيد حضرت محمد (ص) هرگز به خود اجازه نمي داد تا پيشوايان بعد از خود را معرفي نمايد .
« نقل سند حديث غدير از طريق مختلف »
احاديث غدير خم از نظر اعتقادي مساوي است با نبوت :
از اينرو نه شيعيان مي توانند براحتي از كنار آن بگذرند و نه سنيان . به دليل حساسيت موضوع بود كه برغم سانسور هاي خبري كه توسط حاكمان جور و افراد متعصب و كوردل در طول تاريخ عليه اجتماع عظيم غدير صورت گرفته بود اما حديث غدير خم از دهها طريق نقل شده بود . به عبارتي از زير رگبار هاي سانسور خبري و كينه ورزي ها گذشت و بدست ما رسيده است و اين يك معجزه الهي است زيرا اجتماع عظيم غدير هم ناظر بر رهبري اعتقادي و فكري جامعه بود و هم سياسي . پس انگيزه هاي بسياري در ميان بود تا آن قيامت كبري را از ذهن ها محو نمايند . اما اين اتفاق نيافتاد .
خدا خواهد آنجا كه كشتي رود اگر ناخدا جامه از تن درد
حافظ سليمان بن ابراهيم القندوزي الحنفي در كتاب خود ينابيع الموده مي نويسد :
1ـ محمد بن جرير طبري در كتاب ولايت از 75 طريق حديث غدير خم را نقل كرده است .
2ـ حافظ ابوالعباس احمد در كتاب موالات از 105 طريق حديث غدير را نقل كرده است .
مرحوم علامه اميني در كتاب شريف الغدير ج 1 طريق هاي ديگري را نيز آورده است .
3ـ احمد بن حنبل شيباني 40 طريق
4ـ ابن حجر عسقلاني 25 طريق
5ـ جزري شافعي 80 طريق
6ـ ابوسعيد سجستاني 120 طريق
7ـ ابوالعلا همداني 100 طريق حديث غدير را نقل كردند .
اين نوشته هايي بود كه بدلايل گوناگون بدست ما رسيده است . شايد دهها كتاب ديگر در اين باره نوشته شده باشد كه يا از بين رفتند و يا در دسترس ما قرار نگرفتند . در هر حال احاديث غدير مورد توجه شيعه و سني بوده است .
صاحب طرائف اسامي كساني كه حديث غدير را نقل كردند بشرح ذيل نام مي برد :
|
1- علي ابن ابيطالب (ع) |
2- حسن بن علي (ع) |
|
3- حسين بن علي (ع) |
4- ابوذر غفاري |
|
5- سلمان فارسي |
6- عمار ياسر |
|
7- مقداد بن عمرو كندي |
8- عبدالله بن مسعود |
|
9- ابوبكر بن ابي قحافه |
10- عمر بن خطاب |
|
11- طلحه بن عبيدالله |
12- زيبر بن العوام |
|
13- عبدالرحمان بن عوف |
14- سعيد بن مالك |
|
15- عباس بن عبدالمطلب |
16- عبدالله بن عباس |
|
17- عبدالله بن عبدالمطلب |
18- اسعد بن زراره انصاري |
|
19- خزيمه بن ثابت انصاري |
20- ابو ايوب انصاري |
|
21- سهل بن حنيف انصاري |
22- حديفه بن يمان |
|
23- عبدالله بن عمر بن خطاب |
24- براء بن عمر عازب انصاري |
|
25- رفاعه بن رافع |
26- سمره بن جندب |
|
27- سلمه بن اكوع اسلمي |
28- زيد بن ثابت انصاري |
|
29- ابوليلي انصاري |
30- ابو قدامه انصاري |
|
31- سهل بن سعد انصاري |
32- عدي بن حاتم طائي |
|
33- ثابت بن زيد بن وديعه |
34- كعب بن عجره الانصاري |
|
35- ابو هيثم بن تيهان انصاري |
36- هاشم بن عنبه بن ابي وقاص زهري |
|
37- عمر بن ابي سلمه |
38- عبدالله بن عثمان |
|
39- عبدالله بن ابي عبدالاسد فخروحي |
40- عمران بن حصين خزاعي |
|
41- يزيد بن خطيب اسلمي |
42- ابوهريره دوسي |
|
43- جبله بن عمرو انصاري |
44- ابوبرزه نضله بن عتبه اسلمي |
|
45- ابوسعيد خدري |
46- جابر بن عبدالله انصاري |
|
47- حريز بن عبدالله |
48- زيد بن عبدالله |
|
49- زيد بن ارقم انصاري |
50- ابورافع غلام رسول الله (ص) |
|
51- ابو عمره بن عمرو بن محصن انصاري |
52- انس بن مالك انصاري |
|
53- ناجيه بن عمرو خزاعي |
54- ابو زينب بن عوف انصاري |
|
55- يعلي بن مره ثقفي |
56- سعيد بن سعد بن عباده انصاري |
|
57- خذيفه بن اسيد |
58- ابو شريحه غفاري |
|
59- عمرو بن حمق خزاعي |
60- زيد بن حارثه انصاري |
|
61- ثابت بن و ديعه انصاري |
62- مالك بن حويرث ابوسليمان |
|
63- جابر سمره سوداني |
64- عبدالله بن ثابت انصاري |
|
65- جيش بن جناده سلولي |
66- صميره اسدي |
|
67- عبدالله بن عازب انصاري |
68- عبدالله بن ابي اوفي الاسلمي |
|
69- يزيد بن شراهيل انصاري |
70- عبدالله بن بشير مازني |
|
71- نعمان بن عجلان انصاري |
72- عبدالرحمان بن يعمر ديلمي |
|
73- ابو حمزه خادم رسول (ص) |
74- ابو فضاله انصاري |
|
75- عطيه بن بشير مازني |
76- عامر بن ليلي غفاري |
|
77- ابوالطفيل عاصر بن واثله كناني |
78- عبدالرحمان بن عبدرب انصاري |
|
79- حسان بن ثابت انصاري |
80- سعد بن جناره عوفي |
|
81- عامر بن عمير نميري |
82- عبدالله بن ياميل |
|
83- حجه بن جوين عرفي |
84- عقيه بن عامر جهني |
|
85- ابو ذويب شاعر |
86- ابو شريح خزاعي |
|
87- ابو جحيفه وهب بن عبدالله النسوي |
88- ابوامامه صدي بن عجلان باهلي |
|
89- عامر بن ليلي بن جندب سفيان غفلي بجلي |
90- اسامه بن زيد بن حارثه |
|
91- وحشي بن حرب |
92- قيس بن ثابت بن شماس انصاري |
|
93- عبدالرحمن بن مديح |
94- حبيب بن بدليل بن ورقاء خزاعي |
|
95- فاطمه بنت رسول الله (ص) |
96- ام سلمه ام المومنين |
|
97- ام هاني ابي طالب |
98- فاطمه بنت حمزه بن عبدالمطلب |
|
99- اسما بنت عميس |
100- عايشه دختر ابوبكر |
ملاحظه فرموديد كه حديث غدير چقدر مورد اهتمام جدي اصحاب و ياران پيامبر (ص) بوده است تا جائي كه تعدادي از زنان نيز اين حديث را نقل كردند .
البته شايد صد ها نفر ديگر آن اجتماع بزرگ را نقل كرده باشند ، اما چون به لحاظ شخصيتي و اجتماعي در سطح پائيني قرار داشتند مورد توجه مورخان و محدثان واقع نشدند . اين مرسوم مورخان و محدثان در طول حيات زندگي بشري بوده است كه از كسانيكه صلاحيت علمي و اخلاقي و وثاقت آنان تأييد نشده نقل خبر و سند مهمي نمي كردند . از سوي ديگر براي آيندگان نيز بايد شناخته شده باشد وقتي به فرد مجهول الهويه در سند حديثي مي رسيم سند حديث را مخدوش و ضعيف مي شماريم . چرا كه مي گوئيم رجال سند بايد مورد وثوق باشد .
« احاديث غدير با الفاظ گوناگون »
نكته بسيار پر اهميتي كه درباره احاديث غدير خم از ديد بسيار از مورخان و محدثان و مفسران و گويندگان تا به امروز مورد بي مهري قرار گرفته اين است كه : گروهي فكر مي كنند كه حضرت محمد (ص) در روز عيد غدير خم و در ميان آن جمعيت انبوه فقط به جمله من كنت مولي فهذا علي مولاه اكتفا فرموده است . در حالي كه هرگز چنين نيست . بلكه رسول خدا (ص) با الفاظ گوناگون و بسيار مهم كه به ترتيب آنها را در ذيل ملاحظه مي فرمائيد به معرفي امام علي (ع) پرداخت . معهذا اگر بدور از تعصب كور و پيشداوري و با ديد واقع بينانه به سخنان و بيانات نوراني پيامبر (ص) توجه نمائيم قطعا همه آن نصوص را حمل بر ولايت و رهبري حضرت امير (ع) خواهيم نمود . ملاحظه خواهيد فرمود كه الفاظ بسيار صريح و عميق و حساب شده و دقيق بكار رفته است . پس همه بايد با بصيرت و تأمل به متن آن جملات توجه داشته باشيم . زيرا غدير مربوط به تشيع نيست . بلكه غدير كشتي نجات بشريت مي باشد و اما معرفي امام علي (ع) با الفاظ مختلف اما معناي واحد.
الف : ولايت و كتاب خدا دو خليفه الهي اند .
همانطور كه به عرض مبارك رسيد بعضي مي پندارند كه رسول خدا (ص) در آن جلسه مهم تاريخي جهت معرفي امام علي (ع) فقط از لفظ « مولي » استفاده فرموده است . در حاليكه پيامبر (ص) يك خطبه مفصلي ايراد فرمود است و با الفاظ مختلف به معرفي آنجناب پرداخت از جمله فرمود : اي مردم من شما را ترك مي گويم و دو خليفه در ميان شما بر جاي مي گذارم . آنگاه دست علي (ع) را گرفت و به عنوان يكي از دو خليفه به مسلمانان معرفي فرمود . متن سخنان رسول خدا (ص) كه ابن قندوزي آن را در ضمن احاديث غدير آورده اين است : ابن عقده در كتاب موالات با سند خود از زيد بن ثابت و او از رسول خدا (ص) آورد كه فرمود : اني تارك فيكم خليفتين كتاب الله عزوجل ممدود من السماء الي الارض و عترتي اهل بيتي و انهما لن يفتذقا حتي يردا علي الحوض .
همانا من در ميان شما « دو خليفه » قرار مي دهم . يكي كتاب خداست كه ريسمان كشيده شده اي از آسمان به جانب زمين و ديگري عترتم و اهل بيتم مي باشد كه اين دو هرگز از هم جدا نمي گردند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند .
طبراني در كبير از مردان ثقات نقل كرده كه حضرت رسول (ص) فرموده : اني تارك فيكم خليفتين كتاب الله و اهل بيتي و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض .
پس ملاحظه فرموديد كه رسول خدا (ص) قرآن و ولايت امام علي (ع) را به عنوان دو خليفه الهي معرفي فرموده است . معهذا همانطور كه قرآن و كلماتش و دستوراتش حجت و فصل الخطاب تمام فكر ها و رفتار ها و گفتارها مي باشد سخنان و دستورات امام علي (ع) و فرزندان معصومش به عنوان جانشين و خليفه الهي فصل الخطاب و حجت اهل عالم مي باشد و تخلف از اين دو حجت مايه ذلت ابدي است .
همانطور كه به عرض مبارك رسيد صتحب كتاب ينابيع الموده كه مذهب حنفي دارد از ديگر منابع اهل سنت دو حديث فوق را در سلسله سند حديث غدير قرار داده است .
ب : ولايت و قرآن در كنار هم مايه سعادت مي باشد .
بلا ذري در انساب الاشراف با سند خود از زيد بن ارقم روايت مي كند : ما در حجه الوداع با رسول خدا (ص) بوديم كه در غرير خم فرمود : اي مردم خداوند مولاي من است و من مولا و پيشواي هر مومني « و انا تارك فيكم ما اين تمسكتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتي اهل بيتي فانهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض ثم اخذ بيد علي فقال : من كنت وليه فهذا وليه . اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » من دو چيز در ميان شما قرار مي دهم اگر به آن دو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد : كتاب خدا و عترتم و اهل بيتم كه آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند . آنگاه دست علي (ع) را گرفت و افزود : هر كه من ولي اويم اين علي ولي اوست . خدا يا دوست بدار هر كه علي را دوست مي دارد و دشمن بدار هر كه علي را دشمن مي دارد .
در سند ديگر از ام سلمه همسر پيامبر (ص) كه در صحنه تاريخي غدير خم و در جريان معرفي امام علي (ع) حضور داشت آمد : رسول خدا (ص) در روز غدير خم دست علي (ع) را به عنوان ولي و جانشين بالا برد و آنگاه فرمود : من كنت مولاه فعلي مولاه . به دنبال سخن فوق حديث ثقلين را افزود و فرمود : « ايها الناس اني مخلف فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي و لن يفترقا حتي يردا علي الحوض . » اي مردم همانا دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي كتاب خدا و ديگري عترتم كه هرگز اين دو از هم جدا نمي شوند .
بنا به نص كلام رسول خدا (ص) قرآن و عترت كه همان ولايت منظور است مكمل يكديگرند و كمال مطلوب و سعادت ابدي زماني حاصل مي شود كه اين دو با هم باشند و جوامع اسلامي و انساني مطيع ولايت و قرآن باشند . اين حقير به لطف ذات حق مي گويد :
مذهب با ريشه در عرش عيان است لوح و كرسي و قلم با او همخان است
آنكه با قرآن بود با ريشه است آنچه از قرآن جداست بي ريشه است
حق و قرآن را بدان يك مهملند ريشه داران چون علي مرحاملند
احمدي را منطق وحي استوار گفت : حق و قرآن با علي ، اي پايدار
عترت و قرآن بود تكميل هم آنكه با آن دو بود نود غم
در سند ديگري از منابع اهل سنت نقل است كه آمد : امام علي (ع) در يكي از سخنراني هايش پس از حمد و ثناي خداوند خطاب به اهل مجلس فرمود : شما را به خدا سوگند كساني كه در روز غدير خم حضور داشتند و حديث پيامبر (ص) را درباره من شنيدند برخيزند و شهادت دهند :
17 نفر برخاستند و شهادت دادند : از جمله خزيمه بن ثابت سهل بن سعد عدي بن حاتم ، عقبه بن عامر ، ابوايوب انصاري ، ابو سعيد خدري ، ابو شريح خزايي و ابو قدامه الانصاري و ابويعلي انصاري و ابوالهيثم بن تيهان و جمعي از قريش بودند . گفتند : از پيامبر (ص) در زو غدير خم ( حجه الوداع ) شنيديم كه مردم را به نماز دعوت فرمود و با آن حضرت نماز خوانديم . پس از نماز برخاست و پس از حمد و ثناي خداوند افزود : خداوند مرا به سوي خود دعوت فرمود و من پذيرفتم همانا من و شما مسئوليم و بايد پاسخگوي اعمال خويش باشيم .
ايها الناس اني تامرك فيكم الثقين كتاب الله و عترتي اهل بيتي ان تمستكم بهما لن تضلوا . فانظروا كيف تخلوفني فيها و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض . نباني بذالك الطيف الخير . ثم قال : ان الله مولاي و انا مولي المومنين الستم تعلمون اني و اولي بكم من انفسكم . قالوا بلي . ذلك ثلاثاً . اي مردم ! من دو چيز گرانبها در ميان شما قرار مي دهم يكي كتاب خدا و ديگري عترت و اهل بيتم . اگر بهآن دو چنگ زنيد و در كنارشان باشيد هرگز گمراه نخواهيد شد . پس بنگريد كه چگونه بعد از من با آنان برخورد خواهيد كرد . آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد . تا در حوض كوثر بر من وارد شوند . و اين را خداي لطيف و خبيري به من خبر داد . آنگاه فرمود : همانا خداي متعال مولي و پيشواي من است و من پيشواي مومنان . آيا نمي دانيد من بر جان شما از شما سزاوارترم ؟ گفتند : بلي
ثم اخذ بيدك يا اميرالمومنين فرفعها و قال : من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه پس دست تو را ( اي امير مومنان ) گرفت ، پس آن را بالا برده و فرمود : هر كه من مولا و پيشواي اويم پس اين علي ( ع ) پيشوا و مولاي اوست .
خدايا دوست بدار آنكه علي را دوست دارد . و دشمن بدار آنكه علي را دشمن مي دارد .
پس امام علي ( ع ) فرمود :راست گفتيد و من بر اين گفته شما گواهي مي دهم .
« نكته »
در اين حديث شريف معروف من كنت مولي را در بر دارد داراي چند نكته اساسي و حياتي ديگر نيز مي باشد كه ذيلاً ملاحظه خواهيد فرمود .
1ـ اولين نكته مهم اين است كه امام علي ( ع ) به اين حديث براي حقانيت خويش استناد فرمود . شاهدان هم گواهي دادند و صحت حديث را تأييد نمودند .
2ـ اين حديث شريف در آن اجتماع عظيم در روزهاي آخر عمر پيامبر ( ص ) بيان شد . زماني كه رسول خدا ( ص ) حتم دارد به سفر ابدي خواهد رفت .
3ـ پيامبر ( ص ) به مسلمانان يادآور مي شود كه من و شما مسئوليم و مسئوليت خطيري بر عهده داريم . پس آنچه به شما مي رسد يك امانت است و آن را حفظ كنيد .
4ـ آنگاه به اصل امانت تصريح مي كند كه آن امانت چيست و تا كلي گويي نكرده باشد . فرمود : من شما را ترك مي كنم اما دو امانت بزرگ كه مايه سعادت و كمال ابدي شما است ، در ميانتان مي گذارم . كه اگر با اين دو باشيد هرگز گمراه نمي شويد . و آن دو قرآن و عترتم مي باشد . با آوردن « لن » كه براي نفي ابد مي باشد مي فهماند كه مطلب جدي است و با آن دو بودن سبب تكامل و خوشبختي حتمي است .
5ـ نكته ديگر اينكه فرمود : قرآن با ولايت است كه هرگز از هم جدا نگردد تا در بهشت جاودان به رسول خدا ( ص ) محلق شوند .
6ـ در ادامه رسول خدا ( ص ) افزود : خداوند پيشوا و حاكم بر من است . و من نيز حاكم بر همه مومنان . آنگاه فرمود : آيا من از جان شما بر شما شايسته تر نيستم ؟ گفتند بلي ! اصلاً نگاه و جملات رسول ( ص ) همه جنبه مولوي است نه يك مساله ساده ي پيش پا افتاده كه بعضي از افراد ساده لوح بيان مي كنند .
7ـ وقتي همه آن مقدمات را چيده و بستر را فراهم نمود . فرمود : هر كه من پيشواي اويم اين علي پيشوا و رهبر اوست .
من فكر نمي كنم كه با آن همه صراحتي كه در حديث وجود دارد ، افراد متدبر و فهيم و غير متعصب در آن ترديدي به خود راه دهند .
ج) - « حديث من کنت مولي فهذا علي مولاه »
يكي از جملات بسيار مهمي كه در خطبه پيامبر ( ص ) در معرفي امام علي ( ع ) به چشم مي خورد جمله ي زيباي « من كنت مولي » است . صدور ذيل حديث يا به قول « اهل درايه » متن حديث و قرآئن و شواهد ، بگونه اي است كه دلالت بر ولايت و پيشواي دارد . به عبارتي با اقراري كه پيامبر ( ص ) از مروم گرفته و خود را اولي و حاكم بلامنازعه بر جان و مال معرفي مي فرمايد . و بعد به معرفي امام علي (ع ) مي پردازد . و بدرگاه خدواند دعا مي كند : خداياهر كه علي را ياري مي كند ياريش فرما . و دشمن علي ( ع ) را نابود نما . همه دلالت بر يك معنا و مفهوم خاص است كه همان ولايت باشد . در خبري آمده كه پيامبر بزرگ اسلام مردم را در غدير خم جمع كرده و فرمود :
اي مردم ! همانا خداوند حاكم بر من است و من حاكم بر مردم و من از مردم بر جانشان سزاوارترم آنگاه افزود : من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم وال من والاه و عاد منن عاداه
بايد به عرض مبارك برسانم كه انگيزه هاي سياسي و اعتقادي فراواني در ميان اشخاص و حاكمان جور اموي و عباسي وجود داشت كه نگذارند حديث غدير در ميان مسلمانان در خشش پيدا كند . اما بر غم مخالفت ها ، حديث غدير در كتابهاي معتبر شيعه و سني ضبط و درج شده است . به سند ذيلتوجه خواهيد فرمود كه حتي بزرگان از صحابه جرأت نقل حديث غدير را نداشتند .
احمد بن حنبل در مسند و ابن مغازلي در المناقب به سند خود از عطيه عوفي روايت كردند كه گفت : به زيد بن ارقم گفتم : پدر زنم از تو برايم حديثي درباره علي ( ع ) از روز غدير خم نقل كرد و من ميل دارم آن را از خودت بشنوم . !
زيد گفت : شما اهل عراق چنين وچنانيد ؟ !
گفتم از ناحيه من هيچ خطري شما را تهديد نخواهد كرد .
آنگاه زيد گفت : مادر جحفه بوديم كه رسول خدا ( ص ) پس ا نماز ظهر از خيمه اش بيرون آمد در حالي كه بازوي علي ( ع ) را گرفته بود فرمود : ايها الناس الستم تعلمون اني اولي بالمومنين من انفسهم ؟ بلي يا رسول الله قال : من كنت مولاه فهذا علي مولاه .
اي مردم ! آيا نمي دانيد كه من نسبت به مومنين از جانشان بر آنان سزاوارترم ؟ جمعيت يكصدا پاسخ گفتند : بلي يا رسول الله ( ص )
آنگاه افزود : هر كه من مولاي اويم ابن علي مولا و پيشواي اوست خدايا ! دوست بدار هر كه علي را دوست مي دارد و دشمن بدار آنكه علي را دشمن مي دارد .
پس زيد بن ارقم به عطيه گفت : من آنچه خود شنيدم برايت نقل كردم از مطالب فوق بدست مي آيد كه بيان ماجراي غديرخم جرم محسوب مي شود و جامعه حق نداشت از حديث غدير و نصب امام علي ( ع ) گفتگو نمايد . سند ديگري كه از غدير خم گزارش داده ابوسعيد خدري است كه گفت پيامبر ( ص ) مسلمانان را در غدير خم فراخواند و امر فرمود : آنچه در زير درختان از خار و خاشاك بود را جارو كردند . و آن روز پنجشنبه بود پس مردم را به سوي علي ( ع ) دعوت نمود و باز وي او را گرفت و بلند كرد . آنچنان كه سفيدي زير بغل پيامبر ( ص ) نمايان شد و هنوز مردم متفرق نشده بودند كه امين وحي جبرئيل نازل شد و اين آيه را بر پيامبر ( ص ) خواند : اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الا سلام ديناً امروز آئين و دين شما را كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و رضايت دادم كه اسلام دين شما باشد .
به دنبال نزول آيه شريفه رسول خدا ( ص ) فرمود : الله اكبر علي اكمال الدين و اتمام النعمه و رضي الرب برسالتي و الولايه لعلي من بعدي خداوند بزرگ است و به وصف نيايد همان خدايي كه دين خود را كامل و نعمت خود را بر ما تمام فرمود . و از نبوت و رسالتم و ولايت علي ( ع ) پس از من راضي و خشنود شد .
آنگاه افزود : اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاده من عاداه وانصر من نصره و اخذ من خدله .
خدايا ! هر كس را من مولي و رهبرم علي ( ع ) مولا و رهبر اوست خدايا دوستان علي را دوست بدار و دشمنانش را دشمن ، يارانش را ياري كن و آنها را كه ياري او باز ايستادند از ياري خويش محروم دار .
عمروبن ميمون مي گويد : ما نزد ابن عباس بوديم كه گفت : اف بر اين مردم ؛ مردي را رها كردند كه رسول خدا ( ص ) درباره اش فرمود : من كنت مولاه فعلي مولاه و قال له : من كنت وليه فعلي وليه . هر كس را من مولاي اويم پس علي ( ع ) مولاي اوست .
در هر حال حديث غدير خم به سندهاي گوناگون نقل شده است . و جاي شك و ترديدي در آن نيست .
سيوطي در تاريخ خلفا آورده است كه پيامبر ( ص ) در روز غدير خم به علي ( ع ) فرمود : من كنت مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه .
و نوبري در كتاب نهايه الارب مي نويسد : بريده ، ابوهريره ، جابر و براء بن عازب و زيد بن ارقم هر يك از رسول خدا ( ص ) روايت كردند كه فرمود : هر ك من مولاي اويم علي مولا و پيشواي اوست و افزود خدايا دوست بدار كسي را كه علي را دوست دارد و دشمن بدار آنكه علي را دشمن مي دارد .
« ذكر نكات ضروري پيرامون حديث غدير »
به نظر ما همه كسانيكه در غدير خم حضور داشتند از آن كنگره عظيم و معارفه بي نظير استنباط مسأله جانشيني و رهبري آينده را نمودند .
و براي آنان قطع حاصل شد كه امام علي ( ع ) به عنوان جانشين منسوب گرديد . براي اينكه مدعاي خويش را ثابت كنيم لازم است دلايل ذيل را بعرض مبارك برسانم :
1ـ امام علي ( ع ) بارها به حديث غدير استناد فرمود .
يكي از دلايلي كه ما را مجاب مي نمايد تا احاديث غدير را حمل بر ولايت و جانشيني امام علي ( ع ) نمائيم اين است كه : وقتي امام علي به حكومت ظاهري دست يافت ، بارها براي اثبات برتري و حقانيت خود در مسأله خلافت و زعامت امامت امت به حديث غدير خم استناد فرموده است . همين كه شخص امام علي ( ع ) به اين سند تاريخي استناد مي كند خود دليل بر حقانيت حديث غدير و دلالت آن بر مسأله جانشيني است از جمله گزارشهاي تاريخي بشرح ذيل مي باشد :
الف : در منابع اهل سنت از ابن طفيل و او از جناب علي ( ع ) نقل كرد كه حضرت امير ( ع ) در مجلسي خطاب به حاضران فرمود : شما را به خدا قسم مي دهم كسانيكه شخصاً از رسول خدا ( ص ) حديث غدير را درباره ام شنيدند و ديدند ، شهادت دهند . كه درآن جلسه 17 نفر برخاستند و شهادت دادند و گفتند : رسول خدا ( ص ) در روز غدير خم پس از خطبه دست شما را بلند كرد و فرمود : من كنت مولاه فهذا علي مولي
بـ طيراني آورده روزي جناب امير مومنان علي ( ع ) جمعيتي را كه با او در مسجد گرد امده بودند سوگند داد ، تا كسانيكه شخصاً از رسول خدا ( ص ) در روز غدير خم شنيدند كه آن جناب فرمود : من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم و آل من والاه و عاد من عاداه . بر خيزند و شهادت دهند .
در آن مجلس دوازده نفر مجاهدان جنگ بدر برخاستند و شهادت دادند .
جـ سيوطي كه يكي از محققان اهل سنت محسوب مي شود در كتاب تاريخ خلفا آورده : امام علي در سال ( 35 هـ ) « در رحبه » جمعيت را قسم داد هر كس در غدير خم حضور داشت و سخنان پيامبر ( ص ) را درباره من شنيده برخيزند و شهادت دهد : در آن ميان « 30 » نفر به پا خاستند و گفتند : ما شنيديم كه پيامبر ( ص ) فرمود : من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه
نكته
نكته اي كه بايد به آن تأكيد كنم و اذهان همه تشنگان حقيقت و ولايت را به آن توجه دهم اين اسشت كه : در منابع معتبر اهل سنت به صدها حديث بر مي خوريم كه با الفاظ مختلف از زبان مبارك سيد الانبياء به فضايل علي ( ع ) پرداخته شد ؛ مثل احاديث
1ـ حديث منزلت . انت مني بمنزله هارون من موسي الاالانبي بعدي
2ـ حديث اخوت . انت أخي في الدنيا و الخره
3ـ حديث علي مع الحق و الحق مع علي
4ـ ما علي لا يحبك الا المومن و لا يبعضك الا المنافق
5ـ حب علي ايمان و بغضه كفر
6ـ من أحب عليا فقد احبني و متن أبغض علياً فقد ابغضني و من آذي علياً فقد آذاني فد آذي الله
7ـ علي قسيم النار و الجنه
8ـ علي مني بمنزله راسي من بدني
9ـ علي يعسوب المومنين
10ـ مرحباً سيد المسلمين و امام المتقين قاله لعلي .
علي خير البشر فمن ابي فقد كفر . للخطيب البغدادي
و دهها حديث ديگر كه در عظمت و فضيلت امام علي ( ع ) از لسان رسول رحمت بيان شد ، اما آن حضرت به هيچ يك از آن نصوص در برتري خود استناد نمي كند ، بلكه فقط به حديث غدير استناد فرموده و حتي مسلمانان را سوگند مي دهد كه برخيزند و شهادت دهند . چرا ؟
چه دليلي دارد كه آن حضرت مسلمانان را به مساله غدير فرا بخواند ؟ به نظر ما متن حديث غدير دلالت بر مساله جانشيني دارد و استناد امام علي ( ع ) بر آن تأكيد جدي دارد .
2ـ كسانيكه در غدير حضور داشتند از آن مساله جانشيني استنباط كردند .
يكي از مؤيدات حديث غدير و دلالت آن بر مساله جانشيني اين است كه :
كساني كه در آن كنگره بزرگ حضور داشتند از معرفي امام علي ( ع ) توسط پيامبر ( ص ) معناي پيشوايي و رهبري استنتاج نمودند .
شاهد مثال ما اشعاري است كه توسط حسان بن ثابت در حضور پيامبر ( ص ) پس از معرفي علي ( ع ) بعنوان امام و پيشوا سروده شده است . اين شاعر پس از كسب اجازه از رسول خدا ( ص ) اشعار خود را چنين سرود :
اي بزرگان قريش شهادت پيامبر ( ص ) را بشنويد . آنگاه افزود :
يناديهم يوم الغدير بنبيهم بخم و اسمع بالرسول مناديا .
پيامبر آنها در روز غدير خم به آنان ندا داد و چه ندا دهنده گرانقدري .
فقال فمن مولاكم و نبيكم ؟ فقالوا و لم يبدوا هناك التعماميا
پاسخ گفتند ؟
الهك مولانا و انت نبينا و لم تلق منا فب الولايه عاصياً
خداي تو مولاي ماست و تو پيامبر مائي . و ما از پذيرش ولايت تو سرپيچي نخواهيم كرد .
فقال له : قم يا علي فانني رضيتك من بعدي اماما و هادياً
پيامبر ( ص ) به علي ( ع ) فرمود : برخيز ، زيرا من ترا بعد از خودم امام و رهبرو هادي انتخاب نمودم .
فمن كنت مولاه فهذا وليه فكونوا له اتباع صديق مواليا .
پس هر كه من مولي و رهبر اويم اين علي رهبر اوست . پس شما همه از سر صدق و راستي از او پيروي كنيد .
هناك اللهم وال وليه وكن للذي عاداً علياً معادياً
در اين هنگام پيامبر ( ص ) در پيشگاه خداوند عرض كرد بارالها دوست او را دوست بدار و دشمن بدار خصم او را .
ملاحظه فرموديد كه : در اشعار حسان بن ثابت قيد رهبري و پيشوايي و جانشيني بعد از رسول خدا آمده بود . و از قول رسول خدا ( ص ) از مردم خواسته شد كه با صداقت از آن امام همام پيروي نمايند .
و جالب اينكه آن اشعار ، در حضور آن سرور كائنات و ديگر مسلمانان سروده شد و پس از آن اشعار شور و غوغاي عظيمي درآن مسلمانان پيدا شد .
و رسول خدا ( ص ) از حسان خرسند گشت و فرمود : لاتزال ياحسان مويداً بروح القدس ما نصرتنا بلسانك . اي حسان مادام كه با زبان خود ، ما را ياري كني پيوسته مويد به روح القدس مي باشي .
3ـ معناي حديث غدير از نظر ابابكر و عمر .
به گواهي تاريخ استنباط ابابكر و عمر از معرفي امام علي ( ع ) در روز غدير خم مساله جانشيني بود . دليل ما سند تاريخي است كه از برادران اهل سنت نقل شده است .
غايه المرام در باب 58 حديث 4 به نقل از فرايد حمويني آورده : به دنبال نزول آيه 3 سوره مائده اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت .... رسول خدا ( ص ) تكبير گفت و افزود تمام نبوتي و تمام دين الله و لايه علي بعدي ، آنگاه ابابكر و عمر از جا برخاسته و از رسول خدا ( ص ) پرسيدند : آيا اين ولايت و رهبري مخصوص علي ( ع ) است .
فرمود : پيشوايي مخصوص علي ( ع ) و اوصياي من تا روز قيامت است . پرسيدند اوصياي شما چه كساني اند ؟
فرمود : علي برادر ، وزير ، وارث ، وصي و خليفه من در ميان امت است . ولي هر مومني بعد از من است .
آنگاه فرزندش حسن ( ع ) و بعد حسين ( ع ) و نه نفر از فرزندان حسين ( ع ) كه يكي بعد از ديگري خواهند آمد . القران معهم و هم مع القران لايفار قهم حتي يردا علي الحوض .
اجازه بفرمائيد داستاني بسيار شنيدني از اعتراف عمر در مسأله غدير به عرض مبارك برسانم كه شايد تا بحال نشنيده باشي : ابن عباس مي گويد : من در اوايل خلافت عمر روزي به مسجد مي رفتم .
عمر مرا ديد و گفت پسر عموي خود را چگونه پشت سر گذاشتي ؟ ابن عباس مي گويد : من نخست ذهنم رفت سراغ عبدالله جعفر پس اظهار بي اطلاعي كردم .
اما خليفه به من گفت منظورم بزرگ اهل بيت علي بن ابيطالب است .
ابن عباس گفت : او را ترك گفتم ، در حالي كه قرآن تلاوت مي كرد ، مشغول آبياري نخلستاني بود .
عمر پرسيد : آيا هنوز علي ( ع ) مي گويد : پيامبر او را به جانشيني خويش منصوب فرمود ؟
عمر : آري پيامبر ( ص ) او را منصوب كرد . ولي از نظر ما حجت نيست ؟!!
و پيامبر ( ص ) در روزهاي آخر عمرش قصد داشت تا بنام او تصريح كند اما من براي حفظ اسلام با آن مخالفت نمودم !!
و اگر علي برگزيده مي شد قريش به گرد او اجتماع نمي كردند و عرب در همه نقاط به مخالفت بر مي خاست .
پيامبر ( ص ) چون از ميل دروني ام آگاه شد از اين كار منصرف شد .
به نظرم اگر حكومت هاي جور و افراد متعصب و كور باطن فرصت مي دادند تا حديث غدير و اعترافات افراد به گوش تاريخ برسد پرده ها بيشتر بالا مي رفت . و چهره هاي تزوير را رسوا مي كرد و تشنگان حقيقت را به سرچشمه ي ولايت هدايت مي كرد اما نشد ؟ ! البته فرصت براي جوانان عزيز اهل سنت باقي است تا كشف حقايق نمايند و هرگز به انتظار افراد كور باطن نباشد . گرچه چشم سرگروهي بينا است ، اما چشم دل آنان كور و غلف ها بر آن زده شده است .
به تعبير اين حقير :
چشم سر بينا است چشم دل كور اين بوده ظلمت اندر ظلمت ضد نور
گفت : رحمه للعالمين آن مه بدر ان اعمي الا عمي اعهمي في الصدور
4ـ عمامه رهبري بر سر علي ( ع )
يكي از نصوص تاريخي در ماجراي غدير خم كه بسيار حائز اهميت است ؛
روايتي است كه ابو داود طياسي به سند خود از امام علي ( ع ) نقل كرد كه آن جناب فرمود : در روز غدير خم رسول خدا ( ص ) عمامه اي بر سرم نهاد كه دنباله اش از پشت سرم آويزان بود . آنگاه فرمود در روز بدر و حنين با ملائكه اي ياري داد كه مانند عمامه آن روز من ، عمامه داشتند .
در ادامه افزود : عمامه اي كه بر سر داري فاصله اي است ميان كفر و ايمان و در نقل ديگر آمد : عمامه فاصله اي است بين مسلمانان و مشركان . ( كه اين عمامه را هرگاه به قضاوت مي پرداخت و يا كارهاي حكومتي را انجام مي داد بر سر مي گذاشت )
5- اگر حديث غدير دلالت بر پيشوايي نداشت چرا با علي بيعت کردند ؟
از جمله نكاتي كه بايد به آن توجه جدي داشت اين است كه پس از اشعار نغز و عميق حسان ، شور و غوغايي در جمعيت بوجود آمد . و علي ( ع ) را به اين مقام تبريك و تهنيت گفتند . و از جمله افراد سرشناسي كه بهآنجناب تبريك گفت : عمر بن خطاب بود كه گفت « بخ بخ لك يا بن ابيطالب اصبحت و امسيت مولاي و مولا كل مومن و مومنه . آفرين بر تو باد اي پسر ابوطالب ! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان اهل ايمان شدي .
و رسول خدا ( ص ) در آن روز نماز ظهر و عصر را با هم اقامه فرمود . و بعد دستور فرمود : زن و مرد به چادر امام علي ( ع ) بروند و باآن حضرت بيعت نمايند . اين سندهاي تاريخي بر مي آيد كه مساله غدير يك عنوان ساده نداشت . بلكه يك امر ملكوتي و عميق و ريشه دار بود .
اين ناچيز مي گويد :
مذهب با ريشه در عرش عيان است لوح و كرسي و قلم با او همخوان است
و يا : عاقلان همواره در انديشه اند خدشه چنين مذهب با ريشه اند
6ـ نصب امام علي ( ع ) يك امر الهي بود .
حضرت محمد ( ص ) در كارهاي مهم چون قوانين اسلامي و راهنمايي مردم فقط از خداوند دستور مي گرفت و فرمان مي برد . تا جائيكه خداوند تصديقش فرمود : كه رسول ما بر اساس تمايلات نفساني سخن نمي گويد جز آنچه از وحي باو مطالبي برسد .
لا ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي
در سوره مباركه احقاف خطاب به رسولش فرمود : ان اتبع الا ما يوحي الي . من تنها از آنچه بر من وحي مي شود پيروي كنم .
اينجا فرمود رسول ما جز با وحي سخن نمي گويد ، اما در سوره نساء فرمود : اگر از پيامبر اطاعت كنيد از خداوند اطاعت كرديد .
من يطع الرسول فقد اطاع الله
در جمله ديگر فرمود : كسي كه پيامبر را عصيان نمايد خداوند را عصيان كرده است .
پس كلام پيامبر ( ص ) كلام وحي است . و اطاعت پيامبر ( ص ) اطاعت از خداوند متعال است و تخلف از خداوند و كفر است و جاي كافران دوزخ مي باشد .
بنابراين پيامبر رحمت ( ص ) راهي جز تسليم شدن محض در برابر خداوند را ندارد . پس اگر همه امت بظاهر نخواهند فرمان الهي را گردن نهند ، او مامور است ابلاغ رسالت نمايد .
با مقدمه فوق مي پردازيم به اصل بحث به گزارش مورخان ( شيعه و سني ) رسول خدا ( ص ) وقتي در سفر آخرش به خانه خدا مشرف مي شد در بين راه جبرئيل بر او نازل شد و خبر بسيار مهم و تهديد كننده را به رسول خدا ابلاغ كرد .
خبري كه عدم ابلاغش مساوي بود با عدم تبليغ رسالت .
پس ابلاغ پيام الهي مساوي بود با ابقاي رسالت .
و آن پيام الهي اين بود : يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس . اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان و اگر پيام را ابلاغ نكني رسالت الهي را انجام نداده اي و بدان تو را از خطرات بعضي از مردم نگه مي دارد .
حال سؤال اين است كه آن پيام مهم الهي چه بوده است كه اگر پيامبر ( ص ) آن را انجام نمي داد ، مانند اين بود كه رسالت خويش را انجام نداده است ؟ !
در منابع شيعه و سني آمده كه آيه شريفه در « غدير خم » درباره امام علي ( ع ) نازل شده است . از سخن آيه بر مي آيد كه پيامبر ، كمي از ابلاغ پيام دل نگران ، و از عكس العمل بعضي مسلمانان در هراس بود كه نكند آنان واكنش نامناسبي نشان دهند !
اما خداوند ضمن آنكه رسول بزرگوارش را تهديد مي كند تا پيام الهي را برساند . باو وعده مي دهد كه از توطئه دشمنان و جاهلان و كفار مصونش مي دارد .
واحدي در كتاب اسباب النزول به سند خود از عطيه از ابوسعيد خدري نقل كرد كه گفت : ( يا ايها الرسول ما انزل اليك من ربك ... )
در روز غدير خم ، درباره ي علي بن ابيطالب رضي الله عنه نازل شده است .
ثعلبي در ذيل آيه فوق به سند خود از ابو صالح ، از ابن عباس ( رضي ) روايت كرده كه گفت : آيه بلاغ درباره علي بن ابيطالب ( عليهما السلام ) نازل شده است مي افزايد : در روز غدير خم خداوند به پيامبر بزرگوارش امر فرموده است آنچه درباره علي ( ع ) بر تو نازل شده ، به مردم برسان . آنگاه رسول خدا ( ص ) دست علي ( ع ) را گرفت و فرمود : من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه
كسانيكه در كتاب خود به اين حديث و شأن نزول تصريح كردند ، عبارتند از :
1ـ فخر رازي تفسير كبير ج 3 صفحه 636
2ـ ابن صباغ در فصول المهمه صفحه 27
3ـ سيوطي در تفسير در المنثور ج 2 صفحه 298
4ـ قاضي شوكاني در فتح القدير ج 3 صفحه 57
5ـ آلوسي شافعي در روح المعافي ج 6 صفحه 172
1ـ سليمان بن قندوزي حنفي در ينابيع الموده صفحه 120
البته تذكر اين نكته لازم است كه اين مورخان و محدثان و مفسران اين شأن نزول در كتابهاي خويش نقل كردند . ممكن است قبولش نداشته باشند . وقتي رسول خدا ( ص ) به امر خداوند ، امام علي ( ع ) را به جانشيني خويش منصوب فرمود آيه سه سوره مباركه مائده نازل شد : اليوم يئس الذي كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون اليوم اكلمت لكم دينكم . وقتي آيه كما دين نازل شد ، جناب رسول ( ص ) تكبير گفت : الله اكبر علي اكمال الدين و اتمام النعمه و رضي الرب برسالاتي و اولايه لعلي .
در آيه شريفه فوق دو نكته اساسي وجود دارد . يكي اينكه خداوند مي فرمايد :
كفار و مشركان امروز مايوس شدند و از آنان نترسيد ديگر اينكه مي فرمايد : از من بترسيد . ما بايد بدانيم كه چه حادثه و يا خبر مهمي در آن روز اتفاق افتاده كه از يك سو دشمنان مايوس شدند و از سوي ديگر دين كامل شد و حضرت حق رضايت داد كه اسلام دين ما باشد !!
در حالي كه با خبر غير مترقبه اي كه پيامبر ( ص ) درباره خلعت خويش اعلان فرمود ، بايد كفار و مشركان شاد و اميدوار باشند ، نه مأيوس و زمين گير . اما خداوند با صراحت مي فرمايد :
كفار و دشمنان خارجي مايوس شدند !
آيا اين يأس و نا اميدي غير از نصب رهبري درآن روز مي باشد ؟
آري قطعاً با انتصاب رهبري ، مسلمانان مانند دانه هاي تسبيح به هم متصل مي گردند .
آنهم با نصب شجاعان و صابر صابران و مدير مدبران ، و عالم عالمان و امير متقيان علي ( ع ) مسلمانان قوت قلب مي گيرند . و دشمنان مأيوس و زمينگير خواهند شد .
اما قرآن فرمود : از درون خود بترسيد ، چرا كه در مراحل انتقال قدرت ، تحولات مهم و قابل پيش بيني ، در هر جامعه اي اتفاق مي افتد . كه ممكن است عناصر فرصت طلب با نفوذ در صفوف جامعه ، حداكثر فرصت را جهت بدست گرفتن قدرت مغتنم بشمارد . و خداوند اين خطر را به مسلمانان گوشزرد فرمود . اما مسلمانان توجه نكردند .
و از همين زاويه ضربه خوردند . اگر حادثه سقيفه را ملاحظه بفرمائيد خواهيد ديد كه تمام نگاهها به دشمنان خارجي معطوف شده بود ، اما هشدار خداوند در داخل خانه بود ، نه خارج از خانه . گرچه دشمنان خارجي را نبايد دست كم گرفت ، اما در آن مقطع از تاريخ دشمنان خانگي مهم تر بودند .
در هر حال غرض اين است كه پيامبر ( ص ) در نصب امام علي ( ع ) به جانشيني خود ، نقش استقلالي نداشت . بلكه فقط مأمور به اجراي فرامين الهي بود . به لطف خداي رحمان اين حقير مي گويد :
امر رحمان بر پيامبر در رسيد بانگ برداشت نبوت سر رسيد
گفت : باز استيد جملگي در آن غدير خطبه اي انشا كنم آن بي نظير
خيل مشتاق گفتار نبي ، پس شنيديد اين سخن از آن ولي
هر كه را باشم من مولاي او اين علي باشد ولي الله بر او
هادي كل سبل حيدر بود دشمن او خصم پيغمبر بود .
كيست كه مولا آنكه آزادت كند بند رقيت زپايت وا كند
چون به آزادي ولايت هادي است مردمان را زين سرا آبادي است
جان مولا بر همه شادي كنيد چون عروس حجله بي تابي كنيد
2ـ استناد حضرت فاطمه ( س ) به حديث غدير .
جادارد سخن آخرم را با سخنان حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا ( س ) درباره ولايت زينت بخشم ي دانيم كه حضرت فاطمه زهرا ( ع ) بزرگترين مدافع حريم ولايت بود و جان عزيزش را در راه دفاع از ولايت تقديم اسلام كرد و با جان خويش درخت ولايت را آبياري فرمود و نكته قابل تأمل اينكه استناد بانو نيز به حديث غدير بود .
در روايت آمده : محمود بن لبيد مي گويد فاطمه ( س ) پس از ارتحال پدر ارجمندش بر سر قبر حمزه سخت گريه مي كرد . روزي عبورم بر مزار شهداي احد افتاد . بانو فاطمه ( ع ) را بر سر مزار حمزه ديدم كه بشدت گريه مي كرد و مرا تحت تأثير قرار داد . درنگ كردم و او كمي آرام گرفت . فرصت را مغتنم شمردم و پيش رفتم ، سلام كردم و ابراز همدردي نمودم و افزودم ناله هايت جانسوز است . فرمود : سزاوار است ناله كنم چرا كه پدري مهربان و بهترين را از كف دادم . چقدر مشتاق ديدار اويم . عرض كردم : اي سيده ! دوست دارم پرسشي داشته باشم ؟ فرمود بپرس .
عرض كردم : آيا رسول خدا ( ص ) در زمان حياتش بر امامت علي ( ع ) تصريح نمود و او را به امامت برگزيد ؟
فرمود : واعجبا ! أنسيتم يوم غدير خم . شگفتا ! آيا روز غدير خم را فراموش كرده ايد ؟
از رسول خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود : علي بهترين كسي است كه او را جانشين خود در ميان شما قرار مي دهم . علي ( ع ) امام و خليفه بعد ازمن است و دو فرزندم حسن و حسين عليهما السلام و نه نفر از فرزندان حسين پيشوايان و اماماني پاك و نيكند . اگر از آنها اطاعت كنيد شما را هدايت خواهند نمود و اگر مخالفت ورزيد تا روز قيامت بلاي تفرقه و اختلاف در ميان شما حاكم خواهد شد . پرسيدم ، بانو من ! پس چرا امام علي ( ع ) سكوت كرد و حق خود را نگرفت ؟!
رسول خدا فرمود : علي ( ع ) مانند كعبه است . مردم بايد در اطراف آن طواف كنند . نه آن كعبه دور مردم طواف نمايد .
در روايت ديگر آمده كه حضرت فرمود : أسيتم قوله رسول الله يوم غديرخم . من كنت مولاه فعليمولاه ؟
و در روايت ديگر از بانوي اسلام نقل شده است كه فرمود : فما جعل الله اأحد بعد غديرخم من حجه و لا عذر
پس از غدير خم ، خداوند براي هيچ كس عذر و بهانه اي باقي نگذاشته است .
صديقه طاهره از بهانه جويان دروغگو سخت خشمگين بوده و به آنان فرمود : أليكم عني فلاعذر بعد تعذير كم و لا امر بعد تقصير كم هل ترك أبي يوم غدير خم لأحد عذرا ؟
دور شويد و مرا به حال خود واگذاريد پس از كوتاهي و سهل انگاري جايي براي عذرخواهي نمانده است آيا پدرم ، پيامبر ( ص ) پس از حادثه غديرخم جايي براي عذر و بهانه باقي گذاشته است ؟
نكته : تمام مدارك و شواهد از منابع شيعه و سني دال بر اين است كه رسول خدا ( ص ) در روز غدير خم امام علي ( ع ) و فرزندان معصوم آن جناب را به امامت و جانشيني خويش برگزيده است و دهها هزار نفر بر آن گواهي دادند .
اما اينكه چرا سخنان پيامبر ( ص ) كه سخن وحي است تحقق پيدا نكرده است خود محتاج به كتاب مستقلي است كه بخشي از دلايل را در كتاب تاريخ ولايت در نيم قرن اول و سيره نظري و عملي حضرت فاطمه ( س ) آورديم . و بطور گذرا در مقدمه بدان اشارت داشتيم .
اميدوارم اين اندك كه به فضل الهي و توجهات حضرت صاحب ( عج ) گردآوري شده چشم دل جوانان عزيز و جامعه را ببركت ولايت روشن فرمايد . غفران و رحمت را نصيب ما و قلب قطب عالم امكان حضرت امام انس و جان عج را شاد و بر طول عمر نائب بر حقش حضرت ايه الله العظمي خامنه اي بي افزايد . انشاء الله
|
|
منابع
1ـ قرآن كريم
2ـ نهج البلاغه
3ـ شرح نهج البلاغه حديدي
4ـ تاريخ طبري
5ـ تفسير طبري
6ـ المعيار و الموازنه ابي جعفر اسكافي معتزلي ( متوفاي 240 هـ )
7ـ شواهد التنزيل
8ـ كفايه الطالب
9ـ ابن عسكر تاريخ دمشق
10ـ خوارزمي المناقب چاپ جامعه مدرسين قم
11ـ ينابيع الموده سليمان بن قندوزي حنفي چاپ شريف رضي قم
12ـ تاريخ سياسي حسن ابراهيم حسن
13ـ الغدير علامه اميني
14ـ مسند احمد بن حنيل
15ـ انساب الاشراف بلاذري
16ـ سنن بيهقي
17ـ صحيح مسلم
18ـ تاريخ ولايت در نيم قرن اول
19ـ ابن مغازلي
20ـ متقي كنز العمال
21 ـ تاريخ خلفاي سيوطي چاپ شريف
22 ـ جوهره محمد بن ابي بكر انصاري معروف به بري
23 ـ معجم الكبير
24 ـ تفسير كبير فخر رازي
25 ـ نهايت الارب چاپ امير كبير
26ـ اسدالغابه ابن اثير
27 ـ مستدرك حاكم نيشابوري
28 ـ صحيح بخاري
29 ـ آموزش عقايد آيه الله مصباح يزدي
30 ـ مسند ابو داود
31 ـ الاصابه
32 ـ اسباب النزول
33 ـ سيره نظري و عملي حضرت فاطمه ( س )
34 ـ بحار الانوار
35 ـ احقاق الحق
36 ـ شيخ صدوق
37 ـ دلائل الامه
38 ـ احتجاج طبرسي
الحمد لله الذي جعل كمال دينه و تمام نعمته بولاية أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام