سرزمین آرزوها
 

آن کسى که نداى تفرقه‌ى بین شیعه و سنى را سر میدهد و به بهانه‌ى مذهب، میخواهد وحدت ملى را به هم بزند، چه شیعه باشد و چه سنى، مزدور دشمن است؛ چه بداند، چه نداند.
گاهى بعضیها مزدور دشمنند و خودشان نمیدانند.
افرادی را هم از بین شیعیان میشناسیم که فقط مسئله ‏شان مسئله ‏ی نادانی نیست، بلکه مأموریت دارند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند به مقدسات اهل سنت اهانت میکند،
عرض میکنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعی است و خلاف قانونی است.

 

دوستان حتما پیشنهاد میکنم دانلود کنید و از مسیر درست به اثبات حقانیت شیعه بپردازید

دانلود عمامه انگلیسی قسمت اول

دانلود عمامه انگلیسی قسمت دوم

دانلود عمامه انگلیسی قسمت سوم


     نوشته شده به خط بیابانی تشنه باران  | 
حتی به خنده‌ای شده مهمانمان کنید
زلفی نشان دهید و پریشانمان کنید

از ما مسافران قدم دور خود زدن
سلمان شدن گذشت، مسلمانمان کنید

یک نور واحدید که در چارده افق
تکرار می‌شوید که حیرانمان کنید
***

لب ما و قصه زلف تو، چه توهمی، چه حکایتی!
تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی، چه عنایتی!

به نماز صبح و شبت سلام، و به نور در نَسَبت سلام
و به خال کنج لبت سلام، که نشسته با چه ملاحتی

به جمال، وارث کوثری، به خدا محمد دیگری
به روایتی خود حیدری، چه شباهتی، چه اصالتی!

بلغ‌العلی به کمال تو، کشف‌الدجی به جمال تو
به تو و قشنگی خال تو، صلوات هر دم و ساعتی

شده پر دو چشم در ازل، یکی از شراب و یکی عسل
نظرت چه کرده در این غزل، که چنین گرفته قرابتی

تو که آینه تو که آیتی، تو که آبروی عبادتی
تو که با دل همه راحتی، تو قیام کن که قیامتی

زد اگر کسی در ِخانه‌ات، دل ماست کرده بهانه‌ات
همه جا گرفته نشانه‌ات، به چه حسرتی، به چه حالتی!

نه مرا نبین، رصدم نکن، و نظر به خوب و بدم نکن
ز درت بیا و ردم نکن، تو که آستان سخاوتی
***

عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی چه گدایی دارد

من بین صفا و مروه هم می‌گویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد
     نوشته شده به خط بیابانی تشنه باران  | 
 

شنبه آغاز امامت توست مولا جان
نهم ربیع الاول سال ۱۴۳۵ هجری قمری
مراسم آغاز یک هزار و صد و هفتاد و پنجمین سال امامت حضرت ولی عصر (عج)
بر همه شما دوستان مبارک

میشود دعا کنی برایمان حضرت نور دنیا را کوچک ببینیم...
محبت کنیم...
گذشت داشته باشیم...
دروغ نگوییم...
کسی را با زبانمان ... رفتارمان ... آزار ندهیم...
و در یک کلام... منتظر باشیم...
میشود دعاکنی ...حالا که منصوب به شماییم ... و نامتان را روی پیشانی بلند مان حک کرده ایم...
کمی مثل شما شویم...
روزی پرتو ظهور تو چشم های به خواب رفته ی جهان را بیدار خواهد کرد...
و ما این افتخار را به رخ عالم خواهیم کشید...

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

     نوشته شده به خط بیابانی تشنه باران  | 

مولاي ما نمونه ديگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر مي‌کنم
اين خانه بي‌دليل ترک بر نداشته است

ديديم در غدير که دنيا به جز علي
آيينه‌اي براي پيامبر نداشته است

سوگند مي‌خوريم که نبي شهر علم بود
شهري که جز علي در ديگر نداشته است

طوري ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هيچ زمان در نداشته است

يا غير لافتي صفتي در خورش نبود
يا جبرئيل واژه بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گم شده است
هر کس که ختم ناد علي بر نداشته است

اين شعر استعاره ندارد براي او
تقصير من که نيست برابر نداشته است

شاعر:حمید رضا برقعی

     نوشته شده به خط بیابانی تشنه باران  | 

دیگر شده ام دچار وسواس بیا

بد جور به عصر جمعه حساس بیا

گفتی به عموی خود ارادت داری

این بار قسم به دست عباس بیا

     نوشته شده به خط بیابانی تشنه باران  | 
spacer
spacer