صفحه در حال بارگذاري است
![]()
اگر برای اولین بار به وبلاگ ما می آیید باید مقداری تحمل کنید تا وبلاگ به طور کامل به نمایش در آید
![]()
|
22 بهمن؛ روز تشییع جنازه فتنه دشمن به آتش می کشم گر تو لبــت را تر کنی اگرچه 9 دی نشان داد مردم در کدام سوی میدان قرار دارند و عاشورا به رخ کشید مواضع هنجارشکن کسانی را که به مچ بندهای سبزشان افتخار می کنند، اما یک نقطه پایان بر این همه باقی است؛ نقطه ای که می بایست نقشی تاریخی برای یک ملت ایفا کند تا در سیر نزولی روحیه سبزها و سیر صعودی نگرانی هایشان، ملت را از امتحانی دیگر سربلند بیرون بیاورد. برگه های تاریخ انقلاب هر بار به گونه ای ورق خورده است؛ گاه انقلابیون در برابر فتنه ای چون فتنه منافقین قد علم کرده اند و آنان را یک بار برای همیشه از تاریخ ایران حذف کرده اند و گاه چون 18 تیر با وجود همه آنچه بر سر انقلاب و آبروی نظام آمد، کار به گونه ای شد که آتشی در زیر خاکستر باقی ماند. اگر فتنه اخیر رقم خورد شاید به سبب مدارایی بود که با همان آتش زیر خاکستر شد و 22 بهمن امسال باید تابوت فتنه گرانی که سال ها بعد از 18 تیر دوباره به خود جرأت دادند در مقابل ملت قرار بگیرند، بر سر دست های مردم تشییع شود؛ که اگر این نشود، سال های بعد باز همین جریان با جسارت چندین برابر در مقابل نظام خواهد ایستاد. این روزها در نهایت یک دستاورد بزرگ بر جای خواهد گذاشت و آن حجتی است که بر همه تمام می شود و مدارایی که دیگر پایان می یابد و از اینجاست که باید مواجهه بدون مماشات با سران فتنه را انتظار کشید. 22 بهمن امسال تجلی دوباره یک مطالبه عمومی خواهد بود. دیگر نه از فتنه چیزی باقی است و نه از پیاده نظامش. این مردمند که در صحنه حضور داشته و دارند تا آنجا که خود قائله را با دست خود پایان دهند. اگر تا کنون جمعی دستگیر شدند و معدودی اعدام؛ و فرزندان برخی شخصیت های صاحب نفوذ همچنان آزادند، دیگر توجیهی برای مماشات در برابر آنها نیز باقی نخواهد ماند. ملت باید بیاید و خواهد آمد تا بار دیگر کار را تمام کند. 22 بهمن تجلی اراده تمام قامت یک ملت برای برقراری عدالت و عمل به مرّ قانون خواهد بود. از پس این همه البته می توان دودلی ها، اضطراب ها، نگرانی ها و عقب نشینی های سران فتنه را هم دید. امروز هیچ فرد عاقلی در جریان اصلاحات نیست که تصویری روشن از آینده فرا روی این جریان داشته باشد. اصلاحاتی که روزی یک جناح قانونی کشور به شمار می آمد، به برکت تندروی ها و حرکت های احساسی نخست وزیری که بعد از سال ها سکوت یک باره احساس وظیفه کرده بود، به طبق حراج گذاشته شد. و امروز حضور ملت بیش از پیش تضعیف روحیه شدید افراطیون را موجب شده است. 22 بهمن ملت می آید تا به سران متوهم این جریان بفهماند حساب کار چگونه است. ملت ایران از همان روز که پای صندوق های رأی آمد، جایگاه ایران را بر سکوهای بلند جهانی می دید. دستاوردهای عظیم انتخابات خردادماه البته با خودخواهی جمعی محدود شکسته شد و حیثیت ایران دستمایه زیاده خواهی همان به اصطلاح دلسوزان ایران و مردم قرار گرفت. ملت 22 بهمن خواهد آمد تا بار دیگر به جهان و دنیای غرب بفهماند، اطلاعاتی که از ایران و معدود واسطه های وابسته خود دریافت می کند، منعکس کننده واقعیت های ایران نیست. اینجا همه یکی هستند در برابر نظام سلطه و هر کسی را هم که دست در دست بیگانگان بگذارد، به انزوا خواهند راند. اگر چه همه 22 بهمن ها مهم بوده، اما 22 بهمن امسال رنگ و بویی دیگر خواهد داشت. 22 بهمن امسال روز تشییع جنازه جریان سلطه و تئوری های برآمده از جریان سلطه است. به عبارت دیگر 22 بهمن ماه امسال روز تشییع جنازه فتنه است. امروز همه به انتظار نشسته اند تا 22 بهمن فرابرسد و آنچه را که رقم خواهد خورد، نظاره گر باشند. ![]() بيانيه زنجيره فجرآفرينان ؛ جبهه وبلاگي غدير
"براى اينکه جمهورى اسلامى را شکست بدهند! بودجه تصويب ميکنند که از طريق اينترنت، انقلاب ايران را از بين ببرند؛ جمهورى اسلامى را سرنگون کنند! ببينيد چقدر اين دشمن، دشمن درماندهاى است" (رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن -( 06/11/1388)
بسیجی ام ، به امید ظهور پنجره ام ، و جان نیمه تمامی که داشتم ،دارم ؛ اگرچه گفته ام،اکنون بلند می گویم : " که تا به چشمه نور حیات روزنه ایست تمام بودونبودم فدای خامنه ایست "
امروز توی خیابان شریعتی چند جا روی دیوار دیدم که با رنگ سبز نوشته شده است: «۲۲ بهمن». نمی دانید چقدر خوشحال و ذوق زده شدم! از بعد حوادث عاشورا و راهپیمایی بزرگ ۹ دی، این واهمه را داشتم که مبادا مارهای سبز، برای مدتی طولانی به سوراخهایشان خزیده باشند. این توهم زدگان، هنوز احتیاج به ضربه ای بزرگتر دارند تا از توهم در بیایند. تا بفهمند ایران، فقط شمال تهران یا دنیای مجازی اینترنت یا دانشکده های پرورش دهنده «از دماغ فیل افتادگانِ» جدا از ملت نیست. ماهها بود که ۲۲ بهمنِ پیش رو را روز مواجهه جدی سبزها با واقعیت و زدن تو دهنی بزرگ ملت به آنها پیش بینی می کردم. در راهپیمایی ۹ دی، با آنکه در بدبینانه ترین حالت، جمعیت از پیچ شمیران تا خیابان یادگار امام و از فاطمی تا میدان حر، خیابانها را پر کرده بودند، آن هم جمعیتی که خروجی و ورودی داشت و در حال رفت و آمد بود و نه جمعیتی که هر شرکت کننده ای تمامِ ۲، ۳ ساعتِ راهپیمایی را حضور داشته باشد، زیاد بودند افرادی مثل پدر بنده که به دلیل اشتغال نتوانستند در آن حضور داشته باشند. در روز ۲۲ بهمن، دیگر این محدودیت اشتغال وجود ندارد. خیلی ها هم که شاید انگیزه قوی برای حضور در این راهپیمایی ندارند از لج سبزها در آن شرکت خواهند کرد. پس چه خوب که سبزها هم قرار است حضور انگلی(۱) داشته باشند و به ناچار با واقعیت مواجه شوند! خوبی اش این است که این راهپیمایی در تمام شهرستانهای کوچک و بزرگ کشور به طور همزمان برگزار می شود و دیگر سبزها نمی توانند مدعی شوند که از شهرستانها آدم به تهران آورده اند. تا اطلاع ثانوی به دعای خیر شما دوستان عزیز نیازمندیم ... التماس دعا بیابانی تشنه باران. فجرتان مبارک ... انقلابتان پایدار دهه فجر ، سرآغاز طلوع اسلام، خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست كه گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین كننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی، در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس میكردند كه فاتحینی هستند كه بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع كردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام، مردم و استعمارگران به كار گرفتند. دهه انقلاب از رشحات اسلام است و آئینه ای است كه خورشید اسلام در او درخشید و این دهه باید با عظمت هرچه تمامتر برگزارشود. این مراسم را با هیجانهای عاطفی صحیح باید با طراوت و تازه كرد. در مذهب ما، احساسات، گریه و شادی، حب و بغض و عشق و نفرت جایگاه والایی دارد. از این رو جشنهای دهه فجر می بایستی همچون مراسم و اعیاد مذهبی گرامی داشته شود و مردمی باشد. باید كلیه مساجد فعال شوند و مردم با حضور در مساجد خاطره ی فراموش نشدنی حضرت امام و پیروزی انقلاب اسلامی را جشن بگیرند. صداوسیما باید فیلمها و سریالهای تلویزیونی و برنامه هایی بمناسبت دهه فجر تهیه كند كه یادآور خاطره های خوش انقلاب باشد و حضور همه جانبه ی مردم و حل شدن آنان را در دوران انقلاب نشان دهد. منبع: تبیان اصفهان اخیرا شیخ بیسواد آمادگی خود را اعلام کرده تا با نمایندهای از طرف نظام مناظره کند. در اینباره بايد به نکاتی اشاره کرد: 1- این مناظره بهتر است بعد از محرم و صفر پخش شود تا مردم راحتتر کرکر خنده کنند. 2- خوب است نظام، «آرای باطله» را به عنوان نماینده خود برای مناظره با کروبی انتخاب کند، اما آرای باطله چگونه میتواند شیخ را در مناظره شکست دهد؟ در زیر راهکارهایی ارائه میشود: 1/2- آرای باطله میتواند به شیخ بیسواد بگوید که اگر توانستی 2 خط از روی درس «کوکبخانم» کتاب سال اول ابتدایی بدون غلط بخوانی، 2/2- یکی از شگردهای شیخ این است که هرجا کم میآورد میرود سراغ حقوق بشر. آرای باطله میتواند از این کارشناس حقوق بشر بخواهد که فقط یکی از بندهای این بیانیه را بخواند و درباره آن توضیح دهد؛ فقط یک بند. 3/2- آرای باطله از شیخ بخواهد نام یک نفر از اعضای ستادش را ببرد که به موسوی رأی نداده باشد! 4/2- نماینده نظام در این مناظره میتواند از شیخ اصلاحات یک امتحان دیکته از درس «حسنک کجایی» بگیرد و شیخ اگر از 20 نمره، بیشتر از 10گرفت، هر چی شیخ بگوید! 5/2- طرف مناظره شیخ از وی تقاضا کند که یک بیت از دیوان حافظ نه حالا بگو یک مصراع از اشعار «لسانالغیب» را از حفظ بخواند. 6/2- آرای باطله به شیخ بگوید، 6بار این جمله را پشت سر هم تکرار کند: «یا سند من لاسندله!» 3- البته نباید خدمات شیخ را نادیده گرفت. وی دارای برخی ویژگیهای منحصر به فردی است مثل: 1/3- با صفا بودن؛ همه به این خصلت شیخ اذعان دارند و فارغ از اختلافنظرهای سیاسی، متفقالقول شیخ را باصفاترین رجل سیاسی کشور از عهد بوق به این طرف میدانند. 2/3- مظلوم بودن؛ شیخ بیسواد بسیار مظلوم است و متأسفانه دیگر ویژگیهای برجسته شیخ، جلوی بروز این مظلومیت را گرفته. مثلا افراد ستادش در مناظره با احمدینژاد از قبل میدانستند که اگر شیخ قصه «خلیج عربی» را مطرح کند، احمدینژاد جوابش را میدهد اما از سادگی وی سوءاستفاده کردند تا شیخ این موضوع را مطرح کند، از آن طرف هم احمدینژاد جواب شیخ را بدهد و همه به شیخ بخندند و به جای شیخ به مهندس رأی بدهند. 4- شیخ اصلاحات در مناظره شگردی دارد که در نوع خودش بسیار جالب است؛ او برای منحرف کردن بحث از مجری دم به ساعت وقت باقیمانده خود را میپرسد و مدام میگوید: «الان من چقدر وقت دارم؟»، «کلا چقدر وقت مانده»، «من تا الان چقدر صحبت کردم»، «ایشان چقدر صحبت کرده» و «وقت من چقدر است؟» جان شما، دیشب داشتم وسایل خانه را جمع و جور میکردم یک دفعه چشمم به سیدی مناظره شیخ با احمدینژاد افتاد. سیدی را گذاشتم، لامصب این سیدی تا الان کجا بود؟ آخکه چقدر شیرین است این شیخ! آدم دوست دارد لپش را گاز بگیرد! 5- من همینجا از قوهقضائیه میخواهم با شیخ کاری نداشته باشد، همان سران ديگر فتنه را محاکمه کنند برای ما خوب است. ما بدون شیخ، چهجوری این ستون را پر کنیم؟! باحال نیست که هست، خوشمزه نیست که هست، نمک ندارد که دارد، انشای بیانیههایش بهتر نشده که شده، درخواست مناظره نکرده که کرده، باصفا نیست که هست، به دل آدم نمینشیند که مینشیند، شیرینکاریهایش خندهدار نیست که هست... حالا اپوزیسیون است، خب باشد! وانگهی؛ کجای دنیا، مخالفی به این تپلی دارد؟! جان من، شیخ، تپلترین اپوزیسیون دنیاست؛ من که کلی باهاش حال میکنم؛ حیف نیست آدم به این گلی را محاکمه کنید؟! اصلا این شیخ چه ضرری برای نظام دارد؟! سرتا پا فایده است! بیانیه میدهد، خب بدهد. علیه نظام دروغ میگوید، عیبی ندارد، بگوید. چطور این همه ما را میخنداند، این را کسی نمیبیند، اما حالا دوتا فحش داده، همه این را علم کردهاند. شیخ نفسی است که شکرانهاش مزید نعمت است. سایهات شیخ! از سر ما کم مباد و انشاءالله در مناظره با آرای باطله تو حرف بزنی و ما همینطور بخندیم. |
| |
استفاده از مطالب اين وبلاگ در جهت نشر ارزشهاي ديني و اسلامي به ويژه ارزشهاي شيعي حتي بدون درج منبع كاملا شرعي و مجاز مي باشد
E.Mail : katibeye.zakhm@gmail.com |